pnbsp;img style=WIDTH: 846px; HEIGHT: 606px height=606 hspace=0 src=http://www.aks98.com/images/wgisarfhpfjcy3y4yti1.jpg width=846 align=textTop border=0 complete=true /nbsp;/ppآیت الله حقیقی رفت اما صدای تکبیرش پس از گذشتnbsp;دو nbsp;سال همچنان فضای ملکوتی مسجد جامع کرمان را نوازش می کند و حقیقت کلامش در گوش جان طلاب مدرسه معصومیه و همه آنها که پای صحبتش می نشستند، پرطنین است./ppدوnbsp;سال از پرواز ملکوتی روحانی خداجو، معلم فرزانه و عالم ربانی، حضرت آیت الله حاج شیخ عباس حقیقی (ره)nbsp;عالم برجسته معاصرnbsp;کرمان گذشت. مردی که نه تنها طنین تکبیرش همچنان در گوش جان دوستدارانش در مسجد جامعه کرمان باقی است، بلکه یاد و خاطره او به عنوان معلمی که خانه و کوی و برزن و شهر همه و همه جا کلاس درس او بود، ماندگار است./pp align=justifyاگرچه بعد غالب شخصیت این روحانی مبارز را در اخلاص و اعتقاد و باور مذهبی او باید جستجو کرد، اما دارای ویژگیها و پندار و کرداری بود که اگرچه گاه تعجب عده ای را برمیانگیخت، اما این رفتار از فکرت اسلامی و انسانی او مایه میگرفت و دارای زمینه ای بود که ای بسا افراد عادی جامعه از آن بی خبر بودند./pp align=justifyهمه کسانی که با حضرت ایشان حشر و نشر داشتند، به خوبی آگاهند که آن فقید سعید، از حضور در مجالس و محافل رسمی و غیررسمی اکراه داشت و نمیخواست چینی تنهائی اش که در آن، عوالم عشق را می پیمود، با حضور در صحنه های جمعی، ترک بردارد و سیر آفاق را به سرای انفس سودا کند، لذا گاهی که مجالس و مجامع برپا بود و حضور آن عزیز به عنوان زیور و زینت آن جمع لازم و ضروری مینمود مدعوین، بار سنگینی را بر دوش خود احساس میکردند، زیرا میدانستند دریافت پاسخ مثبت از آن بزرگوار، بسیار دشوار است اما روزی که مراسم بزرگداشت quot;پرویز شهریاریquot; معلم فرزانه ای که ده ها سال با خوی و خصلت اهورائی خویش، اهریمن جهل و بی سوادی را به چالش کشید و با آن مبارزه کرد، مطرح شد و از حضورnbsp;آیت اللهnbsp;حقیقی که روزگاری کلاس درس او در دبیرستان ایرانشهر شاگردانی چون شهریاری را پرورده بود سخن به میان آمد بسیاری از حاضران آن را امری محال می دانستند زیرا معتقد بودند وقتی ایشان در مجالسی که فضای آن رنگ و بوی عادی دارد شرکت نمی کند، چگونه ممکن است در مجلس بزرگداشت معلمی که اگرچه حقی بزرگ بر گردن همگان دارد، اما به هر صورت از اقلیت زرتشتی است شرکت کند؟ /pp align=justifyسخن کوتاه، ایشان نه فقط در این مراسم شرکت کردند، بلکه حقnbsp;شاگردی nbsp;خود را در مورد یکی از بلندپایگان علم ریاضی کشور با بیان سخنانی که براستی از دل برآمده بود و بر دلها نشست، ادا کرد تا به حضار درس دیگری بدهد و بیاموزد که از جمله اساسی ترین تعلیمات آئین محمدی حقشناسی است./pp align=justifyاو به خوبی میدانست ناسپاسی ها چهره جامعه را مخدوش می کند، ارزشها را به پرتگاه نیستی سوق میدهد، باورها را از میان می برد، و برانس و الفت ها یعنی همان اصلی که زیربنای ستوده و شایسته حیات جمعی است، خط بطلان می کشد./pp align=justifyبرای او تعلیم عملی این اصل آنقدر مهم بود که حتی حاضر شد نگاه معنی دار برخی از مریدان را تحمل کند، اما جایگاه حقشناسی را در جامعه اسلامی بنمایاند و به آنها که در حق حقداران خویش، ناسپاسی میکنند بگوید، به یقین پایشان در صراط خواهد لرزید./pp align=justifyآری اگر برای حقیقی و معلمان واقع گرائی چون او ارزش و اعتبار قائل می شویم و جای او و هم اندیشانش را به راستی در میان خود خالی می بینیم، به این دلیل است./pp align=justifyفرزانه سفر کرده ما، ویژگی های دیگری نیز داشت که هر کدام فصلی از زندگی عارفان و خداجویان است. او عبادت را فقط برای خدا میخواست و در مقابل ندای تکبیر خویش هرگز چیزی طلب نمی کرد، زیرا او با آنکه رسما حق داشت به