کرمان خبر

وبلاگ گروهی خودکار برای وبلاگ نویسان کرمانی.

Archive for آذر, ۱۳۸۸

پذیرش خبرنگار افتخاری در صدا و سیمای کرمان

Posted by صدا وسیمای مرکز کرمان On آذر - ۱۴ - ۱۳۸۸

بنام خدابا توجه به تغییرات روی داده در حوزه تقسیمات کشوری در استان و نیز ایجاد بسترهای جدید اطلاع رسانی ، صدا و سیمای مرکز بمنظور گسترش حوزه اطلاع رسانی خود و تقویت کادر خبری ، علاقمندان به خبرنگاری افتخاری را به همکاری فرامیخواند . طبق مقررات ، همکاری خبرنگاران افتخاری ، هیچ تعهد استخدامی برای سازمان صدا و سیما ایجاد نخواهد کرد . شرایط عمومی داوطلبان همکاری : – ترجیحا دارای تحصیلات عالی – ترجیحا در سنین ۲۰ تا ۳۵ سال – نداشتن سوء پیشینه – علاقه و ایمان به حرفه مقدس خبرنگاری ، – توانایی مناسب در زمینه نگارش متون خبری (تسلط ادبی) – اطلاعات عمومی در خصوص مسائل کلان شهرستان (بطور کامل) ، مسائل کلان کشور (در حد متوسط) و مسائل کلان جهان (در حد قابل قبول ). – قدرت تحلیل مسائل (در حد قابل قبول ) – توان گویش (در حد قابل قبول ) – دسترسی به حداقل امکانات ارسال خبر مکتوب ( پست الکترونیک یا دورنگار) – داشتن امکان و فرصت کافی برای پرداختن به حرفه خبرنگاری حائزین این شرایط میتوانند مدارک خواسته شده زیر را حداکثر تا اخر آذر ۱۳۸۸ به ادرس ، خیابان شهید مصطفی خمینی ، صدا و سیمای مرکز ، معاونت اطلاعات و اخبار، مدیریت تولید و پخش خبر ارسال فرمایند . مدارک لازم : – رونوشت هر مدرکی که توانایی و تجربه شما را در گویندگی و خبرنگاری تائید کند. – رونوشت اخرین مدرک تحصیلی – رونوشت صفحه اول شناسنامه و کارت ملی – یک قطعه عکس – چند نوشته ادبی و خبری شامل : ۱ – زندگینامه مختصر شما (در یک صفحه ) ۲ – معرفی شهر یا بخش محل سکونت شما (در یک صفحه ) ۳ – تنظیم یک خبر درباره رویدادهای محل سکونت شما به انتخاب خودتان این نوشته ها ، یکی از ملاکهای ارزیابی توان ادبی و حرفه ای شما محسوب میشود و باید در قالب های خبری یا گزارش مکتوب تهیه شود. لطفا در پایان صفحه زندگینامه ، دو شماره تلفن ثابت و همراه که از ان طریق میتوان با شما تماس گرفت و نیز ادرس دقیق محل سکونت را درج فرمائید . نکته مهم : در صورت تشخیص کارشناسان ، طی مراحل اموزشی در باشگاه خبرنگاران جوان ضروری است . برای کسانیکه امکان حضور در را نداشته باشند به شرط کسب امتیاز لازم حرفه ای ، ممکن است تسهیلاتی مانند اموزش از راه دور یا اموزش فشرده در اختیار قرار گیرد . در صورت نیاز میتوانید به ادرس زیر ایمیل بفرستید : www.karmania100@yahoo.com (http://www.karmania100@yahoo.com/)به امید زیارت شما در جمع صمیمی خانواده بزرگ صدا و سیما .

Popularity: 3%

pimg align=textTop src=http://kermanmedia.com/photos/tn/t_hadis.jpg border=0 hspace=0 complete=true /nbsp;/ppمهدی شجاعی صاحب امتیاز و nbsp;مدیرمسئول روزنامه حدیث و از چهره های برجسته مطبوعاتی استان و کشور مجددا مقارن ظهر دیروز به دادگاه مطبوعات (شعبه یک دادگاه کیفری ) احضار شد .nbsp;/ppاخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود ./p

Popularity: 2%

pimg align=textTop src=http://kermanmedia.com/photos/tn/t_hadis.jpg border=0 hspace=0 complete=true /nbsp;/ppمهدی شجاعی صاحب امتیاز و nbsp;مدیرمسئول روزنامه حدیث و از چهره های برجسته مطبوعاتی استان و کشور مجددا مقارن ظهر دیروز به دادگاه مطبوعات (شعبه یک دادگاه کیفری ) احضار شد .nbsp;/ppاخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود ./p

