ساقیا از می فزون کن معنی ام
مستی ام ده وارهان از هستی ام
غافلم کن زین جهان خیر و شر
وارهان جان را ز «سحر مستمر»
وارهان جان را ز قید خویشتن
نیست سدی همچو من در راه من
(ملاصدرا)
رساله سه اصل درد دل صدرالمتالهین ملاصدرای شیرازی است به زبان ساده. بیهوده نیست که این تنها اثر ملاصدرا ست که خود به زبان شیرین پارسی نوشته است. صدرا زبان آکادمیک و فنی عربی را کنار می گذارد و در این اثر از سر صدق و صفا با خواننده خود درد دل می کند. این رساله پاسخی است به تمام کوته بینان و دین فروشان. معلوم است که در عصرصفوی هم سالوس و ریا و دین فروشی و عالمان نان به نرخ روز خور چندان بوده که حکیم فرزانه ما را به ستوه آورده و خواسته پاسخی در خور تمام ظاهرگرایان قلمی کند. ملاصدرا در این رساله با زبانی عمیق آفات راه حقیقت جویی را نشان می دهد. درد اینجاست که چهارصد سال پس از حکیم صدرا، دنیای اسلام هنوز هم گرفتار تحجر و کوته بینی است و از این ناحیه ضربه می خورد. بن لادن و طالبان تنها نشانه های بیرونی تحجر هستند، پیش از آنها در میان اهل نظر عالمان متحجر داشته و داریم. در همین روزگار خودمان می بینیم که کم نیستند عالمان و روحانیونی که روی سخن ملاصدرا با آنهاست. باشد که یکبار برای همیشه نیوشای سخن حق باشند.
این کتاب پیش از این به قلم دکتر سید حسین نصر و استاد محمدرضا جوزی تصحیح و از سوی نشر روزنه در سال ۱۳۷۷ منتشر شده بود. گویا سید حسین نصر برای اولین بار در دهه ۴۰ این کتاب را تصحیح کرده و انجمن حکمت و فلسفه آنرا به چاپ رسانده. نسخه ای که روی جلدش را می بینید به تصحیح استاد محمد خواجوی است که به نظر من از دیگر نسخه ها بهتر است. ناشر آن انتشارات مولی است که الحق والانصاف در زمینه انتشار کتب حکمت و عرفان اسلامی سنگ تمام گذاشته است. استاد خواجوی شرح آیات و احادیث و لغات را در پانویس هر صفحه آورده که برای خواننده ناآشنا کمک بزرگی است.
محمد خواجوی در مقدمه بلندی که بر رساله نوشته آورده است: «رساله سه اصل پاسخ ملاصدرا است به مقام کوته نظران و ظاهربینان و عالم نمایانی که به نام علم و دین با حکمت و عرفان که منشا تفکرات دینی و حافظ نوامیس آسمانی است، خصومت می ورزند. این رساله که درباره سیر سلوک و تکامل اخلاقی و کشف علوم حقیقی و نیز موانعی که در نیل به وصال به حقیقت در راه سالک نهاده شده است، می باشد. به نظر صدرا موانع و حجاب هایی که اکثر مردم را از ادراک و کسب آن علم محروم می دارد مشتق از سه اصل می باشد که به مناسبت آن، این رساله را نیز سه اصل نامیده است، بنا به قول خودش این اصول بدین قرارند: ۱
. اصل اول: جهل است به معرفت نفس که او حقیقت آدمی است
۲. اصل دوم: حب جاه و مال و میل به شهوات و لذات و سایر تمتعات
۳. اصل سوم: تسویلات نفس اماره است و تدلیسات شیطان مکاره و لعین نابکار که بد را نیک و نیک را بد می نماید.»
صدرای شیرازی همه ما را به تفکر در خویشتن می خواند. او می نویسد: «اینها همه- ای صورت پرست غافل!- از راه نصیحت و سلامت قلب از آفت خشم و غیظ و حقد و حسد، و از روی شفقت به تو بود، نه از راه دشمنی و عداوت، و چون دانستی که این سه اصل از اصول جهنم است و همه شاخه های شقاوت و بدبختی از این سه ریشه رسته، اکنون ساعتی به خود رجوع کن و لحظه ای در خود فرو رو ببین که این سه اصل در تو موجود است یا نه؟ اگر یافتی، پس خود را مریض النفس می دان و در صدد علاج آن مرض برآ، که از مهلکات است، دولتی می بود که اگر لوح اندیشه ات از این نقشها ساده می بود، تا چیزی که بکار آید در وی ثبت گردد…»
به گمانم خواندن این رساله و دقت در مفاهیم حکمی و عرفانی آن برای ما که پای در گل ابتلائات زمینی مانده ایم از نان شب واجب تر است. صدرای شیرازی در این رساله چراغ به دست گرفته و راه صواب را به حقیقت جویان نشان می دهد.
مرتبط:
- متن رساله سه اصل را از سایت تصوف ایران بردارید.
- رساله سه اصل در کتابخانه تبیان
- درباره رساله سه اصل و فهرست مطالب کتاب
Popularity: 2%