عنوان متولی موقوفات مسجد جامع و در قالب موازین شرعی و عرفی یک دهم از درآمد موقوفات را بردارد، اما هرگز دیناری از این وجوه بر نداشت، و زندگی را در عین سختی با قناعت و مناعت سپری کرد تا در quot;یوم تبلی السرائرquot; با خیالی فارغ و آسوده حاضر شود، و به خیال خودش گوشه ای از دامان عبادت و عبودیت خود را لکه دار نبیند، هرچند که چنین نبود اما او به قول خودش، اعتقاد داشت که quot;کار از محکمکاری عیب نمیکندquot;./pp align=justifyبرای او آسایش ابدی و رضای معبود اصل بود و بقیه همه فرع، او به راستی در این راه سنگ تمام گذاشت، زیرا نه فقط از حق مسلم خود گذشت، بلکه تمامی مساعی خویش را به میدان خدمت آورد و در عرصه همت و پایمردی، طرحی نو در انداخت./pp align=justifyفراموش شدنی نیستnbsp;روزهائی را که او چون معماری دلسوز در مهدیهnbsp;ناتمام مسجد جامع کرمانnbsp;حضور پیدا میکرد و در سرما و گرما امور ساختمانی و چگونگی پیشرفت آن را نظاره می کرد و گاه با راهنمائیهای سازنده خویش، به اصلاح امور می پرداخت، بنائی که امروز از باقیات صالحات آن مرد بزرگ به شمار می رود./pp align=justifyو عجبا، مردی که هرگز حاضر نبود، چیزی از کسی بخواهد و تنها خواستگاه او خدا بود اما در جریان تامین هزینههای مهدیه، و به منظور عدم تامین بار مالی بر وقفیات از مردم کمک می گرفت و این خواستن را افتخار می دانست، کما اینکه در جریان راه اندازی کتابخانه مسجد نیز از همین شیوه بهره گرفت و امروز بنای فرهنگی معتبری را تقدیم اهل تحقیق و پژوهش کرده که از هزاران جلد کتاب تشکیل شده است./pp align=justifyاین معلم کبیر که خود در محضر اساتیدی چون آیت الله العظمی بروجردی، علامه طباطبایی، آیت الله صالحی کرمانی و آیت الله حاج میرزا علی آقا محرابی تلمذ کرده و دروس مختلف را آموخته بود، زکات دانش خود را به تمامی پرداخت کرد و از این جهت نیز جای نگرانی باقی نگذاشت، زیرا تا آخرین روزهائی که توانش مدد کرد، تعلیم و تدریس را از یاد نبرد و آخرین مانده های شمع وجود خویش را نیز برافروخت، تا روشنی بخش راه طالبان علم و دانش باشد. بماند که در محضر او بزرگانی چون شهید باهنر، به هنر خود کمال بخشیدند و مانند شهید ایرانمنش، منش خویش را زیب و زیور دیگری دادند و در جوار اینان، بخصوص بسیاری از جوانانnbsp;کرمان در مکتب آن معلم قرآن، تعلیم یافتند تا شهر اندیشه خود را به مدد آن پیر فرزانه، همواره چراغانی کرده و بر سیاهی های جهل و نادانی یورش ببرند و مهربانی و وقار و کرامت اسلامی و انسانی را جلا بدهند./pp align=justifyآری حقیقی رفت، اما صدای گامهای آرامش همچنان در فضای ملکوتی مسجد جامع بجاست. حقیقی رفت، اما حقیقت کلامش در گوش جان طلاب مدرسه معصومیه و همه آنها که پای صحبتش می نشستند، پرطنین است./pp align=justifyحقیقی رفت، اما مهر عزت و سرافرازی که با همان عصای ساده اش بر زمین شهر کرمان میزد، باقی و ماندگار خواهد بود./pp align=justifyحقیقی رفت، اما صدای گرم و صمیمی او از پشت دیوار زمان همچنان به گوش می رسد که خطاب به محمد مظفر میبدی، بانی مسجد جامع و مولانا عفیف الدین، نخستین کسی که اولین نماز جماعت را در جمعه دهم شوال ۷۵۵ هجری قمری برگزار کرد و معین الدین که به عنوان اولین مدرس این دارالسیاده، فضای آن را از شمیم خوش تعلیم سرشار نموده بگوید این امانات را به تمامی گرامی داشتم و با دست تهی، نه از محل درآمد باغهای میبد، مهدیه و کتابخانه و آثار دیگری بر آن افزودم، نماز را برپا داشتم و راه معین الدینهای تاریخ را ادامه دادم تا جلوه ای از پایمردیهای روزگاران را برای نسلهای آینده برجای گذاشته و راه روشن زندگی را برای آنان ترسیم کرده و پند خویش را ارمغان همگان نمایم که:/pp align=centerچون کشته خود به دست خود میدروی/pp align=centerتخمی که نکوتر است اگر کاری، به/p
Popularity: 2%