Popularity: 1%

مفهوم حقیقی غدیر/ عید ولایت در کلام رهبر معظم انقلاب/

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۱۳ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0571/A0571104.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppهرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد.امیدواریم خداوند متعال روزى را به بشرِ زمان ما نشان بدهد که رشحه‏اى از عدالت علوى و معنا و مفهوم حقیقى غدیر در دنیاى اسلام و در همه بشریت پرتوافکن باشد و مردم را بهره‏مند کند./pp*‌غدیر، نیازی برای تمام ادوار br /br /یک مطلب راجع به غدیر عرض کنیم. مسأله‌ى غدیر، صرفا یک مسأله‌اى که ما جمع شیعه به آن اعتقاد داریم و یک عده از مسلمان‌ها هم به آن اعتقاد ندارند، این نیست. در نگاه تاریخى به اسلام و در تحلیل تاریخى حوادث صدر اسلام، موضوع غدیر – یعنى نصب جانشین – یک ضرورتى بود که اگر آن‌چنان که تدبیر شده بود – تدبیر رحمانى و الهى، و تدبیر نبوى – عمل مى‌شد، بدون تردید مسیر تاریخ بشر عوض مى‌شد و امروز ما در جایگاه بسیار جلوترى از تاریخ طولانى بشریت قرار داشتیم. این‌که یک مکتب و نظام فراگیر نیازهاى زندگى بشر، به وسیله‌ى پیامبر خاتم در جامعه فرصت پیاده شدن پیدا کند، که این خود یک معجزه‌ى بزرگ بود، که پیغمبر توانست این نظام فکرى و عملى را واقعیت ببخشد و بر روى زمین واقعیت، آن را بنا کند؛ آن هم در دشوارترین جاها. خود این‌که در دشوارترین جاها توانسته این بنا پیاده شود و قرار بگیرد، نشان‌دهنده‌ى این بود. br /که در همه‌ى نقاط زندگى بشر و جغرافیاى انسانى آن روز دنیا و بعد از آن، این بنا قابل تحقق است. این شکل علمى را در مقام عمل، در دشوارترین صورت، پیغمبر توانست تحقق ببخشد. اگر این حادثه اتفاق مى‌افتاد که حفظ و گسترش کمى و گسترش کیفى در این موجود خلق شده‌ى الهى – یعنى جامعه‌ى اسلامى نبوى – مى‌توانست به قدر ده، دوازده نسل، پى‌درپى حراست و حفاظت بشود، آن وقت مسلم بود که این حرکت در طول تاریخ بشر، شکست‌ناپذیر مى‌ماند. معنایش این نبود که بشر، دوران انتظارى نخواهد داشت و خود در طول این دوازده نسل، به نهایت مطلوب خود خواهد رسید. اگر آن‌طورى که پیغمبر معین کرده بود، امیرالمؤمنین، بعد امام حسن، بعد امام حسین، بعد ائمه‌ى دیگر، یکى پس از دیگرى مى‌آمدند، باز به گمان بیشتر، بشر نیاز به یک دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعه‌ى آرمانى را تحقق ببخشد. اما در آن صورت اگر این تعاقب معصومین، این دست‌هاى امین و کارآمد، مى‌توانستند این حادثه‌ى ایجاد شده‌ى در واقعیت را حفظ کنند، آن وقت مسیر بشر، مسیر دیگرى مى‌شد. br /امروز بشر عینا همان نیازهایى را دارد که پنج‌هزار سال پیش، این نیازها را داشت؛ نیازهاى اصولى بشر، هیچ تفاوتى نکرده است. آن روز هم بشر از نفوذ قدرت‌هاى ستمگر رنج مى‌برد؛ امروز هم شما – شماها چشمتان باز است – اگر دنیا را از نفوذ قدرت‌هاى ستمگر و ویرانگر نگاه کنید، خواهید دید که بشر دارد رنج مى‌برد. آن روز هم نیاز بزرگ بشر عدالت بود و برترین رنج او بى‌عدالتى؛ امروز هم شما نگاه کنید، در دنیا بزرگترین مشکل بشر، بى‌عدالتى است. خطاست اگر خیال کنیم که این آزادى فردى – که لیبرال دمکراسى غرب به بشر هدیه داده – این نیاز بشر بوده که قبلا نبوده؛ چرا؛ به این شکل‌هایى که امروز آزادى‌هاى فردى هست، در بسیارى از دوره‌هاى تاریخ و در بسیارى از مناطق تاریخ وجود داشته است. همین محدودیت‌هایى که امروز به شکل پنهان اراده‌ى انسان‌ها را به زنجیر مى‌کشند، اینها یک روز به صورت آشکار بوده است. این تور احاطه‌کننده‌ى بر اراده، حرکت و حیات انسان، امروز ریزتر بافته شده، از خیوط و نخ‌هاى باریکترى استفاده شده و با مهارت بیشترى به آب انداخته مى‌شود. آن روز این مهارت‌ها نبود؛ اما آشکارتر و قلدرمآبانه‌تر بود. پس نیازهاى بشر تفاوتى نکرده است. اگر آن دست به دست شدن امانت نبوى و گسترش کمى و کیفى متناسب و درست، انجام مى‌گرفت، امروز بشر این نیازها را گذرانده بود (نیازهاى فراوان دیگرى ممکن بود براى بشر پیش بیاید که امروز ما آن نیازها را حتى نمى‌شناسیم) آن نیازها ممکن بود باشد؛ اما دیگر این‌قدر ابتدایى نبود. امروز ما و جامعه‌ى بشرى، همچنان در دوران نیازهاى ابتدایى بشرى قرار داریم. در دنیا گرسنگى هست، تبعیض هست – کم هم نیست؛ بلکه گسترده است، به یک جا هم تعلق ندارد؛ بلکه همه جا هست – زورگویى هست، ولایت نابحق انسان‌ها بر انسان‌ها هست؛ همان چیزهایى که چهار هزار سال پیش، دو هزار سال پیش به شکل‌هاى دیگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همین چیزهاست و فقط رنگ‌ها عوض شده است. «غدیر» شروع آن روندى بود که مى‌توانست بشر را از این مرحله خارج کند و به یک مرحله‌ى دیگرى وارد کند. آن وقت نیازهاى لطیف‌تر و برترى، و خواهش‌ها و عشق‌هاى به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشکیل مى‌داد. راه پیشرفت بشر که بسته نیست! ممکن است هزارها سال یا میلیون‌ها سال دیگر بشریت عمر کند؛ هر چه عمر کند، پیوسته پیشرفت خواهد داشت. منتها امروز پایه‌هاى اصلى خراب است؛ این پایه‌ها را پیغمبر اسلام بنیانگزارى کرد و براى حفاظت از آن، مسأله‌ى وصایت و نیابت را قرار داد؛ اما تخلف شد. اگر تخلف نمى‌شد، چیز دیگرى پیش مى‌آمد. «غدیر» این است. در طول دوران دویست‌وپنجاه ساله‌ى زندگى ائمه (علیهم‌السلام) – که عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پیغمبر تا زمان وفات حضرت عسکرى، دویست‌وپنجاه سال است – هر وقت ائمه توانسته‌اند و خودشان را آماده کرده‌اند تا این‌که به همان مسیرى که پیغمبر پیش‌بینى کرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است دیگر. حالا ماها در این برهه‌ى از زمان، به میدان آمده‌ایم و همتى هست به فضل و توفیق الهى و ان‌شاءالله که به بهترین وجهى ادامه پیدا کند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) ۲۹/۱۰/۱۳۸۴ br /br /br /* غدیر ،صحنه معرفی تثبیت ارزشها br /br /آنچه که در ماجراى غدیر از دیدگاه مطالعه کنندگانى از قبیل ما مى‏شود فهمید، مضمون این نصب الهى در باب کیفیّت اداره کشور و گزینش انسانهاى صالح براى مسؤولیتهاى بزرگ است. البته کسانى که اهل بینش عالىِ عرفانىِ حق شناسانه هستند و دلشان با منابع نور و معرفت متّصل است، اى بسا حقایق دیگرى را هم در این ماجرا مى‏فهمند. آنچه ما در این ماجرا احساس مى‏کنیم، این است که با نصب امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام در روز غدیر، پیغمبر اکرم صلّى‏اللَّه علیه و آله و سلّم به دستور پروردگار، این حقیقت را از اسلام آشکار کرد که مسؤولیت بزرگِ اداره جامعه در نظام اسلامى، چیزى نیست که نسبت به معیارهاى اسلامى، بشود درباره آن از موردى صرف نظر کرد. در این کار بزگ، صددرصد باید معیارها و ارزشهاى اسلامى در نظر گرفته شود. br /بالاتر از امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام کیست؟ همه خصوصیاتى که از نظر اسلام، ارزش است و البته از نظر عقل سالمِ توأم با انصاف هم، همانها ارزش محسوب مى‏شود، در امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام جمع بود. ایمان او، اخلاص او، فداکارى و ایثار او، تقواى او، جهاد او، سبقت او به اسلام، بى‏اعتنایى او به هر چه غیرِ خدا و هر چه غیرِ از هدف خدایى، بى‏اعتنایى او به زخارف مادّى، بى‏ارزش بودن دنیا درنظر او، علم او، معرفت او و اوج انسانیّت در او از همه ابعاد، خصوصیّاتى است که در زندگى امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام واضح است. ادّعاى این حرفها، مخصوص شیعه هم نیست. همه مسلمین و مورّخین و محدّثینى که درباره امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام خواسته‏اند به انصاف حرف بزنند، همین خصوصیّات و بیش از اینها را بیان کرده‏اند. br /پیغمبر اکرم صلّى‏اللَّه علیه و آله و سلّم، در آن روز در مقابل چشم کسانى که این خصوصیّات را در امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام مى‏شناختند، او را به منصب ولایت نصب کرد. معناى این نصب، اهمیت دادن به آن معیارهاست. این همان نکته‏اى است که باید در نظام و جامعه اسلامى، تا قیام قائم مورد نظرِ همه باشد. اگر مسلمین در طول تاریخ نتوانسته‏اند از مواهب اسلامى به طور کامل بهره ببرند، به دلیل نقیصه بزرگِ ناشى از نشناختن معیارها بوده است. br /عزیزند. آن کس که در دل خود ایمان دارد و در عمل خود، آنچه را لازمه ایمان است رعایت مى‏کند، حقیقتاً عزیز است. بحمداللَّه، احساس عزّت هم در دل ملت ما هست و این از برکات رعایت همان ارزشهایى است که در غدیر تثبیت شد. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم۱/۱۲/۱۳۸۱ br /br /br /* غدیر ،امکان ساز استمرار حرکت پیامبر خاتم (ص) br /br /عید غدیر، عید بسیار بزرگ و خاطره عظیم تاریخى است؛ لیکن در مضمون عید غدیر درسهایى وجود دارد که هرگاه ملت اسلام این درسها را به گوش جان بشنود، حقیقتاً از این روز بهره خواهد برد. br /در واقعه غدیر، درسهاى بزرگى وجود دارد: اوّلاً این واقعه جزو وقایع مسلّم تاریخ اسلام است. این‏طور نیست که فقط شیعه حدیث غدیر را نقل کرده باشد. در بین علما و محدّثان اهل سنّت، تعداد بسیارى این حدیث را نقل کرده‏اند و همان‏طور که شیعه این حادثه را بیان کرده است، آنها هم بیان کرده‏اند. فهم علما و دانشمندان – همانند فهم خود حضّار آن حادثه – از این عمل پیغمبر، که دست امیرالمؤمنین را بلند کرد و فرمود:«من کنت مولاه فهذا على مولاه» این‏ بود که پیغمبر، امیرالمؤمنین را براى جانشینىِ خود نصب کرد. نمى‏خواهیم وارد مسأله شیعه و سنّى و اختلافات و درگیریهاى اعتقادى شویم – دنیاى اسلام تا امروز هرچه از دعواى شیعه و سنى کشیده، بس است! – ولى معرفتى که در این کلام عمیق پیغمبر وجود دارد، باید درست فهمیده شود؛ پیغمبر امیرالمؤمنین را منصوب کرد. br /پیغمبر براى این مبعوث شده بود که مردم را تعلیم دهد و تزکیه کند؛ «یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکّیهم»؛ یا در جاى دیگر «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة». باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‏خاکى و این جامعه بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‏مند شود. هدف همه نبوّتها و بعثتها این است. هرکدام از انبیا به نبوّت مبعوث شدند، این اقدام بزرگِ تعلیم و تربیت را تا آن حدّى که امکانات زمان اجازه مى‏داد، پیش بردند؛ اما دین خاتم و نبىّ خاتم باید این حرکت عظیم الهى را ابدیّت بخشد؛ چون پیغمبرِ دیگرى مبعوث نخواهد شد تا بشر به آن سر منزل نهایى خود در این عالم – که زندگى در کره خاکى و در خانواده بشرى، باید همراه با صلح و صفا و عدالت و با بهره‏مندى از خیرات عالم باشد – نزدیک شود و بالأخره به آن برسد. چگونه مى‏شود بشریت را به آن سرمنزل نهایى نزدیک کرد؟ آن وقتى که این تربیت مستمر باشد. باید تعلیم و تربیت مستمرّى ازموضع حکومت و قدرت سیاسى – آن هم قدرت سیاسىِ کسى مثل پیغمبر؛ یعنى معصوم – این جامعه بشرى را بتدریج پیش ببرد و تربیت کند و ناهنجاریها را در میان آنها کاهش دهد تابشریت بتواند به آن نقطه‏اى که شروع زندگى سعادتمندانه همه انسانهاست – که ما آن دوره را، دوره حضرت ولىّ‏عصر ارواحنافداه مى‏دانیم – برسد. دوره ولىّ‏عصر ارواحنافداه، دوره آغاز زندگى بشر است؛ دوره پایان زندگى بشر نیست. از آن‏جا حیات حقیقى انسان و سعادت حقیقى این خانواده عظیم بشرى تازه شروع خواهد شد و استفاده از برکات این کره خاکى واستعدادها و انرژیهاى نهفته در این فضا، براى انسان – بدون ضرر، بدون خسارت، بدون نابودى و ضایع کردن – ممکن خواهد شد. درست است که امروز بشر از چیزى استفاده مى‏کند، اما به یک چیز دیگر ضرر مى‏زند. امروز نیروى اتم را کشف مى‏کند، اما نیروى اتم را براى نابودى انسان به کار مى‏برد؛ نفت را از اعماق زمین استخراج مى‏کند، اما این نفت درراه تضییع و تخریب محیط زیست انسان به کار مى‏رود؛ کمااین‏که در این صد سال اخیر این‏گونه بوده است. بشر نیروهاى محرّکه و انرژیهاى پنهان و قوّه بخار و سایر نیروها را کشف مى‏کند،اما انسانها را به انواع و اقسام گرفتاریهاى جسمانى از ناحیه این مشکلاتى که زندگى مادّى براى انسانها به وجود مى‏آورد، آلوده مى‏کند. به بشر سرعت و سهولت داده مى‏شود؛ اماخیلى چیزها از او گرفته مى‏شود. از آن طرف هم تخریب ارزشهاى اخلاقى است که امروز انسان دچار آنهاست؛ لیکن در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه قضیه این‏گونه نیست. br /بشر از خیرات عالم، از انرژیهاى پنهان و از نیروهاى نهفته در طبیعت، استفاده بى‏ضرر و بى خسارت مى‏کند؛ استفاده‏اى که مایه رشد و پیشرفت انسان است. همه پیغمبران آمده‏اند تا ما رابه آن نقطه‏اى برسانند که زندگى بشر تازه شروع مى‏شود. پیغمبر خاتم اگر بخواهد انسانها را به مقتضاى دین خاتم به این‏جا برساند، باید چه کار کند؟ باید این تربیتى که او ارزانى انسانها کرده است، مستمر و طولانى باشد و چندین نسل را پى‏درپى شامل شود. خود پیغمبر اکرم که از دنیا خواهد رفت – «انّک میّت و انّهم میّتون» – پس باید کسى را نصب کند که بعد ازخود او دقیقاً همان راه و همان جهت و همان شیوه‏ها را مورداستفاده قرار دهد، و او على‏بن‏ابى‏طالب است. معناى نصب غدیر این است. br /br /اگر آن روز امّت اسلامى، نصب پیغمبر را درست و با معناى حقیقىِ خودش درک مى‏کرد و تحویل مى‏گرفت و دنبال على‏بن‏ابى‏طالب علیه‏السّلام راه مى‏افتاد و این تربیت نبوى استمرارپیدا مى‏کرد و بعد از امیرالمؤمنین هم انسانهاى معصوم و بدون خطا، نسلهاى بشرى را مثل خودِ پیغمبر، پى‏درپى زیر تربیت الهىِ خویش قرار مى‏دادند، بشریت بسیار زود به آن نقطه‏اىمى‏رسید که هنوز به آن نقطه نرسیده است. علم و فکر بشرى پیشرفت مى‏کرد؛ درجات روحى انسانها بالا مى‏رفت؛ صلح و صفا در بین انسانها برقرار مى‏شد و ظلم و جور و ناامنى وتبعیض و بى‏عدالتى از بین مردم رخت برمى‏بست. این‏که فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها – که در آن زمان عارف‏ترین انسانها به مقام پیغمبر و امیرالمؤمنین بود – فرمود اگر دنبال على راه مى‏افتادید، شما را به چنین سرمنزلى هدایت مى‏کرد و از چنین راهى مى‏برد، به همین خاطر است. ولى بشر زیاد اشتباه مى‏کند. br /در تاریخ، اشتباهات بزرگ همیشه سرنوشت انسانها را با مشکلات بزرگ دچار کرده است. ماجراى سیر انسان در دوران نبوت نبىّ خاتم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم، ماجراى بسیار پُرحادثه و داستان بسیار مهم و حامل فلسفه بسیار عمیقى است. در سال امیرالمؤمنین – که امسال و سالهاى دیگر هم متعلّق به ایشان است – شایسته است که این فلسفه مورد مدّاقه قرار گیرد. امروز هم بشر باید همان حرکت و تلاش را انجام دهد. جوامع بشرى هرچه با عدالت و معنویت همراه شوند و هرچه انسانها از رذایل اخلاقى، خودخواهیها، بداندیشیها، بددلیها، شهوترانیها و خودپرستیها دور شوند، آن آینده نزدیکتر خواهد شد. بشر در طول تاریخ در کجراهه‏هایى قرار گرفته و به راه افتاده که او را از سرمنزل نهایىِ خودش بسیار دور کرده است. br /br /فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى‏ در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدّس۶/۱۰/۱۳۷۹ br /br /* رابطه ی مدیریت جامعه و غدیر br /br /مسأله‌ى غدیر و تعیین امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) به عنوان ولى‌امر امت اسلامى از سوى پیامبر مکرم اسلام (صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم) یک حادثه‌ى بسیار بزرگ و پُرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبى مکرم در امر مدیریت جامعه است. معناى