کرمان خبر

وبلاگ گروهی خودکار برای وبلاگ نویسان کرمانی.

آرمانگرای نسل ما

Posted by Hesam Forouzan On اردیبهشت - ۶ - ۱۳۸۹

 

 images.jpg

 می‌نشینم فکر می‌کنم به اولین تصویری که از سید مرتضی آوینی در ذهن دارم. همان عکس آشنا می‌آید جلوی چشمم. مردی میانسال و آرام با موهای جوگندمی که در باد رها شده بود و دشت سبزی در پس‌زمینه  و آرامش و طمأنینه‌ای که در نگاهش بود. در نگاهش چیزی بود. انگار چیزی را فهمیده بود و بعد آرام گرفته بود. انگار از چیزی که تو در جستجویش بودی خبر داشت. آن عکس انگار از یک راه طی شده با تو حرف می‌زد. در سالهای نوجوانی و آرمانگرایی، آوینی شمایلی بود از همه آنچه در سینما و ادبیات و عرفان و هنر اسلامی می‌خواستیم به آن برسیم.  آوینی آن شخصیت غریبی بود که نمی‌شد به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» اش بسنده کرد. باید می‌رفتی و به دنبالش می‌گشتی.

 #

 سال ۷۶ است و نشسته‌ام توی کتابخانه حوزه هنری و دوره‌های جلد شده مجله سوره را ورق می‌زنم. می‌بینم که در سالهای ۶۸ تا ۷۲ ماهنامه عجیبی منتشر می‌شده که انگار مال فضای آن سالها نیست. سینمای امریکا، مباحث هنری و نظری درباره نقاشی و گرافیک و هنرهای تجسمی، ادبیات غرب و نقد روشنفکری، اینها مسایلی نبود که در جامعه پس از جنگ به راحتی قابل قبول باشند و بشود درباره‌شان حرف زد. اسم هایی در مجله سوره می‌بینم که با تقسیم‌بندی‌های رایج هیچ نسبتی با بروبچه‌های انقلاب ندارند و عجیب است که در سوره مقاله دارند.

 #

 آوینی را تا پیش از شهادت زیاد نمی‌شناختند. پس از شهادت بود که اگر کسی می‌پرسید آوینی کی بوده در جواب می‌شنیده «همون که صداش تو روایت فتح بود. همون فیلمهای مستندی که تلویزیون تو سالای جنگ می‌ذاشت». پس از شهادت تبدیل به شمایلی شد که نگاه رسمی به آن نیاز داشت. نمونه‌ای برای مفهوم «هنرمند انقلابی و اسلامی». در نگاه رسمی، هر جا که در آوینی چیزی بود که با مفهوم والای هنرمند انقلابی منافات داشت، حذف شد یا به سکوت برگزار شد. نمونه‌اش علاقه سید مرتضی به سینمای کلاسیک امریکا و تقدیرش از هیچکاک. گروه‌های سیاسی هم همین کار را کردند. هر گرایشی برای خودش آوینی ساخت که ایده‌آلش بود. بسیجی‌ها از آوینی تا زمان جنگ حرف زدند و روایت فتح و کارهای سالهای آخر را نادیده گرفتند. برگزاری همایش برای سالگرد شهادت سید مرتضی اپیدمی شد که در دستور کار هر معاونت فرهنگی قرار گرفت و گاهی چندین همایش هم زمان با هم برگزار شد. دستخط‌اش تکثیر شد و جملات مشهورش در هر اداره‌ای روی تابلوی اعلانات نصب شد.  در همین سالها ریاکاری اصحاب کیهان و هم‌پالگی‌هایشان را هم دیدیم. همانها که تا آوینی زنده بود او را غربی و منحرف می‌دانستند و به خاطر تقدیر از سینمای امریکا محکومش می‌کردند اما از فردای شهادت فریاد وامصیبتا سر دادند و او را الگوی هنرمندان ارزشی دانستند. اما آیا آوینی خود می‌خواست شمایلی برای همه نسل‌ها باشد؟ او که در جستجوی نام نبود و در ابتدای راه هرچه از قطعات ادبی و داستان و رمان نوشته بود به حکم اینکه «نفسانیات» هستند به دور ریخته بود.

