- هفته نامه بام کویر، سال سوم، شماره ۸۸، فایل PDF صفحه هفت واد
این هم یادداشت ستون من:
این هفته نشریه جوانان نسل سوم (چلچراغ ) کاریکاتوری روی جلدش چاپ کرده بود با چهرههای مسعود دهنمکی، فرجالله سلحشور، محمد مایلی کهن و محمود احمدینژاد. روتیتر طرح جلد این بود: «نقاشان سلیقه زمانه ما» و تیتر اصلی: «همینی که هست». به گمان من مضمون این طرح چندان هم دور از واقعیت نبود. اگرچه این افراد در حوزههای گوناگون اثرگذار بودهاند، اما واضح است که میتوان نخ تسبیحی میان آنها پیدا کرد. این افراد نماینده یک نوع تلقی خاص نسبت به فرهنگ و هنر و سیاست و ورزش در روزگار ما هستند؛ تلقیای که از ابتدای زمامداری دولت نهم خودش را در همه عرصهها نشان داده. آن تیتر به ما میگوید چه مخالف وضع موجود باشیم و چه موافق، همینی که هست. اما به باور من وضعیت امروز سطح فرهنگ و سلیقه عامه مردم را نباید محدود کرد به این چهار سال دولت نهم. پدیدههای اجتماعی ریشهدار هستند و گاه سالها طول میکشد تا چیزی در متن جامعه تغییر کند.
باید از خودمان بپرسیم چه شد که اینطور شد. باید دست کم به همین ده پانزده سال گذشته برگردیم و فکر کنیم در این سالها که تکنولوژی ارتباطات پیشرفت کرد و CD و DVD و ماهواره آمد و اینترنت تاریخ بشر را به قبل و بعد خود تقسیم کرد، کارگزاران فرهنگ در این سرزمین چه کردند و چه بر سر مردم آمد. اینکه حدود بیست میلیارد تومان پول این مملکت صرف ساختن سریال ضعیف و سطحی یوزارسیف میشود و بهترین قصه قرآنی به بدترین شکل ممکن تصویر میشود و بعد پرمخاطبترین سریال سال شناخته میشود معلول است نه علت. اینکه اخراجیها پنج میلیارد تومان میفروشد و تقریبا چهار میلیون نفر در تهران و شهرستانها به سینما میروند و به شوخیهای سطحی و شخصیتهای پفکی و آرمانگرایی و ملیگرایی قلابی آن میخندند، نتیجه سالها سهلانگاری در عرصه فرهنگ است. دولتهایی که در این سالها هیچ برنامهای برای گشایش فضای فرهنگ و شکوفایی تولید فرهنگی نداشتهاند باید پاسخگو باشند. وزارت ارشاد و اتحادیه تهیهکنندگانی که از اکران فیلمهای خوب خارجی جلوگیری کردند و در عوض در هر نوبت اکران سه چهار تا «چارچنگولی» و «ده رقمی» گذاشتند باید جوابگو باشند. تلویزیونی که بی مهابا شبکههایش را گسترش داد، بعد برای اینکه آنتن را پر کند سریالهای آبکی ایرانی نشان داد و فیلمهای دست چندم ژاپنی و هندی و اروپای شرقی به خورد مردم داد در این وضعیت مقصر است. واقعاً باید باور کنیم که سلیقه مردم ما در حد یوزارسیف و اخراجیهاست؟ مگر همین مردم DVD سریال Lost (گمشدگان) را دست به دست نکردهاند و ندیدهاند؟ مگر فیلمهای روز سینمای جهان را از کنار پیادهرو نمیخرند و نمیبینند؟ نه، نمیخواهم باور کنم که سلیقه ما تا حد فرجالله سلحشور پایین آمده است. احتمالاً این ماجرا زوایای دیگری هم دارد که باید به آنها فکر کنیم.
Popularity: 8%







