کرمان خبر

وبلاگ گروهی خودکار برای وبلاگ نویسان کرمانی.

Archive for آذر, ۱۳۸۸

شهید کاظمی خود را فدای ولایت کرد

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8606/Images/jpg/A0329/A0329017.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppفرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله گفت: شهید احمد کاظمی در دوران دفاع مقدس تمام اعتبار خود را به خطر انداخت تا عشقش را به ولایت ثابت کند. /ppبه گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، سردار قاسم سلیمانی در چهارمین آیین شهدای عرفه که شب گذشته در تالار وزارت کشور برگزار شد، اظهار داشت: جنگ ما که امروز یاد آن در سراسر جامعه با برگزاری کنگره‌ها و یادواره‌های فراوان مطرح است یکی از کم‌نظیر‌ترین و بی‌بدیل‌ترین جنگ‌ها در تاریخ دنیا بوده و کمتر جنگی را می‌توان یافت که به این مقدار تأثیر همه‌جانبه داشته باشد. br /وی با بیان اینکه این جنگ بی‌نظیر و پرتأثیر بر جامعه ما و جوامع دیگر، ۲ دستاورد مهم داشته است، افزود: پیروزی بر دشمنان و خارج کردن آنان از خاک کشورمان یکی از دستاوردهای جنگ بوده است. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله ادامه داد: دستاورد دیگری که به نظر می‌رسد عمق آن از دستاورد نخست بیشتر باشد تأثیر فرهنگی جنگ بوده و شاید یکی از ویژگی‌هایی که سبب اطلاق بی‌نظیر بودن جنگ ما نسبت به سایر جنگ‌هاست همین بعد فرهنگی باشد. br /سردار سلیمانی بیان کرد: ۸ سال دفاع مقدس احیا‌گر و تعمیق‌دهنده فرهنگ و باورهای دینی به خصوص باورهای شیعی در جامعه ما بود. br /وی با بیان اینکه در موضوعات مختلف اسم انقلاب فرهنگی را بر بعضی از اقدامات خودمان گذاشته‌ایم، گفت: انقلاب فرهنگی حقیقی همان جنگ و دوران دفاع مقدس بوده که موجب شد هزاران چشمه زلال، جوشان، معطر و ناب در سراسر کشور پراکنده شوند و جامعه را معطر سازند. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله با اشاره به حضور پرشور جوانان در شلمچه و مناطق جنگی در غرب و جنوب خاطرنشان کرد: در این مناطق آثاری از شهدا نیست ولی جوانان به دلیل عظمت روحی و معنویت خاص شهدا رد پای آنها را می‌بوسند و خاک آن را به عنوان تبرک با خود به یادگار می‌آورند؛ اینها نشان از همان حقیقت جنگ است که آن را جاودانه کرده است و این جاودانگی روز به روز بیشتر می‌شود. br /سردار سلیمانی با بیان اینکه در حدود ۳ سال پیش در جامعه خود شلمچه زنده‌ای داشتیم که آن چهره زیبا، دلنشین و دلربای شهید کاظمی بود، اظهار داشت: شهید کاظمی نه تنها شلمچه بلکه آلبوم زنده‌‌ای بود که می‌توانستیم ده‌ها جبهه را در درون جسم و سیمای او ببینیم ولی ما آن روز نتوانستیم او را درک کنیم، حضور او را در کنار خود احساس کنیم و از این موضوع غافل بودیم. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله گفت: امروز ۲ حالت بر ما حاکم است که هر دو حالت، حالتی از غم و اندوه است ولی یک حالت سرمایه و ارزشمند بوده و دیگری حالت خسارت است. br /سردار سلیمانی ادامه داد: آن حالت دردی که سرمایه است و باید دعا کنیم که خداوند ما را نسبت به آن دردمند‌تر کند، یاد شهید و غم شهید است. br /وی خاطرنشان کرد: امروز، بدون شک برای ما غم‌ بزرگی است که نمی‌توانیم چهره شهید کاظمی را ببینیم، صدایش را بشنویم و آن صلابت بی‌نظیرش را حس کنیم؛ اگر به تک تک دوستان و عزیزان شهدا گفته شود که برای دیدن شهید خود حاضرید چقدر هزینه کنید بدون شک حاضرند همه هستی‌ خود را فدا کنند تا یک لحظه شهیدشان را ببیند؛ این حالت ارزشمند است و باید در تمام عمر بر ما حاکم باشد. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله اظهار داشت: اگر یاد شهید، نام شهید، درد و غم شهید را برای خود حفظ کردیم آن وقت توانسته‌ایم از معنویت‌ محافظت کنیم و در واقع حفظ ارزش‌های دین و جبهه به حفظ همین حالت است. br /سردار سلیمانی بیان کرد: حالت دومی که بر ما حاکم بوده حالت خسارت است، شاید جامعه امروز این حالت را به خوبی درک نکند اما این یک واقعیت است که شخصیتی مثل شهید کاظمی بسیار کم یافت می‌شود. br /وی ادامه داد: این تصور در جامعه وجود دارد که وقتی شخصیت‌هایی مانند شهید کاظمی به شهادت می‌رسند جامعه می‌تواند به سادگی جای آنها را پر کند ولی آنها مردانی عادی نبودند که بتوان جای آنها را به راحتی پر کرد و به جرأت می‌توان گفت که قریب به محال است که چنین اتفاقی رخ دهد. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله گفت: عالم بشریت ده‌ها سال تلاش می‌کند تا چنین ثمره‌هایی را از خود نشان دهد، آنها مردان بحران‌های بزرگ و خصیصه‌های بلند بودند که مثلشان به سادگی یافت نمی‌شود. br /سردار سلیمانی با اشاره به تعبیر امیرالمومنین (ع) از این افراد خاطرنشان کرد: آنها انسان‌هایی بودند که در زمان سختی نمی‌خوابیدند، در زمان ترس از دشمن روی بر نمی‌گرداندند، برای زنده بودن خود هیچ بشارتی قائل نبودند و برای رفتن خود نیز هیچ نگرانی نداشتند؛ انسان‌هایی با ویژگی‌های بزرگ که سرهایشان را پیشاپیش برای دشمن می‌فرستادند تا سری نداشته باشند که دغدغه آن را داشته باشد. br /وی اظهار داشت: تمام آن چیزی که امروز پیرامون جنگ ما بحث می‌شود و این همه ارزش و فرهنگ را در سراسر کشور پراکنده کرده است بدون این افراد امکان‌پذیر نبود و در حقیقت اینها مؤسس چنین فضایی بودند. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله در خصوص ویژگی‌ شهید احمد کاظمی گفت: کمتر انسان‌هایی را می‌توان یافت که جمعی از صفات مهم را در خود پرورش داده باشند اما شخصیت شهید کاظمی جمع اضداد بود و صفات متضادی را در خود پرورش داد. br /سردار سلیمانی ادامه داد: او فرمانده‌ای بود که تا پیش از جنگ، هیچ دانش نظامی را نیاموخته و جز تجاربی که از جنگیدن در لبنان و کردستان به دست آورد هیچ تجربه‌ نظامی دیگری نداشت اما بزرگترین صحنه‌های نبرد را طراحی، فرماندهی و اجرا کرد. br /وی افزود: در اثر ابتکارات شهید کاظمی و امثال وی، تمام متون نظامی نوشته‌شده در دانشگاه‌های نظامی دنیا، مقبولیت خود را از دست داده و شهید کاظمی سرآغاز تحول آموزشی در دنیا شده است. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثار‌الله بیان کرد: هوش سرشار شهید کاظمی همراه با ذکاوت وی موجب شده بود که با یک نگاه به صحنه جنگ بهترین طراحی را انجام دهد و در بدترین شرایط بهترین مدیریت را اجرا ‌کند. br /سردار سلیمانی خاطرنشان کرد: شهید کاظمی در طراحی صحنه‌های جنگ به شدت محتاط بود و اگر کسی او را نمی‌شناخت، احساس می‌کرد که او از دشمن می‌ترسد اما همین فرد در صحنه اجرا و عمل دلاورانه می‌جنگید و پیروزی‌های بسیاری را به بار آورد. br /وی اظهار داشت: شهید کاظمی برای دوستی‌های خود اعتبار زیادی قائل بود به طوری که وقتی جنازه‌ شهید باکری در غرب رودخانه دجله افتاده بود با وجود اینکه همه نیروها عقب‌‌نشینی کرده بودند و هیچ کسی جز تعداد معدودی از فرمانده در منطقه بدر باقی نمانده بودند با التماس و اصرار زیاد شهید کاظمی حاضر شد که منطقه را ترک کند. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثار‌الله گفت: همین شهید احمد کاظمی که حاضر نبود بدون مهدی باکری از سرزمین رته در منطقه بدر خارج شود، کاری در نجف‌آباد کرد که امروز سیاسیون در گل سیاست‌ گیر کرده‌اند و توان هضم آن را ندارند. br /سردار سلیمانی افزود: شهید کاظمی برای وفاداری به ولایت تمام اعتبار خود را در نجف آباد به خطر انداخت تا دوستی خود را به ولایت اثبات کند و این ویژگی مردان الهی به رهبر و فرمانبردار خود است. br /وی بیان کرد: شهید کاظمی مشهورترین فرمانده جنگ در برابر دشمن بود و دشمنان به خوبی او را می‌شناختند اما همین انسانی که پیش دشمن معروف بود در داخل کشور خود گمنام بود و فاتح حقیقی خرمشهر و فتح‌المبین هیچ وقت از افتخارات خود صحبت نکرد. br /فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله خاطرنشان کرد: در جنگ، کسی به او سردار نمی‌گفت و با لفظ خالی احمد خطابش می‌کردند اما هزاران احمد بود ولی یک احمد در دل‌ها مشهور بود، هزاران حسین بود ولی یک حسین مطرح بود، هیچ درجه‌ای نداشت اما هیبت او همه را جذب می‌کرد و هیچ کس از او نافرمانی نمی‌کرد. br /سردار سلیمانی اظهار داشت: شهید احمد کاظمی که به ظاهر یک فرد نظامی بود و تمام سلسله مراتب نظامی را در سپاه گذرانیده بود هر کجا که می‌رفت، نخستین کاری که می‌کرد مسجد می‌ساخت و روضه حضرت زهرا (س) بر پا می‌کرد و خودش مثل یک خادم از میهمانان اهل بیت (ع) پذیرایی می‌کرد. br /وی گفت: یقیناً کلمات بنده و همه کسانی که می‌خواهند پیرامون شهید کاظمی سخن بگوید بسیار ناقص‌تر از آن است که بتواند شخصیت او را شرح دهد و شهید کاظمی را به جامعه معرفی کند. /p

