«دنیای این روزای من
هم قد تنپوشم شده
اینقدر دورم از تو که
دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من
درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنیم
دنیا عجب جایی شده
هرشب تو رویای خودم
آغوشتو تن می کنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم»
صدای محزون داریوش را همیشه دوست داشته ام و این روزها بیشتر… خود داریوش را هم بیشتر دوست دارم خصوصاًاز وقتی اعتیادش را ترک کرد و جزو انجمن معتادان گمنام (NA) شد و فعالیت های بشردوستانه کرد و همراه جنبش آزادی خواهی مردم ایران شد . وقتی این صدا سرودی برای ایران می خواند، دلم می لرزد و اشکم ناگزیر جاری می شود. آخرین نمونه این حال و هوا در همین روزهای سیاه بود. بی بی سی فارسی داشت صحنه هایی از کنسرت اخیر داریوش را پخش می کرد. «دنیای این روزای من» آهنگ جدید داریوش بود که برای اولین بار خواند. در تاریکی سالن انبوه تماشاگران شمع هایی به رنگهای پرچم ایران روشن کرده بودند. حلقه ای نورانی به رنگ پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ ایران. به گمانم خیلی ها میان جمعیت توی تاریکی، آرام اشک می ریختند و شمع ها را تکان می دادند. چه اشکها ریخته شده بر این سرزمین در طول این تاریخ کهن. و هنوز روی آزادی و آبادی ندیده است. بعد نمادی از برج آزادی تهران به میان صحنه آورده شد. میدان آزادی برای من دیگر یادآور راهپیمایی عظیم سکوت در روز ۲۵ خرداد است. راهپیمایی سبزی که شعور انسان ایرانی امروزی را نشان داد. شور و شوق تماشاگران بیشتر شد. عشق به سرزمین مادری در هوا بود و این عشق را حتی می شد از پس امواج ماهواره ای حس کرد.
تکه ای از این آهنگ را پیدا کرده ام. از اینجا بردارید و گوش کنید.
Popularity: 2%





