p align=justifyfont size=2سلام بر تو ای ملکوت خداوند در سرزمین منnbsp;، سلام بر تو ای پارهnbsp;پیکر پیامبرnbsp;، سلام بر تو ای سلطان سرزمین مهرnbsp;، سلام بر تو ای مولای مهربان و بیکران ، ای که نامت برای من همواره قرین خاطراتی است که زمانی به آستانت دعوتم کردی و آن لحظه که سرشار از نور الهی تو شدم ./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2بار دیگر به درگاه کرامتت راه یافتم و در جشن میلادت دوباره یاد رواق های دل گشای مزارت افتادم ، صحنی که شنوای رازهای زائران توست و گلدسته هایی که اشارهnbsp;همیشهnbsp;ارادت توست به آسمان الهی …/font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2و ما فردا یک بار دیگر سالروز میلادت را جشن می گیریم و درهرجای ایران که باشیم تورا می خوانیم یا غریب الغربا و یا معین الضعفا /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2strongامام علی بن موسیالرضا /strongstrong(علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا در سن ۳۵ سالگی عهدهدار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان شدند ./strong/font /pp dir=rtl align=justifyfont size=2حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختیها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن ۵۵ سالگی به شهادت رساند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مشهورترین لقب ایشان quot;رضاquot; به معنای quot;خشنودیquot; است ./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2امام محمد تقی (علیه السلام) سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل میفرمایند : quot;خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بودهاند و ایشان را برای امامت پسندیدهاند quot;. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2یکی از القاب مشهور حضرت quot;عالم آل محمدquot; است. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان است . /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش ، به ویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد ، توانایی و برتری امام ، در تسلط بر علوم رانشان داد ./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام ) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال ۱۸۳ هجری قمری به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان quot;نجمهquot; نام داشت. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدة الحرام سال ۱۴۸ هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2حضرت رضا ( علیه السلام ) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان ، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می پرداختند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست میداشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می نگریستند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2امام در گفتگویی که با مامون درباره ولایت عهدی داشتند ، در این باره این گونه می فرمایند: quot;همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچههای شهر مدینه عبور میکردم، عزیرتر از من کسی نبود. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من میآوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام میدادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مىنگریستند.quot;/font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2در کتاب عیون اخبارالرضا از یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می گوید : «ما شصت نفر بودیم که موسی بنجعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: quot;آیا میدانید من کیستم؟quot; گفتم: quot;تو آقا و بزرگ ما هستی.quot; فرمود: quot;نام و لقب من را بگویید.quot; گفتم: quot;شما موسی بن جعفر بن محمد هستید.quot; فرمود: quot;این که با من است کیست؟quot; گفتم: quot;علی بن موسی بن جعفر.quot; فرمود: quot;پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من و بعد از مرگ من وصی من است .quot;»/font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى اکرم نقل میکند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شدهاند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم میفرمودند که quot;عالم آل محمد از فرزندان تو و او وصی بعد از توست .quot;/font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که میتوان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2ده سال اول امامت آن حضرت، با زمامداری هارون همزمان بود ./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2پنج سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین و پنج سال آخر امامت آن بزرگوار مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: quot;همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حقتر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم.quot; پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: quot;تصمیم گرفتهام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم.quot; حضرت فرمودند: quot;اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض کنی .quot; /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند: quot;هرگز قبول نخواهم کرد.quot; وقتی مأمون مأیوس شد گفت: quot;پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید.quot; این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمیفرمودند و میگفتند: quot;از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت دفن خواهم شد.quot; /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2لذا حضرت فرمودند: quot;اینک که مجبورم، قبول میکنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم.quot; /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: quot;خداوندا! تو میدانی که مرا به اکراه وادار کردند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی.quot;/font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بیهمتای امام را در میان ایشان میدید میخواست تا این قداست و اعتبار را خدشهدار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظرهای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: quot;دوست دارم که با پسر عموی من که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید.quot; /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2صبح روز بعد مجلس آراستهای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: quot;آیا میخواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان میشود.quot; او گفت: quot;بلی فدایت شوم.quot; امام فرمودند: quot;وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتشپرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومیشان بشنود و ببیند که سخنان تک تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون میفهمد که توانایی کاری را که میخواهد انجام دهد ندارد و پشیمان میشود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.quot; سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: quot;دوست دارم با ایشان مناظره کنید.quot; حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند./font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2سپس امام فرمود: quot;اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند.quot;/font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع کردند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. /font/pp dir=rtl align=justifyfont size=2روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغان دین مبین اسلام شد ./font/p
Popularity: -0%