Popularity: 2%

بسیج از دیدگاه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0552/A0552498.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppبسیجی کیست و از چه ویژگیها و شاخصه هایی برخوردار است؟ مهمترین وظایف و اولویتهای امروز بسیج و بسیجی چیست؟دشمنان بسیج چه کسانی هستند؟ پاسخ به سوالات فوق را در این نوشتار دنبال خواهیم کرد./ppگفتار اول: br /br /آیا دوران بسیج پایان یافته است؟ br /حوادث پر التهاب ماههای ابتدایی شکل‌گیری انقلاب اسلامی، ضرورت بسیج همگانی ملت برای دفاع از امنیت کشور در برابر ناآرامیهای ایجاد شده توسط دشمنان انقلاب را ایجاد کرده بود. در این میان ماجرای تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و آشکار شدن تبدیل این سفارتخانه به پایگاهی برای جاسوسی و توطئه‌افکنی علیه نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی را در شرایط ویژه quot;رویارویی مستقیم امریکا با ایران quot; قرار داد. تهدید امریکاییها برای حمله نظامی به ایران به قصد آزادی جاسوسان، دغدغه ای بود که ضرورت وجود نیروی منسجم، آموزش دیده، نظامی، انقلابی و مردمی برای دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامی را بیش از گذشته فراهم آورد. br /br /در چنین شرایطی بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینی(ره) در ۵ آذر ۱۳۵۸ تشکیل گردید. حضرت امام در همان ایام در دیدار با جمعی از پاسداران درباره ضرورت دفاع از کشور فرمودند: br /br /«مملکت اسلامى باید همه‏اش نظامى باشد. تعلیمات نظامى داشته باشد… یک مملکت بعد از یک چند سالى بشود یک کشورى با ۲۰ میلیون جوان که دارد بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد. و این یک همچه مملکتى آسیب بردار نیست.»(۱) br /br /با تشکیل بسیج رهبر کبیر انقلاب اسلامی در ضرورت تشکیل این نهاد مردمی و اهمیت آن بیانات وپیام های زیادی ابراز فرمودند. ایشان در پیام سال ۱۳۶۷ که به مناسبت هفته بسیج صادر نمودند، می فرمایند: «تشکیل بسیج درنظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروههای فراوانی که با ایثاروخلوص و فداکاری و شهادت طلبی، کشور و انقلاب اسلامی را بیمه کردند ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهد بود.» br /br /حضرت امام خمینی (ره) در همین پیام می فرمایند: br /بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق میدهد. br /بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند. br /بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشان گرفته‌اند. br /بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند. br /من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه میخورم و ازخدا میخواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که دراین دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‌ام. br /از آن روز تا کنون بسیج در عرصه‌های مختلفی حضور موفقیت آمیز داشت که بی شک هیچ مجموعه دیگری نمی‌توانست جایگزین آن شود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با فرماندهان گردانهای عاشورای بسیج سراسر کشور این دوران باشکوه حضور بسیج در صحنه دفاع از انقلاب را چنین توصیف می‌کنند: br /«این نیروهای مردمی، که اگر نبودند – این بسیج اگر نبود، این نیروی عظیم حزب الله اگر نبود – در جنگ هم شکست می‌خوردیم؛ در مقابل دشمنان گوناگون هم در این چندسال شکست می‌خوردیم و آسیب‌پذیر بودیم. کارخانه‌ی ما را می‌خواستند به تعطیلی بکشانند؛ نیروی حزب‌اللهی از داخل کارخانه می‌زد به سینه‌شان. مزرعه‌ی ما را در اوایل انقلاب می‌خواستند آتش بزنند؛ نیروی حزب‌اللهی از همان وسط بیابانها و روستاها و مزارع، می‌زد توی دهانشان. خیابانها را می‌خواستند به اغتشاش بکشند؛ نیروی حزب‌اللهی می‌آمد سینه سپر می‌کرد و در مقابلشان می‌ایستاد. جنگ هم که معلوم است! این، آن نیروی اصلی کشور است. نظام اسلامی متکی به این نیروست.»( ۲) br /br /پایان ۸ سال دفاع مقدس و مقاومت همه جانبه ملت در برابر متجاوزین, سرآغاز فصلی نو پیش روی انقلاب اسلامی بود: quot;دوران بازسازی و سازندگی quot;! در این میان برخی زمزه ها به گوش می‌رسید که با پایان یافتن شرایط جنگی کشور, و فرا رسیدن دوران صلح و آرامش، زمان آن فرا رسیده است که برخی نهادهای انقلابی – از جمله مجموعه بسیج مستضعفین – نیز به پایان کار خود رسیده و انحلال خود را اعلام نمایند. به عبارتی دیگر پایان جنگ تحمیلی به معنای پایان عمر بسیج تعبیر گردید. این نداهای شوم از سه خاستگاه متفاوت مطرح شنیده می‌شد: br /br /1- دشمنان انقلاب اسلامی و در راس آنها امریکا که بیشترین ضربه را از بسیج و بسیجیان خورده بودند، از طریق جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای خود این خط را دنبال می‌کردند. br /2- خاستگاه دوم این ادعا نزد کسانی بود که در طول دهه اول انقلاب بطور مستقیم در صحنه‌های پرخطر انقلاب حضور نداشتند و تنها از دور نظاره‌گر حوادث بودند. عافیت طلبانی که مشکلات و مصائب را از نزدیک لمس نکرده و در یک همسویی با بیگانگان متاثر از القائات ایشان همان سخنان را تکرار می‌کردند. br /3- گروه سوم نیز برخی جریانهای سیاسی بودند که به نهادهای انقلابی از جمله بسیج به عنوان مانعی پیشروی اغراض و اهداف سیاسی خویش در بهره گیری بیشتر از قدرت می نگریستند, و بدین جهت طرح بازنشستگی بسیج را مطرح می ساختند. br /در این بین ایدئولوگ و مفسر بزرگ انقلاب اسلامی چنین ابراز می‌دارند که: «من در جواب آن سؤال آغازین که جایگاه بسیج در کشور ما بعد از دوران جنگ کجاست؟ می‌گویم که بسیج باید با همان روحیه و شور و قدرت دوران جنگ باقی بماند و جوانان آموزش ببینند و سازماندهی شوند و آمادگی و حضور پیدا کنند.»(۳) br /معظم له در نقد دیدگاه سه جریان مذکور می‌فرمایند: «خیلی ها می‌خواستند بعد از تمام شدن جنگ، چنین وانمود کنند که بسیج تمام شد. این، یک تلقین شیطانی بود، که شاید دستهای دشمن هم در آن بی‌تأثیر نبود. اما من عرض می‌کنم که بسیج تمام شدنی نیست. بسیج باید روزبه‌روز توسعه پیدا کند و قوی شود. روحیه‌ی بسیجی و معرفت بسیجی باید فراگیر شود، تا این کشور بتواند بار سنگینی را که بردوش دارد – که همان بار هدایت الهی و سعادت انسانهاست – به سر منزل برساند. لذا، بسیج، تمام شدنی نیست.»( ۴) br /br /ایشان در جایی دیگر تاکید می‌فرمایند: «بعضی تصور کردند که با پایان جنگ، بسیج هم پایان خواهد گرفت. بعضی هم صلاح‌اندیشی کردند که با پایان دوران جنگ، دیگر احتیاجی به بسیج نیست! فکرهایی که از نور بصیرت معنوی برخوردار نیست، بهتر از این محصولی نمی‌دهد. بسیج، آن روز از مرزهای نظامی جغرافیایی کشور دفاع کرد و در میدان رزم توانست خود را نشان دهد؛ اما مگر مرزهای دفاعی انقلاب فقط به مرزهای جغرافیایی منحصر می‌شود؟»(۵) br /مواضع حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی پایانی است بر جنگ روانی که بر علیه بسیج آغاز شده و تداوم دارد. هر چند هنوز برخی نداها با تاکید بر ادعاهای گزاف پیشین به گوش می‌رسد، اما امروز آنچه باید مورد توجه بسیج و بسیجیان قرار گیرد تبیین چگونگی تداوم بسیج در سیر تکامل انقلاب اسلامی است. br /در آستانه ورود انقلاب اسلامی به دهه چهارم حیات طیبه خویش، لازمه تداوم حضور پرشور بسیج در صحنه دفاع از انقلاب اسلامی، ارائه پاسخی صحیح و دقیق به سه سوال اساسی است؛ سوالاتی که عدم ارائه پاسخ صحیح به آن حضور دقیق و پرثمر بسیج در این دوران را کمرنگ خواهد نمود. این سوالات را چنین می‌توان مطرح کرد: br /br /بسیجی کیست و از چه ویژگیها و شاخصه هایی برخوردار است؟ br /مهمترین وظایف و اولویتهای امروز بسیج و بسیجی چیست؟ br /دشمنان بسیج چه کسانی هستند؟ br /پاسخ به سوالات فوق را در گفتارهای بعدی دنبال می‌کنیم. br /br /گفتار دوم: br /بسیجی کیست؟ br /بازتعریف هویت بسیج و بسیجی و تعمق و تدبر در فهم آن یکی از ضروری‌ترین نیازها و وظایف امروز نسل امروز بسیج در آستانه آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی است. بی‌شک از آنجا که بسیج فرزند عزیز و صالح رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و شاگرد خلف ایشان حضرت آیت الله خامنه‌ای است، برای رسیدن به شناختی حقیقی از معنای بسیجی و مولفه‌ها و شاخصه‌های هویت بسیجی، باید به سراغ آراء و نظرات ایشان رفت و کلام این دو بزرگوار را مرور نمود. br /در این گفتار در پاسخ به سوال بسیجی کیست، مولفه هایی از رهنمودهای حضرت آیت الله خامنه ای استخراج شده و در ذیل چهار سرفصل: الف- ماهیتو مشخصات بسیج؛ ب- مولفه‌های هویت‌بخش بسیجی اسوه؛ ج- عرصه‌های حضور بسیج؛ د- مظهر یک بسیجی کامل؛ طبقه بندی گردیده است. br /الف- معنای بسیج br /1- حرکت عظیم ملت ایران، همراه با آگاهی؛ br /2- احساس آمیخته‌ی با عقلانیت؛ br /3- حرکت و عمل آمیخته‌ی با مبنای فکری؛ br /4- عملگرایی همراه با آرمان‌گرایی؛ br /5-دیدن افق‌های دوردست؛ اینها مجموعه‌یی است که ذهنیت و هویت بسیج را تشکیل می‌دهد.(۶ ) br /6-اگر بخواهیم بسیج را در یک تعریف کوتاه معرفی کنیم، باید بگوییم: بسیج، عبارت است از مجموعه‌ای که در آن، پاکترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رساندن و به خوشبختی نائل کردن این کشور، جمع شده‌اند. br /7- بسیج، عبارت است از تشکیلاتی که در آن، افراد متفرق و تنها، به یک مجموعه‌ی عظیم و منسجم و به یک گروه آگاه، متعهد، بصیر و بینای به مسائل کشور و به نیاز ملت، تبدیل می‌شوند؛ br /8- مجموعه‌ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطرجمع می‌کند. معنای بسیج، این است. br /9- بسیج در حقیقت، مظهر یک وحدت مقدس، میان افراد ملت است. br /10- بسیج در واقع، مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلند کردن کشور و ملت است. همه‌ی انسانهایی که این خصوصیات را دارند، در واقع جزو بسیجند.(۷ ) br /11-بسیج حرکتی خردمندانه؛ حرکت بسیج هم، از روز اول تا امروز، یک حرکت خردمندانه بوده است. به تبلیغات دشمنان، که بهترین جوانان ما و فداکارترین و با صفاترین و نورانیترین عناصر این ملت را، به تعصب و تحجر رمی می‌کنند، کاری نداریم.(۸ ) br /12- بسیج حرکتی عمیق و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام: بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفاً ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام – و به طریق اولی – جامعه اسلامی است. قرآن کریم می فرماید: «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین» ای پیامبر، خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین مؤید قرار داد و کمک کرد. این خیل عظیم مؤمنینی که در اینجا مورد اشاره آیه قران قرار گرفته اند، عبارت دیگری است از آنچه که امروز به نام بسیج در جامعه ما قرار دارد.(۹ ) br /13- بسیج یعنی حضور در صحنه؛ بسیج، یعنی حضور در میدانهایی که نظام اسلامی، وظیفه‌ی انسانی و الهی و نیازهای کشور، حضور او را در آن میدانها لازم می‌داند و او را به آنها فرا می‌خواند. بسیجی، هر یک از آحاد ملت است که در هرجایی که به حضور او نیاز هست، آماده باشد. (۱۰) br /14- بسیج یعنی حضور با ایمان‌ترین‌ها برای دفاع از کشور: بسیج، یعنی حضور بهترین و با نشاطترین و باایمان‌ترین نیروهای عظیم ملت در میدانهایی که برای منافع ملی و برای اهداف بالا، کشورشان به آنها نیاز دارد. همیشه بهترین و خالصترین و شرافتمندترین و پرافتخارترین انسانها، این خصوصیات را دارند. بسیج در یک کشور، معنایش آن زمره‌ای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه‌گذاری کنند؛ که آسان هم نیست.( ۱۱) br /15- امروز همه‌ جوانان ما، پیران ما، دانشجویان ما، روحانیون ما، بزرگان ما، کوچکان ما و قشرهای مختلف مافهمیده‌اند که سعادتشان در این است که اسلام را با بصیرت و با روشن‌بینی و خردمندی بفهمند و آن را به‌کار گیرند تا بتوانند از دشمنیها بکاهند، دشمنیها را دفع کنند. این همان بسیج است؛ حقیقت بسیج یعنی این. ارتش بیست میلیونی که امام فرمودند، یعنی این(.۱۲) br /16- بسیج به این معناست که جوانان ملت و عناصر کاری ملت، در میدانهای سخت، احساس کنند که به امید خدا و با توکل بر او، دارای چنان قدرت و توانایی هستند که می‌توانند در مقابل دشمنان بایستند. این، معنای بسیج است.(۱۳) br /17- بعضی خیال می‌کنند بسیج یک سازمان دولتی است؛ اما این‌طور نیست.(۱۴) بسیج مجموعه‌ای غیر رسمی در خدمت انقلاب: بسیج معنایش این است که آن روزی که میدان دفاع از مرزهای کشور یا از استقلال کشور یا از سربلندی کشور مطرح باشد و باز بشود، این فقط سازمانهای رسمی نیستند که وارد میدان می‌شوند؛ بلکه آحاد ملت به اینها کمک می‌کنند و وارد میدان می‌شوند؛ همچنان که در طول این بیست سال در دوران جنگ و قبل از جنگ و بعد از جنگ وارد شدند. این معنای بسیج است.( ۱۵) br /اگر هر کدام از دستگاه‌های گوناگون کشور روحیه‌ی بسیجی پیدا کنند، توفیقات‌شان بیشتر می‌شود… فرهنگ بسیجی است که می‌تواند بر همه‌ی تحولات این کشور فایق بیاید و حرکت این کشور را تضمین کند. (۱۶) br /br /ب) مؤلفه‌های هویت بخش بسیج br /1- معنویت؛ ۲- شجاعت؛ ۳ –غیرت؛ ۴- استقلال؛ ۵- آزادگی؛ ۶- اسیر خواستهای حقیر نشدن.( ۱۷ )۷- بیدار شدن؛ ۸- حساس بودن؛ br /9- انگیزه داشتن؛۱۰- امید؛ ۱۱- تکیه به هدایت الهی و اعتماد به کمک الهی.(۱۸) br /12- ایمان عمیق؛تلاش مخلصانه؛هشیاری در شناخت دشمن؛گذشت و ایثار در برابر دوست؛و ایستادگی و مقاومت شجاعانه و خستگی‌ناپذیر؛ این آن حقیقت والایی که امام بزرگوار ما به خاطر آن، بسیجی بودن را افتخار خود می‌دانست. (۱۹) br /13- روشن‌بینی؛ حرکت منطقی و خردمندانه؛ محاسبات دقیق، کار دقیق و نتایج علمی جزو خصوصیاتی بوده که از روز اول تا امروز، در بسیج مردمی محسوس بوده است.(۲۰ ) br /14- عنصر مؤمن انقلابی علاقه‌مند به سرنوشت میهن؛ ۱۵- علاقه‌مند به سرنوشت کشور؛ ۱۶- یک فرد فداکار.( ۲۱) br /17- بسیج همچنین یعنی: انسان باهمتی که غیرت دینی و دانایی فکری و نیازشناسی و ابتکار و جوشش ذهنی و خلاقیت دارد ووارد میدان می‌شود.(۲۲ ) br /18- بسیجی، یعنی: دلِ با ایمان،مغزِ متفکّر، دارای آمادگی برای همه‌ میدانهایی که وظیفه‌ای انسان را به آن میدانها فرا می‌خواند. این معنای بسیجی است.(۲۳) br /19- از همه‌ی قشرها یک بسیجی، آن کسی است که مقدورات و امکان خود را در راه هدف‌های عظیم این ملت به میدان می‌آورد؛ خود را سهیم می‌کند؛ خود را مسؤول می‌داند و مایل نیست کنار بنشیند، تا دیگران تلاش کنند، او هم نگاه کند؛ یا آن‌جایی که سودمند است، سودش را ببرد؛ و یا تا یک گوشه‌اش ساییده شد، بنا کند به ایراد گرفتن و اعتراض کردن؛ این‌جور انسان هم در جامعه داریم؛ بسیجی آن کسی است که این‌گونه نیست. (۲۴) br /20- روحیه‌ی بسیجی یک روحیه‌یی است که اگر در هر نقطه‌یی و در هر قشری به‌وجود بیاید، در آن‌جا فعالیت و نشاط و حرکت و حیات را مضاعف و چند برابر می‌کند؛ این معنای بسیج است. (۲۵) br /21- شرط دیگر این است که در مقابل این حرکت و کار، از کسی مزد نخواهد. مزد، مربوط به جایی است که کسی از بیرون به ما انگیزه می‌دهد – این کار را بکن، این پول را بگیر – وقتی ما از درون و عمق جان و از عشقمان انگیزه می‌گیریم، از چه کسی می‌خواهیم مزد بگیریم؟ مزد دادن، تحقیر ماست؛ تحقیر انسانی است که از درون دارد می‌جوشد. اینها خصوصیات یک انسان بسیجی است؛ فرهنگ بسیج یعنی این. هیچ ملت باشرفی از وجود مجموعه‌ بسیجی در درون خود بی‌نیاز نیست. (۲۶) br /22- جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حرکت بسیج: مکتب بسیج، مکتب مجاهدت معنوی و مخلصانه است. این مجاهدت، برای ملت و کشور و بالاتر از همه برای دین خدا و سرافرازی پرچم آزادگی اسلامی در همه‌ی دنیاست. این مجاهدت خطراتی دارد. بالاترین خطر برای انسان، جان باختن است. در مکتب بسیج، نام این جان باختن «شهادت» است. جهاد و شهادت، دو فصل بزرگ حرکت بسیجی است. (۲۷) br /br /مولفه‌های دانشجوی بسیجی br /حضرت امام خمینی(ره) در پیام خویش به مناسبت هفته بسیج در سال ۱۳۶۷ در ضرورت و هویت تشکل بسیج دانشجویی می فرمایند:« بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد و امروز یکی از ضروری ترین تشکلها بسیج دانشجو و طلبه است.» br /1- دانشجوی بسیجی، آن عنصر نورانی و پاکنهادی است که در حال فراگرفتن دانش و آماده‌سازی علمی و فکری خود برای شرکت در پیشرفت مادی ملت و کشورش، چراغ ایمان و هدایت را نیز در دل خود و در محیط دانشگاه فروزان می‌کند و فضا را با صلاح و صفا و نورانیت خود نورانی می‌سازد. br /2- دانشجوی بسیجی کسی است که دشمن کمین‌گرفته را از یاد نمی‌برد و غافلانه، خود و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمی‌سپرد. br /3- دانشجوی بسیجی، جوانی خود را مغتنم می‌شمرد و از لحظه‌های گرانبهای آن برای خودسازی علمی و فکری و روحی بهره می‌گیرد. br /4- دانشجوی بسیجی، پیکار فرهنگی و فکری و عقلانی را نیز مانند حضور در میدانهای جنگ، با تکیه بر هوشمندی و تلاش و توکل به پیش می‌برد و خود را در همه حال، سرباز اسلام و انقلاب و فرزند خمینی کبیر می‌شمرد. br /5- بسیج دانشجویی در عین آن‌که یک تشکل نظم‌یافته و برخوردار از سازماندهی است، نه در جناحهای سیاسی، هضم و حل می‌شود و نه خود را رقیب سازمانهای دانشجویی متعارف می‌شمرد. br /6- هر دانشجویی با هر سلیقه‌ی سیاسی، اگر پایبند به ارزشهای انقلاب و آماده‌ی حضور در عرصه‌ی مبارزه‌ی فرهنگی و سیاسی با استکبار و ایادی آشکار و نقابدار آن است، می‌تواند در خیل بسیجیان دانشگاه و عضوی از بسیج دانشجویی باشد.(۲۷) br /br /ج) بسیج شامل چه کسانی است؟ br /1- آن کسی که با ایمان است، دنبال اهداف والاست، حاضر است از وجود خود برای کشورش، برای اسلامش، برای نظام اسلامی و برای آحاد ملتش، با وجود خود، با استعداد خود، با جان و تن خود سرمایه‌گذاری کند،او بسیجی است؛ در هر کجا که باشد.(۲۸ ) br /2- در حقیقت همه‌ انسانهای مؤمن، آگاه، بصیر، عاشق، متعهد، علاقه‌مند و آماده به کار،در هر میدانی از میدانها که برای ملت مفید است، حضور دارند، جزو بسیجند.(۲۹) br /3- همه‌ی جوانان، همه‌ی انسانها و همه‌ی مردان و زنانی که در این کشور، دلشان با نور ایمان، منوّر است، در قبال مسؤولیت عظیمی که بر دوش ملت ایران نهاده شده است، احساس وظیفه می‌کنند. این پرچم پرافتخاری که دست ملت ایران سپرده شده است، یعنی پرچم سربلندی اسلام، پرچم عزّت اسلام، پرچم نام‌آوری و شکست ناپذیری اسلام؛ اینها امروز دست ملت ایران است. همه‌ی کسانی که نسبت به این وظیفه‌ی بزرگ، احساس مسؤولیت می‌کنند، در حقیقت بسیجی هستند. هرجا وظیفه‌ای باشد، انسان بسیجی در میدان آن وظیفه، حاضر است.(۳۰) br /4- در میان جوانان هرکس که این احساس مسؤولیت و این احساس علاقه‌ی به اهداف را، همراه با اخلاص در وجود خود حس می‌کند، او بسیجی است. چه در نیروی مقاومت باشد، چه نباشد؛ چه رسما کارت بسیج گرفته باشد، چه نگرفته باشد.(۳۱ ) br /5- هر کس که در دل برای سرنوشت خود، سرنوشت این ملت و آینده ایران اسلامی ارزش قائل است، برای استقلال و هویت ملت خود ارزشی قائل است، آن کسی که از تسلط قدرتهای بیگانه بیزار است، برایش آینده این کشور و این ملت و آینده دنیای اسلام یک هدف بزرگ محسوب می شود؛ آن کسی که از رنجهای ملت فلسطین دلش خون است؛ آن کسی که مایل است بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا قدرت عجیبی را تشکیل بدهند که بشریت را به سمت کمال هدایت کنند و خودشان در قله کمال قرار بگیرند، آن کسی که این احساسات و این درکها را دارد و حاضر است در این راه قدمی بردارد،او بسیجی است.(۳۲ ) br /6- آن مادری که با عشق به فرزند خود – که عشق مادران به فرزندان‌شان، چیزی شبیه افسانه‌هاست؛ افسانه‌یی که هر روز در زندگی ما، هزاران و هزاران بار واقعیت و تجسم پیدا می‌کند – با طوع و رغبت، او را راهی جبهه‌ی دفاع می‌کند و بعد که جنازه‌ی فرزند شهیدش را تحویل می‌گیرد، به جای اظهار پشیمانی، به جای اظهار گله، اظهار سرافرازی و افتخار می‌کند، مظهر یک بسیجی کامل است.(۳۳) br /7- آن خانواده‌هایی که در دوران سخت این کشور، در همه‌ی مشکلاتی که بر سر راه این ملت وجود داشت، خود را سهیم دانستند؛ با زبان‌شان، با پول‌شان، با کار دستی‌شان، با حضورشان، همان کاری را که می‌توانستند انجام بدهند، آن را به میدان آوردند، اینها بسیجی‌اند. (۳۴) br /br /ح) عرصه‌های حضور بسیج br /بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش‌های حیاتی و اساسی. میدان‌ها و چالش‌های اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شود و مردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؛ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است. br /1- آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می‌گیرد، جای به میدان آمدن است. br /2- آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه‌دار یک ملت اهانت می‌شود و آن را تحقیر می‌کنند، جای به میدان آمدن است. br /3- آن وقتی هم که نسل برگزیده‌ی یک ملت احساس می‌کنند از غافله‌ی دانش عقب مانده‌اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است. br /4- آن وقتی هم که احساس بشود پایه‌های یک زندگی مطلوب و عادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به میدان آمدن است. br /5- آن وقتی هم که جبهه‌های فکری و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملتها با ابزارهای فوق مدرن می‌آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه‌ی خود جدا کنند و براحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است. br /همه‌ی اینها انسانهایی را می‌طلبد که نیاز را احساس کنند؛ آدمهای گیج و غافل و سرگرم نیازهای حقیر اصلا این نیازها را احساس نمی‌کنند. (۳۵) br /6- عدم محدود نمودن بسیج به میدان جنگ: وقتی که بسیج را با نظر تحلیلی و دقیق نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که میدان نبرد نظامی، تنها میدان حضور بسیج نبود. این، کار خدا بود که بسیج ملت ایران بتواند در سخت‌ترین میدانها که همان میدان جنگ است، چنان قدرتی از خود نشان دهد که دیرباورترین افراد هم قبول کنند که ملت ایران دارای توانایی است.(۳۶) br /7- بسیج مرد همه میدانهای ملی: همه‌ی میدانهایی که بسیج در آن حضور پیدا کرده است، میدانهای ملی است؛ میدانهای مربوط به همه‌ی ملت – مثل میدان دفاع مقدس، میدان سازندگی و خدمات عمومی – است. هیچ‌وقت کشور، از یک مجموعه‌ی عظیمی که از بهترین فرزندان کشور و با این خصوصیات تشکیل شده است، بی‌نیاز نیست.(۳۷)آن‌جایی که نیازمند رفتن به عرصه‌ی نظامی است، او پیشاهنگ است؛ جوان و پیر هم نمی‌شناسد؛ دور و نزدیک هم نمی‌شناسد؛ آن جایی که جای حضور در عرصه‌ی سیاسی و میدان سیاست است، او فعال و پرنشاط است؛ آن جایی که در عرصه‌های بین‌المللی باید حضور پیدا کرد – عرصه‌های گوناگون بین‌المللی؛ عرصه‌ی سیاسی، عرصه‌ی فرهنگی، عرصه‌ی ورزشی – او در آن‌جا، مظهر عزت ملت و کشور خود است. با این روحیه، با این احساس، در آن‌جا حاضر می‌شود؛آن جایی که جای علم است، جای تحقیق است، جای صبر کردن بر مشکلات نوآوری علمی است، از جان و ذهن خودش مایه می‌گذارد؛ آن جایی که جای پول خرج کردن است، اگر پولی دارد، پول خرج می‌کند. این، بسیجی است.