این حرکت که در روز هجدهم ذى‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است که اسلام به مسأله‌ى مدیریت جامعه به چشم اهمیت نگاه مى‌کند. این‌طور نیست که امر مدیریت در نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى، رها و بى‌اعتنا باشد. علت هم این است که مدیریت یک جامعه، جزو اثرگذارترین مسائل جامعه است. تعیین امیرالمؤمنین هم – که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداکارى و عدل در میان صحابه‌ى پیغمبر است – ابعاد این مدیریت را روشن مى‌کند. معلوم مى‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، اینهاست. کسانى که امیرالمؤمنین را به جانشینىِ بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداکارى او براى حق و عدل، تردید ندارند؛ این موردِ اتفاق همه‌ى مسلمین و همه‌ى کسانى است که امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) را مى‌شناسند. این نشان مى‌دهد که جامعه‌ى اسلامى از نظر اسلام و پیغمبر، چه نوع مدیریت و زمامدارى و حکومتى را باید به عنوان هدفِ مطلوب دنبال کند. br /مشکل جوامع بشرى هم در مهمترین مقاطع، در همین نقطه بوده است؛ یعنى جوامع بشرى هرگاه از زمامداران باتدبیر و باتقوا و پرهیزگار و شجاع برخوردار بوده‌اند، توانسته‌اند قدمهایى جلو بروند. آن وقتى‌که جوامع دچار مدیرانى شدند که براى آنها پرهیزگارى و پاکدامنى معنا نداشت، ترجیح منافع مردم بر منافع خودشان مطرح نبود، ترس از خدا و محاسبه‌ى الهى برایشان مطرح نبود – انسانهاى ضعیف، انسانهاى دلبسته‌ى به منافع و شهوات شخصى – مشکلات برایشان به‌وجود آمد؛ چه مشکلات مادى و چه مشکلات اخلاقى و معنوى. این‌که مى‌بینید ملل اسلامى و کشورهاى اسلامى در برهه‌یى از تاریخ، مقهور قدرتهاى ظالم و متجاوز شدند، علت همین بود. اگر آن روزى که استعمار و لشکرکشى‌ها و کشورگشایى‌هاى غربى در مناطق اسلامى شروع شد، زمامداران مسلمان از دین، از پاکدامنى، از غیرت و از شجاعت برخوردار بودند، قضیه این‌طور نمى‌شد. اگر پایبند به شهوات و پایبند به تسلط خودشان بر مقام و قدرتِ چند روزه نبودند، موضوع این‌طور نمى‌شد. ضعف مسلمانان و جوامع اسلامى، اغلب ناشى شده است از ضعف مدیران جوامع و زمامداران آنها؛ البته هر دو روى هم اثر مى‌گذارند. مدیریتهاى ناتوان و نااهل، نظام اخلاقى و سیاسى را در جامعه سست مى‌کنند و انسانها را به ضعف مى‌کشانند؛ آن وقت در چنین جامعه‌یى به‌طور طبیعى باز زمامداران از انسانهاى نااهل‌تر و ضعیف‌تر رنج مى‌برند و مبتلاى به آنها مى‌شوند. br /امروز وقتى به دنیاى اسلام نگاه مى‌کنید، مى‌بینید که بیدارى مسلمانان در همه‌ى نقاط مسلمان‌نشین عالم و در کشورهاى اسلامى به برکت بیدارى ملت ایران است، و ملت ایران به برکت رهبرى امام بزرگوار – که جان خود را به میدان آورد، سینه‌ى خود را در مقابل تیرهاى دشمن سپر کرد و صادقانه حرف زد و صادقانه عمل کرد – پا در این میدان عظیم گذاشت. دنیایى که مى‌خواهد ملل مسلمان را ذلیل ببیند، ملت ایران به برکت رهبرىِ شجاعانه و مخلصانه‌یى که امام بزرگوار نشان داد، عزت خودشان را بر اینها تحمیل کردند. ولایت امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) پرتوى از چشمه‌ى فروزنده‌ى خورشیدىِ غدیر بود؛ لذا توانست این همه آثار را به‌وجود بیاورد، ملت را بیدار کند، ایران را بازسازى معنوى و مادى بکند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم پاکدشت، در سالروز عید سعید غدیر ۱۰/۱۱/۱۳۸۳ br /br /* معنا و تفسیر واقعه‌ غدیر br /br /امامت، یعنى همان اوج معناى مطلوب اداره‌ى جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریّتهاى جامعه که از ضعفها و شهوات و نخوت و فزون‌طلبىِ انسانى سرچشمه مى‌گیرد. اسلام شیوه و نسخه‌ى امامت را به بشریّت ارائه مى‌کند؛ یعنى این‌که یک انسان، هم دلش از فیض هدایت الهى سرشار و لبریز باشد، هم معارف دین را بشناسد و بفهمد – یعنى راه را درست تشخیص دهد – هم داراى قدرت عملکرد باشد – که «یا یحیى خذ الکتاب بقوّة» – هم جان و خواست و زندگى شخصى برایش حائز اهمیت نباشد؛ اما جان و زندگى و سعادت انسانها براى او همه چیز باشد؛ که امیرالمؤمنین در کمتر از پنج سال حکومت خود، این را در عمل نشان داد. شما مى‌بینید که مدّت کوتاهِ کمتر از پنج سال حکومت امیرالمؤمنین، به عنوان یک نمونه و الگو و چیزى که بشریّت آن را هرگز فراموش نخواهد کرد، در طول قرنها همچنان مى‌درخشد و باقى مانده است. این نتیجه‌ى درس و معنا و تفسیر واقعه‌ى غدیر است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا(ع) در روز عید سعید غدیر خم ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ br /br /* نصب امیرالمؤمنین ، درسی از غدیر br /br /در واقعه‌ى غدیر، درسهاى بزرگى وجود دارد: اوّلاً این واقعه جزو وقایع مسلّم تاریخ اسلام است. این‌طور نیست که فقط شیعه حدیث غدیر را نقل کرده باشد. در بین علما و محدّثان اهل سنّت، تعداد بسیارى این حدیث را نقل کرده‌اند و همان‌طور که شیعه این حادثه را بیان کرده است، آنها هم بیان کرده‌اند. فهم علما و دانشمندان – همانند فهم خود حضّار آن حادثه – از این عمل پیغمبر، که دست امیرالمؤمنین را بلند کرد و فرمود:«من کنت مولاه فهذا على مولاه» این بود که پیغمبر، امیرالمؤمنین را براى جانشینىِ خود نصب کرد. نمى‌خواهیم وارد مسأله‌ى شیعه و سنّى و اختلافات و درگیریهاى اعتقادى شویم – دنیاى اسلام تا امروز هرچه از دعواى شیعه و سنى کشیده، بس است! – ولى معرفتى که در این کلام عمیق پیغمبر وجود دارد، باید درست فهمیده شود؛ پیغمبر امیرالمؤمنین را منصوب کرد. br /……..اگر آن روز امّت اسلامى، نصب پیغمبر را درست و با معناى حقیقىِ خودش درک مى‌کرد و تحویل مى‌گرفت و دنبال على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السّلام راه مى‌افتاد و این تربیت نبوى استمرار پیدا مى‌کرد و بعد از امیرالمؤمنین هم انسانهاى معصوم و بدون خطا، نسلهاى بشرى را مثل خودِ پیغمبر، پى‌درپى زیر تربیت الهىِ خویش قرار مى‌دادند، بشریت بسیار زود به آن نقطه‌اى مى‌رسید که هنوز به آن نقطه نرسیده است. علم و فکر بشرى پیشرفت مى‌کرد؛ درجات روحى انسانها بالا مى‌رفت؛ صلح و صفا در بین انسانها برقرار مى‌شد و ظلم و جور و ناامنى و تبعیض و بى‌عدالتى از بین مردم رخت برمى‌بست. این‌که فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌علیها – که در آن زمان عارف‌ترین انسانها به مقام پیغمبر و امیرالمؤمنین بود – فرمود اگر دنبال على راه مى‌افتادید، شما را به چنین سرمنزلى هدایت مى‌کرد و از چنین راهى مى‌برد، به همین خاطر است. ولى بشر زیاد اشتباه مى‌کند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در سالروز عید سعید غدیر خم ۲۴/۱۲/۱۳۷۹ br /br /* عیداللَّه‌الاکبر br /br /غدیر در آثار اسلامى ما به «عیداللَّه‌الاکبر»، «یوم العهد المعهود» و «یوم المیثاق المأخوذ» تعبیر شده است. این تعبیرات که نشان دهنده‌ى تأکید و اهتمامى خاص به این روز شریف است، خصوصیتش در مسأله‌ى ولایت است. آن عاملى که در اسلام ضامن اجراى احکام است، حکومت اسلامى و حاکمیت احکام قرآن است، والّا اگر آحاد مردم، ایمان و عقیده و عمل شخصى داشته باشند، لیکن حاکمیت – چه در مرحله‌ى قانونگذارى و چه در مرحله‌ى اجرا – در دست دیگران باشد، تحقّق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن دیگران بستگى دارد. اگر آنها افراد بى‌انصافى بودند، مسلمانان همان وضعى را پیدا مى‌کنند که شما امروز در کوزوو، دیروز در بوسنى و هرزگوین، دیروز و امروز در فلسطین و در جاهاى دیگر شاهدش بوده‌اید و هستید – ما هم در ایرانِ مسلمانِ عریق و عمیق خودمان، سالهاى متمادى همین را مشاهده مى‌کردیم – اما چنانچه حکّام، قدرى با انصاف باشند، اجازه خواهند داد که این مسلمانان به قدر دایره‌ى خانه‌ى خودشان – یا حدّاکثر ارتباطات محلّه‌اى – چیزهایى از اسلام را رعایت کنند؛ ولى اسلام نخواهد بود! br /«و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن‌اللَّه»؛ مسأله‌ى حکومت، اساس قضایاى همه‌ى پیغمبران بوده است. حال بعضى کسان دوست دارند که حرفهاى موهوم و رد شده و غلط را در قالبهاى على‌الظّاهر نو بیان کنند! آنها مى‌گویند که اگر دین، حکومت پیدا کند، قداست خود را از دست مى‌دهد! قداست یعنى چه؟ آیا قداست یعنى این‌که کسى یک چیز بى‌خاصیت، یک نام، یا یک حیثیّت اعتبارى و بى‌حقیقت را به خود ببندد؟ این قداست خواهد شد؟! قداستِ حقیقى این است که حقیقتى در میان مردم، بر زندگى و بر روابط مردم، بر امور دنیا و آخرت مردم، اثر خوب بگذارد و زندگى را اصلاح کند. این، دین است؛ اگر دینى توانست این کار را بکند، قداست متعلّق به آن است. br /حال به فرض، زید و عمروى که در موضع حکومت در این دین قرار گرفته‌اند، به‌وسیله‌ى عدّه‌اى مورد تهمت، اهانت و دشنام هم قرار بگیرند؛ مانعى ندارد. افراد، انسانها، من و هزاران هزار امثال من، فداى بقاى دین؛ چه اهمیتى دارد؟! دین باید اجرا شود، دین باید تحقّق پیدا کند و این در غدیر، رسماً و به‌عنوان یک حقیقت قانونى در اسلام، مشخص شد. البته از اوّلِ هجرت، پیغمبر اکرم صلى‌اللَّه‌علیه و آله و سلّم حاکم بود؛ اما خیلیها امید بسته بودند که وقتى این شخص که آورنده‌ى اسلام است و این رشته‌اى که افراد و دلها را به هم متّصل کرده است، از میان مردم خارج شد، چیزى باقى نمانَد! با نصب ولى، با نصب حاکم و تعیین کسى که مى‌توانست رشته‌ى این کار شود، جلوِ این پندار در عالم قانونگذارى گرفته شد. اساس قضیه هم این است که قانونى وجود داشته باشد؛ لذا فرمود: «الیوم یَئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم»؛ از امروز به بعد که ولایت، معیّن و تکلیف حکومت و سرپرستى و اداره و زمامدارى کشور، معلوم شد، دیگر از دشمن خارجى نترسید. «واخشونى»؛ حالا از من بترسید. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌مناسبت عید سعید غدیر ۱۶/۰۱/۱۳۷۸ br /br /* مفهوم حقیقی غدیر br /br /اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیک کنیم. بزرگ‏ترین نمونه این است که هرچه بتوانیم، استقرار عدل کنیم. چون دامنه عدالت نامحدود است. br /هرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد. br /امروز مردم دنیا تشنه عدالت‏اند. این پیام به گوش مردم دنیا هم مى‏رسد. امروز شما در اوضاع دنیا نگاه کنید. با همه پیشرفت علم و با این همه تحقیقات علمى که دانشمندان و علما در مسائل کون و حیات انجام داده‏اند و با این همه اکتشافات و اختراعات و ترقى در علم که محیّرالعقول است، در ناحیه اخلاق، افتخار قدرتهاى برتر امروز دنیا به زورگویى، تجاوز، ظلم و بى‏اعتنایى به آراى انسانهاست. حتى امروز وقاحت به قدرى در میان این قدرتمداران زیاد است که اعتراف هم مى‏کنند و مى‏گویند افکار عمومى مردم دنیا مانعِ حمله ما به عراق نیست، این یعنى یک حرکت صددرصد حیوانى. کسى که در عمل و حرکت خود اخلاق، عدالت، فضیلت و حقوق مردم را درنظر نمى‏گیرد، حیوان است. وگرنه روح انسانى این معیارها و ارزشها را رعایت مى‏کند و زندگى انسانى قائم به این ارزشهاست. عالم و آسمان و زمین قائم به عدالت است؛ «بالعدل قامت السّموات والارض». آن وقت عدالت را این‏طور زیر پا بگذارند! البته‏ قدرتمندان در بلندگوها مى‏گویند و فریاد مى‏زنند و تُنِ صداى آنها فضاى دنیا را پُر مى‏کند، اما حقایق عالم از بین نمى‏رود. حقیقت عالم این است که ظلم نمى‏تواند استقرار پیدا کند و پایدار بماند و پایدار نخواهد ماند. ملتها، انسانها، اراده‏ها، خواستها و قدرت معنویت و فضیلت کار خود را خواهد کرد. امیدواریم خداوند متعال روزى را به بشرِ زمان ما نشان بدهد که رشحه‏اى از عدالت علوى و معنا و مفهوم حقیقى غدیر در دنیاى اسلام و در همه بشریت پرتوافکن باشد و مردم را بهره‏مند کند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم۱/۱۲/۱۳۸۱‏ br /br /* پیوند، ارتباط و اتصال، معناى ولایت br /br /دو مطلب در غدیر هست: یکى تعیین امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌الصّلاةوالسّلام است و دیگرى آن معیارهایى است که نبى اکرم صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم در بیان علت و فلسفه‌ى تعیین امیرالمؤمنین در خطبه‌ى غدیر بیان مى‌فرماید. این حرکت بزرگ و تاریخ‌ساز، یعنى نصب امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام متکى به ملاکهایى است و این کار، مفهومى دارد. اگرچه ولایت یک امر سیاسى است، اما همه‌ى مضمون ولایت در سیاست خلاصه نمى‌شود. این ولایت، پرتوى از ولایت ذات مقدّس پروردگار است. این ولایت، ناشى از حضور ولایت الهى در وجود امیرالمؤمنین است، همچنان‌که در وجود پیامبر مکرّم اسلام بود. این ولایت، فرعى از آن اصل و میوه‌اى از آن ریشه است. لذا از آن به «ولایت» تعبیر شده است. ولایت در حقیقت به معناى پیوند، ارتباط و اتصال است. آن کسى که منصوب به این مقام است، برخلاف حکام و فرمانروایان عالم، فقط یک فرمانروا یا یک سلطان و یک حاکم نیست بلکه یک ولى است، به مردم نزدیک است، به آنها پیوسته است و مورد اتکاى دل و جان مردم است. br /این معنا در امیرالمؤمنین و در ائمه‌ى معصومین علیهم‌السّلام وجود دارد. بعد از دوران حضور ائمه هم اگر پرتوهاى ضعیفى از این حقیقت در جایى پیدا شود، ولایت در آن‌جا شکل مى‌گیرد. حقیقت و معناى واقعىِ امر این است. لذا نبى‌اکرم در بیان صفات امیرالمؤمنین مى‌فرماید: «اعدلکم فى الرعیة»، او عادل‌ترین شما در بین مردم است. هم عدالت درونى و معنوى و فردى امیرالمؤمنین مراد است و هم عدالت رفتارى و عدالت اجتماعى او. اینها چیزهایى است که در زبان به آسانى مى‌شود بیان کرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است که انسان به عظمت این حقیقت و کسانى که تجسم این حقیقت بوده‌اند، پى مى‌برد. عدالت به معناى واقعى کلمه در وجود امیرالمؤمنین، در رفتار او، در تقواى او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بیرونى او هم عدالت تجسم پیدا مى‌کند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهیم عدالت را تعریف کنیم و آن را در ضمن مثال و نمونه بیان کنیم، هیچ مثالى رساتر و گویاتر از رفتار امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نمى‌توانیم پیدا کنیم. این است که نبى‌اکرم او را به امر پروردگار و با نصب الهى به مردم معرفى و به مقام ولایت منصوب مى‌کند. این یک حقیقت اسلامى است. این کجا و این‌که کسى معتقد باشد که هر ظالمى با هر شیوه و رفتار بازیگرانه‌اى توانست زمام قدرت را در دست بگیرد، مردم باید از او اطاعت کنند، کجا؟! این اسلام است یا آن؟! br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم ۰۱/۱۲/۱۳۸۱ br /br /br /* قضیه‌ى غدیر، یک قضیه‌ى مسلّم است br /br /در مورد اصل واقعه‌ى غدیر، خوب است همه‌ى افرادى که به مسائل تاریخ اسلام علاقه‌مندند، بدانند که قضیه‌ى غدیر، یک قضیه‌ى مسلّم است. مشکوک نیست؛ فقط شیعیان نیستند که آن را نقل کرده‌اند؛ بلکه محدثّان سنّى – چه در دوره‌هاى گذشته و چه در دوره‌هاى میانى و بعدى – این ماجرا را نقل کرده‌اند؛ یعنى همین ماجرایى که در سفر حجّةالوداع پیامبر اکرم در غدیر خم اتفاق افتاد. از کاروان بزرگ مسلمانان که در این سفر با پیامبر حج گزارده بودند، بعضى جلو رفته بودند. پیامبر پیکهایى را فرستاد تا آنها را به عقب برگردانند و ایستاد تا آنهایى که عقب مانده‌اند، برسند. اجتماع عظیمى در آن‌جا تشکیل شد. بعضى گفته‌اند نود هزار، بعضى گفته‌اند صدهزار و بعضى هم گفته‌اند صدوبیست هزار نفر در آن اجتماع حضور داشتند. در آن هواى گرم، مردم ساکن جزیرةالعرب – که بسیارى از آنها هم اهل بیابانها و روستاها بودند و به گرما عادت داشتند – طاقت نمى‌آوردند روى زمین داغ بایستند. لذا عباهایشان را زیر پاهایشان مى‌گذاشتند تا طاقت بیاورند و بایستند. این نکته در روایت مربوط به اهل سنّت هم آمده است. در چنین شرایطى، پیامبر اکرم از جاى برخاست، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام را از زمین بلند کرد و جلوِ چشم خلایق نگه داشت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، الّلهم وال من والاه و عاد من عاداه». البته این جملات، قبل و بعد هم دارد؛ اما مهمترین قسمتش این است که پیامبر در این‌جا مسأله‌ى ولایت – یعنى حاکمیت اسلامى – را به طور رسمى و صریح مطرح مى‌کند و امیرالمؤمنین را به عنوان شخص، معیّن و مطرح مى‌نماید. این را همان‌طور که لابد شنیده‌اید و من هم عرض کردم، برادران اهل سنّت ما در کتابهاى معتبر – نه یکى، نه دوتا؛ در دهها کتاب معتبر – نقل کرده‌اند. مرحوم علّامه‌ى امینى اینها را جمع کرده است، و غیر از ایشان هم کتابهاى زیادى در این خصوص نوشته‌اند. بنابراین، این روز، اولاًّ روز ولایت است؛ ثانیاً روز ولایت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام است. br /….