 #

 اواخر فروردین ماه سال ۸۰ است و در دانشگاه سوره یادواره‌ای برای سیدمرتضی برگزار شده. یوسفعلی میرشکاک و مسعود فراستی و بهروز افخمی آمدند و از سیدمرتضی حرف زدند و به سوالهای دانشجویان جواب دادند. بعد سالن تاریک شد و فیلم «مرتضی و ما» کیومرث پوراحمد پخش شد. از اواسط فیلم، هرجا که صحنه‌هایی از روایت فتح در فیلم گنجانده شده بود، هرجا که باز آن صدای گرم روی تصاویر جبهه می‌آمد، صدای هق هق گریه دانشجوها هم بلند می‌شد. کاری که آوینی با نسل ما و شاید با نسل‌های دیگر کرد از این جنس بود. نوعی از تأثیرگذاری که ممکن است اسیر زمان و مکان نشود و هرجا که باشد بر دل بنشیند. در سالهای آرمانگرایی، کتاب «فتحِ خون» آوینی را می‌خواندیم و همراه روایت او از قافله کربلا می‌گریستیم. فصل آخر فتح خون که روایت روزِ عاشورای سال ۶۱ هجری بود نانوشته مانده بود و این خود رمزی بود برای ما. گفتیم مرتضی با خون خود و شیوه‌ی شهادتش آن فصل نانوشته را نوشت.

 #

 در جستجوی ریشه‌های تفکر سیدمرتضی و راهی که طی کرده بود به عرفان ابن‌عربی و فلسفه مارتین هیدگر و حکمت اُنسی سید احمد فردید و جلال‌ آل‌احمد و چند تن دیگر رسیدیم اما این همه داستان نبود. فردیت ویژه‌ای در او بود که هنوز نظیرش یافت نشده. کسب جمعیتی کرده بود که کاری است مردافکن و از عهده هر مدعی برنمی‌آید.  به وادی تفکر و پرسشگری پا گذاشته بود و راه می‌جُست و راه می‌گشود. شاید نگاه ما به جنگ امروز دیگر آن نگاه آرمانگرایانه نباشد. حالا فکر می‌کنیم شاید می‌شد جلوی ادامه آن جنگ را بعد از فتح خرمشهر گرفت و آن همه شهید و معلول و خسارت و… را به جای نگذاشت. آوینی آن جنگ را برای ما تبدیل کرد به درامی عاشقانه. او بود که بسیجی ها را تشبیه کرد به بلبلان عاشقی که در طلب وصال یار هستند. ممکن است امروز ما آوینی را به خاطر نگاه رمانتیک‌اش به جنگ -که فاجعه‌ای انسانی بود- محکوم کنیم. اما هرچه بود در هنر و تفکر و نحوه تأثیرگذاری کاری کرد که هنوز به شدت به نظایر آن و ادامه اش نیاز داریم. هنوز پس از اینهمه سال و بعد از انبوه همایش‌ها و شمایل‌سازی‌ها، تفکر او ناشناخته و غریب مانده، کتابهایش خوانده نشده و راهی که برای شناخت غرب و ماهیت تکنیک و توجه به هنر اسلامی گشود، مهجور مانده است.

Popularity: 2%

Leave a Reply

ویدیو

Enter the video embed code here. Remember to change the size to 320 x 270 in the embed code.

برچسب ها

اسپانسر

درباره ما

کرمان خبر وبلاگ خودکاری است که تمامی مطالب خبری و وبلاگی در رابطه با کرمان را در یک آدرس برای شما آماده می کند.

Twitter

    تصاویر

    だいぶ日が長くなったなぁ。Christmas 2011OsakaTrip 203DSC03095