(۳۸) br /8- بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدانها: بسیج، یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه‌ی میدانها. میدان جنگ مطرح بود، بسیج کارآمدی خود را ثابت کرد. میدانهای دیگر هم که پیش بیاید – و تا به‌حال خیلی از آنها پیش آمده است – باز بسیج کارآمدی خود را اثبات می‌کند. همان جوان دلباخته و عاشقی که در میدان جنگ، چشم به دهان فرمانده داشت و فرمانده‌اش را از شدت اخلاص و فداکاری و شیفتگی خود متحیر می‌کرد، همان جوان وارد دانشگاه هم که می‌شود، استاد خود را متحیر می‌کند؛ وارد آزمایشگاه علمی هم که می‌شود، همین‌طور است؛ در میدان تحلیل سیاسی هم که وارد می‌شود، همین‌گونه است. (۳۹) br /9- بسیج مرد همه میدانهای سخت: در میان آحاد عظیم ملت شصت و پنج میلیونی ما، کسانی که اگر جان لازم باشد، می‌دهند؛ اگر مال لازم باشد، می‌دهند؛ اگر حضور به تن و جسمشان لازم باشد، آن را حاضر می‌کنند؛ اگر بحث سازندگی باشد، پا وسط میدان می‌گذارند؛ اگر بحث دفاع باشد، در وسط میدان می‌آیند؛ اگر لازم باشد برای هدفهای کشور، خود را از لحاظ علمی آماده کنند، این کار را می‌کنند؛ هرچه هدفهای والا از آنها بخواهند، حاضرند آن را تقدیم بکنند؛ آن جمعی که این خصوصیت را دارند، اسمشان بسیج است.(۴۰) br /10- توان بسیجی در خدمت جهاد عمومی کشور: بسیج، یعنی مجموعه انسان‌هایی که نیروی خودشان را به میدان می‌آورند تا در جهاد عمومی کشور و ملت‌شان، در جهت رسیدن به قله‌ها، فعال باشند و با آنها همکاری کنند و در کارشان سهیم باشند؛ این، معنای بسیج است.(۴۱) br /11- بسیج دلسوز انقلاب در همه عرصه‌ها: امروز هم، بسیجی برای کشور دل می سوزاند برای آبادانی کشور تلاش می کند، برای حفظ استقلال ملی، هرچه بتواند کار می کند و از جان خود هم می گذرد، امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهد از روزنه‌ای، چه اقتصادی و سیاسی و چه فرهنگی – به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او می‌ایستد و با مشت به صورتش می‌کوبد.(۴۲) br /12- بسیج مرد عرصه ایستادگی در برابر دشمن: اگر روزی دشمنی به کشوری حمله‌ نظامی کند. چه کسی در مقابلش می‌ایستد؟ کسی که از همه به سرزمین خود علاقه‌مندتر است؛ به ملت خود علاقه‌مندتر است؛ به زخارف دنیوی بی‌علاقه‌تر است؛ احساس مسؤولیت بیشتری می‌کند و متعهدتر است. چنین کسی می‌رود دفاع می‌کند. شما دیدید که در دوران جنگ، چه کسانی رفتند دفاع کردند. عمده‌ میدان ما را، بسیج پر کرد.(۴۳) br /br /د- مظهر یک بسیجی کامل br /علی‌بن‌ابیطالب مصداق کامل یک بسیجی فداکار انقلاب است. بسیجی یعنی این. یعنی همه‌ی وجودش وقف br /اسلام است. وقف است برای آنچه پیغمبر می‌خواهد و خدا را خشنود می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌الصلاه و السلام هیچ مایه‌ای برای شخص خود نگذاشت. در آن ده سال – ده سال حیات پیغمبر – امیرالمؤمنین علیه‌الصلاه والسلام هر کاری که کرد، برای پیشرفت اسلام بود. این‌که می‌بینید می‌گفتند فاطمه‌ی زهرا و امیرالمؤمنین و فرزندانشان گرسنه ماندند، علتش همین است. والا این جوان اگر به فکر کاسبی بود، می‌توانست بهتر از هر کاسبی، به کسب بپردازد. این همان علی است که بعدها در دوران پیری‌اش چاه می‌کند؛ چاهی که مثل گردن شتر، آب از آن بیرون می‌زد. آن‌وقت، هنوز دست و رویش را از گرد و غبار کار نشسته، می‌نشست و وقف نامه‌ی چاه را می‌نوشت! آن حضرت از این کارها زیاد کرده است. چقدر نخلستانها آباد کرده بود. چرا باید امیرالمؤمنین علیه‌الصلاه و السلام، در جوانی گرسنه بماند؟ در روایت است که فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها خدمت پیغمبر رفت. آن‌قدر گرسنگی کشیده بود که پیغمبر زردی گرسنگی را در صورت او مشاهده کرد؛ دل پیغمبر سوخت و برای دخترش دعا فرمود. همه‌ی تلاش امیرالمؤمنین علیه‌الصلاه والسلام در راه خدا و برای پیشرفت اسلام بود. آن حضرت برای خودش کاری نمی‌کرد. این، همان مصداق کامل بسیجی است. br /من به بسیجیانِ عزیزِ فعّالِ این کشورِ علوی و فاطمی عرض می‌کنم: امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام را الگوی خودتان قرار دهید که بهترین و بزرگترین الگو برای بسیجیان مسلمان در همه‌ی عالم، علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السّلام است.(۴۴) br /br /گفتار سوم: br /br /وظایف و انتظارات از بسیج br /تعیین اینکه امروز چه باید کرد؟ و کدام یک از مسایل باید در اولویت قرار گیرد؟، سوالاتی است که همواره باید توسط افراد و مجموعه های انقلابی مورد بازپرسی قرار گیرد. بسیج نیز در این میان باید وظایف خود را مرور کرده و در نسبت خود با انقلاب اسلامی، وظیفه خود را مشخص و معین نماید.حضرت امام خمینی(ره) در همان پیام فوق پیرامون وظیفه بسیج می فرمایند:« طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکز شان، از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجی ام دراین دو مرکز پاسدار اصول تغییر ناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند» br /همچنین فرمانده معظم کل قوا به عنوان، فرمانده ارشد بسیج و مراد همه بسیجیان، در این زمینه همواره وظایفی را برای این مجموعه تعریف و ترسیم می‌نمایند برخی از این وظایف برشمرده به شرح زیر است: br /br /1- حمایت از شعارهای جهانی انقلاب اسلامی br /نظام جمهوری اسلامی پرچم معنویت و اخلاق را بلند کرد. برافراشتن پرچم اخلاق، فقط از موضع موعظه‌گری قابل تأمین نیست؛ با حرکت عظیم و اقتدار ناشی از حضور مردم، این پرچم در دنیا برافراشته شده است. امروز ما در منبرهای عظیم جهانی و بین‌المللی، از عدالت و مظلومیت ملتها سخن می‌گوییم و این به برکت نظام جمهوری اسلامی است.حضور مردم و بسیج حقیقی دلها و جسمها و جانها می‌تواند پشتوانه‌ این حرکت عظیم جهانی باشد. این مسؤولیت عظیم بسیج است.(۴۵) br /br /2- مسئولیت بسیج در دفاع از هویت ملی و دینی br /از بزرگترین مسؤولیتهای یک مجموعه‌ی بسیج در کشور این است که از هویت ملی و دینی پاسداری می‌کند و باید پاسداری کند.(۴۶) br /br /3- وظیفه خطیر بسیج در عرصه سازندگی کشور br /امروز بسیج عناصر مؤمن و فداکار، علاوه بر دفاع مسلحانه از کشور و انقلاب، باید سازندگی کشور را نیز هدف دیگر خود قرار دهد. امروز، روزی است که همه‌ی نیروها باید همه‌ی سرمایه‌های علمی، فکری، تخصصی، تجربی، مادی و معنوی خود را همچون بسیجیان میدان جنگ، پشت سر دولت به میدان سازندگی وارد کنند؛ دولت به شکل بسیجی عمل کرده و نیروهای کارآمد بسیجی را به حضور در میدان سازندگی تشویق کند و با برنامه‌ریزی جامع، جایگاه هر قشر و هر فردی را در جهاد بازسازی کشور معین کند، و آحاد مردم نیز با ترجیح مصلحت سازندگی بر مصالح شخصی، فداکارانه در این میدان مجاهدت کنند.(۴۷) br /br /4- ضرورت حفظ آمادگی دائمی br /انتظاری که امام از بسیج داشت، آمادگی و حضور دائمی بود؛ زیرا بسیج، پشتوانه‌ اصلی انقلاب است.(۴۸) br /br /5- ضرورت دشمن شناسی br /بسیج، در سرتاسر کشور هوشیار باشد. همه‌ی نیروهای مسلح – ارتش، سپاه و نیروهای انتظامی – باید هوشیار باشند. همه باید هوشیار باشند؛ اما بسیج، احتیاج به هوشیاری مضاعف دارد. آحاد بسیج در هرجا هستند – در شهر، در ده، در عشایر، در دانشگاه، در حوزه‌ علمیه، در دبیرستان، در بازار، در اداره، در کارخانه – باید هوشیار باشند. دشمن، برای ضربه زدن به انقلاب و اسلام، از یک راه نمی‌آید؛ از راههای مختلف می‌آید. باید چشمتان را باز کنید، متوجه باشید و دشمن را بشناسید. امام بزرگوار، این خطوط را برای ما درست مشخص کردند.(۴۹) br /br /6 بسیج و قطع امید استکبار جهانی از جمهوری اسلامی br /شما جوانها باید دائم در صحنه باشید. باید دائم نشان دهید که جمهوری اسلامی آسیب‌ناپذیر است. نیروی مؤمن بسیج و نیروهای حزب‌اللهی در سرتاسر کشور و آحاد مؤمن در این کشور، باید کاری کنند که امید امریکا و صهیونیستها و بقیه‌ی قدرتهای دشمن از جمهوری اسلامی به کلی قطع شود.(۵۰) br /br /7- مقابله با اشاعه فساد و توطئه های دشمن br /دشمن برای شایع‌کردن فساد در بین جوانان این کشور، برنامه‌ریزی می‌کند. چه کسی باید در مقابل این اشاعه‌ی فساد بایستد؟ چه کسی باید در مقابل خرابکاریها بایستد؟ چه کسی باید در مقابل توطئه‌هایی که دشمن به وسیله‌ی عوامل خود در داخل کشور انجام می‌دهد و ممکن است یک عده آدم ساده‌لوح را هم به دنبال خود بکشاند، بایستد؟ بسیج؛ همین نیروی عظیم.(۵۱) br /br /8- حفظ فضای سالم در کشور br /امروز وظیفه بسیج، حفظ فضای سالم در کشور و منزوی کردن زشتی و آلودگی و غفلت و ریا و نفاق و شرک است. امروز نسل نوخاسته‌ کشور، با کمال صفا و پاکی به دنبال حقیقت می‌دود و تشنه آن است. در کجای کشور، شما جوانان نوخاسته – پسر و دختر – را می‌بینید که تشنه حقیقت و معنویت و فهمیدن و درست فهمیدن نباشند؟ این نسل پرعدد امروز کشور ما با صفای ذاتی جوانی خود و با تربیت اسلامی جامعه‌ی ما، دنبال حقیقت است؛ اما در کمین این نسل، گرگان درنده و روبهان حیله‌گری هستند. در کمین نسل نوخاسته‌ جوان ما کسانی نشسته‌اند که می‌خواهند او را بفریبند، یا بدرند و از بین ببرند.(۵۲) br /br /9- بسیج و باز کردن میدان‌های تازه‌ زندگی br /تجدد و نوگرایی حقیقی و باز کردن میدان‌های تازه‌ی زندگی، مطلوب اسلام است؛ اصلا اسلام این را از انسان خواسته؛ این به برکت تأمل، تعمق، کار درست، کار فکری، تلاش عملی، مجاهدت، استقبال از کار و از خطر در همه‌ی میدان‌ها، و همتها را بلند کردن به‌دست می‌آید. این کارها مربوط به کیست؟ مربوط به بسیج است. اگر بسیج را درست معنا کنیم، همین است.(۵۳) br /br /10- تقویت و افزایش بصیرت و آگاهی br /اساس بسیج در جمهوری اسلامی، بر آگاهی است. در این‌جا نظام جمهوری اسلامی هرگز نخواسته است عده‌ای بیایند و چشمهایشان را ببندند و با اطاعت کورکورانه و بی‌خبر از آنچه که اتفاق می‌افتد، به میدان بروند و اسلحه‌ها را بکشند و بنای جنگیدن بگذارند. این را ما نخواستیم. جمهوری اسلامی و امام این جمهوری – رضوان و رحمت خدا بر او – عکس این حرکت کردند. ملت ما با آگاهی راه‌افتاد، میدان را انتخاب کرد و در آن میدان جنگید. کسانی که در جبهه‌های نبرد، در هشت سال جنگ تحمیلی و قبل از آن و مقداری بعد از آن ایستادند و جنگیدند، علی بصیرةٍ جنگیدند. مکرر در مکرر از زبانشان شنیدیم که «ما برای خاک نمی‌جنگیم؛ ما برای یک وجب زمین نمی‌جنگیم؛ ما برای اهداف و آرمانهایمان می‌جنگیم.» این، همان معرفت است. br /من می‌خواهم عرض کنم: جوانان عزیز! بسیجیان عزیز! هر جای کشور که هستید، این بصیرت را روزبه‌روز زیاد کنید. نگذارید بعضی از نیازهای مادی و مسائل کوچک، جلو بصیرتها را بگیرد. بصیرتتان را حفظ کنید و دشمنتان را بشناسید. دشمن، ترفندهای گوناگون دارد؛ و آن ملتی موفق می‌شود که فریب نخورد… بصیر باشید در شناسایی دشمن. بصیر باشید در شناسایی ترفندهای دشمن.(۵۴) br /br /11- ضرورت خودسازی و هوشمندی و پایداری br /امروز دانشگاه، بیش از همیشه به بسیج دانشجویی و بسیج دانشجویان در صراط مستقیم انقلاب نیازمند است، و تشکل بسیج دانشجویی، بیش از همیشه به خودسازی و هوشمندی و پایداری.(۵۵) br /br /12- ضرورت خودسازی و مراقبت br /قرآن به ما می‌گوید: «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون.» یعنی سست نشوید، غمگین نشوید، شما بالاتر از دیگران هستید. به دنبال این جمله، قیدی دارد: «ان کنتم مؤمنین»؛ اگر مؤمن باشید. همه‌ی این حرفهایی که زدیم، مربوط به آن‌وقتی است که رابطه‌ی ما با خدا خوب باشد؛ مربوط به آن وقتی است که شما جوانان عزیز، با تقوا باشید؛ مربوط به آن وقتی است که شما زن و مرد، سعی کنید دینتان را حفظ کنید؛ در مقابل جاذبه‌های گناه، تسلیم نشوید و در مقابل وسوسه‌ شیطان، مقاومت کنید. شما می‌توانید و امتحان کردیم که شما می‌توانید. بالاترین وسوسه‌های شیطان، وسوسه‌ حفظ نفس است. چقدر شما در زیر گلوله‌ بارانهای پی‌درپی دشمن و آتشهای انبوهی که دشمن، در جنگ بر سرتان می‌ریخت، جلو رفتید و نترسیدید! br /بدانید امروز یکی از سلاحهای دشمنانی که مرگ بر آنها می‌گویید، این است که در مقابل جوانان ما دانه بپاشند – دانه‌ گناه، دانه‌ جاذبه‌های گناه، جاذبه‌های فساد – تا بلکه بتوانند آنها را جذب کنند. نفس قوی باید بایستد و تسلیم این جاذبه‌ها نشود. مراقب باشید! جوانان بسیجی ما مؤمنند، مطهرند، پاکند. اما ممکن است در میان آنها افرادی پیدا شوند که روح قوی نداشته باشند و تسلیم ترفند دشمن و شیطان گردند. این‌جا، تقوا به درد می‌خورد. تقوا یعنی این‌که دایم مراقب خودمان باشیم و نگذاریم که اشتباه کنیم. یکی از سلاحهای ما، دعاست؛ «لایملک الّا الدعاء.» ما دعا را داریم؛ سلاح دعا را داریم؛ سلاح تضرع را داریم و سلاح بکاء را داریم. br /پیش خدا تضرع کنید و همه چیز را با تضرع، از خدا بخواهید. این بازوی قوی، این اراده‌ی نیرومند و پولادین، با دعاست که کارایی پیدا خواهد کرد. در میدان جنگ هم، پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام دعا کردند و با تضرع از خدای متعال خواستند. امام عزیز ما هم در جنگ دعا می‌کرد. دل ما به دعاهای آن بزرگوار و دعاهای مؤمنین و صالحین، قرص بود.(۵۶) br /br /13- ضرورت حفظ و تقویت ارتباط با خدا br /یک ویژگی این است که در بسیج ملت ایران، مایه‌ی اصلی، ارتباط با خداست. جوان بسیجی یا هر قشری از قشرهای آن؛ یعنی مرد و زن و پیر و جوان بسیجی، دارای یک ارتباط معنوی و صمیمی با خداست. این، مایه‌ی اصلی کار است. آن عاملی که موجب می‌شود انسان در میدانها خسته نشود، یاد خداست. آن نیرویی که انسان را در مقابل همه‌ی قدرتها با قوت کامل نگه می‌دارد، توکل به خداست. اگر توکل و اعتماد به خدا و ارتباط با خدا بود، حرکت مردمی و بسیجی، حرکتی پایدار و ماندگار خواهد بود. و اگر نبود، یک هیجان و اشتعال در برهه‌ای از زمان پیدا می‌شود، ولی باقی نمی‌ماند و از بین می‌رود. شما اگر نگاه کنید، در دنیا کشوری را با خصوصیات کشور ایران پیدا نخواهید کرد که توانسته باشد در مقابل آن همه دشمن بایستد، بر آنها غالب شود، موانع را بردارد، راه خود را بگشاید، و در جهت اهداف خود حرکت کند.آن چیزی که تا امروز، این حرکت را در ایران اسلامی این‌طور مستقیم به سمت هدف هدایت کرده است، همین ایمان شما، ارتباطتان با خدا و روحیه‌ی دعا و تضرعی است که در نیروهای بسیجی ما وجود دارد. این، همان دعای کمیلی است که شما مقید بودید و هستید بخوانید. این، همان نماز جمعه‌های شماست. این، همان توسلات و توجهات شما به ائمه علیهم‌السّلام است. و این پیوند و رابطه‌ی معنوی است که همه چیز را حفظ کرده است. این، یک خصوصیت است که در جاهای دیگر نیست، و باید آن را حفظ کنید. (۵۷) br /br /14- اخلاق اجتماعی بسیج در ارتباط با مردم br /شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.(۵۸) br /br /15- تلاش برای افزایش محبوبیت بسیجیان در جامعه br /هر جوان بسیجی، مرد بسیجی، زن بسیجی، دانش‌آموز بسیجی، دانشجوی بسیجی، کارگر بسیجی و روحانی بسیجی می‌تواند محور باشد و انسانهایی را به خود جذب کند و با سخن و اخلاق و رفتار و درس خواندن و کار کردن و احساس مسؤولیت و آگاهی سیاسی و اطلاعات دینی و معنوی خود، مثل شمعی دلها را روشن کند و دیگران را امیدوار به آینده و آماده‌ی به کار برای حضور در میدانها قرار دهد. ببینید چه مسؤولیت بزرگ و سنگین و درعین‌حال شیرین و هیجان‌انگیزی است. br /این در صورتی به وجود می‌آید و به وقوع می‌پیوندد که در داخل سازمان نیروی مقاومت بسیج، کار اداره‌ی فکری و عملی و قلبی و اخلاقی و روحی و سیاسی از همه جهت، آن‌چنان منظم و با تدبیر صورت گیرد که بتواند چنین محصول عظیمی داشته باشد.(۵۹) br /br /16- مساجد را رها نکنید! br /مساجد را رها نکنید. نیروی مقاومت بسیج، بهترین جایی که دارد، همین مساجد است. منتها مساجد را مسجد نگه دارید. با امام جماعت مسجد، با عبادت کنندگان مسجد و با مؤمنینی که در مسجدند، برادرانه صمیمی باشید – که بحمداللَّه هستید – و آن را حفظ کنید و بیشتر کنید. اول وقت، نماز را به جماعت، پشت سر پیشنماز هر مسجدی که در آن هستید، بخوانید. در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید. در مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبی شرکت کنید. شما و امام جماعت آن مسجد – هر کس که هست – مشترکاً مسجد را حفظ کنید. برای مسجد، جاذبه درست کنید تا بچه‌ها، جوانان و زن و مرد محله، مجذوب مسجدی شوند که شما در آن هستید و بیایند. مسجد، پایگاه بسیار مهمی است.(۶۰) br /br /17- انتظارات از محفل بسیجیان br /من به شما برادران و خواهران عزیز – که فرزندان من هستید – مؤکدا توصیه می‌کنم که به عمق‌ها توجه کنید و آن را بطلبید؛ از ظواهر هم دست نکشید. این خطاست که کسی خیال یا توهم کند که باید باطن را درست کرد، ظاهر مهم نیست؛ نخیر، همین ظاهر، انسان را به وادی‌های گوناگونی می‌کشاند. ظاهر دینی، ظاهر اسلامی، پایبندی به تعبد دینی، همین مجالس دعا، همین مجالس توسل به ائمه (علیهم‌السلام) لازم است؛ منتها همه‌ی اینها را با دانایی همراه کنید. br /در مجلس روضه‌خوانی و سینه‌زنی بسیج وقتی شعر خوانده می‌شود، باید با معنا، با مضمون، جهتدار و همراه با درس باشد. br /وقتی در آن‌جا سخنرانی می‌شود، باید در جهت تعمیق فکر و اندیشه باشد. وقتی نماز جماعت می‌خوانید، نماز شما باید همراه با توجه به پروردگار و خشوع در مقابل او باشد. وقتی اعتکاف می‌کنید، وقتی روزه می‌گیرید، وقتی اجتماعات مذهبی تشکیل می‌دهید، باید همراه با توجه به خدای متعال و همراه با اخلاص باشد. کلید موفقیت اینهاست.(۶۱) br /br /گفتار چهارم: br /br /دشمنان بسیج br /همانطور که در ابتدای مقاله نیز اشاره شد از همان ابتدای شکل گیری, بسیج با دشمنان داخلی و خارجی مختلفی مواجه بود که قصد داشتند به هر نحو ممکن بسیج را از صحنه به در برند. این افراد در تلاشند تا با بکارگیری حربه quot;انکار ضرورت بسیج quot; و quot;متهم کردن بسیج quot; بسیج را تخریب کرده و پایگاه اجتماعی بسیج را تضعیف نمایند و زمینه اضمحلال آن را فراهم آورند. br /حضرت آیت الله خامنه ای رهبر در بیانات متعددی به بررسی مواضع دشمنان بسیج پرداخته و علل این کینه و عداوت را مشخص نموده است. در کلام و رهنمودهای معظم له نکات برجسته زیر به چشم می‌خورد: br /br /1- انکار بسیج، انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت کشور br /فرق است بین آن نیروهایی که به عنوان وظیفه‌ی سازمانی وارد میدان دفاع می‌شوند، با نیروهایی که به دنبال وظیفه‌ی ایمان و عشق و به دنبال دستور قاطع عواطف برخاسته از اعماق جان وارد میدان می‌شوند. این بسیج است. br /انکار بسیج، انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است. ما در میدان جنگ هم اگر بسیج را نداشتیم، کمیتمان لنگ بود. در دوران بعد از پایان جنگ هم اگر بسیج نمی‌بود و اگر امروز هم نباشد، کمیت این انقلاب و این نظام و همه‌ی حرکتهای سازنده‌ی این کشور لنگ است. انکار بسیج و بی‌احترامی به آن، یا نابخردانه است، یا خائنانه است. تا زمانی که برای این کشور امنیت لازم است و تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد – یعنی همیشه؛ چون همیشه احتیاج به امنیت هست – به نیروی بسیج، به انگیزه‌ بسیجی، به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج هست.(۶۲) br /br /2- دشمنان ملت؛ دشمنان بسیج br /ابراز دشمنی با بسیج، یعنی ابراز دشمنی با مجاهدت و تلاش و نشاط و کار در همه‌ میدان‌ها. خیلی روشن است که آرزومندان ناکامی این ملت، از بسیج ناراحتند. هر کس آرزومند است که این ملت ناکام بشود و شکست بخورد، از حضور بسیج ناراحت است. همه‌ دشمنان، همه‌ حاسدان، همه دل‌بستگان به دشمن در داخل، از بسیج خوششان نمی‌آید.(۶۳) br /br /3- موفقیتهای بسیج، خار چشم دشمنان br /از اول انقلاب تا امروز، بسیج خار چشم دشمنان بوده؛ چه دشمنان داخلی و چه دشمنان خارجی. همیشه بسیج مورد تهاجم لفظی و عملی دشمنان قرار داشته است. سمپاشی و لجن‌پراکنی علیه بهترین جوانان این کشور که در صفوف بسیج مستقرند، مخصوص یک دوره از دوره‌های پس از انقلاب نیست؛ از اول بوده، تا امروز هم بوده است؛ خواهد بود؛ بعد از این هم خواهد بود. br /البته دشمنان موفقیت‌های بسیج را می‌بینند. بسیج در میدان دفاع مقدس از خود حرکتی نشان داد که برای دنیا شگفت‌آفرین بود. حضور بسیج در میدان‌های جنگ و دفاع مقدس، هم به عنوان یک عمل نظامی، و هم به عنوان روحیه‌دهی به رزمندگان مستقر در سازمانهای نظامی – یعنی ارتش و سپاه – تأثیرات معجزآسایی داشته است. آن‌جایی که بسیج بود، روحیه و معنویت هم بود؛ طبعا ایستادگی و مقاومت هم بود و بر اثر آن همه، پیروزی هم نصیب می‌شد.(۶۴) br /br /4- نقش بسیج در دفاع از انقلاب اسلامی، علت دشمنی دشمنان br /خدا را شکر می‌کنیم که از روز اول انقلاب، نیروی خود جوش مردم در همه‌ی میدانها حاضر بود و امام، قدر این نیرو را دانست و آحاد ملت قدر این جریان جوشنده‌ی عظیم را در میان خودشان دانستند؛ آنهایی که خودشان حاضر نبودند، یا آمادگی نداشتند که در این میدانهای خطر وارد شوند، آن جوانان آماده و عناصر از خود گذشته را تحسین و تشویق کردند. این آن چیزی است که دستگاههای اقتدار جهانی را، دستگاههای استکبار را، آن کسانی را که می‌خواهند سرنوشت کشورها و ملتها را بناحق در دست گیرند، خشمگین می‌کند. br /این‌جاست که باید راز حمله‌ی تبلیغاتی به بسیج را فهمید. چرا در تبلیغات جهانی و رادیوها به بسیج اهانت می‌شود؟ چرا کسانی که همیشه چشم به دهان بیگانگان دارند تا حرف آنها را تکرار کنند، نسبت به بسیج زبان به ناسزا می‌گشایند؟ چون نقش بسیج را در حفظ استقلال ملی، در حفظ غرور ملی، در حفظ افتخارات ملی، در تأمین منافع ملی و بالاخره و بالاتر از همه در اعلاء پرچم اسلام و نظام جمهوری اسلامی می‌دانند؛ به جد با بسیج دشمنند؛ اما دشمنی آنها فایده‌ای ندارد. (۶۵) br /br /جمع بندی: br /در آستانه طلیعه چهارمین دهه انقلاب اسلامی، و طرح دو اصل کلیدی quot;پیشرفت quot; و quot;عدالت quot; توسط تئوریسین انقلاب اسلامی – حضرت آیت الله خامنه‌ای – به عنوان دو هدف مهم و برجسته دهه چهارم انقلاب اسلامی، مجموعه بسیج نیز باید ضمن توجه به رهنمودهای رهبری معظم انقلاب اسلامی، نسبت خود را با دو اصل مذکور مشخص نماید و خود را برای ورود به این دوران جدید آماده سازد. برای تحقق این امر بسیج نیازمند بازتعریف و ساماندهی جدیدی است و صاحب نظران در این مجموعه باید با شناخت نقط قوت و ضعف بسیج و توانمندیها و ظرفیتهای آن طرح جامع بسیج برای ورود به دهه چهارم انقلاب را فراهم آورندچرا حضرت امام(ره) در ضرورت توجه به بسیج می فرمایند:« من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می‌بوسم و می‌دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تاکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط دردام دوابرقدرت جهانی رابه دنبال خواهد داشت»(پیام به مناسبت هفته بسیج سال۱۳۶۷) br /br /پی‌نوشتها: br /1- حضرت امام خمینی(ره)، ۴/۹/۵۸، ۲ -۲۲/۴/۷۱، ۳-۵/۷/۶۸، ۴-۲۷/۸/۷۱، ۵-۲۱/۷/۸۰، ۶-۲/۶/۸۴، ۷-۵/۹/۷۶، ۸-۳۰/۸/۷۵‌، ۹-۸/۹/۷۴، ۱۰-۲۱/۸/۸۰، ۱۱-۳/۹/۷۸، ۱۲ -۷/۹/۸۴، ۱۳-۳۰/۸/۷۵، ۱۴-۲۱/۵/۷۱، ۱۵-۳/۹/۷۸، ۱۶-۵/۳/۸۴، ۱۷-۷/۹/۸۴، ۱۸-۷/۹/۸۴، ۱۹-۵/۳/۸۴، ۲۰-۵/۳/۸۴، ۲۱-۷/۹/۸۴، ۲۲-۲۹/۷/۷۹، ۲۳-۱۴/۷/۷۷، ۲۴-۳۰/۸/۷۵، ۲۵-۷/۹/۸۴، ۲۶ -۲۱/۵/۷۱، ۲۷-۵/۳/۸۴، ۲۸-۵/۹/۷۶، ۲۹ -۸/۹/۷۴، ۳۰ -۳/۹/۷۸، ۳۱-۲۹/۷/۷۹، ۳۲-۲۴/۸/۷۹، ۳۳-۱۴/۷/۷۷، ۳۴-۵/۳/۸۴، ۳۵-۲۷/۸/۷۱، ۳۶-۵/۹/۷۶، ۳۷-۲/۹/۷۷، ۳۸-۲۹/۷/۷۹، ۳۹-۷/۹/۸۴، ۴۰-۸/۹/۷۴، ۴۱-۷/۹/۸۴، ۴۲-۸/۹/۷۴، ۴۳-۷/۹/۸۴، ۴۴-۲۱/۵/۷۱، ۴۵-۷/۹/۸۴، ۴۶-۷/۹/۸۴، ۴۷-۳/۹/۷۳، ۴۸-۲۱/۸/۸۰، ۴۹-۲۱/۸/۸۰، ۵۰-۲/۸/۸۰، ۵۱-۶/۶/۶۸، ۵۲-۷/۹/۷۹، ۵۳-۲۲/۴/۷۱، ۵۴-۵/۹/۶۹، ۵۵-۲۱/۸/۸۰، ۵۶-۵/۳/۸۴، ۵۷-۲۷/۸/۷۱، ۵۸-۱۴/۷/۷۷، ۵۹-۲۷/۸/۷۱، ۶۰-۲۷/۸/۷۱، ۶۱-۶/۴/۶۸، ۶۲-۲۱/۸/۸۰، ۶۳-۲۷/۸/۷۱، ۶۴-۵/۳/۸۴، ۶۵-۷/۹/۸۴، ۲۴-۳۰/۸/۷۵، ۲۵-۷/۹/۸۴، ۲۶ -۲۱/۵/۷۱، ۲۷-۵/۳/۸۴، ۲۸-۵/۹/۷۶، ۲۹ -۸/۹/۷۴، ۳۰ -۳/۹/۷۸، ۳۱-۲۹/۷/۷۹، ۳۲-۲۴/۸/۷۹، ۳۳-۱۴/۷/۷۷، ۳۴-۵/۳/۸۴، ۳۵-۲۷/۸/۷۱، ۳۶-۵/۹/۷۶، ۳۷-۲/۹/۷۷، ۳۸-۲۹/۷/۷۹، ۳۹-۷/۹/۸۴، ۴۰-۸/۹/۷۴، ۴۱-۷/۹/۸۴، ۴۲-۸/۹/۷۴، ۴۳-۷/۹/۸۴، ۴۴-۲۱/۵/۷۱، ۴۵-۷/۹/۸۴، ۴۶-۷/۹/۸۴، ۴۷-۳/۹/۷۳، ۴۸-۲۱/۸/۸۰، ۴۹-۲۱/۸/۸۰، ۵۰-۲/۸/۸۰، ۵۱-۶ /۶/۶۸، ۵۲-۷/۹/۷۹، ۵۳-۲۲/۴/۷۱، ۵۴-۵/۹/۶۹، ۵۵-۲۱/۸/۸۰، ۵۶-۵/۳/۸۴، ۵۷-۲۷/۸/۷۱، ۵۸-۱۴/۷/۷۷، ۵۹-۲۷/۸/۷۱، ۶۰-۲۷/۸/۷۱، ۶۱-۶/۴/۶۸، ۶۲-۲۱/۸/۸۰، ۶۳-۲۷/۸/۷۱، ۶۴-۵/۳/۸۴، ۶۵-۷/۹/۸۴٫ br /br /نویسنده:مهدی سعیدی /p