در غدیر، مسأله‌ى ولایت، به عنوان یک امر رسمى از سوى پیامبر مطرح شد و امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام به عنوان مصداق آن تعیین گردید؛ که البته تفاصیل زیادى دارد و شما آن را مى‌دانید. و اگر کسانى هم از تفاصیل آن اطّلاعى ندارند – بخصوص جوانان – بهتر این است که در نوشته‌ها و کتابهاى استدلالى و علمى آن را دنبال کنند. کتابهایى هم در این زمینه نوشته شده و مفید است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس ۰۶/۰۱/۱۳۷۹ br /br /* شهر الولایه br /br /علت ‌اهمیت‌ عید غدیر، مسأله‌ی ‌ولایت ‌است‌. در این ‌ماه‌ ـ ذی‌حجه‌الحرام‌ـ هم‌ عید غدیر را داریم ‌و هم ‌روز مباهله ‌را که ‌آن‌ هم‌ اشاره‌ی‌ روشنی‌ به ‌مسأله‌ی‌ ولایت‌ است‌. به ‌خاطر این‌ دو خاطره‌ ـ که ‌هر دو مربوط به ‌ولایت‌ است‌ـ بعضی‌ از بزرگان‌، این ‌ماه ‌را quot;شهرالولایه‌ quot; و افضل ‌ماهها دانسته‌اند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب ‌در دیدار با جمعی ‌از علما، مسؤولان ‌و مردم ‌شهرهای ‌لاهیجان ‌و رباط کریم ‌ ‌ ۰۴/۱۱/۱۳۶۸ br /br /از برکات غدیر br /br /اگر ملتها، قطع ‌نظر از مذاهب ‌و ادیانی‌که‌ بر آنها حاکم ‌است‌، بخواهند راه‌ سعادت ‌را پیدا کنند، باید به‌ ولایت ‌اسلامی ‌برگردند. br /البته ‌این ‌ولایت ‌اسلامی‌ به‌ شکل ‌کامل‌، در یک ‌جامعه‌ی ‌اسلامی ‌عملی ‌است‌؛ چون ‌ولایت ‌بر اساس‌ ارزشهای ‌اسلامی ‌ـ یعنی ‌عدالت ‌اسلامی‌، علم ‌اسلامی‌ و دین ‌اسلامی‌ ـ است‌؛ اما به ‌شکل ‌غیر کامل‌، در همه‌ی ‌ملتها و در میان ‌همه‌ی ‌جوامع ‌عملی ‌است‌. اگر می‌خواهند کسی‌ را به ‌عنوان ‌رهبر و حاکم‌ بر جامعه‌ انتخاب ‌کنند، سراغ ‌آن ‌کسی ‌که ‌سرمایه‌داران ‌معرفی می‌کنند، نروند؛ سراغ ‌پارساترین ‌و پاکترین‌ و بی‌اعتناترین ‌انسانها به ‌دنیا بروند؛ آن‌ کسی‌ که ‌قدرت ‌را سرمایه‌ی ‌شخصی‌ خود به ‌حساب‌ نمی‌آورد و از آن ‌برای ‌سود شخصی‌خویش‌ استفاده ‌نمی‌کند. br /این‌، رشحه‌یی ‌از رشحات‌ ولایت ‌در اسلام‌ است ‌و دمکراسیهای ‌جاری ‌عالم ‌از آن ‌بی‌نصیبند. این‌، از برکات ‌اسلام ‌است‌. لذا از اول ‌انقلاب ‌هم ‌همین ‌عنوان ‌ولایت ‌و ولایت ‌فقیه ‌ـ که ‌دو مفهوم‌ است‌؛ یکی‌ خود مفهوم ‌ولایت‌، یکی ‌این ‌که ‌این ‌ولایت ‌متعلق ‌به ‌فقیه ‌و دین ‌شناس ‌و عالم ‌دین ‌است ‌ـ از طرف ‌کسانی ‌که ‌در حقیقت ‌تحمل ‌این ‌بافت ‌ارزشی ‌کامل ‌را نمی‌توانستند و نمی‌توانند بکنند، مورد تعرض ‌شدید قرار گرفت‌. امروز هم‌ همین‌طور است‌. خوشبختانه ‌مردم‌ این ‌راه ‌را شناخته‌اند. این‌، از برکات‌ غدیر و اسلام ‌و زندگی‌ امیرالمؤمنین ‌و نیز حکومت‌ کوتاه ‌آن ‌بزرگوار است‌. br /br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب ‌در دیدار با مسؤولان ‌و کارگزاران ‌نظام ‌جمهوری ‌اسلامی ‌ایران‌، به مناسبت‌عید سعید غدیر ۴/۱۰/۱۳۷۰ br /br /br /* درس فراموش نشدنی غدیر br /br /…… با مطرح کردن امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام و با نصب آن بزرگواربراى حکومت، معیارها و ارزشهاى حاکمیّت، معلوم شد. پیغمبر، در قضیه غدیر، کسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند که از ارزشهاى اسلامى، به طور کامل برخوردار بودند. یک انسان مؤمن؛ داراى اعلاى تقوا و پرهیزکارى؛ فداکار در راه دین؛ بى‏رغبت نسبت به مطامع دنیوى؛ تجربه شده و امتحان داده در همه میدانهاى اسلامى: میدانهاى خطر؛ میدانهاى علم و دانش؛ میدان قضاوت و امثال اینها. یعنى با مطرح شدن امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام به عنوان حاکم و امام و ولىّ اسلامى، همه مسلمانان در طول تاریخ بایدبدانند که حاکم اسلامى، باید فردى در این جهت، با این قواره‏ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامى، انسانهایى که از آن ارزشها نصیبى ندارند؛ از فهم اسلامى،از عمل اسلامى، از جهاد اسلامى، از انفاقو گذشت، از تواضع و فروتنى در مقابل بندگان خدا و آن خصوصیّاتى که امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام داشتند، بهره‏اى نداشته باشند،شایسته حکومت کردن نیستند. پیغمبر، این معیار را در اختیار مسلمانان گذاشتند. و این، یک درس فراموش نشدنى است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب‌در دیدار با مسؤولان‌و کارگزاران‌نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ایران‌، به مناسبت‌عید سعید غدیر ۴/۱۰/۱۳۷۰ br /br /* مسولیت مسولان کشور در قبال غدیر br /br /امروز ما – هم مسؤولانمان، هم مردممان – در قبال مسأله‌ى غدیر مسؤولیم. مسؤولان کشور باید سعى کنند اعمال و رفتار و حرکات و سکنات و برنامه‌ریزیهایشان را به گونه‌اى تنظیم کنند که با هدفهاى اسلام – که همان هدفهاى غدیر است – تطبیق کند. اگر چه همه‌ى دنیا، بخصوص کمپانیهاى صهیونیستى و قدرتمندان و زرسالاران عالم، ناراحت شوند و هجمه‌ى تبلیغاتى کنند، باکى نیست. امروز پایه‌ى انقلاب مستحکم است و این توفانها نمى‌تواند این بناى شامخ را متزلزل کند. از چه چیزى مى‌ترسند؟ ملاحظه‌ى چه چیزى را مى‌کنند؟ بعضى کسان در برنامه‌ریزیهایشان، در اجرایشان، در تصمیم‌گیریهایشان، در حرف‌زدنهایشان و در موضعگیریهایشان، دائماً مواظبند که نکند فلان رادیوى گوشه‌ى دنیا – که به فلان دستگاه جاسوسى وابسته است – علیه این صحبت یا علیه این شخص حرفى بزند! خوب؛ بزند. br /امروز پیام اسلام، پیام جذّابى است. پیام ما، پیام عدالت است؛ پیام ما، پیام نجات انسانها و نجات جوانهاست. وقتى ما اسم جوان را مى‌آوریم، فقط به جوانهاى جامعه‌ى خودمان نگاه نمى‌کنیم. امروز نسل جوان در دنیا غرق در بدبختى و نابسامانى است. رنجها، فشارهاى روحى و عصبى و ابهام آینده، امروز نسلهاى جوان را در سرتاسر دنیا بر اثر دورى از معنویت، زیر فشار قرار مى‌دهد. br /مسؤولان، به نام اسلام، براى اسلام، با پیام اسلام، شجاعانه، قدرتمندانه و بدون ملاحظه‌ى این و آن، هم موضعگیرى کنند، هم حرف بزنند و هم عمل کنند. مردم عزیزمان و بخصوص جوانها هم به برکت غدیر، بدانند این راهى که اسلام و قرآن و خطّ غدیر ترسیم کرده، یک راه روشن است؛ راهى است که با استدلال و فلسفه‌ى مستحکمى ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیم‌المنزلتى پیدا کرده است. امروز هم خوشبختانه این راه در دنیا مطرح است و دیگر ما در تنهایى و عزلت نیستیم. امروز ما در مرکز و محور توجّه مردم جهان – بخصوص کشورهاى اسلامى – هستیم. راه، راه خوش‌عاقبت و روشنى است؛ با تلاش مسؤولان و با امید و پشتیبانى قشرهاى مختلف مردم بایستى قدم به قدم این راه را طى کنیم و پیش برویم. این راه گرچه کوتاه‌مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که ان‌شاءاللَّه زمینه‌هاى ظهور مهدى موعود صلوات‌اللَّه‌علیه‌وعجّل‌اللَّه‌فرجه را فراهم خواهد کرد. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در سالروز عید سعید غدیر خم ۲۴/۱۲/۱۳۷۹ br /br /br /* ولایت، شاخصه‌ى نظام اجتماعى و سیاسى براى اسلام br /br /روز عید غدیر «عید ولایت» نامیده مى‌شود. نامگذارى درستى است؛ روزى است که مفهوم ولایت اسلامى به وسیله‌ى پیامبر اکرم صلى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم یک مصداق روشن و عینى پیدا کرد. br /براى کسانى که مى‌خواهند از الگوى انسان طراز اسلام، نمونه‌اى ذکر کنند، بهترین نمونه همان کسى است که آن روز نبىّ مکرّم اسلام صلى‌اللَّه علیه و آله و سلّم، او را به الهام الهى و به دستور پروردگار عالم، براى منصب عظیم ولایت، معیّن فرمود. معناى ولایت و مفهوم عظیمى که در روز عید غدیر، مصداق مشخّصى پیدا کرد، یکى از نکات اساسى است که براى جامعه‌ى اسلامى ما و صاحبان فکر، نقطه‌ى حسّاسى است و جا دارد روى آن تأمّل کنند. br /وقتى که در نظامى، ولى‌اللَّه – کسى مثل پیغمبر اکرم یا امیرالمؤمنین – در رأس نظام قرار دارد، آن جامعه، جامعه‌ى ولایت است؛ نظام، نظام ولایت است. ولایت، هم صفتى است براى منصبى که نبىّ اکرم و جانشینان او از سوى پروردگار، حائز آن بوده‌اند، هم خصوصیتى است براى آن جامعه‌ى اسلامى که در سایه‌ى آن حکومت، زندگى مى‌کند و از پرتو آن بهره مى‌گیرد. من این نکته را بارها عرض کرده‌ام، امروز هم مى‌خواهم بر روى همان نکته تکیه کنم؛ براى این‌که مسائل زندگى، مسائل سرنوشت‌ساز و وظیفه‌ى مهم ملت اسلام، وابسته به همین نکات اساسى و زیربنایى است. br /آن نکته این است که ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه‌ى نظام اجتماعى و سیاسى براى اسلام است، یک معناى دقیق و ظریفى دارد که معناى اصلى ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگى، پیوند، درهم‌پیچیدن و در هم تنیدگى. این، معناى ولایت است. چیزى که مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، با هم بودن، با هم حرکت کردن، اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه و وحدت در همه‌ى شؤون سیاسى و اجتماعى را براى انسان، تداعى مى‌کند. ولایت، یعنى پیوند. «والذین آمنوا و لم یهاجراو مالکم من ولایتهم من شى‌ء حتى یهاجروا» یعنى این. پیوند افراد جامعه‌ى اسلامى، با هجرت حاصل مى‌شود؛ نه فقط با ایمان. ایمان کافى نیست. br /پیوند ولایت که یک پدیده‌ى سیاسى، یک پدیده‌ى اجتماعى و یک حادثه‌ى تعیین کننده براى زندگى است، با تلاش، با حرکت، با هجرت، با در کنار هم بودن و با هم کارکردن حاصل مى‌شود؛ لذاست که در نظام اسلامى، «ولىّ» از مردم جدا نیست. ولایت که معنایش پیوند و پیوستگى و با هم بودن است، یک جا هم به معناى محبّت مى‌آید، یک جا هم به معناى پشتیبانى مى‌آید که همه‌ى اینها در واقع مصادیق به هم‌پیوستگى، وحدت و اتّحاد است، والاّ معناى حقیقى، همان اتّحاد و یگانگى و با هم بودن و براى هم بودن است. معناى ولایت، این است. br /اگر با این دید به جامعه‌ى اسلامى نگاه کنید، ابعاد این وحدت اجتماعى و وحدت سیاسى و وحدت معنوى و روحى و وحدت عملى، ابعاد عجیبى مى‌یابد که بسیارى از معارف اسلامى را براى ما معنى مى‌کند. به سمت مرکز عالم وجود حرکت کردن انسان، در جهت ولایت اللَّه حرکت کردن است. همه‌ى ذرّات عالم، خواه و ناخواه در چنبر ولایت الهى، در دایره‌ى ولایت اللَّه قرار دارند و انسانهاى آگاه، مختار، تصمیم گیرنده و داراى حُسن انتخاب، عملاً هم ولایت الهى را برمى‌گزینند و در آن راه حرکت مى‌کنند؛ محبت الهى را کسب مى‌کنند و خود از محبّت پروردگار، پر مى‌شوند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید غدیر ۲۷/۰۱/۱۳۷۷ br /br /br /* غدیر،عید ولایت و سیاست و دخالت مردم در حکومت br /br /امام راحلِ بزرگوارِ ما، بزرگترین حق را از این ناحیه به گردن امّت اسلامى دارد که آحاد مردم را به مسؤولیت خودشان که دخالت در امر حکومت است، متنبّه و واقف کرد. از این روست که در نظام اسلامى، هر کس متدیّن به عقیده و شریعت اسلامى باشد، در امر حکومت داراى مسؤولیت است. هیچ کس نمى‏تواند خود را از موضوع حکومت کنار بکشد. هیچ کس نمى‏تواند بگوید: «کارى انجام مى‏گیرد؛ به من چه!؟» در موضوع حکومت و مسائل سیاسى و مسائل عمومى جامعه در نظام اسلامى، «به من چه» نداریم! مردم برکنار نیستند. بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حکومت، غدیر است. خودِ غدیر این را به ما آموخت و لذاست که عید غدیر، عید ولایت است، عید سیاست است، عید دخالت مردم در امر حکومت است، عید آحاد ملت و امّت اسلامى است. این عید، مخصوص شیعه هم نیست. جا دارد و حق آن است که همه امّت اسلامى، این روز را براى خودشان عید بدانند. غدیر، عید امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام هم هست و شیعیان آن حضرت، به طور ویژه از این عید استفاده مى‏کنند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب‏ در دیدار کارگزاران نظام، به مناسبت «عید غدیر»۱۸/۲/۱۳۷۵ br /br /* غدیر متعلق به همه‌ى دنیاى اسلام br /br /اگرچه ارتباط قلبى ما شیعیان با واقعه‌ى غدیر، ارتباط مستحکم و برجسته‌اى در دنیاى اسلام است، ولى حقیقت این است که مسأله‌ى غدیر در محتوا و روح حقیقى خود فقط متعلق به شیعیان نیست بلکه به همه‌ى دنیاى اسلام تعلق دارد. چون حادثه‌ى غدیر برخاسته از روح و مضمون حقیقى اسلام است. این‌که خداى متعال به پیغمبر اکرم – با آن همه مجاهدتها – حدود هفتاد روز قبل از وفاتش بفرماید که «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»، آنچه را که به تو دستور دادیم، به مردم برسان و اگر نرسانى، رسالت خود را انجام نداده‌اى، نشاندهنده‌ى این است که روح و مضمون حقیقى اسلام در واقعه‌ى غدیر وجود دارد. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم ۰۱/۱۲/۱۳۸۱ br /br /br /* غدیر مخصوص شیعه نیست br /br /به حادثه‌ى تاریخى و عظیم غدیر که ما امروز آن را عید گرفته‌ایم، نباید فقط به چشم یک خاطره‌ى فرقه‌اى نگاه کرد. غدیر در حقیقتِ معناى خود، مخصوص شیعه نیست. اگرچه شیعیان به میمنت نصب مولاى متّقیان به مقام امامت و ولایت، در این روز عید مى‌گیرند و شکرگزارى مى‌کنند؛ اما در حقیقت، روز غدیر امتداد خطّ همه‌ى رسالتهاى الهى و اوج این خطّ روشن و نورانى در طول تاریخ است. اگر به مضمون رسالتهاى الهى نگاه کنیم، مى‌بینیم که در طول تاریخ نبّوتها و رسالتها، این خطّ روشن دست به دست گشته، تا به نبىّ مکرم خاتم رسیده و در پایان حیات آن بزرگوار، تجسّم و تبلور آن به شکل حادثه‌ى غدیر خود را نشان داده است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا (ع) در روز عید سعید غدیر خم ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ br /br /* غدیر مسأله ا‌ى اسلامى br /br /غدیر یک مسأله‌ى اسلامى است؛ یک مسأله‌ى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم یک روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است که این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست. نمى‌شود ما بگوییم که از غدیر و حدیث آن، فقط شیعه استفاده کند؛ اما بقیه‌ى مسلمانان از محتواى بسیار غنى‌اى که در این کلام شریف نبوى وجود دارد و مخصوص یک دوره هم نیست، بهره نبرند. البته چون در قضیه‌ى غدیر، نصب امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام به امامت و ولایت وجود دارد، شیعه دلبستگىِ بیشترى به این روز و این حدیث دارد؛ ولى مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‌ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد که همه‌ى مسلمانان مى‌توانند از آن بهره ببرند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس ۰۶/۰۱/۱۳۷۹ br /br /br /br /انتهای پیام/ /p

