با ترس یا با ریش گرو گذاشتن
دموکراسی دس نمیاد
نه امروز، نه امسال
نه هیچ وخت خدا.
منم مث هر بابای دیگه
حق دارم
که وایسم
رو دو تا پاهام و
صاحاب یه تیکه زمین باشم.
دیگه ذله شدم از شنیدن این حرف
که: «- هرچیزی باید جریانشو طی کنه
فردام روز خداس! »
من نمی دونم بعد از مرگ
آزادی به چه دردم می خوره،
من نمی تونم شیکم امرزمو
با نون فردا پر کنم.
آزادی
بذر پربرکتیه
که احتیاج
کاشته تش.
خب، منم این جا زندگی می کنم نه،
منم محتاج آزادیم
عینهو مث شما.
لنگستون هیوز، برگردان احمد شاملو (از مجموعه سیاه همچون اعماق افریقای خودم)
Popularity: 1%