Popularity: 2%

نگاهی به بسیج از ابتدا تا کنون

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0552/A0552492.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppوقتی از حضرت امام در خصوص نحوه تشکیل حکومت اسلامی و حراست از آن را سوال کردند؟ امام می گوید: «من اشتباه مصدق را مرتکب نخواهم شد بلکه بسیج مردمی را تشکیل خواهم داد». این اولین بیان و اولین قدم در راه تشکیل بسیج مردمی است که حضرت امام سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در نجف اشرف بیان فرمود./ppاولین بیان، اولین قدم: br /وقتی از حضرت امام در خصوص نحوه تشکیل حکومت اسلامی و حراست از آن را سوال کردند؟ امام می گوید: «من اشتباه مصدق را مرتکب نخواهم شد بلکه بسیج مردمی را تشکیل خواهم داد». این اولین بیان و اولین قدم در راه تشکیل بسیج مردمی است که حضرت امام سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در نجف اشرف بیان فرمود. حجت الاسلام رحمانی این خاطره را در مصاحبه با خبر نگار صبح صادق چنین بیان می کند. با تعدادی از طلبه ها و یاران امام جلساتی را در نجف داشتیم و پیرامون حکومت شاه و جریان اعتراضات مردمی با هم گفتگو می کردیم در جمع ما حجت الاسلام شهید محمد منتظری هم بود.صحبت در این خصوص بود انقلاب به پیروزی برسد.آیا امام با این ارتش وفادار به شاه وحکومت پهلوی می خواهد از انقلاب نگهداری کند یا فکر دیگری دارد؟ اقای منتظری گفتند که من این موضوع را از امام سئوال خواهم کردکه نتیجه پیگیری ایشان این شد که حضرت امام با یک تدبیر دور اندیشانه فرمودند: من اشتباه مصدق را که به ارتش شاه تکیه کرد مرتکب نخواهم شد، بلکه بسیج مردمی را تشکیل خواهم داد. این اولین بیان واولین قدم در ایجاد و تولد بسیج مردمی بود که خود مبنای یک شجره طیبه شد: br /br /کشجرة طیبه، اصلها ثابت و فرعها فی السماء … br /br /بسیج و سیر تحول آن: br /br /نام بسیج تا تبدیل آن به نام نیروی مقاومت بسیج و «سپاه های استانی » سیر تحول خاصی را پشت سر گذاشت، پس از پیام حضرت امام خمینی (ره) در آذر ماه ۱۳۵۹ مبنی بر تشکیل بسیج مردمی ، شورای انقلاب در مورخ ۱۰/۱۲/۵۹ « بسیج ملی » را به تصویب رسانید و پس از ۲ ماه همین شورا ، سازمان های آمادگی ملی و بسیج غیر نظامی را که در سالهای قبل ( ۵۱و ۵۴) توسط حکومت شاه تشکیل و برای اهداف خودشان آز آن استفاده می کردند در سازمان بسیج ملی ادغام کرد. مجلس شورای اسلامی نیز در اواخر دیماه ۱۳۵۹ قانون الحاق سازمان بسیج ملی به سپاه پاسداران را به تصویب رساند و سازمان بسیج ملی به عنوان واحد بسیج مستضعفین به سپاه پاسداران ملحق شد. پس از آن تا پایان دفاع مقدس با همین نام زیر نظر سپاه پاسداران به ماموریت های خود ادامه داد. br /br /در سال ۱۳۶۹ مقام معظم رهبری ضمن تغییر نام واحد بسیج مستضعفین به نیروی مقاومت بسیج سپاه این واحد را به عنوان یکی از نیرو های پنجگانه سپاه مشخص ماموریت های جدید آن را ابلاغ نمود. که این نام تا زمان طرح تحول ساختاری سپاه و تشکیل سپاه استانی همچنان ماهیت خود را حفظ نموده و اکنون در قالب طرح تحول سپاه منتظر آخرین تغییرات و تحول خود در سپاه های استانی و ستاد تخصصی است. br /br /بسیج و فرماندهان: br /br /این نهاد به مردمی زمان در فرماندهی نیز دستخوش تغییر و تحول گردید؛ اولین فرمانده آن حجت الاسلام امیر مجد بود. ولی پس از مدت قریب سه ماه بدلیل اختلافات به وجود آمده بین وی و بعضی از اعضای شورای انقلاب و بدلیل عملکرد غیر مسئولانه و سئوال برانگیزش در مسائل بسیج و ارتباط او با اعضاء دولت موقت و شخص بنی صدر ، برکنار گردید و حجت الاسلام احمد سالک به عنوان دومین فرمانده در بسیج منصوب شد، علی رغم عملکرد قوی و مثبت اقای سالک در بسیج و پیشرفت کمی و کیفی که به وجود آمد اما به واسطه اختلاف سلیقه بین فرماندهان وقت سپاه یعنی سردار محسن رضایی و آقای سالک پس از قریب ۲ سال حجت الاسلام سالک ضمن شرکت در انتخابات میان دوره مجلس شورای اسلامی و انتخاب ایشان به عنوان نماینده مردم اصفهان از بسیج استعفاء کرد و واحد بسیج با سرپرستی اقای اخوان چند ماهی به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه حجت الاسلام رحمانی در تاریخ ۲۰/۱۲/۶۱ توسط حضرت امام به فرماندهی بسیج منصوب گردید. این دوران یکی از با ثبات ترین و طولانی ترین دوران فرماندهی در بسیح بود که در طول دفاع مقدس تا پایان آن با جدیت پیگیری شد و بسیج نیز به رشد و بالندگی نسبتا مطلوبی رسید، هرچند که دفاع مقدس بیشترین انرژی مسئولین بسیج را به خود اختصاص می داد اما توسعه بسیج در تمامی استانهای، شهرها و روستا ها از طرفی و وزارت خانه ها و نهادهای دولتی و مراکز اموزشی از طرف دیگر ، باعث توسعه و تقویت ساختار فرهنگ بسیج در سراسر کشور گردید. پس از آقای رحمانی ، سردار علیرضا افشار با حکم مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۰/۱۲/۶۸ به فرماندهی نیروی مقاومت بسیج منصوب و وی نیز ضمن تداوم توسعه و ایجاد معاونت ها، سازمانها و مراکز جدید در بسیج به توسعه بیشتر بسیج به تناسب نیاز های جدید انقلاب در سراسر کشور همت گماشت که مجموعه این فعالیت ها در بخش های نظامی ، فرهنگی ، اقتصادی ، و سیاسی منشاء اثر و تحولات بسیاری در ساختار و سازمان بسیج شد. سردار افشار نیز به عنوان اولین فرمانده غیر روحانی بسیج پس از ۸ سال ، فرماندهی نیروی مقاومت را به سردار سید محمد حجازی واگذار نمود. سردار حجازی نیز به حکم مقام معظم رهبری در اواخر سال ۱۳۷۶ به فرماندهی این نهاد مردمی منصوب شد. مشارالیه ضمن تداوم فعالیت های بسیج در ابعاد مختلف با رویکرد و توجه خاص به بخش های فرهنگی ، اموزشی ، ورزشی و اقتصادی به جذب ، سازماندهی ، آموزش و بکارگیری بسیجیان پرداخت و از جمله فرماندهان موفق در عرصه فرهنگی شناخته شد. غعالیت ها و خدمات پنجمین فرمانده بسیج تا اوایل سال ۱۳۸۷ یعنی مقارن با انتصاب فرمانده جدید سپاه پاسداران یعنی سردار عزیز جعفری به طول انجامید تا اینکه با اجرای طرح تحول در سپاه و را اندازی سپاه های استانی ، وی به عنوان معاون هماهنگ کننده فرماندهی کل سپاه و سپس جانشین فرمانده کل سپاه منصوب شدو در این مرحله فرماندهی بسیج را سردار جعفری به عهده خود قرار داده و حجت الاسلام طائب را جانشین خویش در نیروی مقاومت بسیج برگزید، مناطق و نواحی بسیج در این تحول به سپاه های استانی ملحق و تحت فرماندهی واحد ، مستقیما به فرماندهی کل سپاه متصل و ادامه ماموریت یافتند. در ستاد نیروی مقاومت بسیج نیز ، معاونتهای در قالب نیرو های ستاد تخصصی نمسا به فعالیت خویش ادامه دادند. این تحول در بسیج و نیروی زمینی سپاه خود، منشاء اثر جدیدی است که دست فرماندهان استانی را در جهت پیشبرد اهداف سپاه ، بازگذاشته و آنان را مستقیم به فرماندهی کل سپاه مرتبط می نماید. حال با عنایت به تدبیر مقام معظم رهبری در هدایت قریب ده میلیون بسیجی ، آینده ای روشن و درخشان برای شجره طیبه بسیج و سپاه های استانی در این برهه از زمان پیش بینی می شود. br /br /فرماندهان معنوی در بسیج: br /br /حضرت امام در هر نهادی ، نماینده ای از خود برای مسائل عقیدتی و سیاسی منصوب می نمود، نیروی مقاومت بسیج در زمان آقایان امیر مجد، سالک و رحمانی بدلیل شخصیت روحانی آنان واینکه در مرکزیت سپاه ، علمایی همچون آیات و حجج اسلام ، شهید محلاتی ، طاهری ، خرم آبادی، فاکر، نوری ، عراقی ، موحدی کرمانی حضور داشت لذا بسیج بصورت خاص نمایندگی نداشتند تا اینکه در زمان فرماندهی سرداران افشار و حجازی بترتیب حجج اسلام فقیهی ، مصلحی و محمدی منصوب گردیده و مسئولیت هدایت عقیدتی و سیاسی پاسداران و بسیجیان در نیروی مقاومت بسیج را عهده دار شدند. و همکنون حجت الاسلام و المسلمین محمدی به عنوان نمایندگی ولی فقیه در نمسا ماموریت های نمایندگی را انجام می دهد. البته نا گفته پیداست که نمایندگی ولی فقیه در نمسا نیز بواسطه طرح تحول سپاه ، تغییراتی پیدا نموده و خواهد نمود. br /br /بسیج و کارکردهای آن: br /br /بسیج مستضعفان ، واحد بسیج ، نیروی مقاومت بسیج و یا سپاه های استانی و هر نام دیگری که نیرو های مردمی را بصورت سازمان یافته در جهت پیشبرد اهداف اسلام ناب محمدی(ص) بکارگیری کرده است از ابتدای پیدایش و تولدش، منشاء اثری بسیاری از برکات و خدمات شده است که بخشی از آن عبارتند از: br /br /ایجاد امنیت اجتماعی ، حضور فعال در دفاع مقدس ، حضور فعال در عرصه های اعتقادی و سیاسی حضور فعال در مسائل فرهنگی و آموزشی، حضور فعال در عرصه سازندگی و … br /br /حضور بسیج در این عرصه ها به شهادت دوستان و دشمنان انقلاب باعث تنومند شدن درخت انقلاب کردیده است که هر کدام آن می تواند سرفصل کتبی باشد که در این مختصر نمی توان به آن پرداخت ولی بواسطه اهمیت آن مختصری به هرکدام از کارکردهای می پردازیم. br /br /بسیج و امنیت اجتماعی: br /br /از آنجایی که ماهیت بسیج یک ماهیت مردمی و حضور آنان در کوی و برزن بوده و هست لذا از ابتدای تاسیس ، یکی از عوامل مهم هدف گذاری شده نقش بازدارندگی و ایجاد امنیت اجتماعی و شهری است. بسیج در مقابل اقدامات ضد انقلاب در اوایل انقلاب بسیار موفق عمل کرد و با بر پایی پستهای ایست و بازرسی در شب و جمع اور ی اطلاعات که حضرت امام (ره) از ان به اطلاعات ۲۰ میلیون یاد کردند. از هرگونه تحرک ضد انقلاب جلوگیری کرده و یا حداقل فعالیت های آنان را محدود می نمودند.پس از این مرحله نقش حضور بسیجیان در پایگاه های مردمی و مساجد که حضرت امام (ره) از مساجد به عنوان سنگر یاد کردند، باعث انسجام بیشتر نیروهای انقلابی و آمادگی برای مقابله با هرگونه اغتشاشات داخلی شده بود مقابله با ناهنجاری های اخلاقی در جامعه و جلوگیری از سرقت و جنایت های محلی نیز از جمله کارکردهای مهم بسیج بود که نیرو های انتظامی را در انجام ماموریت های خود یاری می کرد. br /br /بسیج و دفاع مقدس: br /br /یکی از ماندگارترین مقطع تاریخی بسیج، عملکرد این نهاد مردمی در دوران دفاع مقدس است، بگونه ای که به شهادت آمار و اطلاعات رسمی مراکز و نهاد ها بیشترین قشر حاضر در دفاع وبیشترین شهداء ، بیشترین جانبازان و بیشترین اسرا را بسیج تشکیل می داد. حضرت امام (ره) ومقام معظم رهبری همواره بر نقش و حضور موثر بسیجیان در دفاع مقدس تاکید داشته و آن را از مهمترین عامل حفظ و بقای انقلاب و کشور در تهاجم دشمن می دانستند. سپاه پاسدارن در تمام مقاطع زمانی و در تمام عملیاتهای جنگی همواره با تکیه بر بسیجیان حاضر در تیپ ها و لشکر ها که بیش از ۷۰% آن را تشکیل می دانند اقدام به طراحی عملیتهای بزرگ می کرد و غالبا نیز موفق می شد. و این بود که نقش بسیج در جنگ و دفاع مقدس تاریخ ماندگار این نهاد مردمی به شماره می آید. br /br /بسیج و توسعه فرهنگ ایثار و شهادت: br /br /یکی از کارکردها مهم بسیج در سطح داخلی ، منطقه ای و بین المللی نیز نمود پیدا کرد نقش و جایگاه فرهنگ بسیجی بود. فرهنگ ایثار و خود گذشتگی ، جانبازی ، فداکاری ، خستگی ناپذیری ، تواضع، ادب، متانت، بردباری، ساده زیستی ، خوشرویی و صدها صفات حسنه ای که حکمت بعثت انبیاء علیهم السلام را تشکیل می داد، در بسیج می توان یافت. همه این صفات را می توان در روحیه بسیجی خلاصه کرد.روحیه ای که مصادیق آن را در اقصی نقاط جهان می توان یافت . اگر در دفتر بیانات امام (ره) و رهبری تورق کنیم، مکرر می توان از ایشان در وصف بسیجیان ، جملات تجلیل یافت، امام (ره) که هرگز اغراق در زندگی اش راه نداشت می فرمود: من بر دست و بازوی شما پیشگامان رهایی بوسه می زنم و آروز می کرد که با بسیجیان محشور شود و خلاصه انکه یکی از زیباترین ، جذابترین و موثر ترین کارکرد بسیج « توسعه روحیه بسیجی است که اثراتش از مرزهای جغرفیای فراتر رفته است. br /br /بسیج و سازندگی: br /br /درست است که ایجاد قرارگاه بسیج سازندگی از سال ۱۳۷۰ به بعد تشکیل و هم اکنون ، سالانه میلیونها بسیجی در طرحهای مختلف سازندگی کشور شرکت می نمایند اما در اصل سابقه مشارکت بسیج وبسیجیان در امور سازندگی کشور به دهه اول انقلاب و درست از زمان تاسیس جهاد سازندگی به فرمان امام بر می گردد؛ زیرا تمام ویژگی های را که بسیجیهای سپاه داشتند به آسانی می توان در نیرو های رزمنده جهادگر جهادسازندگی یافت. لذا « جهادگر» سنگر ساز بی سنگر در جبهه ها و پشت جبهه ها در روستاها و بیابان ها و جاده ها ، با همان روحیه و با همان ملاک یک «بسیجی» به امر حضرت امام (ره) در عرصه های سازندگی کشور حضور پیدا کرد و تا هم اکنون این روحیه و این سازندگی در بسیجیان وجود دارد. ساخت شهر های ویران شده در جنگ ، آبادانی و عمران روستاهای کشور ، راه سازی ، سدسازی ، دامپروری، طرح های بهداشتی و درمانی همچون «طرح پیشگیری از فلج اطفال» ، آبرسانی ، حضور در مناطق زلزله زده و سیل زده و همه و همه میسر نبود مگر اینکه در کنار این سازندگی ها یک روح و نگاه بسیجی حکم فرما می شد و با همین نگاه است که هم اکنون به فرمان مقام معظم رهبری قرارگاه سازندگی بسیج راه اندازی و در پروژه های مختلف کشور ضمن عقد قرار دادهای بزرگ با وزارتخانه ها نهاد های دولتی، قدم های بزرگی را همه ساله در عرصه سازندگی کشور برداشته و بر می دارند.نقش بسیج در عرصه های علمی ، آموزشی و ورزشی: br /br /فعالیت در عرصه علمی، اموزشی و ورزشی ، هیچگاه برای بسیج بسته نبود، قدمت و سابقه فعالیت های علمی آموزشی و ورزشی بسیج به دوران دفاع مقدس بر می گردد، آنجا که مجتمع های آموزشی رزمندگان اسلام در جبهه ها و پشت جبهه ها با هدف جبران عقب ماندگی تحصیلی رزمندگان اسلام تشکیل و راه اندازی شد. این عرصه نیز مانند سایر موقعیت ها و وضعیت ها، محلی بود برای درخشش استعداد های خدادادی بسیجان، موفقیت در مراکز آموزشی همچون حوزه علمیه ؛ دانشگاه ها، حضور در المپیاد های علمی، ثبت اختراع های علمی، تشکیل کانون های دانش پژوهان بسیج تشکیل و راه اندازی مرکز تحقیقات و خودکفایی بسیج، موفقیت در مقاطع تحصیلی دکتری و مهندسی انواع رشته های دانشگاهی ، تنها بخشی اشاره ای گذراه به کارکردهای بسیج است. اما در عرصه ورزشی نیز بواسطه اهمیت و ضرورت حفظ سلامتی و نشاط جوانان بسیج با فراهم نمودن زمینه های مناسب بخصوص پس از اتمام جنگ ، جمعیت قابل توجهی از جوانان را وارد این عرصه نماید، هدف اول و اصلی در تشکیل مراکز ورزشی بسیج ایجاد حفظ سلامتی و نشاط و پر نمودن اوغات فراغت آنان بوده است اما موفقیت بسیجان در عرصه های ورزشی و حضور در تیم های قهرمانی ومدال آور از جمله افتخارات این نهاد مردمی است که باید در جای خود به آن پرداخت.بسیج و بینش عقیدتی سیاسی: br /br /اعتقاد به اسلام ناب محمدی و انقلاب اسلامی به عنوان تداوم بخش را انبیاء الهی و رویکرد و توجه به نهضت سرخ حسینی و نهضت سبز مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از شاخصه های یک جوان بسیجی بوده و هست . از ابتدای تولد بسیج کمتر بسیجی را می توان یافت که بر این باور به جمع بسیج نپیوسته باشد و این اعتقاد بود که در بسیج رشد و نمو نموده و جزو مسائل لاینفک حیات و زندگی بسیجیان شد. نهاد مکتبی بسیج از همان ابتدا با انگیزه های معنوی و بصیرت سیاسی متولد شد و روند صعودی خود را تا کنون طی نموده است، توجه به مسائل اخلاقی، اعتقادی و پاسخ به شبهات دینی در جهت تقویت ریشه ها ، آموزه های مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم سلام از ویژگی های بسیج بوده است. در زمینه های سیاسی نیز چنین بصیرت، دور اندیشی و توجه به مسائل سیاسی داخلی و خارجی مشاهده می شود چراکه بسیجیان از تاریخ عبرت ها و درسهای فراوان گرفته اند . عبرت های غدیر، کربلا، مشروطه، همه و همه این پیام را برای بسیجیان تداعی کرده است که راه امام حسین علیه السلام و راه تنها بازمانده شجره اهل بیت (ع) ارتقاء سطح بصیرت و بینش سیاسی و حمایت تام از ولی فقیه و نایب امام زمان (عج) اسن که رمز پیروزی و تداوم انقلاب هم همین بوده و لذا یکی از کارکردهای مثبت و موفق بسیج، حضور در صحنه های اعتقادی و سیاسی ایران اسلامی است توجه به مسائل بین المللی و وضعیت سیاسی جهان اسلام نیز از دستور کار بسیجیان خارج نبوده و ایران اسلامی را زمینه های تشکیل حکومت جهانی اسلام به رهبری حضرت مهدی (عج) می دانند. br /br /نویسنده:حسن شرافتی /p