Popularity: 1%

مفهوم حقیقی غدیر/ عید ولایت در کلام رهبر معظم انقلاب/

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۱۳ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0571/A0571104.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppهرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد.امیدواریم خداوند متعال روزى را به بشرِ زمان ما نشان بدهد که رشحه‏اى از عدالت علوى و معنا و مفهوم حقیقى غدیر در دنیاى اسلام و در همه بشریت پرتوافکن باشد و مردم را بهره‏مند کند./pp*‌غدیر، نیازی برای تمام ادوار br /br /یک مطلب راجع به غدیر عرض کنیم. مسأله‌ى غدیر، صرفا یک مسأله‌اى که ما جمع شیعه به آن اعتقاد داریم و یک عده از مسلمان‌ها هم به آن اعتقاد ندارند، این نیست. در نگاه تاریخى به اسلام و در تحلیل تاریخى حوادث صدر اسلام، موضوع غدیر – یعنى نصب جانشین – یک ضرورتى بود که اگر آن‌چنان که تدبیر شده بود – تدبیر رحمانى و الهى، و تدبیر نبوى – عمل مى‌شد، بدون تردید مسیر تاریخ بشر عوض مى‌شد و امروز ما در جایگاه بسیار جلوترى از تاریخ طولانى بشریت قرار داشتیم. این‌که یک مکتب و نظام فراگیر نیازهاى زندگى بشر، به وسیله‌ى پیامبر خاتم در جامعه فرصت پیاده شدن پیدا کند، که این خود یک معجزه‌ى بزرگ بود، که پیغمبر توانست این نظام فکرى و عملى را واقعیت ببخشد و بر روى زمین واقعیت، آن را بنا کند؛ آن هم در دشوارترین جاها. خود این‌که در دشوارترین جاها توانسته این بنا پیاده شود و قرار بگیرد، نشان‌دهنده‌ى این بود. br /که در همه‌ى نقاط زندگى بشر و جغرافیاى انسانى آن روز دنیا و بعد از آن، این بنا قابل تحقق است. این شکل علمى را در مقام عمل، در دشوارترین صورت، پیغمبر توانست تحقق ببخشد. اگر این حادثه اتفاق مى‌افتاد که حفظ و گسترش کمى و گسترش کیفى در این موجود خلق شده‌ى الهى – یعنى جامعه‌ى اسلامى نبوى – مى‌توانست به قدر ده، دوازده نسل، پى‌درپى حراست و حفاظت بشود، آن وقت مسلم بود که این حرکت در طول تاریخ بشر، شکست‌ناپذیر مى‌ماند. معنایش این نبود که بشر، دوران انتظارى نخواهد داشت و خود در طول این دوازده نسل، به نهایت مطلوب خود خواهد رسید. اگر آن‌طورى که پیغمبر معین کرده بود، امیرالمؤمنین، بعد امام حسن، بعد امام حسین، بعد ائمه‌ى دیگر، یکى پس از دیگرى مى‌آمدند، باز به گمان بیشتر، بشر نیاز به یک دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعه‌ى آرمانى را تحقق ببخشد. اما در آن صورت اگر این تعاقب معصومین، این دست‌هاى امین و کارآمد، مى‌توانستند این حادثه‌ى ایجاد شده‌ى در واقعیت را حفظ کنند، آن وقت مسیر بشر، مسیر دیگرى مى‌شد. br /امروز بشر عینا همان نیازهایى را دارد که پنج‌هزار سال پیش، این نیازها را داشت؛ نیازهاى اصولى بشر، هیچ تفاوتى نکرده است. آن روز هم بشر از نفوذ قدرت‌هاى ستمگر رنج مى‌برد؛ امروز هم شما – شماها چشمتان باز است – اگر دنیا را از نفوذ قدرت‌هاى ستمگر و ویرانگر نگاه کنید، خواهید دید که بشر دارد رنج مى‌برد. آن روز هم نیاز بزرگ بشر عدالت بود و برترین رنج او بى‌عدالتى؛ امروز هم شما نگاه کنید، در دنیا بزرگترین مشکل بشر، بى‌عدالتى است. خطاست اگر خیال کنیم که این آزادى فردى – که لیبرال دمکراسى غرب به بشر هدیه داده – این نیاز بشر بوده که قبلا نبوده؛ چرا؛ به این شکل‌هایى که امروز آزادى‌هاى فردى هست، در بسیارى از دوره‌هاى تاریخ و در بسیارى از مناطق تاریخ وجود داشته است. همین محدودیت‌هایى که امروز به شکل پنهان اراده‌ى انسان‌ها را به زنجیر مى‌کشند، اینها یک روز به صورت آشکار بوده است. این تور احاطه‌کننده‌ى بر اراده، حرکت و حیات انسان، امروز ریزتر بافته شده، از خیوط و نخ‌هاى باریکترى استفاده شده و با مهارت بیشترى به آب انداخته مى‌شود. آن روز این مهارت‌ها نبود؛ اما آشکارتر و قلدرمآبانه‌تر بود. پس نیازهاى بشر تفاوتى نکرده است. اگر آن دست به دست شدن امانت نبوى و گسترش کمى و کیفى متناسب و درست، انجام مى‌گرفت، امروز بشر این نیازها را گذرانده بود (نیازهاى فراوان دیگرى ممکن بود براى بشر پیش بیاید که امروز ما آن نیازها را حتى نمى‌شناسیم) آن نیازها ممکن بود باشد؛ اما دیگر این‌قدر ابتدایى نبود. امروز ما و جامعه‌ى بشرى، همچنان در دوران نیازهاى ابتدایى بشرى قرار داریم. در دنیا گرسنگى هست، تبعیض هست – کم هم نیست؛ بلکه گسترده است، به یک جا هم تعلق ندارد؛ بلکه همه جا هست – زورگویى هست، ولایت نابحق انسان‌ها بر انسان‌ها هست؛ همان چیزهایى که چهار هزار سال پیش، دو هزار سال پیش به شکل‌هاى دیگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همین چیزهاست و فقط رنگ‌ها عوض شده است. «غدیر» شروع آن روندى بود که مى‌توانست بشر را از این مرحله خارج کند و به یک مرحله‌ى دیگرى وارد کند. آن وقت نیازهاى لطیف‌تر و برترى، و خواهش‌ها و عشق‌هاى به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشکیل مى‌داد. راه پیشرفت بشر که بسته نیست! ممکن است هزارها سال یا میلیون‌ها سال دیگر بشریت عمر کند؛ هر چه عمر کند، پیوسته پیشرفت خواهد داشت. منتها امروز پایه‌هاى اصلى خراب است؛ این پایه‌ها را پیغمبر اسلام بنیانگزارى کرد و براى حفاظت از آن، مسأله‌ى وصایت و نیابت را قرار داد؛ اما تخلف شد. اگر تخلف نمى‌شد، چیز دیگرى پیش مى‌آمد. «غدیر» این است. در طول دوران دویست‌وپنجاه ساله‌ى زندگى ائمه (علیهم‌السلام) – که عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پیغمبر تا زمان وفات حضرت عسکرى، دویست‌وپنجاه سال است – هر وقت ائمه توانسته‌اند و خودشان را آماده کرده‌اند تا این‌که به همان مسیرى که پیغمبر پیش‌بینى کرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است دیگر. حالا ماها در این برهه‌ى از زمان، به میدان آمده‌ایم و همتى هست به فضل و توفیق الهى و ان‌شاءالله که به بهترین وجهى ادامه پیدا کند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) ۲۹/۱۰/۱۳۸۴ br /br /br /* غدیر ،صحنه معرفی تثبیت ارزشها br /br /آنچه که در ماجراى غدیر از دیدگاه مطالعه کنندگانى از قبیل ما مى‏شود فهمید، مضمون این نصب الهى در باب کیفیّت اداره کشور و گزینش انسانهاى صالح براى مسؤولیتهاى بزرگ است. البته کسانى که اهل بینش عالىِ عرفانىِ حق شناسانه هستند و دلشان با منابع نور و معرفت متّصل است، اى بسا حقایق دیگرى را هم در این ماجرا مى‏فهمند. آنچه ما در این ماجرا احساس مى‏کنیم، این است که با نصب امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام در روز غدیر، پیغمبر اکرم صلّى‏اللَّه علیه و آله و سلّم به دستور پروردگار، این حقیقت را از اسلام آشکار کرد که مسؤولیت بزرگِ اداره جامعه در نظام اسلامى، چیزى نیست که نسبت به معیارهاى اسلامى، بشود درباره آن از موردى صرف نظر کرد. در این کار بزگ، صددرصد باید معیارها و ارزشهاى اسلامى در نظر گرفته شود. br /بالاتر از امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام کیست؟ همه خصوصیاتى که از نظر اسلام، ارزش است و البته از نظر عقل سالمِ توأم با انصاف هم، همانها ارزش محسوب مى‏شود، در امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام جمع بود. ایمان او، اخلاص او، فداکارى و ایثار او، تقواى او، جهاد او، سبقت او به اسلام، بى‏اعتنایى او به هر چه غیرِ خدا و هر چه غیرِ از هدف خدایى، بى‏اعتنایى او به زخارف مادّى، بى‏ارزش بودن دنیا درنظر او، علم او، معرفت او و اوج انسانیّت در او از همه ابعاد، خصوصیّاتى است که در زندگى امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام واضح است. ادّعاى این حرفها، مخصوص شیعه هم نیست. همه مسلمین و مورّخین و محدّثینى که درباره امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام خواسته‏اند به انصاف حرف بزنند، همین خصوصیّات و بیش از اینها را بیان کرده‏اند. br /پیغمبر اکرم صلّى‏اللَّه علیه و آله و سلّم، در آن روز در مقابل چشم کسانى که این خصوصیّات را در امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام مى‏شناختند، او را به منصب ولایت نصب کرد. معناى این نصب، اهمیت دادن به آن معیارهاست. این همان نکته‏اى است که باید در نظام و جامعه اسلامى، تا قیام قائم مورد نظرِ همه باشد. اگر مسلمین در طول تاریخ نتوانسته‏اند از مواهب اسلامى به طور کامل بهره ببرند، به دلیل نقیصه بزرگِ ناشى از نشناختن معیارها بوده است. br /عزیزند. آن کس که در دل خود ایمان دارد و در عمل خود، آنچه را لازمه ایمان است رعایت مى‏کند، حقیقتاً عزیز است. بحمداللَّه، احساس عزّت هم در دل ملت ما هست و این از برکات رعایت همان ارزشهایى است که در غدیر تثبیت شد. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم۱/۱۲/۱۳۸۱ br /br /br /* غدیر ،امکان ساز استمرار حرکت پیامبر خاتم (ص) br /br /عید غدیر، عید بسیار بزرگ و خاطره عظیم تاریخى است؛ لیکن در مضمون عید غدیر درسهایى وجود دارد که هرگاه ملت اسلام این درسها را به گوش جان بشنود، حقیقتاً از این روز بهره خواهد برد. br /در واقعه غدیر، درسهاى بزرگى وجود دارد: اوّلاً این واقعه جزو وقایع مسلّم تاریخ اسلام است. این‏طور نیست که فقط شیعه حدیث غدیر را نقل کرده باشد. در بین علما و محدّثان اهل سنّت، تعداد بسیارى این حدیث را نقل کرده‏اند و همان‏طور که شیعه این حادثه را بیان کرده است، آنها هم بیان کرده‏اند. فهم علما و دانشمندان – همانند فهم خود حضّار آن حادثه – از این عمل پیغمبر، که دست امیرالمؤمنین را بلند کرد و فرمود:«من کنت مولاه فهذا على مولاه» این‏ بود که پیغمبر، امیرالمؤمنین را براى جانشینىِ خود نصب کرد. نمى‏خواهیم وارد مسأله شیعه و سنّى و اختلافات و درگیریهاى اعتقادى شویم – دنیاى اسلام تا امروز هرچه از دعواى شیعه و سنى کشیده، بس است! – ولى معرفتى که در این کلام عمیق پیغمبر وجود دارد، باید درست فهمیده شود؛ پیغمبر امیرالمؤمنین را منصوب کرد. br /پیغمبر براى این مبعوث شده بود که مردم را تعلیم دهد و تزکیه کند؛ «یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکّیهم»؛ یا در جاى دیگر «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة». باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‏خاکى و این جامعه بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‏مند شود. هدف همه نبوّتها و بعثتها این است. هرکدام از انبیا به نبوّت مبعوث شدند، این اقدام بزرگِ تعلیم و تربیت را تا آن حدّى که امکانات زمان اجازه مى‏داد، پیش بردند؛ اما دین خاتم و نبىّ خاتم باید این حرکت عظیم الهى را ابدیّت بخشد؛ چون پیغمبرِ دیگرى مبعوث نخواهد شد تا بشر به آن سر منزل نهایى خود در این عالم – که زندگى در کره خاکى و در خانواده بشرى، باید همراه با صلح و صفا و عدالت و با بهره‏مندى از خیرات عالم باشد – نزدیک شود و بالأخره به آن برسد. چگونه مى‏شود بشریت را به آن سرمنزل نهایى نزدیک کرد؟ آن وقتى که این تربیت مستمر باشد. باید تعلیم و تربیت مستمرّى ازموضع حکومت و قدرت سیاسى – آن هم قدرت سیاسىِ کسى مثل پیغمبر؛ یعنى معصوم – این جامعه بشرى را بتدریج پیش ببرد و تربیت کند و ناهنجاریها را در میان آنها کاهش دهد تابشریت بتواند به آن نقطه‏اى که شروع زندگى سعادتمندانه همه انسانهاست – که ما آن دوره را، دوره حضرت ولىّ‏عصر ارواحنافداه مى‏دانیم – برسد. دوره ولىّ‏عصر ارواحنافداه، دوره آغاز زندگى بشر است؛ دوره پایان زندگى بشر نیست. از آن‏جا حیات حقیقى انسان و سعادت حقیقى این خانواده عظیم بشرى تازه شروع خواهد شد و استفاده از برکات این کره خاکى واستعدادها و انرژیهاى نهفته در این فضا، براى انسان – بدون ضرر، بدون خسارت، بدون نابودى و ضایع کردن – ممکن خواهد شد. درست است که امروز بشر از چیزى استفاده مى‏کند، اما به یک چیز دیگر ضرر مى‏زند. امروز نیروى اتم را کشف مى‏کند، اما نیروى اتم را براى نابودى انسان به کار مى‏برد؛ نفت را از اعماق زمین استخراج مى‏کند، اما این نفت درراه تضییع و تخریب محیط زیست انسان به کار مى‏رود؛ کمااین‏که در این صد سال اخیر این‏گونه بوده است. بشر نیروهاى محرّکه و انرژیهاى پنهان و قوّه بخار و سایر نیروها را کشف مى‏کند،اما انسانها را به انواع و اقسام گرفتاریهاى جسمانى از ناحیه این مشکلاتى که زندگى مادّى براى انسانها به وجود مى‏آورد، آلوده مى‏کند. به بشر سرعت و سهولت داده مى‏شود؛ اماخیلى چیزها از او گرفته مى‏شود. از آن طرف هم تخریب ارزشهاى اخلاقى است که امروز انسان دچار آنهاست؛ لیکن در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه قضیه این‏گونه نیست. br /بشر از خیرات عالم، از انرژیهاى پنهان و از نیروهاى نهفته در طبیعت، استفاده بى‏ضرر و بى خسارت مى‏کند؛ استفاده‏اى که مایه رشد و پیشرفت انسان است. همه پیغمبران آمده‏اند تا ما رابه آن نقطه‏اى برسانند که زندگى بشر تازه شروع مى‏شود. پیغمبر خاتم اگر بخواهد انسانها را به مقتضاى دین خاتم به این‏جا برساند، باید چه کار کند؟ باید این تربیتى که او ارزانى انسانها کرده است، مستمر و طولانى باشد و چندین نسل را پى‏درپى شامل شود. خود پیغمبر اکرم که از دنیا خواهد رفت – «انّک میّت و انّهم میّتون» – پس باید کسى را نصب کند که بعد ازخود او دقیقاً همان راه و همان جهت و همان شیوه‏ها را مورداستفاده قرار دهد، و او على‏بن‏ابى‏طالب است. معناى نصب غدیر این است. br /br /اگر آن روز امّت اسلامى، نصب پیغمبر را درست و با معناى حقیقىِ خودش درک مى‏کرد و تحویل مى‏گرفت و دنبال على‏بن‏ابى‏طالب علیه‏السّلام راه مى‏افتاد و این تربیت نبوى استمرارپیدا مى‏کرد و بعد از امیرالمؤمنین هم انسانهاى معصوم و بدون خطا، نسلهاى بشرى را مثل خودِ پیغمبر، پى‏درپى زیر تربیت الهىِ خویش قرار مى‏دادند، بشریت بسیار زود به آن نقطه‏اىمى‏رسید که هنوز به آن نقطه نرسیده است. علم و فکر بشرى پیشرفت مى‏کرد؛ درجات روحى انسانها بالا مى‏رفت؛ صلح و صفا در بین انسانها برقرار مى‏شد و ظلم و جور و ناامنى وتبعیض و بى‏عدالتى از بین مردم رخت برمى‏بست. این‏که فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها – که در آن زمان عارف‏ترین انسانها به مقام پیغمبر و امیرالمؤمنین بود – فرمود اگر دنبال على راه مى‏افتادید، شما را به چنین سرمنزلى هدایت مى‏کرد و از چنین راهى مى‏برد، به همین خاطر است. ولى بشر زیاد اشتباه مى‏کند. br /در تاریخ، اشتباهات بزرگ همیشه سرنوشت انسانها را با مشکلات بزرگ دچار کرده است. ماجراى سیر انسان در دوران نبوت نبىّ خاتم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم، ماجراى بسیار پُرحادثه و داستان بسیار مهم و حامل فلسفه بسیار عمیقى است. در سال امیرالمؤمنین – که امسال و سالهاى دیگر هم متعلّق به ایشان است – شایسته است که این فلسفه مورد مدّاقه قرار گیرد. امروز هم بشر باید همان حرکت و تلاش را انجام دهد. جوامع بشرى هرچه با عدالت و معنویت همراه شوند و هرچه انسانها از رذایل اخلاقى، خودخواهیها، بداندیشیها، بددلیها، شهوترانیها و خودپرستیها دور شوند، آن آینده نزدیکتر خواهد شد. بشر در طول تاریخ در کجراهه‏هایى قرار گرفته و به راه افتاده که او را از سرمنزل نهایىِ خودش بسیار دور کرده است. br /br /فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى‏ در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدّس۶/۱۰/۱۳۷۹ br /br /* رابطه ی مدیریت جامعه و غدیر br /br /مسأله‌ى غدیر و تعیین امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) به عنوان ولى‌امر امت اسلامى از سوى پیامبر مکرم اسلام (صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم) یک حادثه‌ى بسیار بزرگ و پُرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبى مکرم در امر مدیریت جامعه است. معناى