Popularity: 3%

درسهایی برای زندگی از مکتب امام باقر (ع)

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;/ppزندگى امام، آینه تمام نماى زندگى شرافتمندانه انسانهاى موحد و متعالى است.یکى از بارزترین ویژگیهاى امام جامعیت اوست. توجه به علم، او را از اخلاق و فضایل روحى غافل نمى‏سازد و روى آورى به معنویات و عبادت و بندگى، وى را از پرداختن به زندگى مادى و روابط اجتماعى و اصلاح جامعه باز نمى‏دارد ./ppزندگى امام، آینه تمام نماى زندگى شرافتمندانه انسانهاى موحد و متعالى است.یکى از بارزترین ویژگیهاى امام جامعیت اوست. br /br /توجه به علم، او را از اخلاق و فضایل روحى غافل نمى‏سازد و روى آورى به معنویات و عبادت و بندگى، وى را از پرداختن به زندگى مادى و روابط اجتماعى و اصلاح جامعه باز نمى‏دارد . br /br /در حالى که انسانهاى معمولى، در بیشتر زمینه‏ها گرفتار افراط و تفریط مى‏شوند، اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشه‏نشینى کشیده مى‏شوند و اگر به کار و تلاش رو آورند، از انجام بایسته وظایف عبادى و معنوى، دور مى‏مانند! br /br /* کار و تلاش در اوج زهد و تقوا br /انسانهاى کم ظرفیت و کوته‏اندیش، گمان مى‏کنند که لازمه زهد و تقوا، این است که خرقه‏اى پشمینه بر دوش افکنده و زاویه خلوتى را انتخاب کنند و روى از خلق بگردانند تا به خدا نزدیک شوند! br /br /اینان گمان مى‏کنند که تلاش براى تأمین معاش و کسب روزى، مخالف زهد و توکل است، و وظیفه انسان فقط ذکر گفتن و پرداختن به نماز و روزه مى‏باشد و روزى از هر جا که باشد مى‏رسد ! ولى برنامه امامان (ع)، و از جمله امام باقر (ع) غیر از این بوده است.آنان، در اوج زهد و تقوا و در نهایت عبادت و بندگى خدا، اهل کار و تلاش بوده‏اند، و از این که دیگران روزى آنها را تأمین کنند و خرج زندگى ایشان را بپردازند، بشدت بیزار بوده‏اند. br /br /محمد بن منکدر یکى از زهاد معروف عصر امام باقر (ع) است که همانند طاووس یمانى و ابراهیم بن ادهم و عده‏اى دیگر، داراى گرایشهاى صوفیانه بوده است.او خود نقل مى‏کند: br /br /در یکى از روزهاى گرم تابستان، از مدینه به سمت یکى از نواحى آن، خارج شدم، ناگاه در آن هواى گرم، محمد بن على (ع) را ملاقات کردم که با بدنى فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسیدگى به امور زندگى است.با خود گفتم: بزرگى از بزرگان قریش، در چنین ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنین وضعیت جسمى، به فکر دنیا است! به خدا سوگند، باید پیش رفته و او را موعظه کنم. br /br /به آن حضرت نزدیک شدم و سلام کردم. br /br /او نفس زنان و عرق ریزان، سلامم را پاسخ گفت. br /br /فرصت را غنیمت شمرده، به او گفتم: br /br /خداوند، کارهایت را سامان دهد! چرا بزرگى چون شما در چنین شرایطى به فکر دنیا و طلب مال باشد! براستى اگر مرگ در چنین حالتى به سراغ شما بیاید، چه خواهید کرد! br /br /امام باقر (ع)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ایستاد و فرمود: br /br /به خدا سوگند، اگر در چنین حالتى مرگ به سراغم آید، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بى‏نیاز مى‏سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسى دراز نکنم) . br /br /من زمانى از خدا بیمناک هستم که هنگام معصیت و نافرمانى خدا، مرگم فرا رسد! br /br /محمد بن منکدر مى‏گوید: br /br /پس از شنیدن این سخنان، به آن حضرت عرض کردم: خداى رحمتت کند، من‏مى‏خواستم شما را موعظه کنم، اما شما مرا راهنمایى کردید. (۱) br /br /* حضور سازنده و مؤثر در جامعه br /امام باقر (ع) با این که توجه به استغناى نفس و لزوم تلاش براى کسب معاش داشت و عملا در این راستا گام مى‏نهاد، اما هرگز زندگى خود را وقف تأمین معاش نکرده بود، بلکه همت اصلى آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود. br /br /این درست است که نباید براى تأمین زندگى، سربار دیگران بود، ولى این نکته را نیز باید در نظر داشت که هدف اصلى و عالى زندگى، دستیابى به رفاه، و ثروت نیست و نباید در طریق تلاشهاى دنیوى، از ارزشهاى اصیل زندگى غافل بود. br /br /امام باقر (ع) در روزگار خود، بزرگترین تأثیر علمى و عملى را براى جامعه خویش داشت. br /br /حضور در مجامع علمى و تأسیس جلسات فرهنگى، یکى از بهترین و ارزنده‏ترین نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع مسلمانان بوده و هست، زیرا هر گونه تکامل اجتماعى در ابعاد اخلاقى و معنوى و اقتصادى و…منوط به تکامل فکرى و فرهنگى است. br /br /براى تبیین نقش حیاتى امام باقر (ع) در جامعه اسلامى، یاد همین نکته کافى است که: br /br /جمع عالمان بر این عقیده اتفاق دارند که فقیه‏ترین مردم در آغاز سلسله فقیهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بشمار مى‏آیند. (۲) و سخن حسن بن على الوشاء (۳) که از معاصران امام رضا (ع) مى‏باشد، خود گواهى روشن بر مدعاى ماست که مى‏گوید: نهصد شیخ و بزرگ راوى حدیث را در مسجد کوفه مشغول تدریس یافتم که همگى از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) نقل حدیث مى‏کردند. (۴) br /br /محققان بر این عقیده‏اند که امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در حقیقت بنیانگذار دانشگاه اهل البیت هستند که حدود شش هزار رساله علمى از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است . br /br /اصول اربعمائه همان رساله‏هاى چهار صد گانه‏اى است که در میان محدثان شیعه، به عنوان کتب اصول شناخته مى‏شود و از جمله آن شش هزار رساله به شمار مى‏آید، و چه بسا بیشتر محتویات کتب چهارگانه شیعه (کافى، من لا یحضره الفقیه، تهذیب و استبصار) از همین رساله‏هاى اربعمائه گرفته شده باشد. (۵) br /br /مرجعیت و پاسخگویى به پرسشهاى مردم br /ابو بصیر مى‏گوید: امام باقر (ع) در مسجد الحرام نشسته بود و گروه زیادى از دوستدارانش برگرد او حلقه زده بودند.در این هنگام طاووس یمانى به همراه گروهى به من نزدیک شد و پرسید: آن مردم در اطراف چه کسى حلقه زده‏اند؟ br /br /گفتم: محمد بن على بن الحسین (باقر العلوم علیه السلام) است که نشسته و مردم دور او گرد آمده‏اند. br /br /طاووس یمانى گفت: من نیز به او کار داشتم.آنگاه پیش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آیا اجازه مى‏دهید مطالبى را از شما بپرسم؟ br /br /امام باقر (ع) فرمود: آرى بپرس! (۶) طاووس یمانى سؤالهایش را مطرح کرد و امام (ع) به او پاسخ بایسته را ارائه داد.ابو حمزه ثمالى نیز مى‏گوید: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردى پیش آمد، سلام کرد و گفت: تو کیستى؟ br /br /به او گفتم: مردى از اهل کوفه‏ام.چه مى‏خواهى و در جستجوى چه هستى؟ br /br /مرد گفت: آیا ابو جعفر، محمد بن على (ع) را مى‏شناسى؟ br /br /گفتم: بلى، به آن گرامى چه کار و حاجتى دارى؟ br /br /گفت: چهل مسأله آماده کرده‏ام تا از وى سؤال کنم و آن چه حق بود بپذیرم. br /br /ابو حمزه مى‏گوید: از آن مرد پرسیدم، آیا تو فرق بین حق و باطل را مى‏دانى؟ br /br /مرد گفت: آرى… br /br /در این هنگام امام باقر (ع) وارد شد در حالى که گروهى از اهل خراسان و مردم دیگر در اطراف وى بودند و مسایل حج را از آن حضرت مى‏پرسیدند. br /br /آن مرد نیز نزدیک امام نشست و مطالب خود را با آن حضرت در میان گذاشت و جواب لازم را دریافت داشت. (۷) br /br /این نمونه‏ها و موارد دیگر، بروشنى مى‏نمایاند که امام باقر (ع) چگونه مورد رجوع مردم بوده و به نیازهاى مختلف آنان رسیدگى مى‏کرده است. br /br /* رسیدگى به محرومان br /درباره امام باقر (ع) گفته‏اند: هرگز شنیده نشد که نیازمندى نیازش را به آن حضرت اظهار داشته و با پاسخ منفى، مواجه شده باشد. br /br /امام باقر (ع) همواره توصیه مى‏کرد که وقتى نیازمندان به شما رو مى‏آورند و یا شما مى‏خواهید آنان را صدا بزنید، بهترین نامها و عناوین را درباره آنان به کارگیرید (۸) و با عناوین و اوصاف زشت و بى ارزش و با بى احترامى با ایشان برخورد نکنید) . br /br /امام صادق (ع) مى‏فرماید: پدرم با این که از نظر امکانات مالى، نسبت به سایر خویشاوندان، در سطح پایینترى قرار داشت و مخارج زندگى وى، سنگینتر از بقیه بود، هر جمعه به نیازمندان انفاق مى‏کرد و مى‏فرمود: انفاق در روز جمعه، داراى ارجى فزونتر است، چنان که روز جمعه، خود بر سایر روزها برترى دارد. (۹) br /br /و نیز این سخن را هم امام صادق (ع) فرموده است: br /br /در یکى از روزها به حضور پدرم رسیدم در حالى که میان نیازمندان مدینه، هشت هزار دینار، تقسیم کرده و یازده برده را آزاد ساخته بود. (۱۰) br /br /سخاوت و مروت نسبت به دوستان br /عمرو بن دینار و عبد الله بن عبید مى‏گویند: ما هرگز به ملاقات امام باقر (ع) نرفتیم، مگر این که به وسیله هدایا و پوشاک و امکانات مالى، از ما استقبال و پذیرایى کرده، مى‏فرمود : اینها را از قبل براى شما تدارک دیده بودم. (۱۱) br /br /ظاهرا منظور امام از بیان جمله اخیر این بوده است که دوستان و میهمانانش احساس شرم و نگرانى نکنند و گمان نبرند که با دریافت آن هدایا و امکانات، بر زندگى شخصى امام باقر (ع) کم و کاستى را تحمیل کرده‏اند.سلمى یکى از خدمتکاران خانه امام باقر (ع) است.او مى‏گوید: br /br /برخى از دوستان و آشنایان امام باقر (ع) به میهمانى آن حضرت مى‏آمدند و از نزد وى بیرون نمى‏شدند، مگر این که بهترین غذاها را تناول کرده و چه بسا گاهى لباس و پول از آن گرامى دریافت مى‏کردند. br /br /سلمى مى‏گوید: گاهى من با امام در این باره سخن مى‏گفتم که خرج خانواده br /br /شما، خود سنگین است و از نظر در آمد وضع متوسطى دارید (بهتر این است که در پذیرایى از دوستان و مهمانان با احتیاط بیشترى رفتار کنید!) اما امام مى‏فرمود: اى سلمى! نیکى دنیا، رسیدگى به برادران و دوستان و آشنایان است، و گاهى حضرت پانصد و تا هزار درهم هدیه مى‏داد . (۱۲) br /br /اسود بن کثیر مى‏گوید: تهیدست شدم و دوستانم به من رسیدگى نکردند.نزد امام باقر (ع) رفتم و از نیازمندى خود و جفاى برادران شکوه کردم، آن حضرت فرمود: br /br /بد برادرى است آن برادرى که به هنگام ثروت و توانمندى، حالت را بپرسد و تو را در نظر داشته باشد، ولى زمانى که تهیدست و نیازمند شدى، از تو ببرد و به سراغت نیاید! سپس امام به خدمتکارش دستور داد تا هفتصد درهم نزد من گذارد، و فرمود: این مقدار را خرج کن و هر گاه تمام شد و نیاز داشتى باز مرا از حال خود با خبر ساز. (۱۳) br /br /* شکیبایى و بردبارى در روابط اجتماعى br /شرط اصلى حضور سازنده و مفید در جامعه، برخوردارى فرد از صبر و شکیبایى است.این ویژگى به عالیترین شکل آن در زندگى امام باقر (ع) مشهود است. br /br /براى نمایاندن این ویژگى ارزشمند در زندگى آن حضرت نقل این حدیث کافى است که: br /br /مردى غیر مسلمان (نصرانى) در یکى از روزها با امام باقر (ع) روبرو شد.آن مرد به دلیلى نامشخص نسبت به آن حضرت، کینه داشت، از این رو دهان به بدگویى گشود و با تغییر اندکى در اسم امام باقر (ع) گفت: br /br /تو بقر (گاو) هستى! br /br /امام بدون این که خشمناک شود و عکس العمل شدیدى نشان دهد، با آرامش خاصى فرمود: من باقرم . br /br /مرد نصرانى که از سخن قبل به مقصود نرسیده بود و احساس مى‏کرد نتوانسته است امام را به خشم وادارد، گفت: br /br /تو فرزند زنى آشپز هستى! br /br /امام فرمود: این حرفه او بوده است (و ننگ و عارى براى او نخواهد بود) br /br /مرد نصرانى، پا فراتر نهاد و با گستاخى هر چه تمامتر گفت: br /br /تو فرزند زنى سیاه چرده و زنگى و…هستى! br /br /امام (ع) فرمود: اگر تو راست مى‏گویى و مادرم آن گونه که تو توصیف مى‏کنى بوده است، پس از خداوند مى‏خواهم او را بیامرزد، و اگر ادعاهاى تو دروغ و بى اساس است، از خداوند مى‏خواهم که تو را بیامرزد! br /br /در این لحظه، مرد نصرانى که شاهد حلم و بردبارى اعجاب انگیز امام باقر (ع) بود و مشاهده کرد که این شخصیت اصیل و پر نفوذ، علیرغم پایگاه عظیم اجتماعى و علمى خود که صدها شاگرد از درس او بهره مى‏گیرند و در میان قریش و بنى هاشم از ارج و منزلت و حمایت برخوردار است، به جاى عکس العمل منفى و مقابله به مثل در برابر بد زبانیهاى او، چون کوه صبر و شکیبایى، آرام و مطمئن ایستاده و با او سخن مى‏گوید، ناگهان در دادگاه وجدان خویش، خود را محکوم وشکست خورده یافت، و بى تأمل از گفته‏هاى خود معذرت خواهى کرد و اسلام آورد . (۱۴) br /br /ارزش و اهمیت این گونه شکیبایى و بردبارى، چه بسا براى بسیارى از انسانها، نامفهوم باشد، ولى کسانى چون خواجه نصیر الدین طوسى که از یک سو افضل عالمان عصر خویش در علوم عقلى و نقلى شناخته شده، و از سوى دیگر منصب وزارت را در دستگاه حکومت به وى واگذار کرده‏اند، در اوج موقعیت علمى و اجتماعى، به امام خویش اقتدا کرده و در مقابل بدگویان به صبرى شگفت نایل مى‏شود. br /br /شخصى به او خطاب مى‏کند: اى سگ، و اى سگ زاده! br /br /اما او در پاسخ مى‏گوید، این سخن تو درست نیست، زیرا سگ بر چهار دست و پا راه مى‏رود و من چنین نیستم، سگ چنگال دارد، شعور ندارد، نمى‏اندیشد، ولى من چنین نیستم و… (۱۵) br /br /براستى چنین شکیبایى و تحملى را جز در پیروان مکتب اهل بیت نمى‏توان پیدا کرد. br /br /* صمیمیت و محبت با دوستان br /یکى از دوستان امام باقر (ع) به نام ابى عبیده مى‏گوید: br /br /در سفر، رفیق و همراه، امام باقر (ع) بودم.در طول سفر همیشه نخست من سوار بر مرکب مى‏شدم و سپس آن حضرت بر مرکب خویش سوار مى‏شد. (و این نهایت احترام و رعایت حرمت بود) . br /br /زمانى که بر مرکب مى‏نشستیم و در کنار یکدیگر قرار مى‏گرفتیم، آن چنان با من گرم مى‏گرفت و از حالم جویا مى‏شد که گویى لحظاتى قبل در کنار هم نبوده‏ایم ودوستى را پس از روزگار دورى جسته است. br /br /به آن حضرت عرض کردم: br /br /اى فرزند رسول خدا! شما در معاشرت و لطف و محبت به همراهان و رفیقان به گونه‏اى رفتار مى‏کنید که از دیگران سراغ ندارم، و براستى اگر دیگران دست کم در اولین برخورد و مواجهه، چنین برخورد خوشى با دوستانشان داشته باشند، ارزنده و قابل تقدیر خواهد بود. br /br /امام باقر (ع) فرمود: آیا نمى‏دانى که مصافحه (نهادن دست محبت در دست دوستان و مؤمنان) چه ارزشى دارد؟ مؤمنان هر گاه با یکدیگر مصافحه کنند و دست دوستى بفشارند، گناهانشان همانند برگهاى درخت فرو مى‏ریزد و در منظر لطف خدایند تا از یکدیگر جدا شوند. (۱۶) br /br /محبت و عاطفه نسبت به خانواده br /محبت و عاطفه نسبت به فرزندان و اعضاى خانواده در اوج رعایت ارزشهاى دینى و الهى، چیزى است که تنها در مکتب اهل بیت به صحیحترین شکل آن دیده مى‏شود.کسانى که از مکتب اهل بیت (ع) دور مانده‏اند، چه آنان که اصولا پایبند به دین نیستند و چه آنان که دین را از طریق غیر اهل بیت دریافت کرده‏اند، در ایجاد تعادل میان عواطف و ارزشها گرفتار افراط و تفریط شده‏اند. br /br /گروهى آنچنان دلبسته به فرزند و زندگى هستند که همه قوانین و ارزشهاى دینى و اجتماعى را فداى آن مى‏کنند، و دسته‏اى آنچنان گرفتار جمود و جهالت شده‏اند که گمان کرده‏اند، توحید و محبت به خدا مستلزم بى‏عاطفگى و بى مهرى نسبت به غیر خداست.این گروه دوستى و محبت زن و فرزند را عار مى‏دانند و در مرگ‏عزیزانشان، حتى از قطره‏اى اشک دریغ دارند، ولى در مکتب امام باقر (ع) خبرى از این افراط و تفریطها نیست. br /br /گروهى نزد امام باقر (ع) شرفیاب شدند و به خانه آن حضرت وارد گشتند.اتفاقا یکى از فرزندان خردسال امام باقر (ع) مریض بود و آنان آثار غم و اندوه فراوانى را در آن حضرت مشاهده کردند.امام باقر از مریضى فرزند به گونه‏اى نگران و ناراحت بود که آرامش نداشت.آن گروه با مشاهده این وضع با خود گفتند که اگر این کودک طورى بشود (بمیرد) ممکن است امام باقر (ع) چنان ناراحت و غمگین شود و از خود عکس العملهایى نشان دهد که ما از ایشان انتظار نداشته باشیم.در همین اندیشه بودند که ناگهان صداى شیون شنیده شد و دانستند که کودک جان سپرده و اطرافیان بر او مى‏گریند، اما همچنان از وضع امام باقر (ع) بیخبر بودند که ایشان با صورتى گشاده بر آنان وارد شد، بر خلاف آنچه قبلا از آن حضرت مشاهده کرده بودند. br /br /میهمانان گفتند: وقتى که ما وارد شدیم و حال مضطرب شما را دیدیم، ما نیز نگران وضع و حال شما شدیم! br /br /امام (ع) فرمود: ما دوست داریم که عزیزانمان سالم و بى رنج و درد باشند، ولى زمانى که امر الهى سر رسید و تقدیر خداوندى محقق شد، خواست خداوند را مى‏پذیریم و در برابر مشیت او تسلیم و راضى هستیم. (۱۷) br /br /این بیان، مى‏نمایاند که برخوردارى از روحیه رضا و تسلیم به معناى کنار نهادن عواطف و احساسهاى طبیعى نیست، بلکه عواطف در جاى خود باید ابراز شود و در اوج ابراز عواطف انسانى، روحیه رضا و تسلیم در برابر حکم الهى را نیز باید حفظ کرد. br /br /* احترام به حقوق اجتماعى مؤمنان br /زراره گوید: امام باقر (ع) براى تشییع جنازه مردى از قریش، حضور یافت و من هم با ایشان بودم.در میان جمعیت تشییع کننده عطاء نیز حضور داشت. br /br /در این میان، زنى از مصیبت دیدگان فریاد و ناله بر آورد. br /br /عطاء به زن مصیبت زده گفت: یا ساکت مى‏شوى، یا من بازخواهم گشت! و در این تشییع، شرکت نخواهم جست. br /br /اما، آن زن ساکت نشد و به زارى و افغان ادامه داد.و عطاء هم بازگشت و تشییع را ناتمام گذاشت. br /br /من براى امام باقر (ع) قضیه عطاء را باز گفتم (و در انتظار عکس العمل امام بودم) .امام فرمود: به راه ادامه دهیم و جنازه را همچنان تشییع کنیم، زیرا اگر بنا باشد که به خاطر مشاهده یک عمل اشتباه و سر و صداى بیجاى یک زن، حقى را کنار بگذاریم (و به وظیفه اجتماعى خود نسبت به مؤمنى عمل نکنیم) حق مسلمانى را نادیده گرفته‏ایم. br /br /زراره گوید: پس از تشییع، جنازه را بر زمین نهادند و بر آن نماز خواندیم و مراسم تدفین ادامه یافت.در این میان، صاحب عزا پیش آمد، از امام باقر (ع) سپاسگزارى کرد و به ایشان عرض کرد: شما توان راه رفتن زیاد را ندارید، به همین اندازه که لطف کرده و در تشییع جنازه شرکت کرده‏اید، متشکریم و اکنون بازگردید! br /br /زراره مى‏گوید: من به امام گفتم: اکنون که صاحب عزا به شما رخصت بازگشت داده، بهتر است بازگردید، زیرا من سؤالى دارم که مى‏خواهم از محضرتان استفاده کنم. br /br /امام فرمود: به کار خود ادامه بده، ما با اجازه صاحب عزا نیامده‏ایم تا با اجازه او بازگردیم.تشییع جنازه یک مؤمن، فضل و پاداشى دارد که ما به خاطر آن آمده‏ایم.به هر مقدار که انسان به تشییع ادامه دهد و به مؤمن حرمت نهد، از خداوند پاداش مى‏گیرد. (۱۸) در این حدیث، درسهاى چندى نهفته است که از آن جمله به این موارد مى‏توان اشاره کرد: br /br /الف: لزوم وا ننهادن وظیفه و ترک نکردن حق به خاطر مشاهده باطل از دیگران. br /br /ب: لزوم اهتمام به حقوق اجتماعى مؤمنان و ضرورت اجتناب از تنگ نظرى. br /br /ج: حرمت مؤمن، حتى پس از مردن. br /br /د: ضرورت انجام همه وظایف حتى وظایف اجتماعى، براى خدا و نه صرفا رضاى خلق. br /br /* اهتمام به حقوق مالى مردم br /ابو ثمامه گوید: حضور امام باقر (ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من مردى هستم که مى‏خواهم در مکه اقامت گزینم، ولى یکى از پیروان مذهب مرجئه (۱۹) از من طلبکار است و من به او مدیون مى‏باشم.نظر شما چیست؟ (آیا بهتر است که به وطنم بازگردم و بدهکاریم را به آن مرد بپردازم، یا با توجه به این که مذهب آن مرد مذهب باطلى است، مى‏توانم پرداخت بدهى خود را به تأخیر انداخته، همچنان در مکه بمانم؟) br /br /امام فرمود: به سوى طلبکار باز گرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه‏اى زندگى کنى که هنگام مرگ و ملاقات خداوند، طلبى از ناحیه دیگر بر عهد تونباشد، زیرا مؤمن هرگز خیانت نمى‏کند. (۲۰) br /br /* رعایت حقوق و نیازهاى روحى همسران br /زاهد نمایان و تنگ نظرانى که عبادت و تقوا را در انزوا و کسالت و جمود مى‏بینند و با ترک شؤون زندگى و رفتارهاى اجتماعى در صدد راهیابى به مقامات معنوى هستند! واقعیات حیات را نادیده گرفته و به جاى پیروى از تمامیت وحى، تشخیصهاى نادرستشان را، ملاک حق مى‏شمرند، تشکیل زندگى خانوادگى را مانع وصول به حق پنداشته و رعایت حقوق و نیازهاى طبیعى و واقعى همسران را در خور دنیا گرایان مى‏دانند! و در جهت ضدیت با فطرت و طبیعت و نظام هستى بر مى‏خیزند، اما در مکتب اهل بیت (ع) و در زندگى امام باقر (ع) اثرى از این گونه حرکتها نیست، بلکه هر حقیقتى در جاى خود مورد توجه قرار گرفته است.از آن جمله نیازهاى روحى همسران است که معمولا در نگاه انسانهاى سطحى مورد غفلت و بی مهرى قرار مى‏گیرد، ولى در زندگى امامان (ع) به عنوان یک واقعیت مورد توجه بوده است. br /گروهى از مردم به حضور امام باقر (ع) رسیدند، در حالى که امام خضاب (۲۱) کرده بود. br /تازه واردان، از علت خضاب کردن آن حضرت، جویا شدند. br /امام (ع) فرمود: چون زنان از آراستگى شوهر خویش شادمان مى‏شوند، من براى همسرانم خضاب کرده و خود را آراسته‏ام. (۲۲) br /br /br /* عدم تحمیل ایده‏هاى خویش بر همسران br /br /ایده‏هاى انسان بر دو گونه‏اند: br /1 ـ ایده‏هاى اصولى و غیر قابل چشمپوشى، مانند پایبندى به اصول دین و واجبات و محرمات شرعى و نیز رعایت اصول اخلاق انسانى و…که انسان نسبت به چنین ایده‏هایى نمى‏تواند بى تفاوت باشد، چه در مورد همسر و چه دیگران. br /br /امر به معروف و نهى از منکر شامل چنین زمینه‏هایى است و همه مردم در قلمرو مکتب وظیفه دارند که در مرحله نخست، اعضاى خانواده خویش را به این ارزشها دعوت کرده و از ضد ارزشها بازدارند و در مرحله بعد همه افراد جامعه را امر به معروف و نهى از منکر نمایند. br /br /2 ـ ایده‏هاى فردى در مورد مسایل مختلفى که فراتر از حد وظایف ضرورى است، مانند رعایت مستحبات و ترک مکروهات، و یا چشمپوشى از مباحات به منظور هدف و آرمانى خاص و ارزشمند . br /br /اهل تقوا و زهد، علاوه بر انجام وظایف واجب و ضرورى، بسیارى از لذتهاى دنیوى را ترک مى‏کنند و حتى از تجملهاى مجاز و مباح نیز اجتناب مى‏ورزند. br /br /گاه موقعیت اجتماعى و سنى یک فرد، مستلزم رعایت مسایلى است که رعایت آنها بر دیگران و حتى همسران وى لازم نیست.در چنین مواردى، معمول انسانها سعى مى‏کنند تا ایده‏هاى خود و شیوه زندگى خویش را بر دیگران و همسر و فرزندشان تحمیل کنند و شرایط و روحیات ایشان را در نظر نگیرند. br /br /در زندگى امام باقر (ع) نه تنها چنین نقطه ضعفهایى دیده نمى‏شود، بلکه خلاف آن قابل مشاهده است. br /br /حسن زیات بصرى مى‏گوید: من به همراه یکى از دوستانم به منزل امام باقر (ع) رفته، بر او وارد شدیم. br /br /برخلاف تصور خویش، آن حضرت را در اتاقى مفروش، آراسته و زینت شده یافتیم و بر دوش وى پارچه‏اى به رنگ گلهاى سرخ مشاهده کردیم.محاسن را قدرى کوتاه کرده و بر چشمان سرمه کشیده بود. (باید توجه داشت که در آن عصر و محیط سرمه کشیدن مردان رایج بوده است) . br /br /ما مسایل خود را با آن حضرت در میان گذاشتیم و سؤالهایمان را پرسیدیم و ازجا برخاستیم .هنگام خارج شدن از منزل، امام به من فرمود: همراه با دوستت، فردا هم نزد من بیایید. br /br /گفتم بسیار خوب، خواهیم آمد. br /br /چون فردا شد، با همان دوستم به خانه امام رفتیم، ولى این بار به اتاقى وارد شدیم که در آن، جز یک حصیر، هیچ امکاناتى نبود و امام پیراهنى خشن بر تن داشت. br /br /در این هنگام امام به رفیق من رو کرد و فرمود: اى برادر بصرى! اتاقى که دیشب مشاهده کردى و در آنجا نزد من آمدى از همسرم بود که تازه با او ازدواج کرده‏ام و در واقع آن اتاق، اتاق او بود و لوازم آن نیز، لوازم و امکاناتى است که او آورده است. br /br /او خودش را براى من آراسته بود و من نیز مى‏بایست عکس العمل مناسبى داشته باشم و خودم را براى او بیارایم و بى‏تفاوت نباشم.امیدوارم از آنچه دیشب مشاهده کردى، به قلبت گمان بد راه نداده باشى. br /br /رفیق من در پاسخ امام گفت: به خدا قسم، بدگمان شده بودم، ولى اکنون خداوند آن بد گمانى را از قلبم زدود و حقیقت را دریافتم. (۲۳) br /br /آنچه از این حدیث استفاده مى‏شود، این است که امام از همسرش انتظار ندارد که چون او بر حصیر بنشیند و لباس خشن بر تن کند. br /br /امام با این که در قلمرو اعمال فردى خود، از تجمل پرهیز دارد، ولى در زندگى خانوادگى و حتى اجتماعى، عواطف و نیازهاى روحى همسر و نیز شرایط و مقتضیات زمان را در نظر دارد و تجمل حلال را ممنوع نمى‏شمارد و در مواردى لازم‏هم مى‏داند. br /br /حکم بن عتیبه مى‏گوید: بر امام باقر (ع) وارد شدم در حالى که اتاقش آراسته و لباسش رنگین بود، من همچنان به اتاق و لباس آن حضرت خیره شده بودم و نگاه مى کردم.امام که آثار شگفتى را در من مشاهده کرده بود، فرمود: اى حکم نظرت درباره آنچه مى‏بینى چیست؟ br /br /عرض کردم: درباره عمل شما چگونه مى‏توانم داورى کنم (شما امام هستید و جز کار بایسته انجام نمى‏دهید)، ولى در محیط ما، جوانان کم سن و سال چنین مى‏پوشند، نه بزرگسالان! br /br /امام فرمود: اى حکم، چه کسى زینتهاى الهى و خدادادى را ممنوع ساخته است! (پوشیدن این لباس زیبا و شیک، حرمت شرعى ندارد) ولى خوب است بدانى که این اتاق، از آن همسر من است و تازه با او ازدواج کرده‏ام و تو مى‏دانى که اتاق ویژه خود من چگونه اتاقى است. (۲۴) br /br /* رعایت جمال و زى شرافتمندانه br /ائمه (ع) به تناسب شرایط زمانى و مسؤولیتهاى اجتماعى خود، زندگى مى‏کرده‏اند. br /br /در حالات على (ع) دیده شده است که آن حضرت در دوران حکومت و فرمانروایى خویش، کفشهایش را خود وصله مى‏زد و از ساده‏ترین و کم بهاترین جامه‏ها استفاده مى‏کرد، ولى آن حضرت شیوه زندگى خود را براى همگان تجویز نمى‏نمود و مى‏فرمود: من چون حاکم جامعه هستم، وظیفه خاصى دارم و باید در حد پایین‏ترین طبقات جامعه زندگى کنم تا آنان با مشاهده وضع من، در خوداحساس آرامش و رضایت کنند. br /br /اما سایر امامان، از آنجا که مسؤولیت حکومت را بر عهده نداشته‏اند و در شرایط اجتماعى ویژه‏اى زندگى مى‏کرده‏اند، که چه بسا استفاده از لباسهاى کم بها و وصله‏دار موجب تضعیف موقعیت اجتماعى آنان و توهین به شیعه مى‏شد، و بازتاب منفى داشته است، بر اساس وظیفه، آداب صحیح اجتماعى را رعایت کرده، به جمال و زى شرافتمندانه در جامعه اهتمام مى‏ورزیده‏اند . br /br /امام باقر (ع) حتى در مورد چگونگى اصلاح محاسن خویش به مرد پیرایشگر رهنمود مى‏دهد. (۲۵) و در انتخاب لباس براى خویش، عزت و شرافت و زى شایسته را در نظر دارد! چنان که گاه لباس فاخر و تهیه شده از خز مى‏پوشد. (۲۶) و براى لباس رنگهاى جذاب و پر نشاط انتخاب مى‏کند. (۲۷) br /br /امام باقر (ع) از این که در اندام او آثار رخوت و کسالت و پژمردگى ظاهر باشد، متنفر بود. br /br /حکم بن عتیبه مى‏گوید: امام باقر (ع) را دیدم که حنا بر ناخنها نهاده است. br /br /امام به من فرمود: نظرت درباره این کار چیست؟ br /br /عرض کردم: درباره کار شما چه مى‏توانم بگویم (شما خود آگاهتر هستید و جز کار بایسته انجام نمى‏دهید)، ولى در آداب و رسوم اجتماعى ما، جوانان ناخنهایشان را با حنا مى‏آرایند ! br /br /امام فرمود: اى حکم! وقتى که انسان تنظیف مى‏کند و با دارو، موهاى زاید بدن را مى‏زداید، دارو بر ناخنها اثر گذاشته و رنگ آن را شبیه ناخن مردگان مى‏سازد.رنگ آن را با حنا مى‏توان تغییر داد. (۲۸) این احادیث در مجموع مى‏رساند که امام باقر (ع) به چگونگى وضع لباس و زى خویش در جامعه توجه داشته، بى قیدى و بد منظرى و بى‏مبالاتى را نمى‏پسندیده است. br /br /پى‏نوشت‏ها: br /1 ـ رأیت الباقر (ع) و هو متکى‏ء على غلامین اسودین.فسلمت علیه فرد على على بهر و قد تصبب عرقا فقلت: اصلحک الله لوجاءک الموت و انت على هذه الحال فى طلب الدنیا، فخلى الغلامین من یده و تساند و قال: لو جاءنى و انا فى طاعة من طاعات الله اکف بها نفسى عنک و عن الناس، و انما کنت اخاف الله لو جاءنى و انا على معصیة من معاصى الله، فقلت: رحمک الله اردت ان اعظک فوعظتنى.ارشاد مفید ۲/۱۵۹، مناقب ۴/۲۰۱، کشف الغمة ۲/۳۳۰، الفصول المهمة ۲۱۳، بحار ۴۶/ .۲۸۷ br /br /2 ـ المناقب ۲/۲۹۵، ائمتنا ۱/ .۳۵۱ br /br /3 ـ حسن بن على الوشا از شخصیتهاى برجسته امامیه و از اصحاب امام رضا (ع) مى‏باشد که نجاشى درباره او گفته است «کان من وجوه هذه الطائفة» و «کان عینا من عیون هذه الطائفة» .اعیان الشیعة ۵/ .۱۹۵ br /br /4 ـ اعیان الشیعة ۵/ .۱۹۴ br /br /5 ـ سیرة الائمة الاثنى عشر ۲/ .۲۰۲ br /br /6 ـ کان ابو جعفر الباقر (ع) جالسا فى الحرم و حوله عصابة من اولیائه، إذ اقبل طاووس الیمانى فى جماعة، فقال: من صاحب الحلقة؟ قیل: محمد بن على…قال: ایاه اردت، فوقف علیه و سلم و جلس ثم قال: اتأذن لى فى السؤال؟ فقال الباقر (ع) قد اذناک فسلم قال: …بحار ۴۶/ .۳۵۵ br /br /7 ـ عن ابى حمزة الثمالى قال: کنت جالسا فى مسجد رسول الله (ص) اذ اقبل رجل فسلم فقال من انت یا عبد الله…بحار ۴۶/ .۳۵۷ br /br /8 ـ کان علیه السلام لا یسمع من داره یا سائل بورک فیک، و یا سائل خذ هذا، و کان علیه السلام یقول: سموهم باحسن اسمائهم.احقاق الحق ۱۲/ .۱۸۹ br /br /9 ـ عن ابى عبد الله (ع) : کان ابى اقل اهل بیته مالا و اعظمهم مؤونة و کان یتصدق کل جمعة بدینار و کان یقول الصدقة یوم الجمعة تضاعف کفضل یوم الجمعة على غیره من الایام .بحار ۴۶/۲۹۵، الانوار البهیة ۱۲۲، اعیان الشیعة ۱/ .۶۵۳ br /br /10 ـ روى عن ابى عبد الله (ع) قال: دخلت على ابى یوما و هو یتصدق على فقراء اهل المدینة بثمانیة آلاف دینار، و اعتق اهل بیت بلغوا احد عشر مملوکا…بحار ۴۶/ .۳۰۲ br /br /11 ـ قال عمرو بن دینار و عبد الله بن عبید بن عمیر، مالقینا ابا جعفر محمد بن على (ع) الا و حمل الینا النفقة و الصلة و الکسوة، و یقول: هذه معدة لکم قبل ان تلقونى.بحار ۴۶/۲۸۷، کشف الغمة ۲/ .۳۳۴ br /br /12 ـ قالت سلمى ـ مولاة ابى جعفر (ع) ـ کان یدخل علیه اصحابه، فلا یخرجون من عنده حتى یطعمهم الطعام الطیب، و یکسوهم الثیاب الحسنة، و یهب لهم الدنانیر، فاقول له فى ذلک لیقل منه فیقول: یا سلمى ما حسنة الدنیا الا صلة الاخوان و المعارف و کان یصل بالخمسمأة …الفصول المهمة .۱۹۷ br /br /13 ـ و قال الاسود بن کثیر: شکوت الى ابى جعفر (ع) الحاجة و جفاء الاخوان فقال: بئس الأخ أخ یرعاک غنیا و یقطعک فقیرا ثم امر غلامه فاخرج کیسا فیه سبعمأة درهم فقال: استنفق هذا فاذا فرغت فأعلمنى.ارشاد ۲/۱۴۶، روضة الواعظین ۱/۲۰۴، کشف الغمة ۲/۳۲۱، الفصول المهمة ۲۱۵، نور الابصار ۵۰، الانوار البهیة .۱۲۲ br /br /14 ـ قال له نصرانى: انت بقر؟ قال: انا باقر، قال: انت ابن الطباخة؟ قال: ذاک حرفتها، قال: انت ابن السود الزنجیة البذیة، قال: ان کنت صدقت غفر الله لها، و ان کنت کذبت غفر الله لک، قال: فاسلم النصرانى.مناقب ابن شهر آشوب ۴/۲۰۷، بحار ۴۶/۲۸۹، نور الابصار، مازندرانى ۵۱، اعیان الشیعة ۱/ .۶۵۳ br /br /15 ـ ر ک: الانوار البهیة .۱۲۳ br /br /16 ـ عن ابى عبیدة قال: کنت زمیل ابى جعفر (ع) و کنت ابدا بالرکوب ثم یرکب هو، فاذا استوینا سلم و ساءل مساءلة رجل لا عهد له بصاحبه و صافح، قال: و کان اذا نزل نزل قبلى فاذا استویت انا و هو على الأرض سلم و ساءل مساءلة من لا عهد له بصاحبه، فقلت: یا ابن رسول الله انک لتفعل شیئا ما یفعله من قبلنا، و ان فعل مرة لکثیر، فقال: اما علمت ما فى المصافحة، ان المؤمنین یلتقیان فیصافح احدهما صاحبه فما تزال الذنوب تتحات عنهما کما یتحات الورق عن الشجر و الله ینظر الیهما حتى یفترقان. br /br /17 ـ کان قوم اتوا ابا جعفر (ع) فوافقوا صبیا له مریضا، فرأوا منه اهتماما و غما و جعل لا یقر، قال فقالوا: و الله لئن اصابه شى‏ء إنا لنتخوف ان نرى منه ما نکره، قال: فما لبثوا ان سمعوا الصیاح علیه فاذا هو قد خرج علیهم منبسط الوجه فى غیر الحال التى کان علیها فقالوا له: جعلنا الله فداک لقد کنا نخاف مما نرى منک ان لو وقع ان نرى منک ما یغمنا فقال لهم: إنا لنحب ان نعافى فیمن نحب فاذا جاء امر الله سلمنا فیما یحب.عیون الأخبار، ابن قتیبه ۳/۶۶، بحار ۱۱/ .۸۶ br /br /18 ـ حضر ابو جعفر (ع) جنازة رجل من قریش و انا معه و کان فیها عطاء فصرخت صارخة فقال عطاء: لتسکتن او لنجرعن قال: فلم تسکت، فرجع عطاء قال: فقلت لأبى جعفر (ع) ان عطاء قد رجع قال: و لم؟ قلت صرخت هذه الصارخة فقال لها: لتسکتن او لنرجعن فلم تسکت فرجع فقال : امض بنا فلو انا اذا رأینا شیئا من الباطل مع الحق ترکنا له لم نقض حق مسلم، قال: فلما صلى على الجنازة قال ولیها لابى جعفر: ارجع مأجورا رحمک الله فانک لا تقوى على المشى فأبى ان یرجع، قال فقلت له: قد اذن فى الرجوع و لى حاجة ارید ان اسالک عنها فقال: امض فلیس باذنه جئنا و لا باذنه نرجع، انما هو فضل و اجر طلبناه فبقدر ما یتبع الجنازة الرجل یؤجر على ذلک.بحار ۴۶/۳۰۱ ـ br /br /19 ـ مذهب مرجئه از جمله مذاهب ساختگى و انحرافى است که معتقدان به آن چنان پایبند عمل نیستند و به ادعاى ایمان، دلخوش مى‏دارند و در روایات معصومین مورد لعن و نفرین قرار گرفته‏اند.ر ک: الفرق بین الفرق، مترجم ۱۴۵ ـ br /br /20 ـ دخلت على ابى جعفر (ع) و قلت له: جعلت فداک انى رجل ارید ان الازم مکة و على دین للمرجئة، فما تقول؟ قال (ع) : ارجع الى مؤدى دینک و انظر ان تلقى الله عز و جل و لیس علیک دین، فان المؤمن لا یخون.علل الشرایع ۵۲۸، بحار ۱۰۳/ .۱۴۲ br /br /21 ـ خضاب، نوعى آراستن موها یا پوست بدن با تغییر دادن رنگ آن به وسیله حنا یا سایر داروهاى رنگى است. br /br /22 ـ عن ابى الحسن (ع) قال: دخل قوم على ابى جعفر (ع) فرأوه مختضبا فسألوه فقال: انى رجل احب النساء فأنا اتصبغ لهن.بحار ۴۶/ .۲۹۸ br /br /23 ـ دخلت على ابى جعفر (ع) انا و صاحب لى فاذا هو فى بیت منجد، و علیه ملحفة وردیة، و قد حف لحیته و اکتحل، فسألنا عن مسائل، فلما قمنا، قال لى: یا حسن! قلت: لبیک قال : إذا کان غدا فأتنى أنت و صاحبک، فقلت: نعم جعلت فداک، فلما کان من الغد دخلت علیه و اذا هو فى بیت لیس فیه الا حصیر و اذا علیه قمیص غلیظ، ثم اقبل على صاحبى، فقال: یا اخا البصرة! انک دخلت على امس و انا فى بیت المرأة و کان امس یومها، و البیت بیتها، و المتاع متاعها، فتزینت لى، على ان اتزین لها کما تزینت لى، فلا یدخل قلبک شى‏ء، فقال له صاحبى: جعلت فداک قد کان و الله دخل فى قلبى، فأما الآن فقد و الله اذهب الله ما کان، و علمت ان الحق فیما قلت.بحار ۴۶/ .۲۹۳ br /br /24 ـ دخلت على ابى جعفر (ع) و هو فى بیت منجد و علیه قمیص رطب و ملحفة مصبوغة قد أثر الصبغ على عاتقه، فجعلت انظر الى البیت و انظر فى هیئته فقال لى: یا حکم و ما تقول فى هذا؟ فقلت: ما عسیت ان اقول و أنا أراه علیک، فأما عندنا فانما یفعله الشاب المرهق، فقال: یا حکم من حرم زینة الله التى اخرج لعباده؟ فأما هذا البیت الذى ترى فهو بیت المرأة، و انا قریب العهد بالعرس، و بیتى البیت الذى تعرف.الکافى ۶/۴۴۶، بحار ۴۶/ .۲۹۲ br /br /25 ـ عن محمد بن مسلم، قال: رأیت ابا جعفر (ع) و الحجام یأخذ من لحیته فقال: دورها.بحار ۴۶/ .۲۹۹ br /br /26 ـ قال: رأیت على ابى جعفر محمد بن على (ع) جبة خز و مطرف خز.طبقات ابن سعد ۵/۳۲۱، سیر اعلام النبلاء ۴/ .۴۰۷ br /br /27 ـ عن مالک بن اعین، قال دخلت على ابى جعفر (ع) و علیه ملحفة حمراء شدیدة الحمرة.بحار ۴۶/ .۲۹۲ br /br /28 ـ رأیت ابا جعفر (ع) و قد اخذ الحناء و جعله على اظافیره فقال: یا حکم! ما تقول فى هذا؟ فقلت: ما عسیت ان اقول فیه و انت تفعله، و ان عندنا یفعله الشبان، فقال: یا حکم ان الأظافیر اذا اصابتها النورة غیرتها حتى تشبه اظافیر الموتى، فغیرها بالحناء، کافى ۶/۵۰۹، بحار ۴۶/ .۲۹۹ br /br /br /منبع:کتاب زندگى سیاسى امام باقر (ع) br //p

Popularity: 1%

چگونه دعا کنیم تا مستجاب شود

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pimg hspace=0 src=http://media.farsnews.com/Media/8707/Images/jpg/A0511/A0511247.jpg align=textTop border=0 /nbsp;/ppامام صادق (علیه السلام )می فرماید: دلهای خویش را خوب وارسی کنید ببینید آیا دلتان پاک است یا در آن علاقه به غیر خدا نیز وجود دارد، اگر در آن جز خدا نبود آنگاه هر چه خواستید از خدا مسئلت کنید که خدا می دهد، چون دعای موحد مستجاب است./ppامام صادق (علیه السلام )می فرماید: دلهای خویش را خوب وارسی کنید ببینید آیا دلتان پاک است یا در آن علاقه به غیر خدا نیز وجود دارد، اگر در آن جز خدا نبود آنگاه هر چه خواستید از خدا مسئلت کنید که خدا می دهد، چون دعای موحد مستجاب است و موحد کسی است که در قلبش جز اعتقاد به حق چیزی راه نیافته باشد، امام (علیه السلام) می فرماید: «تبحروا قلوبکم ان أنقاها الله من حرکه الواجس لسخط شیء من صنعه فاذا وجدتموها کذلک فاسئلوه ما شئتم».(۱) br /درهای آسمان برای کفار و منافقان باز نمی شود: «لا تفتح لهم أبواب السماء».(۲) مسئولین آسمان فرشتگانی اند که خدا با وحی آنان را هدایت می کند. «و أوحی فی کل سماء أمرها»(۳). در هر آسمان، امر مربوط به آن را خدای سبحان با وحی اعلام می دارد. حال این آسمان، ظاهری دارد که نورهای ظاهری در اوست و سر و باطنی دارد که نورهای درونی در اوست. br /امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در جواب این سؤال که بین زمین و آسمان چقدر فاصله است؟ هم به آسمان ظاهری اشاره کرد و هم به آسمان باطنی فرمود: «بین السماء و الأرض مد البصر و دعوه المظلوم»(۴). اگر کسی خواست دعا کند که به باطن آسمان برسد و یقیناً مستجاب گردد، راهش این است که تمام علاقه ها و امیدهایی که به غیر خدا تعلق گرفته قطع کند. به هر اندازه که انسان موحد است دعای او مستجاب می شود و خدای سبحان دعای موحد را رد نمی کند و به اندازه ی توحید او دعایش مستجاب است. حال اگر مظلومی چشم کمک به احدی نداشت، دعای او یقیناً مستجاب است. br /مظلوم دو قسم است: اول: ستم دیده ای است که احیاناً به دیگران تکیه می کند، دعای او دعای موحد نیست. دوم: مظلومی که دست او از همه جا کوتاه است و هیچ تکیه گاهی جز خدا ندارد که به آن اعتماد کند و درصدد جبران برآید. لذا طبق این نقل امیرالمؤمنین (علیه السلام )فرمود: فاصله بین زمین و باطن آسمان دعای مظلوم است. br /امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: در واپسین دم حیات، پدرم حسین بن علی (سلام الله علیهما)آخرین وصیتی را که پدرش به او فرموده بود بیان کرد که پسرم !: «ایاک و ظلم من لا یجد علیک ناصراً الا الله»(۵) زنهار از ظلم و ستم بر کسی که یاوری جز خدا ندارد. همین معنا را امام سجاد به عنوان آخرین وصیت به امام باقر (علیهما السلام) بیان فرمودند. br /همه اقسام ستم بد است. ولی به مظلومی که هیچ پناهگاهی جز خدا ندارد، ستم نکنید که دعای او یقیناً مستجاب است. br /لازم نیست انسان از همه امکانات محروم باشد تا موحد شود؛ بلکه انسان وقتی در دعا موحد است که خود را از همه امکانات محروم و آنها را بی اثر ببیند. br /دعا باید به جایی برسد که فرمان از آنجا صادر می شود. جای صدور فرمان را «عرش» می نامند. عرش، مقام فرماندهی و فرمانروایی خدای سبحان است. هم او که مالک دنیا و آخرت است و با این مقام جهان هستی را اداره می کند. اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر یتیمی آزرده شد عرش خدا به لرزه در می آید(۶)، یعنی مقام فرمانروایی در مورد ظلم به یتیم تصمیم می گیرد. br /رسول خدا در خطبه ی شعباینه دستور فرمود که: «فاسئلوا الله ربکم بنیات صادقه و قلوب طاهره» با انگیزه و نیت صادقانه و دلی پاک و روحی وارسته از خدا مسئلت کنید. br /مقصود از قلب طاهر به فرموده امام صادق (علیه السلام) دلی است که در آن خاطره ای به جز خاطره «الله» نباشد(۷). br /امام حسن (علیه السلام)فرمود: «و أنا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه الا الرضا بما قضی الله أن یدعوا الله فیستجاب له»(۸). اگر کس مواظب قلبش باشد تا هواجس و خاطراتی که مورد رضای خدا نیست، در آن خطور نکند، من ضامنم که او مستجاب الدعوه باشد. br /گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم br /گفت آن زمان که نبود جان در میان حایل(۹). br /br /پی نوشت : br /1- امالی شیخ مفید، ص ۶۷، مجلس ۷، ح ۱٫ br /2- سوره ی اعراف، آیه ی ۴۰٫ br /3- سوره ی فصلت، آیه ی ۱۲٫ br /4- بحار، ج ۱۰، ص ۸۸٫ br /5- کافی، ج ۲، ص ۳۳۳، ح ۵٫ br /6- «ان الیتیم اذا بکی اهتزله العرش» (بحار، ج ۷۲، ص ۵). br /7-«القلب السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه أحد سواه» (کافی، ج ۲، ص ۱۶). br /8- همان، ص ۶۷، ح ۱۱٫ br /9- دیوان حافظ، غزل ۳۰۷٫ /p

Popularity: 1%

امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;img hspace=0 src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0569/A0569453.jpg align=textTop border=0 //ppnbsp;رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید کردند: امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهمترین راه‌های مقابله با این تهاجم حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی، امید کامل به آینده و مراقبت جدی در تشخیص‌ها است./ppبه گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیروز در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور، بسیج را رمز پایداری، ماندگاری و عزت ملی دانستند و ضمن توصیه مؤکد به همه رسانه‌ها، فعالان سیاسی و مسئولان برای پرهیز از اختلاف‌های جزئی و غیراصولی تأکید کردند: امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهمترین راه‌های مقابله با این تهاجم حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی، امید کامل به آینده و مراقبت جدی در تشخیص‌ها است. br /رهبر معظم انقلاب اسلامی بسیج را یک استثناء و حادثه‌ای بی نظیر در کشور خواندند و افزودند: اینکه در یک کشور مردم با همه وجود و با بهترین و مؤمن‌ترین عناصر خود از یک نظام بدون هیچ چشم داشتی و با همه توان دفاع کنند، فقط مخصوص انقلاب اسلامی ایران است که دل نورانی امام بزرگوار (ره) توانست به این حقیقت بزرگ دست پیدا کند و با کمک الهی آنرا تحقق بخشد. br /حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به نقش آفرینی و امتحان‌های بزرگ بسیج در صحنه های مختلف انقلاب خاطرنشان کردند: یکی از این صحنه‌ها عرصه دفاع از استقلال و عزت کشور بود که اگر حضور بسیج در دوران دفاع مقدس شکل نمی‌گرفت امروز سرنوشت قطعا بگونه‌ای دیگر بود. br /ایشان تأکید کردند: بعد از پایان جنگ نیز بسیج همواره خط شکن و پیشرو بوده است. br /رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نقش آفرینی بسیج در تثبیت اقتدار و ایستادگی سیاسی در عرصه‌های فرهنگی و سازندگی و در عرصه‌های علمی افزودند: امروز افتخارات گوناگون کشور نتیجه حضور انسان‌های خدوم، توانا و بی‌نام و نشان در صحنه‌های گوناگون است که اگر این حقایق بدرستی شناخته نشود ظلم به بسیج است. br /حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بسیج را فراتر از قالب‌ها و سازمان‌های نظامی دانستند و خاطرنشان کردند: اگرچه بخش‌های نظامی از بهترین بسیجی‌ها هستند اما بسیج در واقع حضور فراگیر، مقتدر و تمام نشدنی قشرهای مختلف مردم است که هیچ وابستگی به پول، جاه و مقام و دستور از بالا ندارد و معیار او هم بصیرت و ایمان است. br /ایشان با تأکید بر اینکه سازمان فعلی بسیج با خصوصیات منحصر بفرد خود قابل تکرار و تقلید در هیچ مجموعه دیگری نیست، افزودند: بسیج واقعیتی نافذ و تأثیرگذار است که در عین اقتدار و قدرت مظلوم هم واقع شده است. br /رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مظلومیت به معنای ضعف نیست، همانگونه که انقلاب اسلامی در عین حالی که جزو مقتدرترین و نافذترین پدیده‌های معاصر است، مظلوم هم است و یا شخص امام بزرگوار (ره) که با وجود اقتدار و قدرت روحی از مظلوم ترین انسان‌های دوران خود بود. br /حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم تقویت و تعمیق اثرگذاری بسیج افزودند: تا هنگامی که بسیج است هیچ تهدیدی متوجه نظام اسلامی نخواهد شد و این موضوع یک رکن اساسی است. br /ایشان آسیب شناسی، شناخت نقص‌ها و آفت‌ها و همچنین پیش بینی‌های لازم بمنظور پیشرفت بیشتر را برای بسیج یک ضرورت دانستند و تأکید کردند: با توجه به شکست استکبار در مواجهه سخت با نظام اسلامی در دهه اول انقلاب، اکنون دشمن جنگ نرم را در دستور کار خود قرار داده و امروز اولویت اصلی مقابله با جنگ نرم است. br /رهبر انقلاب اسلامی در تبیین جنگ نرم افزودند: دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه‌ها میان آحاد مردم تردید، بدبینی و اختلاف ایجاد کند. br /حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری را نمونه‌ای از این شیوه دانستند و خاطرنشان کردند: در این قضایا به بهانه انتخابات ایجاد تردید و اختلاف کردند تا دل‌های مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به مسئولان چرکین شود و در چنین فضای مشوش و شلوغی عناصر مغرض، خائن و دست آموز خود را برای کارهای اخلال‌گرانه وارد صحنه کنند اما به دلیل بصیرت مردم به نتیجه نرسیدند. br /ایشان با تأکید مجدد بر موضوع بصیرت افزودند: علت تأکیدهای مکرر من بر لزوم بصیرت در جامعه در شرایط حاضر به این دلیل است که مردم بدانند چه اتفاقی می‌افتد و بتوانند صحنه‌گردان اصلی قضایا و عناصر خائن و بدخواه را از آحاد مردم تشخیص دهند. br /رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: هر اقدامی که موجب مغشوش و تهمت آلود شدن فضا شود و مردم را نسبت به یکدیگر بدبین و مردد کند، به ضرر کشور است. br /حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: من اصرار دارم که آحاد مردم و جریانات مختلف سیاسی همه با یکدیگر متحد در مقابل آن افراد معدودی باشند که مخالف اصل انقلاب و استقلال کشور هستند و هدف آنها تقدیم کشور به امریکا و استکبار است. br /ایشان با تأکید بر لزوم جداسازی میان توده عظیم مردم اعم از خواص و عوام با معدود عناصر خودفروخته و تفاوت قائل شدن میان این دو، خاطرنشان کردند: نباید با برخی اظهارات و حرف‌ها فضا را بگونه‌ای مغشوش کرد که مردم سردرگم و نسبت به یکدیگر و نسبت به نخبگان و مسئولان بدبین شوند، این کار درستی نیست. br /رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد شدید از برخی مطبوعات، رسانه‌ها و دستگاه‌ها که دائما به دنبال ایجاد اختلاف، بدبینی و شایعه سازی هستند، افزودند: به کسانی که بدنبال مصالح کشور هستند توصیه می کنم از این اختلاف‌های جزئی و غیراصولی صرف‌نظر کنند. br /حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از فضای تهمت‌زنی و شایعه‌سازی بر ضد مسئولان کشور تأکید کردند: اینگونه کارها در جهت خواست دشمن است، زیرا مسئولان کشور اعم از رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه، و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همه کسانی هستند که زمام کشور را بدست دارند و مردم باید به آنها اعتماد و حسن ظن داشته باشند. br /ایشان با اشاره به تردید افکنی‌های بعد از انتخابات در عملکرد مسئولان رسمی انتخابات اعم از وزارت کشور و شورای نگهبان افزودند: این تردیدافکنی ها بسیار مضر است و دشمن هم همین را می‌خواهد. br /رهبر انقلاب اسلامی جوانان بسیجی را به تقویت ایمان و بصیرت و رعایت موازین و معیارها در تشخیص‌ها فراخواندند و خاطرنشان کردند: نمی‌شود هر فردی را به دلیل یک خطا منافق نامید و همچنین نمی توان هر فردی را بدلیل اختلاف نظر و دیدگاه ضدولایت فقیه خواند. br /حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: توصیه من به فرزندان بسیجی‌ام این است که ضمن حفظ پرقدرت انگیزه‌ها، ایمان و امید به آینده در تشخیص‌ها و مصداقهای مختلف بشدت مراقبت کنند زیرا بی‌دقتی در مصداق‌ها برخی اوقات ضررهای زیادی در پی خواهد داشت. br /ایشان تنوع عرصه های بسیج را مهم خواندند و افزودند: رویکرد اخیر توجه به علم، نوآوری علمی و کارهای فرهنگی در بسیج بسیار مبارک و پسندیده است زیرا کشور نیازمند کارهای مختلفی است که جز با روحیه بسیجی محقق نخواهد شد. br /رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: تا زمانی که بسیج و روحیه صدق و صفا و خدمت بی مزد و منت در میان مردم و بویژه جوانان وجود دارد، دشمن نمی‌تواند هیچگونه لطمه‌ای به کشور، انقلاب و نظام اسلامی وارد کند. br /حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: کسانی هم که با اشاره، تشویق و لبخند دشمن می‌خواهند با نظام اسلامی، قانون اساسی و حرکت عظیم مردمی مواجه شوند، بدانند که سر به سنگ می کوبند و تلاش آنان بیهوده است. br /رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تسلیت سالروز شهادت امام محمد باقر علیه السلام، دوران آن امام را دوران سربرآوردن حیات دوباره جریان اصیل اسلامی در مقابله با تحریف ها خواندند و با اشاره به نزدیکی اعیاد قربان و غدیرخم افزودند: این دو عید بزرگ اسلامی دو مقطع مهم درخصوص موضوع امامت است زیرا در عید قربان حضرت ابراهیم (ع) بعد از امتحانهای سخت به مقام امامت نائل می شوند و در روز عیدغدیر خم هم حضرت علی (ع) بعد از امتحانهای بزرگ به منصب والای امامت می رسند. br /در ابتدای این دیدار سردار سرتیپ نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به نقش بسیج و بسیجیان در مراحل مختلف انقلاب و مقابله با توطئه های سیاسی، نظامی و فرهنگی دشمنان و همچنین دستاوردهای بزرگ علمی دانشمندان جوان بسیجی کشور تأکید کرد: بسیج و بسیجیان در همه صحنه های مختلف بویژه عرصه های جهاد علمی و خدمت به مردم همچون گذشته حضوری مقتدرانه، آگاهانه، و هوشمندانه خواهند داشت. /p