این حرکت که در روز هجدهم ذى‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است که اسلام به مسأله‌ى مدیریت جامعه به چشم اهمیت نگاه مى‌کند. این‌طور نیست که امر مدیریت در نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى، رها و بى‌اعتنا باشد. علت هم این است که مدیریت یک جامعه، جزو اثرگذارترین مسائل جامعه است. تعیین امیرالمؤمنین هم – که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداکارى و عدل در میان صحابه‌ى پیغمبر است – ابعاد این مدیریت را روشن مى‌کند. معلوم مى‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، اینهاست. کسانى که امیرالمؤمنین را به جانشینىِ بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداکارى او براى حق و عدل، تردید ندارند؛ این موردِ اتفاق همه‌ى مسلمین و همه‌ى کسانى است که امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) را مى‌شناسند. این نشان مى‌دهد که جامعه‌ى اسلامى از نظر اسلام و پیغمبر، چه نوع مدیریت و زمامدارى و حکومتى را باید به عنوان هدفِ مطلوب دنبال کند. br /مشکل جوامع بشرى هم در مهمترین مقاطع، در همین نقطه بوده است؛ یعنى جوامع بشرى هرگاه از زمامداران باتدبیر و باتقوا و پرهیزگار و شجاع برخوردار بوده‌اند، توانسته‌اند قدمهایى جلو بروند. آن وقتى‌که جوامع دچار مدیرانى شدند که براى آنها پرهیزگارى و پاکدامنى معنا نداشت، ترجیح منافع مردم بر منافع خودشان مطرح نبود، ترس از خدا و محاسبه‌ى الهى برایشان مطرح نبود – انسانهاى ضعیف، انسانهاى دلبسته‌ى به منافع و شهوات شخصى – مشکلات برایشان به‌وجود آمد؛ چه مشکلات مادى و چه مشکلات اخلاقى و معنوى. این‌که مى‌بینید ملل اسلامى و کشورهاى اسلامى در برهه‌یى از تاریخ، مقهور قدرتهاى ظالم و متجاوز شدند، علت همین بود. اگر آن روزى که استعمار و لشکرکشى‌ها و کشورگشایى‌هاى غربى در مناطق اسلامى شروع شد، زمامداران مسلمان از دین، از پاکدامنى، از غیرت و از شجاعت برخوردار بودند، قضیه این‌طور نمى‌شد. اگر پایبند به شهوات و پایبند به تسلط خودشان بر مقام و قدرتِ چند روزه نبودند، موضوع این‌طور نمى‌شد. ضعف مسلمانان و جوامع اسلامى، اغلب ناشى شده است از ضعف مدیران جوامع و زمامداران آنها؛ البته هر دو روى هم اثر مى‌گذارند. مدیریتهاى ناتوان و نااهل، نظام اخلاقى و سیاسى را در جامعه سست مى‌کنند و انسانها را به ضعف مى‌کشانند؛ آن وقت در چنین جامعه‌یى به‌طور طبیعى باز زمامداران از انسانهاى نااهل‌تر و ضعیف‌تر رنج مى‌برند و مبتلاى به آنها مى‌شوند. br /امروز وقتى به دنیاى اسلام نگاه مى‌کنید، مى‌بینید که بیدارى مسلمانان در همه‌ى نقاط مسلمان‌نشین عالم و در کشورهاى اسلامى به برکت بیدارى ملت ایران است، و ملت ایران به برکت رهبرى امام بزرگوار – که جان خود را به میدان آورد، سینه‌ى خود را در مقابل تیرهاى دشمن سپر کرد و صادقانه حرف زد و صادقانه عمل کرد – پا در این میدان عظیم گذاشت. دنیایى که مى‌خواهد ملل مسلمان را ذلیل ببیند، ملت ایران به برکت رهبرىِ شجاعانه و مخلصانه‌یى که امام بزرگوار نشان داد، عزت خودشان را بر اینها تحمیل کردند. ولایت امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) پرتوى از چشمه‌ى فروزنده‌ى خورشیدىِ غدیر بود؛ لذا توانست این همه آثار را به‌وجود بیاورد، ملت را بیدار کند، ایران را بازسازى معنوى و مادى بکند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم پاکدشت، در سالروز عید سعید غدیر ۱۰/۱۱/۱۳۸۳ br /br /* معنا و تفسیر واقعه‌ غدیر br /br /امامت، یعنى همان اوج معناى مطلوب اداره‌ى جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریّتهاى جامعه که از ضعفها و شهوات و نخوت و فزون‌طلبىِ انسانى سرچشمه مى‌گیرد. اسلام شیوه و نسخه‌ى امامت را به بشریّت ارائه مى‌کند؛ یعنى این‌که یک انسان، هم دلش از فیض هدایت الهى سرشار و لبریز باشد، هم معارف دین را بشناسد و بفهمد – یعنى راه را درست تشخیص دهد – هم داراى قدرت عملکرد باشد – که «یا یحیى خذ الکتاب بقوّة» – هم جان و خواست و زندگى شخصى برایش حائز اهمیت نباشد؛ اما جان و زندگى و سعادت انسانها براى او همه چیز باشد؛ که امیرالمؤمنین در کمتر از پنج سال حکومت خود، این را در عمل نشان داد. شما مى‌بینید که مدّت کوتاهِ کمتر از پنج سال حکومت امیرالمؤمنین، به عنوان یک نمونه و الگو و چیزى که بشریّت آن را هرگز فراموش نخواهد کرد، در طول قرنها همچنان مى‌درخشد و باقى مانده است. این نتیجه‌ى درس و معنا و تفسیر واقعه‌ى غدیر است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا(ع) در روز عید سعید غدیر خم ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ br /br /* نصب امیرالمؤمنین ، درسی از غدیر br /br /در واقعه‌ى غدیر، درسهاى بزرگى وجود دارد: اوّلاً این واقعه جزو وقایع مسلّم تاریخ اسلام است. این‌طور نیست که فقط شیعه حدیث غدیر را نقل کرده باشد. در بین علما و محدّثان اهل سنّت، تعداد بسیارى این حدیث را نقل کرده‌اند و همان‌طور که شیعه این حادثه را بیان کرده است، آنها هم بیان کرده‌اند. فهم علما و دانشمندان – همانند فهم خود حضّار آن حادثه – از این عمل پیغمبر، که دست امیرالمؤمنین را بلند کرد و فرمود:«من کنت مولاه فهذا على مولاه» این بود که پیغمبر، امیرالمؤمنین را براى جانشینىِ خود نصب کرد. نمى‌خواهیم وارد مسأله‌ى شیعه و سنّى و اختلافات و درگیریهاى اعتقادى شویم – دنیاى اسلام تا امروز هرچه از دعواى شیعه و سنى کشیده، بس است! – ولى معرفتى که در این کلام عمیق پیغمبر وجود دارد، باید درست فهمیده شود؛ پیغمبر امیرالمؤمنین را منصوب کرد. br /……..اگر آن روز امّت اسلامى، نصب پیغمبر را درست و با معناى حقیقىِ خودش درک مى‌کرد و تحویل مى‌گرفت و دنبال على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السّلام راه مى‌افتاد و این تربیت نبوى استمرار پیدا مى‌کرد و بعد از امیرالمؤمنین هم انسانهاى معصوم و بدون خطا، نسلهاى بشرى را مثل خودِ پیغمبر، پى‌درپى زیر تربیت الهىِ خویش قرار مى‌دادند، بشریت بسیار زود به آن نقطه‌اى مى‌رسید که هنوز به آن نقطه نرسیده است. علم و فکر بشرى پیشرفت مى‌کرد؛ درجات روحى انسانها بالا مى‌رفت؛ صلح و صفا در بین انسانها برقرار مى‌شد و ظلم و جور و ناامنى و تبعیض و بى‌عدالتى از بین مردم رخت برمى‌بست. این‌که فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌علیها – که در آن زمان عارف‌ترین انسانها به مقام پیغمبر و امیرالمؤمنین بود – فرمود اگر دنبال على راه مى‌افتادید، شما را به چنین سرمنزلى هدایت مى‌کرد و از چنین راهى مى‌برد، به همین خاطر است. ولى بشر زیاد اشتباه مى‌کند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در سالروز عید سعید غدیر خم ۲۴/۱۲/۱۳۷۹ br /br /* عیداللَّه‌الاکبر br /br /غدیر در آثار اسلامى ما به «عیداللَّه‌الاکبر»، «یوم العهد المعهود» و «یوم المیثاق المأخوذ» تعبیر شده است. این تعبیرات که نشان دهنده‌ى تأکید و اهتمامى خاص به این روز شریف است، خصوصیتش در مسأله‌ى ولایت است. آن عاملى که در اسلام ضامن اجراى احکام است، حکومت اسلامى و حاکمیت احکام قرآن است، والّا اگر آحاد مردم، ایمان و عقیده و عمل شخصى داشته باشند، لیکن حاکمیت – چه در مرحله‌ى قانونگذارى و چه در مرحله‌ى اجرا – در دست دیگران باشد، تحقّق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن دیگران بستگى دارد. اگر آنها افراد بى‌انصافى بودند، مسلمانان همان وضعى را پیدا مى‌کنند که شما امروز در کوزوو، دیروز در بوسنى و هرزگوین، دیروز و امروز در فلسطین و در جاهاى دیگر شاهدش بوده‌اید و هستید – ما هم در ایرانِ مسلمانِ عریق و عمیق خودمان، سالهاى متمادى همین را مشاهده مى‌کردیم – اما چنانچه حکّام، قدرى با انصاف باشند، اجازه خواهند داد که این مسلمانان به قدر دایره‌ى خانه‌ى خودشان – یا حدّاکثر ارتباطات محلّه‌اى – چیزهایى از اسلام را رعایت کنند؛ ولى اسلام نخواهد بود! br /«و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن‌اللَّه»؛ مسأله‌ى حکومت، اساس قضایاى همه‌ى پیغمبران بوده است. حال بعضى کسان دوست دارند که حرفهاى موهوم و رد شده و غلط را در قالبهاى على‌الظّاهر نو بیان کنند! آنها مى‌گویند که اگر دین، حکومت پیدا کند، قداست خود را از دست مى‌دهد! قداست یعنى چه؟ آیا قداست یعنى این‌که کسى یک چیز بى‌خاصیت، یک نام، یا یک حیثیّت اعتبارى و بى‌حقیقت را به خود ببندد؟ این قداست خواهد شد؟! قداستِ حقیقى این است که حقیقتى در میان مردم، بر زندگى و بر روابط مردم، بر امور دنیا و آخرت مردم، اثر خوب بگذارد و زندگى را اصلاح کند. این، دین است؛ اگر دینى توانست این کار را بکند، قداست متعلّق به آن است. br /حال به فرض، زید و عمروى که در موضع حکومت در این دین قرار گرفته‌اند، به‌وسیله‌ى عدّه‌اى مورد تهمت، اهانت و دشنام هم قرار بگیرند؛ مانعى ندارد. افراد، انسانها، من و هزاران هزار امثال من، فداى بقاى دین؛ چه اهمیتى دارد؟! دین باید اجرا شود، دین باید تحقّق پیدا کند و این در غدیر، رسماً و به‌عنوان یک حقیقت قانونى در اسلام، مشخص شد. البته از اوّلِ هجرت، پیغمبر اکرم صلى‌اللَّه‌علیه و آله و سلّم حاکم بود؛ اما خیلیها امید بسته بودند که وقتى این شخص که آورنده‌ى اسلام است و این رشته‌اى که افراد و دلها را به هم متّصل کرده است، از میان مردم خارج شد، چیزى باقى نمانَد! با نصب ولى، با نصب حاکم و تعیین کسى که مى‌توانست رشته‌ى این کار شود، جلوِ این پندار در عالم قانونگذارى گرفته شد. اساس قضیه هم این است که قانونى وجود داشته باشد؛ لذا فرمود: «الیوم یَئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم»؛ از امروز به بعد که ولایت، معیّن و تکلیف حکومت و سرپرستى و اداره و زمامدارى کشور، معلوم شد، دیگر از دشمن خارجى نترسید. «واخشونى»؛ حالا از من بترسید. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌مناسبت عید سعید غدیر ۱۶/۰۱/۱۳۷۸ br /br /* مفهوم حقیقی غدیر br /br /اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیک کنیم. بزرگ‏ترین نمونه این است که هرچه بتوانیم، استقرار عدل کنیم. چون دامنه عدالت نامحدود است. br /هرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد. br /امروز مردم دنیا تشنه عدالت‏اند. این پیام به گوش مردم دنیا هم مى‏رسد. امروز شما در اوضاع دنیا نگاه کنید. با همه پیشرفت علم و با این همه تحقیقات علمى که دانشمندان و علما در مسائل کون و حیات انجام داده‏اند و با این همه اکتشافات و اختراعات و ترقى در علم که محیّرالعقول است، در ناحیه اخلاق، افتخار قدرتهاى برتر امروز دنیا به زورگویى، تجاوز، ظلم و بى‏اعتنایى به آراى انسانهاست. حتى امروز وقاحت به قدرى در میان این قدرتمداران زیاد است که اعتراف هم مى‏کنند و مى‏گویند افکار عمومى مردم دنیا مانعِ حمله ما به عراق نیست، این یعنى یک حرکت صددرصد حیوانى. کسى که در عمل و حرکت خود اخلاق، عدالت، فضیلت و حقوق مردم را درنظر نمى‏گیرد، حیوان است. وگرنه روح انسانى این معیارها و ارزشها را رعایت مى‏کند و زندگى انسانى قائم به این ارزشهاست. عالم و آسمان و زمین قائم به عدالت است؛ «بالعدل قامت السّموات والارض». آن وقت عدالت را این‏طور زیر پا بگذارند! البته‏ قدرتمندان در بلندگوها مى‏گویند و فریاد مى‏زنند و تُنِ صداى آنها فضاى دنیا را پُر مى‏کند، اما حقایق عالم از بین نمى‏رود. حقیقت عالم این است که ظلم نمى‏تواند استقرار پیدا کند و پایدار بماند و پایدار نخواهد ماند. ملتها، انسانها، اراده‏ها، خواستها و قدرت معنویت و فضیلت کار خود را خواهد کرد. امیدواریم خداوند متعال روزى را به بشرِ زمان ما نشان بدهد که رشحه‏اى از عدالت علوى و معنا و مفهوم حقیقى غدیر در دنیاى اسلام و در همه بشریت پرتوافکن باشد و مردم را بهره‏مند کند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم۱/۱۲/۱۳۸۱‏ br /br /* پیوند، ارتباط و اتصال، معناى ولایت br /br /دو مطلب در غدیر هست: یکى تعیین امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌الصّلاةوالسّلام است و دیگرى آن معیارهایى است که نبى اکرم صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم در بیان علت و فلسفه‌ى تعیین امیرالمؤمنین در خطبه‌ى غدیر بیان مى‌فرماید. این حرکت بزرگ و تاریخ‌ساز، یعنى نصب امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام متکى به ملاکهایى است و این کار، مفهومى دارد. اگرچه ولایت یک امر سیاسى است، اما همه‌ى مضمون ولایت در سیاست خلاصه نمى‌شود. این ولایت، پرتوى از ولایت ذات مقدّس پروردگار است. این ولایت، ناشى از حضور ولایت الهى در وجود امیرالمؤمنین است، همچنان‌که در وجود پیامبر مکرّم اسلام بود. این ولایت، فرعى از آن اصل و میوه‌اى از آن ریشه است. لذا از آن به «ولایت» تعبیر شده است. ولایت در حقیقت به معناى پیوند، ارتباط و اتصال است. آن کسى که منصوب به این مقام است، برخلاف حکام و فرمانروایان عالم، فقط یک فرمانروا یا یک سلطان و یک حاکم نیست بلکه یک ولى است، به مردم نزدیک است، به آنها پیوسته است و مورد اتکاى دل و جان مردم است. br /این معنا در امیرالمؤمنین و در ائمه‌ى معصومین علیهم‌السّلام وجود دارد. بعد از دوران حضور ائمه هم اگر پرتوهاى ضعیفى از این حقیقت در جایى پیدا شود، ولایت در آن‌جا شکل مى‌گیرد. حقیقت و معناى واقعىِ امر این است. لذا نبى‌اکرم در بیان صفات امیرالمؤمنین مى‌فرماید: «اعدلکم فى الرعیة»، او عادل‌ترین شما در بین مردم است. هم عدالت درونى و معنوى و فردى امیرالمؤمنین مراد است و هم عدالت رفتارى و عدالت اجتماعى او. اینها چیزهایى است که در زبان به آسانى مى‌شود بیان کرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است که انسان به عظمت این حقیقت و کسانى که تجسم این حقیقت بوده‌اند، پى مى‌برد. عدالت به معناى واقعى کلمه در وجود امیرالمؤمنین، در رفتار او، در تقواى او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بیرونى او هم عدالت تجسم پیدا مى‌کند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهیم عدالت را تعریف کنیم و آن را در ضمن مثال و نمونه بیان کنیم، هیچ مثالى رساتر و گویاتر از رفتار امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نمى‌توانیم پیدا کنیم. این است که نبى‌اکرم او را به امر پروردگار و با نصب الهى به مردم معرفى و به مقام ولایت منصوب مى‌کند. این یک حقیقت اسلامى است. این کجا و این‌که کسى معتقد باشد که هر ظالمى با هر شیوه و رفتار بازیگرانه‌اى توانست زمام قدرت را در دست بگیرد، مردم باید از او اطاعت کنند، کجا؟! این اسلام است یا آن؟! br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم ۰۱/۱۲/۱۳۸۱ br /br /br /* قضیه‌ى غدیر، یک قضیه‌ى مسلّم است br /br /در مورد اصل واقعه‌ى غدیر، خوب است همه‌ى افرادى که به مسائل تاریخ اسلام علاقه‌مندند، بدانند که قضیه‌ى غدیر، یک قضیه‌ى مسلّم است. مشکوک نیست؛ فقط شیعیان نیستند که آن را نقل کرده‌اند؛ بلکه محدثّان سنّى – چه در دوره‌هاى گذشته و چه در دوره‌هاى میانى و بعدى – این ماجرا را نقل کرده‌اند؛ یعنى همین ماجرایى که در سفر حجّةالوداع پیامبر اکرم در غدیر خم اتفاق افتاد. از کاروان بزرگ مسلمانان که در این سفر با پیامبر حج گزارده بودند، بعضى جلو رفته بودند. پیامبر پیکهایى را فرستاد تا آنها را به عقب برگردانند و ایستاد تا آنهایى که عقب مانده‌اند، برسند. اجتماع عظیمى در آن‌جا تشکیل شد. بعضى گفته‌اند نود هزار، بعضى گفته‌اند صدهزار و بعضى هم گفته‌اند صدوبیست هزار نفر در آن اجتماع حضور داشتند. در آن هواى گرم، مردم ساکن جزیرةالعرب – که بسیارى از آنها هم اهل بیابانها و روستاها بودند و به گرما عادت داشتند – طاقت نمى‌آوردند روى زمین داغ بایستند. لذا عباهایشان را زیر پاهایشان مى‌گذاشتند تا طاقت بیاورند و بایستند. این نکته در روایت مربوط به اهل سنّت هم آمده است. در چنین شرایطى، پیامبر اکرم از جاى برخاست، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام را از زمین بلند کرد و جلوِ چشم خلایق نگه داشت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، الّلهم وال من والاه و عاد من عاداه». البته این جملات، قبل و بعد هم دارد؛ اما مهمترین قسمتش این است که پیامبر در این‌جا مسأله‌ى ولایت – یعنى حاکمیت اسلامى – را به طور رسمى و صریح مطرح مى‌کند و امیرالمؤمنین را به عنوان شخص، معیّن و مطرح مى‌نماید. این را همان‌طور که لابد شنیده‌اید و من هم عرض کردم، برادران اهل سنّت ما در کتابهاى معتبر – نه یکى، نه دوتا؛ در دهها کتاب معتبر – نقل کرده‌اند. مرحوم علّامه‌ى امینى اینها را جمع کرده است، و غیر از ایشان هم کتابهاى زیادى در این خصوص نوشته‌اند. بنابراین، این روز، اولاًّ روز ولایت است؛ ثانیاً روز ولایت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام است. br /….