Popularity: 1%

عیدقربان؛ عید بازگشت به خود حقیقی انسان

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;img hspace=0 src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0565/A0565986.jpg align=textTop border=0 //ppعید یعنی quot;بازگشت quot;، quot;برگشت کردن quot;، quot;برگشت به خود و به حقیقت هستی quot;، quot;برگشت پرورش یافته به آن ماهیت وجودی خود quot;، هر کس که بتواند به ماهیت وجودی خود برگردد، وارد عید شده است./ppده شب اول ماه ذی الحجه از ایام مبارک سال است که به احتمال قوی جزء ده شبی است که خداوند در سوره فجر به آن قسم یاد کرده است ( والفجر و لیال عشر). br /بنابراین، این ده شب از پررمز و رازترین روزهای سال است، تولد حضرت ابراهیم(ع)، ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه (س)، آغاز امامت امام هادی(ع) و امام صادق(ع)، خروج امام حسین (ع) از مکه به سوی کربلا، روز ترویه، روز عرفه و عید قربان از جمله وقایع این ایام است. br /بنابر روایت، در شب‌های این دهه دو رکعت نماز خوانده شود که در هر رکعت بعد از سورة حمد و توحید آیه quot;و واعدنا موسی ثلاثین لیله واتممناها بعشر … quot; قرائت می گردد. br /بنابراین به احتمال قریب به یقین ده شب اضافه شده به زمان حضورحضرت موسی (ص) در کوه طور همین دهه بوده است. br /از رسول خدا (ص) روایت شده است: quot;عمل خیر و عبادت در هیچ ایامی نزد حق تعالی محبوب تر از این دهه نیست. quot; br /از روزهای مهم این دهه, روز عرفه است که اعمال خاص خود را دارد که یکی از عظیم ترین آنها دعای امام حسین (ع) در روز عرفه است. در این روز حجاج بیت الله الحرام اعمالی را انجام می دهند تا در روز عید قربان به آن نتیجه و هدف دلخواه دست پیدا کنند. br /عید یعنی quot;بازگشت quot;، quot;برگشت کردن quot;، quot;برگشت به خود و به حقیقت هستی quot;، quot;برگشت پرورش یافته به آن ماهیت وجودی خود quot;، هر کس که بتواند به ماهیت وجودی خود برگردد، وارد عید شده است. br /عید انسانها روزی است که بازگشت کنند به آنچه که حقیقتاً از آن هستند و باید باشند. در عید قربان نشانه هایی است که بیان می کند که این quot;بازگشت quot; یک بازگشت خونین است و بازگشتی ساده و آسان نیست و کسی می تواند وارد عید قربان شود که قربانی کند آن هم قربانی خونین. br /سالیان سال است که این عید می‌آید و می‌رود و انسانهای زیادی به مکه مشرف می‌شوند، اما تاثیرات و نشانه‌های بسیاری از حجاج بعد از بازگشتشان، حکایت از آن دارد که نه تنها عیدشان خونین نبوده است، بلکه عیدی بسیار مسالمت آمیز و آمیخته به تشریفات دلخواهی و شخصی بوده است و در آن هیچ گونه جدال سخت و سهمگین برای quot;بازگشت به خویشتن quot; نبوده است. br /حاجی کسی است که در این جدال سخت و خونین در هستی به مقام قربانی کردن می رسد و همه ناخودهایی که در خویش به اسم خود جمع کرده قربانی می کند و اما این ناخودها که به جای خود سالهاست که درخود زندگی کرده اند، اکنون به راحتی میدان را واگذار نخواهندکرد و به نبردی شدید برای بقا در وجود آدمی دست خواهند زد. br /حاجی کسی است که در این میدان تمام علایق و وابستگی ها و ناخودهای خود را یک جا در کنار خانه کعبه و در راه رسیدن به معبود و دیدار محبوب، قربانی می کند. او در برخورد خونبار و خشن بدون کوچکترین ترحمی سر از تن وجود ناوجود قربانی‌هایش جدا خواهد کرد. برای همین این روز را quot;عید قربان quot; می گویند. br /در روز عید قربان حجاج با کشتن گوسفند و یا بخشش و انفاق کردن اعلام می کنند که این نبرد با پیروزی آنها دراین میدان به پایان رسیده است. رسم سر بریدن حیوانات برای اطعام دیگران به طور سمبلیک این مهم را بیان می کند. تمام مناسکی که حاجی در دهة اول ذی الحجه به خصوص در سه روز آخر دهه، یعنی روز ترویه، عرفه، قربان، در مکه و مدینه انجام می دهد، به طور سمبلیک میدان مبارزه ای را نشان می دهد که مرحله به مرحله پیش روی حاجی قرار دارد. حاجی در این میدان همة ناخودها را قربانی کرده و آنگاه که با خود واقعی خود تنها شد، عرفه آغاز می شود. br /عجیب این است که عرفه یک روز قبل از عید قربان است و عجیب تر از آن، زیارت امام حسین (ع) در روز عرفه است. به راستی سردار این جدال بزرگ در اسلام امام حسین(ع) است که سمبلی است خونین که در آخرین حج خود به سال ۶۰ هجری در شب عرفه از مکه خارج شد تا در حرکتی ممتد چهار اصل بزرگ اسلامی را با هم به تصویر بکشاند. br /quot; هجرت ، حج ، جهاد ، شهادت quot; br /زیارت عرفه امام حسین (ع) از این لحاظ بسیار حائز اهمیت است که خود امام حسین(ع) مجری و مجاهد و شاهد این نبرد خونین است که عیدی بزرگ بر خویش برپا کرد و در زیارت عرفه، گوشه ای از این حماسه را به عالمیان معرفی می کند و صحنه نمایش قربانی خویش را به سال ۶۱ هجری و یک ماه بعد از عرفه و میدان کربلا موکول می‌کند. br /برای فهم عظمت این ده روز تا روز عید قربان فهم ها و شناختهایی لازم است، عرفه هایی نیاز است. br /عَرَفَ : یعنی شناخت، فهم صحیح وعمیق، روز عرفه، روز فهم هستی، فهم خویش و فهم خدا به طور عمیق و با اخلاص، بدون داشتن ناخالصی است. br /حاجی کسی است که در مسیر حرکت خود به سوی شناخت با انهدام موانع و محو وابستگی ها و اسارت ها یک روز قبل از عید قربان به عرفه می رسد و در این روز به شناخت عمیق و اصیل از هستی و از صاحب هستی و از خود دست می یابد و بعد از این quot;شناخت quot;، quot;قربانی quot; می کند و جشن می گیرد. لذا بدون این شناخت قربانی کردن ارزش ندارد و بی اهمیت است و این است که بدون quot;عرفه quot; کسی حاجی نخواهد شد، چرا که بدون این شناخت وآگاهی کسی توانایی قربانی کردن و قربانی شدن را نخواهد داشت. br /دعای عرفه امام حسین (ع) دعای عمیقی است که درآن امام بخشی از شناخت هستی، صاحب هستی و خود را به صورت نمادین مطرح کرده است که این که انسان بعد از فهم، چگونه با خالق هستی ارتباط برقرار کند و چطور این هیبت و عظمت را در هستی هضم نماید، بیان می کند. br /امام جایگاه واقعی حاجی را بعد از کشف و معرفت به کنه هستی، معین می کند و نحوة چگونه زیستن با خود واقعی در کنار خدای خالق و رحمان و ارتباط با او را ترسیم می سازد. br /اگر ما می خواستیم در روز عرفة وجود خویش، شناخت واقعی از هستی داشته باشیم می بایست به اندازة هستی عمر می کردیم و این امر عملاً مقدور بشر نیست، اما زیارت عرفة امام حسین(ع) به طورمختصر این فهم را در ما ایجاد می کند. br /با این مقدمه، جان و روح خود را متصل به امام کرده، با ایشان وارد عرفه می شویم. br /quot;الحمدلله الذی لیس لقضائه دافع……………… و هو علی کل شیء قدیر quot; br /quot;ستایش از آن خدایی است که قضایش را دفع کننده ای و عطایش را باز دارنده ای نیست، و هیچ سازنده ای، همانند صنع او پدید نتواند آورد، و اوست بخشندة وسعت بخش. br /پدیده های گوناگون آفرید و آفریدگان را به حکمت خویش استوار ساخت، پدیده های (جهان هستی) بر او پوشیده نمانند و امانتهای(عالم وجود) نزد او تباه نشوند. پاداش دهندة عمل هر کس است و سامان دهندة(زندگانی) هر قناعت پیشه و مهر آورندة بر هر نالنده و فرو فرستندة سودها و نازل کنندة کتابی است که فراگیرندة ( همة حقایق جهان هستی)است بواسطة نور رخشان. و اوست شنوای دعاها و زدایندة اندوه ها و بلند گردانندة درجه ها و کوبندة گردنکشان. br /پس معبودی نیست جز او و چیزی با او برابری نکند و چیزی همانند او نباشد و اوست شنوای بینا و دقیق آگاه و اوست بر هر چیز توانا. quot; br /در آغاز دعا امام حسین(ع) به اولین صفات خداوند که درمرحلة اول ?ک بنده باید به آن توجه داشته باشد اشاره می کند، تا دل حاجی آگاهی وشناخت اولیه را برای تقاضای خود نسبت به صاحب هستی بدست آورد و سپس اعتراف اولیه به درگاه خداوند توسط فرد آغاز می شود. br /quot;اللهم انی ارغب الیک واشهد بالربوبیه لک مقرا بانک ربی والیک مردّی……… quot; br /quot;خداوندا من مشتاقانه به تو گرایم و به مقام پروردگاریت گواهی دهم، اقرار کنم به این که تویی پروردگار من و به سوی توست بازگشت من. وجودم به نعمت خویش آغاز کردی پیش از آنکه چیزی در خور یاد باشم، از خاکم آفریدی … quot; br /از روزی که به زندگی چشم باز می کنیم و از روزی که به هستی و محیط اطراف خود فهم پیدا می کنیم به آنچه که در محیط پیرامون ما وجود دارد عادت می کنیم و فکر می کنیم که همه چیز طبیعی است و حتماً باید همین طور باشد. مثلاً فکرمی کنیم در دامان مادری که متولد می شویم، در کنار پدری که ما را تربیت می کند، خواهر و برادری که با آنها رشد می کنیم، خورشیدی که هر روز طلوع می کند، آسمانی که برافراشته است و ستارگانی که می درخشند، شبی که مهتاب دارد، بارانی که می بارد، کوه هایی که برفرازند، درختانی که میوه می دهند، زمینی که درون منظومه ای و کهکشانی درهستی درحال گردش است، همة اینها طبیعی است و باید همین طورباشد. br /ما به همة اینها عادت کرده ایم، کمتر کسی است که فکر کند اینها با خودش چه ارتباطی دارند و از خود سؤال کند که این هستی که در مقابل چشم من است چه رابطه ای با من دارد. آیا یک طبیعت واقعی وجود دارد و ما در آن به دنیا می آییم و در آن زندگی می کنیم و بعد با مرگ از آن خارج می شویم ؟ یا نه همة این هستی خارج از من را برای من بسیج کرده اند. امام در فراز بعدی پرده از حقیقت امر بر می دارد. br /quot;ثم اسکنتنی الا صلاب امنا لریب المنون ………… و کذبوا رسلک quot; br /quot;سپس در تیرة پشت(پدرانم) نشاندی و از پیشامدهای ناگوار و گذارِ روزگار و گزند سال ها در پناهم داشتی، و هماره در طول روزگارانِ گذشته و سده های سپری شده از تیرة پشتی به زهدانی کوچیدم و از سر مهر و لطف و احسانی که بر من داشتی به دورانِ حکومت پیشوایان کفر که عهد تو شکستند و با فرستادگانت ستیزیدند quot; br /در این قسمت به حوادثی اشاره دارند که قبل از تولد ما در هستی روی داده است و خداوند ما را از مواجه شدن با آنها دور نگه داشته است و در پشت پدرانمان ما را حفظ کرده، از ورود به جهان و آفات وآسیب های آن ما را در امان نگه داشته است. می توانیم از این سخنان چنین استنباط کنیم که میلیونها حادثه قبل از خلقت ما در هستی اتفاق افتاده است که خداوند از امتداد این حوادث در پی خلق ما بوده است هزاران واقعه روی داده است تا در نهایت ما به دنیا بیائیم، تا زمینة بدنیا آمدن ما مهیا گردد و قبل از این که این زمینه فراهم شود خداوند ما را درمسیری بی خطر در هستی حفظ کرده است. بنابراین هزاران کشف، خلق، حادثه، تحول، تکامل، … در هستی صورت گرفته تا انسان به دنیا بیاید، تا من متولد شوم، یعنی همة هستی بسیج شده است تا هر یک از افراد به دنیا بیایند و این حقیقتی است که آدم ها باورشان نخواهد شد که قبل از این که به دنیا بیایند سالهای سال بوده است که برای آنها برنامه ریزی شده، در جای دیگری برای انسانها فکر و از آنها حفاظت شده است. br /تعداد بی شماری از مدبرین امر خداوند دست اندر کار بوده اند تا شرایط مناسب خلق من آماده شود، در ظاهر و باطن هستی بی نهایت ملک در حال انجام اموری بوده اند که به نوعی به من و پدیدار شدن من در هستی ارتباط داشته است و همة هستی برای بدنیا آمدن من بسیج بوده اند تا من به دنیا بیایم. br /بنابراین دراین نوع نگرش که امام به حاجی و به ما می دهد رابطة من با هستی قبل از خودم یک رابطة کور و گنگ نیست، گویی همة هستی خود را آماده می کرده که پذیرای من شود و وجودم در آن تثبیت گردد، در این مرحله، هستی، قبل از من خویشاوند من و حامی و دوستدار من بوده، با تمام قوای خود کوشش می کرده تا وجود مرا در خود بپذیرد و مرا دعوت به دنیا آمدن کند. br /آن کس که در روز عرفه به پای دیوار کعبه رسیده است، آگاهی پیدا می کند که هستی به ارادة خداوند چه تلاشی را برای او و حفظ او انجام داده است. br /ما می توانستیم در خانوادة جادوگران مشرک به دنیا بیائیم و تمام عمر درشرک بسر بریم، می توانستیم جزء لشگریان نمرود و فرعونیان باشیم و با پیامبران خدا در جنگ و ستیز باشیم، می توانستیم در سپاهیان مغول و چنگیز و تاتار و بربرها به آدم خواری و ظلم بپردازیم و یا می توانستیم در دنیای شهوت بار و پرحیله و فریب ثروتمندان ملحد دورانهای گذشته باشیم. اما خداوند از سرلطف و محبت و عشق ما را در همة این ایام دور از ورود به دنیا نگهداشت تا در زمانی به هستی پا بگذاریم که پیامبر اسلام (ص) ظهور کرده و خاندان پاکش با خونشان و رنجهایشان مسیر را حفظ نموده اند و امکان ورود حاجی را به عرفه برایش فراهم کرده اند و اکنون او در عرفه به این مهم واقف می شود که چه لطف بی پایانی در حق او انجام پذیرفته است. br /دل مهربانی و مغز فکوری در تمام این سالها از او محافظت کرده است و باز یکی از بزرگترین نتایجی که انسان از این دقت و فهم در هستی بدست می آورد این است که quot;انسان در هستی تنها نیست و درد تنهایی ندارد و غریب خلق نشده است. quot; br /سپس امام (ع) ادامه می دهد: br /quot;لکنک اخرجتنی للذی سبق لی من الهدی الذی له سیرتنی وفیه انشاتنی ومن قبل ذلک روفت بی به جمیل صنعک وسوابغ نعمک quot; br /quot;به جهانم نیاوردی، بلکه بر من مهر و رافت آوردی و هنگامی به عرصة جهانم در آوردی که زان پیش ( زمینه و اسباب) هدایتم فراهم ساختی و در آن نشو و نمایم دادی، در حالی که پیش از این هم با رفتار نکو و نعمت های شایانت به من مهر آوردی. quot; br /در فراز بعدی اعجاز عمیق تری از خلقت خداوند برای بنده اش روشن می شود، از لحظة بسته شدن نطفه تا تولد که جسم ظاهری انسان تشکیل و خلق می شود. br /quot;فابتدعت خلقی من منی یمنی واسکنتنی فی ظلمات ثلاث………. و لم تجعل الی شیئا من امری ثم اخرجتنی ………….. تاما سویا quot; br /quot;پس مرا آفریدی از منی ریخته شده و در سه تاریکی جایم دادی، میان گوشت و پوست و خون. نه از چگونگی آفرینشم آگه ساختی و نه کاری از کارهایم به من سپردی. آنگاه با آفرینشی کامل و بهنجار و معتدل به سوی هدایتی که از پیش برایم فراهم شده بود در این جهان نمایانم ساختی. quot; br /این اعجاب عظیم را چگونه می توان بیان کرد، از قطره ای منی که در یک انسان ممکن است بارها و بارها به هدر رفته باشد او را انتخاب کرده و در رحمی مناسب به تکوین او پرداخته و سه مرحله گوشت، خون و پوست را بر او رویانده و با ارگانیسم مادر او را حفظ نموده، برای این که او سالم به دنیا آمده و تمام اندام های لازم برای فهم و تلاش به سوی مبدا هستی در او بوجود بیاید. br /ما می توانستیم معلول به دنیا بیاییم، می توانستیم عقب ماندة ذهنی باشیم، می توانستیم در رحم سقط شویم، می توانستیم هزاران ناتوانی مادرزادی داشته باشیم، ما را از همة آنها مصون نگه داشت تا بدنیا آمدیم و در این مسیر از ما کمک نخواست و ما را شاهد نگرفت و بدون کمترین چشم داشت از ما، این دوران را برای ما فراهم ساخت. br /quot;و حفظتنی فی المهد طفلا صبیا …………….. وایقظتنی لما ذرات فی سمائک وارضک من بدائع خلقک quot; br /quot;و آنگاه که در گهواره، نوزادی بودم نگاهم داشتی و از شیر گوارا روزیم کردی و دلِ دایگان را نسبت به من مهربان ساختی و مادرانِ مهربان را به تیمارم گماشتی و از گزند پریان مصونم داشتی و از کاست و فزود (عیب و نقص خلقتم) سلامت داشتی. پس بسیار بلند مرتبه ای تو ای مهربان، ای بخشاینده. و چون زبان به گفتار گشودم نعمت های شایانت را بر من تمام کردی و در هر سال از عمرم، پرورشم دادی، و آنگاه که سرشتم به کمال آمد و نیروی جسم و جانم به اعتدال رسید، حجت خود بر من واجب کردی و شناخت خود به من الهام نمودی و با شگفتی های حکمت خود به حیرت و هراسم فکندی، و مرا نسبت به پدیده های نوینی که در آسمان و زمینت آفریدی، و نسبت به سپاس و یادت هوشیارم نمودی quot; br /امام حسین (ع) به دورانی آگاهی می دهد که بسیار معجزه وار برای انسان روی می دهد بدون آنکه خود انسان کوچکترین دخالتی در آن داشته باشد. دوران بعد از تولد تا بلوغ، به این دوران از زندگی انسان بیش از همه روانشناسان کودک واقف هستند که چه دوران حساس و شخصیت سازی است و بسیاری از رفتارهای آدمی در بزرگسالی، معلول چگونگی پرورش در این دوران است . br /خداوند روزیِ طفل را از شیر مادر تهیه کرده، آشپزخانه های مجهز سینة مادر قبل از تولد نوزاد بازسازی و آماده به کار شده اند و غذای کامل در آن طبخ و مهیا شده، طفل به محض ورود به این جهان از آن بهره مند می شود. محبت مادری و دایگان، پدر و پدر بزرگ همه از قبل به طور فطری آماده شده است تا بخش روانی شخصیت کودک را شکل دهند و او را از همة خطرات محفوظ نگه دارند. همچنین بوسیله حفاظت آسمانی از ورود شرور آسمانی در روح طفل محافظت می کند تا آنها نتوانند طفل را تصرف کرده، شخصیت اورا منحرف سازند. حفاظت از زمین وآسمان برای فرد صورت می گیرد و سرانجام کاملترین وسیلة ارتباط با هستی یعنی زبان وکلام را در او فعال می نماید و بوسیلة آن ابراز احساس درونی و لذت های بیرونی را فراهم می آورد که خود مرحله ای بسیار با اهمیت وسرنوشت ساز است. سال به سال این پرورش و رشد ادامه می یابد تا بلوغ و کمال در طفل صورت گیرد و فطرتی معتدل به او می دهد تا جسم و روح با هم در آویزند و انسانیت در آن متبلور شود و تا معرفت خود را به او الهام نماید و به آن وسیله، عجایب وحکمت در یابد، برایش آگاهی های لازم را قرار داد تا به همة آن چه در آسمان و زمین است واقف کرد، و موجودات زیادی از نعمات خداوند برخوردار هستند، اما از نعمت با ارزش آگاهی و فهم محروم هستند، هرگز نخواهند فهمید که چه ها داشته اند و انسان های حیوان صفت نیز از فهم نعمات الهی محروم هستند. br /quot;و نبهتنی لشکرک و ذکرک و اوجبت علی طاعتک و عبادتک و فهمتنی … و ان شکرتک زدتنی کل ذلک لانعمک علی و احسانک الیّ quot; br /quot;و طاعت و عبادت خود بر من واجب کردی و پیام رسولانت را به من فهماندی و رسیدن به مقام رضا و تسلیم را( که بسی دشوار است) بر من هموار ساختی و در همة این ها به مهر و یاریت بر من منت نهادی و از بهترین خاکم آفریدی. معبودا نپسندیدی که از نعمتی برخوردار شوم و از نعمتی محروم. بلکه به بزرگترین نعمت های خویش و احسان دیرینی که بر من داری از انواع گونه گون معاش و اقسام وسایل کامرانی بهره مندم ساختی، تا آنکه هر نعمت بر من تمام کردی و هر نقمت از من گردانیدی. نادانی و گستاخیم بر تو مانع نشد که مرا بدانچه به درگاهت نزدیک کند راهنمایی کنی و بر آنچه مرا به آستانت نزدیک کند توفیقم دهی. اگر خوانمت پاسخم دهی، و اگر خواهمت عطایم کنی، و اگر فرمانت برم پاداشم دهی، و اگر سپاست گویم فزونیم دهی. همة اینها زانروست که نعمت ها و احسانت را بر من کامل کنی. quot; br /مهمتر آنکه بعد از آن همه خلق، دست به خلق یک لذت گسترده در وجود انسان زده که همان quot;لذت عبادت quot; خداست. این لطف و رحمت فراتر از آگاهی و آزادی برای انسان می باشد، چرا که بالهای پرواز انسان به سوی ابدیت هستی وگشایش درهای آسمان ها و فرا پروازی در هستی خداوند تنها با نعمت عبادت امکان دارد. آزادی و آگاهی، توانائیهای جسمی و روحی انسان را در این دنیا مسلط و کارآمد می سازد، اما سف?نه ? عبادت او را قادر به پرواز در عمق هستی می کند، در این مرحله خداوند با اغماض های بسیار از نوع خطاهای انسان quot;هدیة آفرینش quot; را برایش به ارمغان آورده است. هدیة عبادت و بندگی برای سیر در ملکوت اعلی، جبروت، لاهوت، عرش، عشق، و در این راستا بود که انبیاء و امامان بسیج شدند تا این مهم را به فرزند آدم بیاموزند. از سوی دیگر خداوند تمام نعمات زمینی را یکی پس از دیگری در اختیار انسان قرار می دهد تا مسیر تعالی او هموار گردد. br /در فراز بعدی امام ستایش روشنگرایانه ای را طرح می کند که جزء عجایب ستایش های آدمی است. br /quot;فسبحانک سبحانک ممن مبدی حمید مجید … الحمدلله حمدا یعادل حمد ملائکته المقربین و انبیائه المرسلین و صلی الله علی خیرته محمد خاتم النبیین و اله الطیبین الطاهرین المخلصین و سلم … quot; br /quot;پس پاک و منزهی تو، پاک و منزهی تو، زانرو که پدید آرنده و باز گردانندة آفرینشی و ستوده و بزرگواری. پاک است نام های تو و بزرگ است نعمت های تو. پس معبودا کدامین نعمت تو بر شمرم و به یاد آرم؟ یا بر کدام دَهِشت سپاس گزارم؟ در صورتی که پروردگارم، نعمت های تو بزرگتر از آن است که شمارشگران به شمارَ آرند، یا دانایان بدان، دانا شوند اینک خداوندا هر گزند و پریشانی از من زدودی بیش از شادمانی و عافیتی است که بر من آشکار شده و معبودا گواهی دهم ( به یکتایی و بی همتایی تو) با گوهر ایمان و یقین استوارم و توحید ناب و خالصم و از تهِ دلم و با همة نیروهای بینایی دیدگانم و نقش و نگار چهره ام و چگونگی نفس کشیدنم و احساس شامّه ام و راه های پردة گوشم وهمة اعضای درون دهانم و گویش زبانم و کام و آرواره ام و رستنگاه دندان و احساس چشایی ام که بوسیلة ادراکِ گوارایی خورو نوش من است و با تارهای عصب مغزم و رگ ها و لوله های گونه گون گردنم و با قلب و سینه ام و رشته های رگ حیاتم و پرده دلم و پاره های جگرم و همه امعاء و احشای بدنم و بند بند استخوانم و انقباض عضلات بدنم و اطراف انگشتانم و گوشت و خون و موی و پوست و عصب و استخوان و مغز و رگ و همه اعضای بدنم ، و آنچه از دوران شیرخوارگیم بر آن روییده و هر چه از من بر زمین قرار گرفته ، و خواب و بیداری و آرامش و جنبش های من در رکوع و سجودم (گواهی دهم)که اگر در همه روزگاران و دوران عمرم ، به فرض آنکه بتوانم چنین عمری داشته باشم و بخواهم سپاس یکی از نعمت هایت گزارم هرگز بدان نیارم ، مگر به منت نهادن خودت که در آن صورت بر من لازم آید سپاسی جاودان و ستایشی تازه و آماده و ریشه دار گزارم. br /آری اگر من و جمله آفریدگان شمارنده ات بکوشیم تا نعمتهای پیشین و پسین تو را به شمار در آوریم، هرگز نتوانیم شمرد و به نهایت آن دست نیازیم. چگونه این کار توانیم در حالی که تو در کتابِ ناطق و گویایت و گزارشی راست گفته ای: quot;و اگر بخواهید نعمت های خدا شمارید آن را شمارش نتوانید کرد. quot; خداوندا کتاب تو و گزارش تو راست است، و پیامبران و فرستادگان تو آنچه از وحی بدانان دادی و آیینی که ساختی ( به مردم) رساندند. و باز معبودا گواهی می دهم به تلاش و کوشش و نهایت تاب و توانم و از روی ایمان و یقینم گویم: ستایش از آنِ خدایی است که فرزندی نگرفته است تا میراث گذارد و در قلمرو فرمانرواییش شریک و انبازی نیست تا در آنچه پدیدار ساخته با او ستیزه کند و دوست و یاوری از سرِ خواری بر نگرفته تا در هر چه سازد به او یاری رساند. پس پاک و منزّه است او، پاک و منزّه است او که اگر (گیرم) در آسمان ها و زمین، جز او معبودی می بود هر آینه تباه شدندی و از هم دریده گشتندی. پاک و منزّه است خدای یگانة یکتایِ بی نیاز که نه زاده است و نه زاده شده و کسی همسر و همتای او نیست. br /quot;ستایش از آنِ خداوند است، ستایشی که برابری کند با ستایش فرشتگان مقرّب و پیامبران و فرستادگان، و سلام و درود خدا بر گزیده ترین آفریدگانش، محمد، پایان دهنده پیامبران و بر خاندان پاک و پاکیزه و با خلوص او. quot; br /امام در ادامه، ضمن ستایش و شکر خود به دیگر نعمتها و هدایای خداوند به انسان در ابعاد دیگر آن می پردازد که در عین این که شکر و ستایش است، روشنگر و هویدا ساز نعمت بی نهایت خداوند است. دفع بلاها و زیانها، اهدای سلامتی ها و خوشی ها، و نهایتاً امام شهادت می دهد بر فیزیولوژی جسمی و روانی انسان که از اندام های مناسب هم، با یکدیگر ترکیب شده و جسم انسان را تشکیل داده است که هر کدام آنها در حد معجزه است و در کنار هم خود، معجزه ای دیگر هستند، از گوش و چشم و معده و روده، قلب و شُش تا مغز و سر و رگ و عصب و استخوان در جمیع جوارح و آنچه که در رشد از کودکی به آن اضافه شده و آنچه که از او دفع گردیده است که اگر به اندازة عمر تاریخ، انسان رشد کند و بخواهد شکر آنها را به جا آورد و این کار امکان پذیر نخواهد بود. br /امام ضمن اشاره به آیات قرآن که آدمی را از شمارش نعمات ناتوان می داند به حمد و ستایش خداوند بی انباز و شریک می پردازد و به صفاتی از صفات خدا اشاره می کند که بیانگرآن است که همه این نعمات را بدون شریک و کمک کسی بوجود آورده است. br /هیچ کس و هیچ چیزی در هستی مانند و شبیه او نیست و سپس به محمد(ص) درود می فرستد که فرستادة پاک و با اخلاص خداوند است و بوسیلة نعمت پیامبری نعمات خداوند کامل تر گردیده است. br /تا این مرحله از ابتدای دعا امام حسین(ع) با بیان کلمات هم آهنگ و خوش نوا به تشریح اولین نوع عرفه، که عرفة انسان از جمیع نعماتی است که خدای منان عطا کرده است، پرداخته که به مراحل ذیل می توان تقسیم بندی کرد. br /quot;اولین عرفه حاجی در روز عرفه در دعای امام حسین(ع) کشف و توجه به نعمات الهی است quot; br /1-نعمات قبل از خلقت انسان و حفظ او در پشت پدران و رحم مادران قبل از ورود به دنیا و متولد نشدن او در دوران و شرایط کفر و شرک، جهل ونفاق. br /2-نعمات دوران بارداری مادر و مراحل شکل گیری جنین و معجزات آن تا تولد. br /3-نعمتهای روحی، روانی طفل با بسیج دایگان، مادران و اقوام و حفاظت از شرور آسمانی. br /4-نعمات جسمی و زیستی طفل با بسیج دایگان، مادران و اقوام و حفاظت از شرور آسمانی. br /5-نعمات دوران بلوغ و کامل شدن فرد و نعمات پرورش اندامها و ترکیب آنها و جذب و دفع آنها در زمین. br /6-نعمات آگاهی و شعور برای فهم هستی. br /7-نعمات دفع شر و بلا و ایجاد خوشی و لذت. br /8-نعمات بسیج پیامبران و اولیاء و ائمه برای فهم راه درست و مورد رضای حق که بقای در هستی است. br /9-نعمات عبادت و لذتهای آن که بزرگ ترین فرق بین انسان وحیوان است. br /در هریک از موارد اشاره شده بی نهایت نعمت از سوی خداوند به انسان هدیه شده است که بدون چشم داشت و پاداشی و بدون هیچ یاری و کمک کسی در هستی صورت پذیرفته است. خداوند به دلایل بسیار زیادی در هر مرحله از رشد ونمو انسان اختلالاتی را در اندام های او ایجاد می کند که از جملة دلایل این است که انسان صحت و دقت نعمات خداوند را کشف کند و از طرفی امکان مقایسه و تلاش و در نهایت رشد ایجاد کرده باشد. خلق انسانها در میان لشگریان کفر و شرک باعث فهم و درک بهتر موقعیت انسانی است که در دامن توحید رشد کرده است. گاه جنینی در دوران بارداری مادر دچار آسیب می شود تا بچة سالمی که به دنیا می آید مورد حفاظت والدین قرارگیرد. گاهی به طور ژنتیکی بچه ای مادر زاد عقب افتاده و ناتوان به دنیا می آید تا بچه ای که سالم رشد و نمو می کند قدر شناسی شود. br /گاهی اندام های بدن ترکیب و تناسب و رشد ونمو را از دست می دهند تا بدنهای سالم و تندرست، شاکر شوند. br /گاهی ابتلائات و خسارات زیادی در فرد یا جوامع دیده می‌شود تا مؤمن قدر دفع بلا و شر و فرو آمدن خوشی و لذت را در خود بداند. br /گاهی انسانها از لذت عبادت محروم می شوند تا عابد ارزش عبادت را بشناسد. باید دانست که از رهگذر همة این دوئیت ها در پدیده های هستی، تلاش و مقایسه و رشد و نمو در جامعه و فرد ایجاد می شود زیرا که تلاش و انگیزه، عامل اساسی در بودن انسان و حرکت او به سوی شدن است. br /مؤمن درروز عرفه معرفت می یابد که خدای رحیم، او را از جمله کسانی قرارداده است که موانع فوق را از سر راه خود به دور دیده اند، نه در جمع کفر زاییده شده‌اند و نه معلول و نه ناتوان در دماغ و روح و نه لذت ناشناخته و نه فرو رفته در جسم و نه بیگانه با عبادت. br /مؤمن در روز عرفه، معرفت می‌باید که او خود محصول هستی است و اکنون به عرفه رسیده است و از پس بی نهایت حادثه و نعمت گذر کرده است و اکنون در کنار خدا ایستاده است. این اولین عرفه عارف از منظر امام حسین (ع) است. /p

Popularity: 1%

روز عرفه ، روز نیایش و روز بارش چشم‌های خاکیان

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۵ - ۱۳۸۸

pnbsp;img hspace=0 src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0565/A0565720.jpg align=textTop border=0 //ppصحرای عرفات در تاریخچه خود خاطراتی از مردان بزرگ الهی چون آدم ابوالبشرع ، ابراهیم خلیل الله ، پیامبر اعظم (ص) و نیز سیدالشهدا (ع) را دارد که با حضور شان عرفه را نور افشانی کردند و خود نیز ار تلا لو پرتوهای رحمت و عنایت الهی در این میعادگاه عارفان متبرک شدند. /ppدل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است که با کلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می کند. br /br /امروز روز نهم ذیحجه روز عرفه است، روزی که زائران سپیده دم صبح راهی عرفات شدند تا در جوی مملو از ایمان، خشوع و خضوع استغفار کرده و ارکان اصلی حج را به جا آورند. br /br /زائران در روز نهم ذیحجه، روز عرفه، آداب و رسوم و مناسک دینی خود را به جا می‌آورند و خود را برای دیگر اعمال این ایام آماده می‌کنند. روزی که صدها هزار زائر خانه خدا به عرفات رفته‌اند و در این روز بزرگ به درگاه خداوند متعال تضرع می‌کنند، روزی که آنها خواستار تقرب به درگاه احدیت هستند. روزی که خواهان بخشش گناهان و تولدی دوباره‌اند. در این روز خدا دینش را کامل کرده و نعمتش را تمام. br /br /صحرای عرفات در ۲۱ کیلومتری شمال مکه واقع شده و تپه کوچکی است که حدود ۲۵۰ متر از سطح دریا بالاتر و کوهها آن را احاطه کرده اند. br /دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است که با کلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می کند. اشک و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه. br /br /آمیختگی و واژه عرفه و نیایش به عنوان دو جلوه فضیلت و رحمت الهی تا حدی است که همگان عرفه را با نیایش و عالی ترین تجلی گاه نیایش را نیز در عرفه می دانند و می شناسند. اهمیت نیایش در این روز تا آنجاست که ما می بینیم در حالی که فاصله انداختن میان ۲ نماز از جمله سنت های پیوسته پیامبر اعظم ص به شمار می آید، ولی آن حضرت بین دو نماز ظهر و عصر روز عرفه جمع می کرده اند تا هر چه زودتر به میعادگاه معرفت و عرفان ، صحرای عرفه ، برسند و زمان بیشتری را برای نیایش در آن میعادگاه داشته باشند و شگفت تر این که امامان بزرگوار از روزه این روز اگر موجب ضعف جسمانی و در نتیجه ، بازماندن از مراسم دعای عرفه گردد منع کرده اند حال آن که بر اساس روایات مورد وثوق و صحیح ، روزه عرفه کفاره ۹۰ سال گناه است. br /br /وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند که جبرائیل علیه السلام هنگامی که مناسک را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت quot;عرفت quot; و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میکنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی quot;عرف quot; صبر و شکیبایی و تحمل است. br /br /زائران بیت الله الحرام در روز عرفه ، نهم ذی الحجه الحرام ، از هنگام اتمام نماز ظهر و عصر تا هنگامه غروب در این منطقه حضور دارند و حضور در عرفه بهانه ای است برای رستن و رسیدن برای شناختن و شناخته شدن (معرفت)، طلب کردن و پیراسته شدن از تمام آلایش های پوچ دنیوی و به جرعه ای عاشق شدن و جان تازه کردن و آن گاه بارگاه رافت الهی را گشوده دیدن و پیمانه را سر کشیدن. br /br /صحرای عرفات در تاریخچه خود خاطراتی از مردان بزرگ الهی چون آدم ابوالبشرع ، ابراهیم خلیل الله ع ، پیامبر اعظم ص و نیز سیدالشهدا ع را دارد که با حضور شان عرفه را نور افشانی کردند و خود نیز ار تلا لو پرتوهای رحمت و عنایت الهی در این میعادگاه عارفان متبرک شدند. عرفه را به این سبب بدین عنوان نام نهادند که در این روز جبرئیل امین بر ابراهیم (علیهما السلام) فرود آمد و خطاب به ایشان فرمود: quot;بر کرده های خویش اقرار کن و مناسک حج را که به تو می آموزم بشناس quot; و چون به عرفه رسیدند به او گفت: quot;عرفت ؛ آیا شناختی؟ quot; و او پاسخ داد: quot;آری quot; و لذا به این نام خوانده شده است. br /br /نیز گفته شده است که این نامگذاری بدین خاطر است که چون آدم و حواع از منزلت خویش به نشئه دنیا هبوط کردند و پس از چندی فترت و جدایی در این صحرا بود که به هم رسیدند و با هم آشنا شدند. این همه یعنی این که این نامگذاری ریشه در عرفان و معرفت دارد. برخی نیز عرفات را جمع عرفه و به معنی کوه و بلندی دانسته اند و چندین گفته دیگر. بنا بر این ، پیداست که این نوع انتخاب عنوان ریشه تاریخی مذهبی نیز دارد تاریخی که ابتداش از اولین آفریده نوع بشر آغاز می شود بدین ترتیب که آدم ع پس از خروج از جوار رحمت الهی و فرود در عرصه دنیا، ۴۰ روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشم گریان در حال سجده بود که امین وحی بر وی نازل شد و چون از سبب این تضرع و زاری عاشقانه پرسید، روش بازگشت و توبه را به او بیاموخت. br /br /br /در این روز حجاج بیت الله الحرام استغفار می کنند و پاک و عاری از هر گناه می شوند، همچون کودکی که تازه زاده شده است. در این روز صدای دعا و انابه بنده به درگاه احدیت قطع نمی شود و استغاثه بنده از پروردگارش تا عرش می رود. br /br /زائران پس از ادای نماز ظهر و عصر در عرفات مانند سنت پیامبر اکرم (ص) رو به قبله ایستاده، تا زمان غروب خورشید این حالت را حفظ ، به دعا خوانی خود ادامه می دهند و به تفکر و تأمل در اعمال خود پرداخته و توبه و انابه سر می دهند. آنها پس از وقوف در عرفات از طلوع خورشید تا غروب، به سوی مزدلفه برای شب زنده داری رفته و در آنجا بیتوته می کنند و به عبادت و راز و نیاز می پردازند. آنها نماز مغرب و عشا را در مزدلفه به جا می آورند و تا صبح فردا (عید قربان) شب زنده داری کرده و به دعا و مناجات می پردازند. br /br /زائران خانه خدا ۱۰ ذیحجه بار دیگر به منی باز می گردند تا قربانی کنند، رمی جمرات و مراسم عید قربان را برگزار کنند تا حج آنها کامل شده و نام حاجی را بر خود نهند. br /br /رمی جمرات را طی سه روز متوالی (ایام تشریق) انجام می‌دهند. در نیمه‌های شب ضعیفان، زنان، پیران و بیماران آنگونه که پیامبر اکرم(ص) به این گروه اجازه داده بود، رمی جمرات را به جا می‌آورند و بقیه تا صبح فردا صبر کرده و دعا می‌خوانند و به عبادت می‌پردازند. سپس مناسک حج به پایان می‌رسد و به منظور طواف افاضه و خارج شدن از احرام به مکه می‌روند. br /br /br /حضرت آدم (ع) در عرفات: br /br /فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه کَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ br /br /آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است. br /br /طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید: br /br /ـ چرا گریه می کنی ای آدم؟ br /br /ـ چگونه می توانم گریه نکنم در حالیکه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است. br /br /ـ ای آدم به درگاه خدا توبه کن و بسوی او بازگرد. br /br /ـ چگونه توبه کنم؟ br /br /جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل بهنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع کرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد، این کلمات عبارت بودند از: br /br /br /خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم br /سُبحانَکَ اللهُمَ وَ بِحمدِک br /br /جز تو خدایی نیست br /لا الهَ الاّ اَنْتْ br /br /کار بد کردم و بخود ظلم نمودم br /عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی br /br /به گناه خود اعتراف می کنم br /وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی br /br /تو مرا ببخش که تو بخشنده مهربانی br /اِنَّکَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ br /br /br /آدم (ع) تا بهنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک می ریخت، وقتیکه آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با کلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت…… br /br /حضرت ابراهیم (ع) در عرفات br /br /در صحرای عرفات، جبرئیل، پیک وحی الهی، مناسک حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم). br /br /br /پیامبر اسلام (ص) در عرفات br /br /و نیز دامنه کوه عرفات در زمان صدر اسلام کلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را که از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احکام کلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود. br /br /و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شکوه حجاج بیان داشت: br /br /…… ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نکنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه می کنم هرکس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اکیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می کنم که به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند. br /br /……… من در میان شما دو چیز بیادگار می گذارم که اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یکی کتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است. br /br /هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینکه آنرا به طیب خاطر به دست آورده باشد….. br /br /امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام درباره‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع کند تا لایق ورود حرم شود.(۱) از این‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد که جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای که انبیا ‌علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام کرده‌اند: quot;و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی quot;(2) تطهیر و پاک می‌کند؛ زیرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را می‌پذیرد. br /br /اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آنها که در حدیث شبلی(۳) بدانها اشاره شده عبارت است از: br /br /1ـ وقوفِ در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش با خبر شود. بداند که خداوند به همه‌ نیازهای او واقف و بر رفع همه‌ آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله‌ هر بی‌نیازی است: quot;و طاعته غنی. quot;(4) br /br /از این‌رو امام سجاد‌ علیه السلام به سائلی که در روز عرفه گدایی می‌کرد، فرمود: وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز به‌ سوی غیر‌ خدا دراز می‌کنی؛ در چنین روزی برای کودکان در رحمْ امید سعادت می‌رود: quot;ویحک! أغیر‌الله تسأل فى هذا الیوم. إنه لیرجی لما فى بطون الحبالی فى هذا الیوم أن یکون سعیداً! quot;(5) کسی که در این جا از خدا غیر‌ خدا را طلب کند زیان کرده است. امام سجاد ‌علیه‌السلام کسانی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌کنند، بدترینِ انسان‎ها معرفی فرمود: quot;هؤلاء شرار من خلق ‌الله. الناس مقبلون علی‌الله و هم مقبلون علی‌ الناس. quot;(6) br /br /2 ـ حج‌گزار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه‌ قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به طور ناخودآگاه در زوایای روح او می‌گذرد آگاه است؛ یعنی سرزمین عرفات محل ادراک و شهود مضمون آیه‌ کریمه‌ quot;و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی quot;(7) است. br /br /انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمی‌آلاید، گناه جوانحی نیز نمی‌کند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه می‌کند. br /br /در حدیثی که متن آن در بحث از اعمال منا خواهد آمد، امام سجاد‌ علیه‌السلام فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان بر ملائکه افتخار می‌کند و می‌فرماید: اینان بندگان من هستند که از راه‎های دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذّت‎ها را بر خود حرام کرده و بر شن‎های بیابان‎های عرفات و منا خوابیده و این چنین با چهره‌های غبارآلود در پیشگاه من اظهار عجز و ذلّت می‌کنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه ملائکه‌ حق به اذن خداوند بر دل‎ها و اسرار نهان آنها آگاه می‌شوند. (۸) br /br /خدای سبحان به زائران راستین خانه‌ خود مباهات می‌کند، با این که عزت و فخر انسان در بندگی برای خدا و بودنِ تحت ربوبیت اوست؛ همانگونه که در مناجات امیرالمؤمنین علی‌ علیه السلام آمده است: quot;إلهى کَفی بى عِزّاً أن أکون لک عبداً و کَفی بى فَخْراً أن تکون لى ربّاً أنت کما أُحبُّ، فاجعلْنى کما تُحبُّ. quot;(9) br /br /br /br /دعای عرفه، سیر در خودشناسی و خداشناسی br /در روایت کفعمی دعای عرفه با جمله: و انت علی کل شیء قدیر. یا رب، یارب یا رب پایان یافته است. اما به نقل از سید بن طاووس در اقبال، دعای عرفه پس از آن با جمله: الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری، ادامه می‎یابد. خاتمه دعا چنین است: و انت الرقیب الحاضر انک علی کل شیء قدیر و الحمدلله وحده. br /br /دعای عرفه شامل مطالب بسیاری است که گزیده فهرست آنها چنین است: شناخت خداوند و بیان صفات الهی و تجدید عهد و پیمان با پروردگار و شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها و توجه به آخرت و اظهار عقیده قلبی. سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‎ها بی‎کران الهی بر انسان و حمد و سپاس خداوند بر آن نعمت‎ها و عنایت‎ها که از آغاز وجود و تکوین آدمی تا آخر عمر پیوسته به او افاضه می‎شود. br /br /تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواست عفو و روی آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر. درخواست حوایج که با درود و صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله شروع می‎شود. سپس تقاضای عفو، نور هدایت، رحمت، عافیت، برکت، وسعت روزی و پاداش اخروی برخی از دانشوران به شرح و یا ترجمه این دعای شریف پرداخته‎اند. از جمله: مظهر الغرائب سید خلف الدین حیدر مشعشعی موسوی حویزی، معاصر شیخ بهایی ( م ، ۱۰۳ ق )، این شرح را مولف آن پس از خاموشی دیده سر و روشن‎تر شدن چشم دل تدوین کرده است و شرح دعای عرفه اثر شیخ محمد علی بن شیخ ابوطالب زاهدی جبلانی اصفهانی ( م ۱۱۸۱ ق)، نیایش حسین علیه السلام تالیف استاد محمد تقی جعفری. br /شایان ذکر است که غیر از دعای امام حسین علیه السلام برای روز عرفه دعاهای دیگری نیز از سایر ائمه اطهار علیهم السلام روایت شده است که در کتب دعا به تفصیل آمده است. شیخ صدوق کتابی تحت عنوان ادعیه الموقف و یا دعا الموقف تالیف کرده است، مشهورترین دعاهای روز عرفه پس از دعای امام حسین علیه السلام دعای فرزند گرامیش حضرت امام زین العابدین علیه السلام است که در صحیفه سجادیه آمده است. مراجع عظام تقلید در مناسک حج هر دو دعا را نقل کرده‎اند. br /br /br /br /br /از دعاهای حضرت امام سجاد علیه السلام در روز عرفه است که: br /br /خدایا! مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان . br /br /خدایا! در همه کارها عاقبت ما را به خیر کن و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار . br /br /خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوا عزیز کن و به عافیت زیبایی ده . br /br /خدایا! از زوال نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی و همه چیزهایی که مایه ناخشنودی توست به تو پناه می‌برم . br /br /خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوس‎های بد و مرض‎های بد به تو پناه می‌برم . br /br /خدایا! سحرخیزی را بر امت من مبارک ساز . br /br /خدایا! تو را به غیب دانی و قدرتی که بر آفرینش داری سوگند می‌دهم تا موقعی که زندگی را برای من بهتر می‌دانی مرا زنده نگهدار و موقعی که مرگ را برای من بهتر می‌دانی مرا بمیران . br /br /br /خدایا! از تو می‌خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنی و در حال خشنودی و خشم کلمه اخلاص را به زبان من جاری نمایی و در حال فقر و توانگری میانه‌روی را شعار من سازی . br /خدایا! چنان که خلقت مرا نیک کردی سیرتم را نیز نیک کن . br /br /خدایا! هر کس عهده‌دار کار امت من شد و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت ‌گیر و هر کس عهده‌دار کار امت من شد و با آن‌ها مدارا کرد با او مدارا کن . br /br /خداوندا! یک لحظه مرا به خودم واگذار مکن و چیزهای خوبی که به من بخشیده‌ای، از من باز مگیر. br /br /br /خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود فرست . br /درودهای پربرکت و پاکیزه و فزاینده‌ای که صبح‌گاهان و شامگاهان در رسند، br /br /و درود فرست بر ایشان و بر ارواح‌شان، br /br /و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور، br /br /و احوالشان را به سامان‌ آر، br /br /و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان در کنار ایشان قرار ده، br /br /ای مهربان‎ترین مهربانان.(۱۰) br /br /br /در این میان عرفه جایگاه تبلور و ظهور تمام معارفی است که حاجی در مراحل و منازل مختلف حج به دست آورده است و پس از گذر از عرفه است که نور معرفت هاله ای خواهد بود بی انتها که افق عبودیت را با ملکوت پیوند می دهد یعنی عرفات مقام تابش نور معرفت است که در مشعر، حاجی با این معرفت به شهود و شعور یقینی می رسد و قربانی در منا نیز شکرانه همین دو نعمت طی مراحل معرفت و شهود در عرفات و مشعر است. br /عرفات نام صحرایی است وسیع با مساحت حدود ۱۸ کیلومتر مربع در دامنه کوه جبل الرحمه که در جنوب شرقی مکه معظمه قرار دارد و با چهار منطقه ثویه ، نمره، عرنه و ذی المجاز احاطه شده و بخش عمده آن از حرم خارج است. br /br /br /عرفه روز تدبیر در آفرینش و خلقت و توجه به رابطه بنده با پروردگار است و مضامین دعای عرفه عرشی است و قرائت دعای اباعبدالله همراه با تدبیر در مضامین ارزشمند این دعا برای بندگان راهگشاست. بنا بر فرموده حضرت زین العابدین ، امام سجادع امید آن می رود که حتی فرزندانی که هنوز در رحم مادران هستند، از فضل و لطف و محبت پروردگار برخوردار شوند و به همین دلیل است که عارفی همچون میرزاجواد آقای ملکی تبریزی می افزاید: quot;مثل این که امروز فقط برای نیایش آفریده شده است. br /br /روز عرفه از ایام باشکوه و عظیم است. روزی است که در‌های آسمان را برای پذیرش تضرع‌های عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله می‌گشایند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آری باز هم فرصت برای بازگشت انسان به اصل و جایگاه اعلی اولیه‌اش را فراهم می‌کنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار می‌کنند. چقدر ظلم کردیم! چقدر نادیده گرفتیم آن همه رحمت را! ولی باز هم می‌خوانندمان، دعوتمان می‌کنند و می‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شویم. آری روز عرفه، روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و اطاعت خود دعوت کرده و از آن سوی سفره جود خود را برای آنها گسترانیده است. br /br /br /شیطان را در این روز در غل و زنجیر می‌کشد و باز هم زمینه پیروزی انسان را بر نفس فراهم می‌کند. امام صادق (ع) فرموده‌اند: اگر شخص گناه‌کاری نتواند در شب‌های قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده کند و بهره گیرد، می‌تواند در این روز از امتیازات برخورداری از رحمت الهی برخوردار شود. br /br /عرفا با توجه به آیات قرآنی و نیایش‏های عرفانیِ اولیای الهی، طبق ذوق و کشف و شهود خود عباراتی را در ترجمه مضامین نصوص دینی بیان کرده‏اند. br /br /br /br /حضرت امام خمینی قدس‏سره br /br /دیده‏ای نیست نبیند رخ زیبای تو را نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را br /br /هیچ دستی نشود جز برِ خوانِ تو دراز کس نجوید به جهان جز اثر پای تو را br /br /به کجا روی نماید که تواش قبله نه‏ای آنکه جوید به حرم منزل و مأوای تو را br /br /همه جامنزل عشق است که یارم همه جاست کور دل آنکه نبیند به جهان جای تو را br /br /br /br /بابا طاهر br /br /به دریا بنگرم دریا ته بینم به صحرا بنگرم صحرا ته بینم br /br /به هر جا بنگرم و کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته بینم br /br /br /br /عطار نیشابوری br /br /نه هرگز کبریایش را بدایت نه ملکش را سرانجام و نهایت br /br /زهی اسم و زهی معنی همه تو همی گویم که ای تو ای همه تو br /br /تو را بر ذره ذره راه بینم دو عالم ثمّ وجه اللّه‏ بینم br /br /دویی را نیست ره در حضرت تو همه عالم تویی و قدرت تو br /br /وجود جمله ملل حضرت توست همه آثار صنع قدرت توست(۱۱) br /br /br /br /در منطق الطیر می‏گوید: br /br /هم ز جمله پیش و هم بیش از همه جمله از خود دیده و خویش از همه br /br /با توجه به همین بی‏نهایت بودن وجود محض است که عطار می‏گوید: br /br /غیرتش غیر در جهان نگذاشت لاجرم عین جمله اشیا شد br /br /حکما مضمون این شعر را تحت عنوان quot;بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء quot; بیان کرده‏اند. br /br /منظور از بسیط الحقیقة، وجود محض است. وجود محض یا quot;صرف الوجود quot; آن است که مجرد از ماهیت باشد. چون ماهیت حدود اشیاء است. شی‏ء بی‏ماهیت، بی‏حد و بی‏نهایت می‏گردد. br /br /کمال وجود در بی‏حد و نهایت بودن است. از آنجا که بی‏حد و نهایت بودن حقیقی، تنها با بی‏همتایی سازگار است، ضرورتا کمال توحید ملازم آن بوده و موجود کامل واقعی جز یکی نخواهد بود. از این رو، هر موجودی باید کمال وجودی خود را از وجود کامل که همان وجود محض و بی‏حد و نهایت است دریافت کند؛ زیرا غیر از او هر چه هست ناقص است و معلول یک علّت تامه کامل، که هر موجودی هر چه دارد از اوست. همه محتاج او و سائلِ درگاه اویند. br /br /br /br /أَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللّه‏ِ وَاللّه‏ُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ؛(۱۲) quot;شما فقیران به سوی خدایید و تنها خدا غنیّ پسندیده است. quot; br /br /یَسْأَلُهُ مَنْ فِی السَّمَوَاتِ وَالاْءَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ ؛(۱۳) quot;هر چه در آسمان و زمین است، از خدا می‏خواهند و خدا هر روز در کار جدیدی است. quot; br /br /br /br /مرحوم علامه طباطبایی در این باره می‏گوید: br /br /quot;… و قد تبیّن بما تقدّم أنّ الواجب لذاته تمام کلّ شی‏ء. و هذا هو المراد بقولهم بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء quot; .(14) br /br /quot;از آنچه گفته شد، روشن گشت که واجب بالذات تمام همه چیز بوده و مراد حکما از این عبارت که ـ بسیط حقیقی همه اشیاء است ـ همین مطلب می‏باشد. quot; br /br /مرحوم ملاّ صدرا نیز می‏گوید: br /br /quot;یقینا بسیط الحقیقه، همه اشیاء وجودی است. مگر آنچه به نقایص و نیستی‏ها تعلّق دارد. واجب تعالی که بسیط الحقیقه است، از هر حیث واحد است. پس او همه وجود است همان طور که تمامش وجود محض است. quot; br /br /سپس در جایی دیگر و در ادامه بحث می‏گوید: br /br /همان گونه که وجود یک حقیقت واحد است که در همه موجودات به تشکیک و اختلاف در کمال و نقص، سریان دارد؛ همچنین صفات حقیقی این وجود که همان علم و قدرت و اراده و حیات است نیز به همان عنوان سریان دارد؛ به‏گونه‏ای که راسخین در علم می‏دانند. بنابراین، حتی جمادات نیز زنده و عالم و ناطق‏اند که تسبیح خدا را به جا می‏آورند و به خالق خود علم دارند. quot;(15) br /br /br /نیایش کشش بنده ناتوان و نیازمند به جانب خداوند کریم وتوانا و به منزله مدد جویی از مرکز قدرت تام و منبع نیروی کامل و نامحدود است. br /موجی است برخاسته از روح آدمی که از همه جا راهی بارگاه خدا می شود نه زمان مخصوصی دارد ونه معبد ویژه ای نیازمند است. br /اگر ما می بینیم گاه در احادیث و روایات ، زمان و مکان ویژه ای را برای نیایش تعیین کرده اند نه بدین سبب است ، که اجابت دعا بسته به روز و شب است بلکه بدین مفهوم است که در آن زمانی که وعده اجابت داده شده ، استفاده بهره ویژه ای می برد. پس نیایش امری است کاملا روحانی و سبب ابتهاج ملکوتی فرد و شناسه فضیلت هر انسان خداجوی. br /و همان گونه که برای هر چیزی پایه و ستونی هست که امور مربوط به آن بر اساس همان پایه و ستون تنظیم و استوار می شود، و همان گونه که قوام و استواری انسان بستگی به عقل و مخ او دارد، عبادت نیز بوسیله مغز و مخ آن استوار است که این معنای همان حدیث نبوی ص است که فرمودند: quot;الدعا مخ العباده quot; و نیز موید مضمون همان آیه قرآنی است که استواری عبادت الهی را بسته به دعا و نیایش می داند. (اشاره است به آیه ۶۰ غافر)نکته دیگر این که ، چنان که برای پیشرفت هر امری باید عشق و شوقی باشد تا نتیجه مطلوب حاصل آید، برای مداومت دعا و نیایش و نتیجه گرفتن از آن هم که همان اجابت است وجود عشق و شوقی پایدار لازم است. br /br /اعمال روز عرفه br /br /روز نهم روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است و روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مَوائد جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناکترین اوقات خواهد بود و روایت شده که حضرت امام زین العابدین علیه السلام شنید در روز عرفه صداى سائلى را که از مردم سؤ ال مى نمود فرمود به او واى بر تو آیا از غیر خدا سؤ ال مى کنى در این روز و حال آنکه امید مى رود در این روز براى بچّه هاى در شکم آنکه فضل خدا شامل آنها شود و سعید شوند و از براى این روز اعمال چند است اول غسل دوّم زیارت امام حسین علیه السلام که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسى توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش کمتر از کسى که در عرفات باشد نیست بلکه زیاده و مقدّم است و کیفیّت زیارت آن حضرت بعد از این در باب زیارات بیاید انشاءالله تعالى سوّم بعد از نماز عصر پیش از آنکه مشغول بخواندن دعاهاى عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالى به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده گردد پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهِرِهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِم روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود لکن ما به مقدارى که این کتاب گنجایش آن را داشته باشد نقل مى کنیم شیخ کفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى کسى که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین علیه السلام در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به عمل آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دویم بعد از حمد قُل یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ بخواند بعد از آن چهار رکعت نماز گذارد در هر رکعت بعد از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند فقیر گوید که این نماز همان نماز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام است که در اعمال روز جمعه گذشت . br /نویسنده:علی معروفی br /……………………………………………………………………. br /پی‎نوشت‎ها: br /1 ـ کافی، ج ۴، ص ۲۲۴٫ br /2 ـ سوره‌ بقره/ ۱۲۵٫ br /br /3 ـ ر.‌ک: (حدیث شبلی). br /br /4 ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل. br /br /5 ـ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۸٫ br /br /6 ـ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۶۱٫ br /br /7 ـ سوره‌ طه، آیه‌ ۷٫ br /br /8 ـ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۹٫ متن کامل این حدیث در صفحات ۴۴۱ ـ ۴۴۳ خواهد آمد. br /br /9 ـ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۰۲٫ br /10-منتخبی از دعای امام سجاد علیه‌السلام در روز عرفه، مترجم: حسین انصاریان br /11 . اسرار نامه، ص ۲ br /br /12 . فاطر، ۱۵ br /br /13 . رحمن، ۲۹ br /br /14 . نهایة الحکمة، چاپ جامعه مدرسین، ص ۲۷۷ br /br /15 . اسفار، چاپ بیروت، ج ۶، ص ۱۱۷ و ۱۱۰ /p

Popularity: 2%

پذیرش خبرنگار افتخاری در صداوسیمای کرمان

Posted by صدا وسیمای مرکز کرمان On آذر - ۴ - ۱۳۸۸

بنام خدابا توجه به تغییرات روی داده در حوزه تقسیمات کشوری در استان و نیز ایجاد بسترهای جدید اطلاع رسانی ، صدا و سیمای مرکز بمنظور گسترش حوزه اطلاع رسانی خود و تقویت کادر خبری ، علاقمندان به خبرنگاری افتخاری را به همکاری فرامیخواند . طبق مقررات ، همکاری خبرنگاران افتخاری ، هیچ تعهد استخدامی برای سازمان صدا و سیما ایجاد نخواهد کرد . شرایط عمومی داوطلبان همکاری : – ترجیحا دارای تحصیلات عالی – ترجیحا در سنین ۲۰ تا ۳۵ سال – نداشتن سوء پیشینه – علاقه و ایمان به حرفه مقدس خبرنگاری ، – توانایی مناسب در زمینه نگارش متون خبری (تسلط ادبی) – اطلاعات عمومی در خصوص مسائل کلان شهرستان (بطور کامل) ، مسائل کلان کشور (در حد متوسط) و مسائل کلان جهان (در حد قابل قبول ). – قدرت تحلیل مسائل (در حد قابل قبول ) – توان گویش (در حد قابل قبول ) – دسترسی به حداقل امکانات ارسال خبر مکتوب ( پست الکترونیک یا دورنگار) – داشتن امکان و فرصت کافی برای پرداختن به حرفه خبرنگاری حائزین این شرایط میتوانند مدارک خواسته شده زیر را حداکثر تا اخر آذر ۱۳۸۸ به ادرس ، خیابان شهید مصطفی خمینی ، صدا و سیمای مرکز ، معاونت اطلاعات و اخبار، مدیریت تولید و پخش خبر ارسال فرمایند . مدارک لازم : – رونوشت هر مدرکی که توانایی و تجربه شما را در گویندگی و خبرنگاری تائید کند. – رونوشت اخرین مدرک تحصیلی – رونوشت صفحه اول شناسنامه و کارت ملی – یک قطعه عکس – چند نوشته ادبی و خبری شامل : ۱ – زندگینامه مختصر شما (در یک صفحه ) ۲ – معرفی شهر یا بخش محل سکونت شما (در یک صفحه ) ۳ – تنظیم یک خبر درباره رویدادهای محل سکونت شما به انتخاب خودتان این نوشته ها ، یکی از ملاکهای ارزیابی توان ادبی و حرفه ای شما محسوب میشود و باید در قالب های خبری یا گزارش مکتوب تهیه شود. لطفا در پایان صفحه زندگینامه ، دو شماره تلفن ثابت و همراه که از ان طریق میتوان با شما تماس گرفت و نیز ادرس دقیق محل سکونت را درج فرمائید . نکته مهم : در صورت تشخیص کارشناسان ، طی مراحل اموزشی در باشگاه خبرنگاران جوان ضروری است . برای کسانیکه امکان حضور در را نداشته باشند به شرط کسب امتیاز لازم حرفه ای ، ممکن است تسهیلاتی مانند اموزش از راه دور یا اموزش فشرده در اختیار قرار گیرد . در صورت نیاز میتوانید به ادرس زیر ایمیل بفرستید : www.karmania100@yahoo.com (http://www.karmania100@yahoo.com/)به امید زیارت شما در جمع صمیمی خانواده بزرگ صدا و سیما .

Popularity: 1%

معرفی اعضای تیم کشتی فرنگی نوجوانان استان

Posted by صدا وسیمای مرکز کرمان On آذر - ۴ - ۱۳۸۸

اعضای تیم کشتی فرنگی نوجوانان استان مشخص شدند. به گزارش واحد مرکزی خبر مسابقات قهرمانی کشتی فرنگی نوجوانان استان عصر دیروز با شرکت ۴۲ کشتی گیر از شهرستانهای ndash; سیرجان ndash; جیرفت ndash; بم ndash; راور ndash; شهر بابک ndash; کهنوج و بردسیر برگزار شد که در پایان ۱۰ نفر به عنوان اعضای تیم کشتی فرنگی انتخاب شدند.این افراد از فردا در مسابقات قهرمانی کشور در قم شرکت می کنند.

Popularity: 2%

ویدیو

Enter the video embed code here. Remember to change the size to 320 x 270 in the embed code.

برچسب ها

اسپانسر

درباره ما

کرمان خبر وبلاگ خودکاری است که تمامی مطالب خبری و وبلاگی در رابطه با کرمان را در یک آدرس برای شما آماده می کند.

Twitter

    تصاویر

    IMG_6869Leam120204_SH_StriveForFiveDSC09728