در غدیر، مسأله‌ى ولایت، به عنوان یک امر رسمى از سوى پیامبر مطرح شد و امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام به عنوان مصداق آن تعیین گردید؛ که البته تفاصیل زیادى دارد و شما آن را مى‌دانید. و اگر کسانى هم از تفاصیل آن اطّلاعى ندارند – بخصوص جوانان – بهتر این است که در نوشته‌ها و کتابهاى استدلالى و علمى آن را دنبال کنند. کتابهایى هم در این زمینه نوشته شده و مفید است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس ۰۶/۰۱/۱۳۷۹ br /br /* شهر الولایه br /br /علت ‌اهمیت‌ عید غدیر، مسأله‌ی ‌ولایت ‌است‌. در این ‌ماه‌ ـ ذی‌حجه‌الحرام‌ـ هم‌ عید غدیر را داریم ‌و هم ‌روز مباهله ‌را که ‌آن‌ هم‌ اشاره‌ی‌ روشنی‌ به ‌مسأله‌ی‌ ولایت‌ است‌. به ‌خاطر این‌ دو خاطره‌ ـ که ‌هر دو مربوط به ‌ولایت‌ است‌ـ بعضی‌ از بزرگان‌، این ‌ماه ‌را quot;شهرالولایه‌ quot; و افضل ‌ماهها دانسته‌اند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب ‌در دیدار با جمعی ‌از علما، مسؤولان ‌و مردم ‌شهرهای ‌لاهیجان ‌و رباط کریم ‌ ‌ ۰۴/۱۱/۱۳۶۸ br /br /از برکات غدیر br /br /اگر ملتها، قطع ‌نظر از مذاهب ‌و ادیانی‌که‌ بر آنها حاکم ‌است‌، بخواهند راه‌ سعادت ‌را پیدا کنند، باید به‌ ولایت ‌اسلامی ‌برگردند. br /البته ‌این ‌ولایت ‌اسلامی‌ به‌ شکل ‌کامل‌، در یک ‌جامعه‌ی ‌اسلامی ‌عملی ‌است‌؛ چون ‌ولایت ‌بر اساس‌ ارزشهای ‌اسلامی ‌ـ یعنی ‌عدالت ‌اسلامی‌، علم ‌اسلامی‌ و دین ‌اسلامی‌ ـ است‌؛ اما به ‌شکل ‌غیر کامل‌، در همه‌ی ‌ملتها و در میان ‌همه‌ی ‌جوامع ‌عملی ‌است‌. اگر می‌خواهند کسی‌ را به ‌عنوان ‌رهبر و حاکم‌ بر جامعه‌ انتخاب ‌کنند، سراغ ‌آن ‌کسی ‌که ‌سرمایه‌داران ‌معرفی می‌کنند، نروند؛ سراغ ‌پارساترین ‌و پاکترین‌ و بی‌اعتناترین ‌انسانها به ‌دنیا بروند؛ آن‌ کسی‌ که ‌قدرت ‌را سرمایه‌ی ‌شخصی‌ خود به ‌حساب‌ نمی‌آورد و از آن ‌برای ‌سود شخصی‌خویش‌ استفاده ‌نمی‌کند. br /این‌، رشحه‌یی ‌از رشحات‌ ولایت ‌در اسلام‌ است ‌و دمکراسیهای ‌جاری ‌عالم ‌از آن ‌بی‌نصیبند. این‌، از برکات ‌اسلام ‌است‌. لذا از اول ‌انقلاب ‌هم ‌همین ‌عنوان ‌ولایت ‌و ولایت ‌فقیه ‌ـ که ‌دو مفهوم‌ است‌؛ یکی‌ خود مفهوم ‌ولایت‌، یکی ‌این ‌که ‌این ‌ولایت ‌متعلق ‌به ‌فقیه ‌و دین ‌شناس ‌و عالم ‌دین ‌است ‌ـ از طرف ‌کسانی ‌که ‌در حقیقت ‌تحمل ‌این ‌بافت ‌ارزشی ‌کامل ‌را نمی‌توانستند و نمی‌توانند بکنند، مورد تعرض ‌شدید قرار گرفت‌. امروز هم‌ همین‌طور است‌. خوشبختانه ‌مردم‌ این ‌راه ‌را شناخته‌اند. این‌، از برکات‌ غدیر و اسلام ‌و زندگی‌ امیرالمؤمنین ‌و نیز حکومت‌ کوتاه ‌آن ‌بزرگوار است‌. br /br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب ‌در دیدار با مسؤولان ‌و کارگزاران ‌نظام ‌جمهوری ‌اسلامی ‌ایران‌، به مناسبت‌عید سعید غدیر ۴/۱۰/۱۳۷۰ br /br /br /* درس فراموش نشدنی غدیر br /br /…… با مطرح کردن امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام و با نصب آن بزرگواربراى حکومت، معیارها و ارزشهاى حاکمیّت، معلوم شد. پیغمبر، در قضیه غدیر، کسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند که از ارزشهاى اسلامى، به طور کامل برخوردار بودند. یک انسان مؤمن؛ داراى اعلاى تقوا و پرهیزکارى؛ فداکار در راه دین؛ بى‏رغبت نسبت به مطامع دنیوى؛ تجربه شده و امتحان داده در همه میدانهاى اسلامى: میدانهاى خطر؛ میدانهاى علم و دانش؛ میدان قضاوت و امثال اینها. یعنى با مطرح شدن امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام به عنوان حاکم و امام و ولىّ اسلامى، همه مسلمانان در طول تاریخ بایدبدانند که حاکم اسلامى، باید فردى در این جهت، با این قواره‏ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامى، انسانهایى که از آن ارزشها نصیبى ندارند؛ از فهم اسلامى،از عمل اسلامى، از جهاد اسلامى، از انفاقو گذشت، از تواضع و فروتنى در مقابل بندگان خدا و آن خصوصیّاتى که امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام داشتند، بهره‏اى نداشته باشند،شایسته حکومت کردن نیستند. پیغمبر، این معیار را در اختیار مسلمانان گذاشتند. و این، یک درس فراموش نشدنى است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب‌در دیدار با مسؤولان‌و کارگزاران‌نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ایران‌، به مناسبت‌عید سعید غدیر ۴/۱۰/۱۳۷۰ br /br /* مسولیت مسولان کشور در قبال غدیر br /br /امروز ما – هم مسؤولانمان، هم مردممان – در قبال مسأله‌ى غدیر مسؤولیم. مسؤولان کشور باید سعى کنند اعمال و رفتار و حرکات و سکنات و برنامه‌ریزیهایشان را به گونه‌اى تنظیم کنند که با هدفهاى اسلام – که همان هدفهاى غدیر است – تطبیق کند. اگر چه همه‌ى دنیا، بخصوص کمپانیهاى صهیونیستى و قدرتمندان و زرسالاران عالم، ناراحت شوند و هجمه‌ى تبلیغاتى کنند، باکى نیست. امروز پایه‌ى انقلاب مستحکم است و این توفانها نمى‌تواند این بناى شامخ را متزلزل کند. از چه چیزى مى‌ترسند؟ ملاحظه‌ى چه چیزى را مى‌کنند؟ بعضى کسان در برنامه‌ریزیهایشان، در اجرایشان، در تصمیم‌گیریهایشان، در حرف‌زدنهایشان و در موضعگیریهایشان، دائماً مواظبند که نکند فلان رادیوى گوشه‌ى دنیا – که به فلان دستگاه جاسوسى وابسته است – علیه این صحبت یا علیه این شخص حرفى بزند! خوب؛ بزند. br /امروز پیام اسلام، پیام جذّابى است. پیام ما، پیام عدالت است؛ پیام ما، پیام نجات انسانها و نجات جوانهاست. وقتى ما اسم جوان را مى‌آوریم، فقط به جوانهاى جامعه‌ى خودمان نگاه نمى‌کنیم. امروز نسل جوان در دنیا غرق در بدبختى و نابسامانى است. رنجها، فشارهاى روحى و عصبى و ابهام آینده، امروز نسلهاى جوان را در سرتاسر دنیا بر اثر دورى از معنویت، زیر فشار قرار مى‌دهد. br /مسؤولان، به نام اسلام، براى اسلام، با پیام اسلام، شجاعانه، قدرتمندانه و بدون ملاحظه‌ى این و آن، هم موضعگیرى کنند، هم حرف بزنند و هم عمل کنند. مردم عزیزمان و بخصوص جوانها هم به برکت غدیر، بدانند این راهى که اسلام و قرآن و خطّ غدیر ترسیم کرده، یک راه روشن است؛ راهى است که با استدلال و فلسفه‌ى مستحکمى ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیم‌المنزلتى پیدا کرده است. امروز هم خوشبختانه این راه در دنیا مطرح است و دیگر ما در تنهایى و عزلت نیستیم. امروز ما در مرکز و محور توجّه مردم جهان – بخصوص کشورهاى اسلامى – هستیم. راه، راه خوش‌عاقبت و روشنى است؛ با تلاش مسؤولان و با امید و پشتیبانى قشرهاى مختلف مردم بایستى قدم به قدم این راه را طى کنیم و پیش برویم. این راه گرچه کوتاه‌مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که ان‌شاءاللَّه زمینه‌هاى ظهور مهدى موعود صلوات‌اللَّه‌علیه‌وعجّل‌اللَّه‌فرجه را فراهم خواهد کرد. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در سالروز عید سعید غدیر خم ۲۴/۱۲/۱۳۷۹ br /br /br /* ولایت، شاخصه‌ى نظام اجتماعى و سیاسى براى اسلام br /br /روز عید غدیر «عید ولایت» نامیده مى‌شود. نامگذارى درستى است؛ روزى است که مفهوم ولایت اسلامى به وسیله‌ى پیامبر اکرم صلى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم یک مصداق روشن و عینى پیدا کرد. br /براى کسانى که مى‌خواهند از الگوى انسان طراز اسلام، نمونه‌اى ذکر کنند، بهترین نمونه همان کسى است که آن روز نبىّ مکرّم اسلام صلى‌اللَّه علیه و آله و سلّم، او را به الهام الهى و به دستور پروردگار عالم، براى منصب عظیم ولایت، معیّن فرمود. معناى ولایت و مفهوم عظیمى که در روز عید غدیر، مصداق مشخّصى پیدا کرد، یکى از نکات اساسى است که براى جامعه‌ى اسلامى ما و صاحبان فکر، نقطه‌ى حسّاسى است و جا دارد روى آن تأمّل کنند. br /وقتى که در نظامى، ولى‌اللَّه – کسى مثل پیغمبر اکرم یا امیرالمؤمنین – در رأس نظام قرار دارد، آن جامعه، جامعه‌ى ولایت است؛ نظام، نظام ولایت است. ولایت، هم صفتى است براى منصبى که نبىّ اکرم و جانشینان او از سوى پروردگار، حائز آن بوده‌اند، هم خصوصیتى است براى آن جامعه‌ى اسلامى که در سایه‌ى آن حکومت، زندگى مى‌کند و از پرتو آن بهره مى‌گیرد. من این نکته را بارها عرض کرده‌ام، امروز هم مى‌خواهم بر روى همان نکته تکیه کنم؛ براى این‌که مسائل زندگى، مسائل سرنوشت‌ساز و وظیفه‌ى مهم ملت اسلام، وابسته به همین نکات اساسى و زیربنایى است. br /آن نکته این است که ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه‌ى نظام اجتماعى و سیاسى براى اسلام است، یک معناى دقیق و ظریفى دارد که معناى اصلى ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگى، پیوند، درهم‌پیچیدن و در هم تنیدگى. این، معناى ولایت است. چیزى که مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، با هم بودن، با هم حرکت کردن، اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه و وحدت در همه‌ى شؤون سیاسى و اجتماعى را براى انسان، تداعى مى‌کند. ولایت، یعنى پیوند. «والذین آمنوا و لم یهاجراو مالکم من ولایتهم من شى‌ء حتى یهاجروا» یعنى این. پیوند افراد جامعه‌ى اسلامى، با هجرت حاصل مى‌شود؛ نه فقط با ایمان. ایمان کافى نیست. br /پیوند ولایت که یک پدیده‌ى سیاسى، یک پدیده‌ى اجتماعى و یک حادثه‌ى تعیین کننده براى زندگى است، با تلاش، با حرکت، با هجرت، با در کنار هم بودن و با هم کارکردن حاصل مى‌شود؛ لذاست که در نظام اسلامى، «ولىّ» از مردم جدا نیست. ولایت که معنایش پیوند و پیوستگى و با هم بودن است، یک جا هم به معناى محبّت مى‌آید، یک جا هم به معناى پشتیبانى مى‌آید که همه‌ى اینها در واقع مصادیق به هم‌پیوستگى، وحدت و اتّحاد است، والاّ معناى حقیقى، همان اتّحاد و یگانگى و با هم بودن و براى هم بودن است. معناى ولایت، این است. br /اگر با این دید به جامعه‌ى اسلامى نگاه کنید، ابعاد این وحدت اجتماعى و وحدت سیاسى و وحدت معنوى و روحى و وحدت عملى، ابعاد عجیبى مى‌یابد که بسیارى از معارف اسلامى را براى ما معنى مى‌کند. به سمت مرکز عالم وجود حرکت کردن انسان، در جهت ولایت اللَّه حرکت کردن است. همه‌ى ذرّات عالم، خواه و ناخواه در چنبر ولایت الهى، در دایره‌ى ولایت اللَّه قرار دارند و انسانهاى آگاه، مختار، تصمیم گیرنده و داراى حُسن انتخاب، عملاً هم ولایت الهى را برمى‌گزینند و در آن راه حرکت مى‌کنند؛ محبت الهى را کسب مى‌کنند و خود از محبّت پروردگار، پر مى‌شوند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید غدیر ۲۷/۰۱/۱۳۷۷ br /br /br /* غدیر،عید ولایت و سیاست و دخالت مردم در حکومت br /br /امام راحلِ بزرگوارِ ما، بزرگترین حق را از این ناحیه به گردن امّت اسلامى دارد که آحاد مردم را به مسؤولیت خودشان که دخالت در امر حکومت است، متنبّه و واقف کرد. از این روست که در نظام اسلامى، هر کس متدیّن به عقیده و شریعت اسلامى باشد، در امر حکومت داراى مسؤولیت است. هیچ کس نمى‏تواند خود را از موضوع حکومت کنار بکشد. هیچ کس نمى‏تواند بگوید: «کارى انجام مى‏گیرد؛ به من چه!؟» در موضوع حکومت و مسائل سیاسى و مسائل عمومى جامعه در نظام اسلامى، «به من چه» نداریم! مردم برکنار نیستند. بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حکومت، غدیر است. خودِ غدیر این را به ما آموخت و لذاست که عید غدیر، عید ولایت است، عید سیاست است، عید دخالت مردم در امر حکومت است، عید آحاد ملت و امّت اسلامى است. این عید، مخصوص شیعه هم نیست. جا دارد و حق آن است که همه امّت اسلامى، این روز را براى خودشان عید بدانند. غدیر، عید امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام هم هست و شیعیان آن حضرت، به طور ویژه از این عید استفاده مى‏کنند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب‏ در دیدار کارگزاران نظام، به مناسبت «عید غدیر»۱۸/۲/۱۳۷۵ br /br /* غدیر متعلق به همه‌ى دنیاى اسلام br /br /اگرچه ارتباط قلبى ما شیعیان با واقعه‌ى غدیر، ارتباط مستحکم و برجسته‌اى در دنیاى اسلام است، ولى حقیقت این است که مسأله‌ى غدیر در محتوا و روح حقیقى خود فقط متعلق به شیعیان نیست بلکه به همه‌ى دنیاى اسلام تعلق دارد. چون حادثه‌ى غدیر برخاسته از روح و مضمون حقیقى اسلام است. این‌که خداى متعال به پیغمبر اکرم – با آن همه مجاهدتها – حدود هفتاد روز قبل از وفاتش بفرماید که «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»، آنچه را که به تو دستور دادیم، به مردم برسان و اگر نرسانى، رسالت خود را انجام نداده‌اى، نشاندهنده‌ى این است که روح و مضمون حقیقى اسلام در واقعه‌ى غدیر وجود دارد. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم ۰۱/۱۲/۱۳۸۱ br /br /br /* غدیر مخصوص شیعه نیست br /br /به حادثه‌ى تاریخى و عظیم غدیر که ما امروز آن را عید گرفته‌ایم، نباید فقط به چشم یک خاطره‌ى فرقه‌اى نگاه کرد. غدیر در حقیقتِ معناى خود، مخصوص شیعه نیست. اگرچه شیعیان به میمنت نصب مولاى متّقیان به مقام امامت و ولایت، در این روز عید مى‌گیرند و شکرگزارى مى‌کنند؛ اما در حقیقت، روز غدیر امتداد خطّ همه‌ى رسالتهاى الهى و اوج این خطّ روشن و نورانى در طول تاریخ است. اگر به مضمون رسالتهاى الهى نگاه کنیم، مى‌بینیم که در طول تاریخ نبّوتها و رسالتها، این خطّ روشن دست به دست گشته، تا به نبىّ مکرم خاتم رسیده و در پایان حیات آن بزرگوار، تجسّم و تبلور آن به شکل حادثه‌ى غدیر خود را نشان داده است. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا (ع) در روز عید سعید غدیر خم ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ br /br /* غدیر مسأله ا‌ى اسلامى br /br /غدیر یک مسأله‌ى اسلامى است؛ یک مسأله‌ى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم یک روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است که این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست. نمى‌شود ما بگوییم که از غدیر و حدیث آن، فقط شیعه استفاده کند؛ اما بقیه‌ى مسلمانان از محتواى بسیار غنى‌اى که در این کلام شریف نبوى وجود دارد و مخصوص یک دوره هم نیست، بهره نبرند. البته چون در قضیه‌ى غدیر، نصب امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام به امامت و ولایت وجود دارد، شیعه دلبستگىِ بیشترى به این روز و این حدیث دارد؛ ولى مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‌ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد که همه‌ى مسلمانان مى‌توانند از آن بهره ببرند. br /br /فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس ۰۶/۰۱/۱۳۷۹ br /br /br /br /انتهای پیام/ /p

Popularity: 1%

رسانه های رحمانی و رسانه های شیطانى

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۱۳ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8710/Images/jpg/A0584/A0584486.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppمبارزات حق و باطل همیشه حالت نظامی نداشته است. معمولاً قبل از درگیری‌های خونین نظامی و همزمان با آن و پس از هر جنگ و جهاد نظامى، جنگ روانی و رسانه‌ای بین حق و باطل و اسلام و کفر، وجود داشته و خواهد داشت./pp(أَ لَم تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السّماءِ تُؤْتی أُکُلَها کُلّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اللّهُ اْلأَمْثالَ لِلنّاسِ لَعَلّهُمْ یَتَذَکّرُونَ وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثّتْ مِنْ فَوْقِ اْلأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ).[۱] br /br /نیاز به رسانه‌ها، همانند نیاز به زبان است. رسانه‌ها نقش زبان جامعه را ایفا می‌کنند. همان گونه که زبان، یک نعمت بزرگ الهی است که وجود آن صدها و هزاران نیاز ارتباطی انسان را تأمین می‌کند، رسانه‌ها در زندگی اجتماعی همین نقش حیاتی را دارند و نیازهای ارتباطی جامعه را پاسخ می‌گویند. br /br /در روابط فرد فرد و جوامع کوچک، «زبان» ابزار ارتباطی افراد بوده و هر گونه اقدام مثبت و منفی به واسطه‌ی آن ظهور و بروز می‌کند. امّا متناسب با بزرگ شدن جامعه‌ها و قلمرو ارتباطات و پیدایش «جامعه واحد جهانی» ابزارها تحول یافته و زبان هم بزرگتر و متنوع‌تر و به اصطلاح «درازتر»، «بلندتر» و «تندتر» شده است. زبان و بیان، یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است که قرآن مجید در کنار «آموزش قرآن» و «خلقت انسان» از آن یاد کرده است. br /br /(الرّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ اْلإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ) [۲]؛ br /br /«خدای رحمان، قرآن آموخت، انسان آفرید و به او بیان آموزش داد». br /br /مثلث «قرآن»، «انسان» و «بیان» سه نعمت آسمانی است که هر سه در رحمت بیکران الهی ریشه دارد. قرآن «پیام» است و انسان «گیرنده پیام» و بیان «ابزار پیام‌رسانی» است و خداوند رحمان «مبدأ فرستنده» این پیام محسوب می‌شود. هدف پیام‌رسانی الهى، فراخوانی انسان‌ها به «معرفت»، «عبادت الهی» و «عدالت اجتماعی» است. br /br /آگاهی از قوانین خلقت، آگاهی از روند عمومی آفرینش، ضروت هماهنگی انسان با نظام جهان، بهره‌گیری درست از نعمت‌های الهى، شناخت آیات او و حرکت در مدار فرمان او، هدف این پیام رسانی است. br /br /واژه‌های بیان، قول، کلام، قلم، هدایت، ابلاغ، لسان، صدق و کذب، امر و نهی و غیره، ابعاد کار رسانه‌ها را روشن می‌سازد. امیرمؤمنان علی(ع) ده ویژگی زبان را ضمن حدیثی برشمرده است. که این ده ویژگی در رسانه‌ها هم جلوه می کند: br /br /«انَّ فی الانسان عشرُ خصال یظهرها لسانه. شاهدٌ یخبر عن الضمیر و حاکمٌ یفصِل بین الخطاب و ناطقٌ یردّ به الجواب و شافعٌ یدرک به الحاجة و واصفٌ یعرف به الاشیاء و امیرٌ یأمر بالحَسَن و واعظٌ ینهی عن القبیح و مُعزٌّ تَسکن به الاحزان و حامدٌ تجلی به الضغائن و مونقٌ تلتذ به الاسماع؛[۳] br /br /براستی انسان ده شاخصه دارد که در زبانش بروز می‌کند: br /br /زبان، شاهدی است که از درون او خبر می‌دهد. br /br /داوری است که در اختلاف‌ها داوری می‌کند. br /br /سخنگویی است که در برابر سخن دیگران پاسخگوست. br /br /میانجی و واسطه‌ای است که به کمک آن انسان به نیازهایش می‌رسد. br /br /توصیف‌گری است که با کمک آن اشیا را می‌شناسد. br /br /فرماندهی است که به کار نیک فرمان می‌دهد. br /br /واعظی است که از کار زشت باز می‌دارد. br /br /تسلیت دهنده‌ای است که غم‌ها را کاهش می‌دهد و آرام می‌کند. br /br /ستایشگری است که کینه‌ها را می‌زداید. br /br /و زیبائی است که گوش‌ها از آن بهره می‌برد». br /br /رسانه‌ها در سطح ارتباطات اجتماعى، امروز بسیاری از این نقش‌ها را ایفا می‌کنند. br /br /هدف‌داری رسانه‌ها br /رسانه‌ها به دو گروه «ارزشی» و «ضد ارزشی» تقسیم می‌شود. مهم‌ترین مسأله در زندگی انسان‌ها، واقع‌بینی و جهان‌بینی درست و داشتن اهداف عالی الهی و خردمندانه است. مدیران رسانه‌ها، بیش از آنکه به ابزارها و روش‌ها و قالب‌ها بیاندیشند، باید به اهداف و آرمان‌ها و وظایف و رسالت خویش فکر کنند. br /br /اگر رسانه‌ها در انتخاب اهداف و آرمان‌ها، گام‌های اولیه را دقیق و درست بردارند، چشم‌انداز حرکت آنان روشن می‌شود و خداوند دست آنان را می‌گیرد و از لغزش و خطا مصون می‌دارد. انتخاب هدف، مهم‌ترین گام در هر حرکت فرهنگی است. اصولا آنچه اقدامات انسان را الهى، انسانى، فرهنگی و ارزشی می‌سازد، برگزیدن مقاصد عالی معنوی و الهی است. و آنچه تلاش‌های انسان را به بیراهه می‌برد، اهداف نامقدس و شیطانی است. br /br /اهداف رسانه‌های رحمانی چیست؟ br /رسانه‌های رحمانى، پیام‌های خدایی را به جوامع بشر ابلاغ می‌کنند. همان اهدافی که از نزول قرآن و کتب آسمانی و آمدن پیام‌آوران الهی مورد توجه بوده، در رسانه‌های رحمانى تبلیغ و ترویج می‌شود. br /br /1. رسانه‌ها و خردورزى br /تأسیس و پیدایش رسانه‌ها برای رشد خردورزی است. رسانه‌ها برای تقویت عقل و اندیشه جوامع بشری و افزایش دانش و بینش انسان‌ها، پدید آمده‌اند. br /br /هدف رسانه‌های رحمانى، سرگرمی و بازی و وقت‌کشی و غفلت‌آفرینی و پر کردن اوقات فراغت و تأمین اقتصادی خود و باند و گروه همکاران به هر قیمت و هر شکل نیست، هدف بازی با افکار عمومی و قتل عام عمر دیگران نیست! br /br /وظیفه رسانه‌ها، بیان آیات خدا، نعمت‌های خدا، قوانین الهى، معرفی خدا، روشنگری در زمینه راه خدا، معرفی دشمنان و دوستان خدا، ایجاد انس و الفت و همکاری و همفکری بین بندگان خدا و تقویت حرکت عمومی در مسیر اهداف بلند الهی است. رسانه‌های رحمانى صدای خدا در جهان هستی است، رسانه‌های رحمانى آوای آگاهی، آزادى، عدالت، فضیلت، اخلاق، عبادت، احسان و ایثار است. رسانه‌های رحمانى برای تفکر است: br /br /(قَدْ بَیّنّا لَکُمُ اْلآیاتِ لَعَلّکُمْ تَعْقِلُونَ)،[۴] (قَدْ بَیّنّا لَکُمُ اْلآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ) [۵]؛ (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ اْلآیاتِ لَعَلّکُمْ تَتَفَکّرُونَ) [۶]. br /br /اصولاً سخن باید از عقل و اندیشه برخیزد و حامل پیام خردمندانه باشد و عقل و اندیشه دیگران را تقویت کند. گفتار باید از روی اندیشه و تفکر صادر شود و بر تفکر و اندیشه دیگران اثر بگذارد. رسانه‌ها، کانال ارتباط قلب و مغز انسانهاست. رسانه‌هایی که آب اندیشه و زلال وحی و پیام اخلاق و فضیلت و آوای فطرت را به جامعه می‌رساند، مقدس است، بوسیدنی و بوییدنی است. رسانه‌های رحمانى، رسانه‌هایی هستند که تمام ظرفیت مغز و قلب انسان‌ها را به کانون پر انرژی هستی متصل می‌کنند. این رسانه، پایگاهی است که خون مقدس ایمان و آگاهی و عشق الهی را به شبکه گسترده هدایت پمپاژ می‌کند. از اینجاست که پیامبر(ص) فرمود: br /br /«وُزِنَ حبر العلماء بدم الشهداء فرُجِحَ علیه[۷]؛ مرکب قلم عالمان را با خون شهیدان سنجیدند، بر آن برتری یافت». br /br /2. رسانه‌ها و هدایتگری br /«رسانه‌های رحمانى» انوار الهی را در عالم رله می‌کنند و بازتاب می‌دهند. رسانه‌های رحمانى، پژواک صدای آسمان در زمین‌اند. این رسانه‌ها عامل تولید نور، تقویت نور، توزیع نور و انتقال نور به جامعه جهانی‌اند. بشریت و شاید جنیان و فرشتگان هم از این انوار رحمانی بهره‌ می‌گیرند. بی‌شک بخشی از این شبکه نور آفرین جهانى، فرشتگان الهی هستند و انسان در فعالیت‌های رسانه‌ای همکار فرشتگان خداست. همه می‌دانیم روح الامین در انتقال آیات و انوار الهی نقش دارد؛ از این رو، اصحاب رسانه‌های رحمانى، همکار جبرئیل امین‌اند. br /br /قالب‌های سخن و ابزار‌های پیام‌رسانی معیار اول نیست، رسانه به هر زبانی که باشد و در هر قالبی که پخش شود (مکتوب یا مصوّر، سنتی یا دیجیتال، آنالوگ یا چند رسانه‌اى، رادیویی یا تلویزیونی و سینمایى، رایانه‌ای و نرم‌افزاری یا بر تار جهان‌گستر و اینترنت، از طریق خط یا نقاشی و حجّاری و منبت کاری و نمایشگاه و مجسمه‌سازى، در حوزه‌های بین‌المللی یا منطقه‌ای و کشوری و استانی)، آنچه در این رسانه‌ها مهم و معیار اول ارزیابی هاست، پیامی است که به جامعه منتقل می‌کنند و دعوتی است که ابلاغ می‌گردد. br /br /اگر بر امواج صوتی تصویرى، پیام رحمانی پرواز کند، تولید کننده این امواج و فرستنده و گیرنده آن و بازتاب دهنده آن، تمام مقدس‌اند و مبدأ و مقصد و پایگاه و فرودگاه آن، محترم و ارزشمند و معنوی و الهی است. و کار در این گونه رسانه‌ها، عبادت الهی و خدمت اجتماعی است. و اگر پیام شیطان بر رسانه‌ای سوار شود، راکب و مرکب و مبدأ و مقصد آن، تمام پلید و ناپاک‌ اند و فعالیت در این گونه‌رسانه‌ها، همکاری با شیاطین پیدا و پنهان است. br /br /امام صادق(ع) فرموده است: br /br /«من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق عن الله فقد عبدالله و ان کان الناطق عن ابلیس فقد عبد ابلیس»[۸]. br /br /راه شناخت رسانه‌های رحمانى و شیطانی چیست؟ br /br /رسانه‌های شیطانی بر دروغ، فریب، ابهام‌گویى، مبهم نویسی و تزویر استوار‌اند؛ رسانه‌های رحمانى از صداقت، واقع‌بینى، روشن‌گری و حق‌نمایی بهره‌ می‌گیرند. br /br /(هذا بَیانٌ لِلنّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتّقینَ)[۹]؛ br /br /«این کتاب روشنگری برای مردم و مایه هدایت و اندرز برای پارسایان است». br /br /رسانه‌های رحمانى ده‌ها، ویژگی‌ شاخص دارند که به برخی از آن اشاره می‌شود: br /br /رسانه‌های رحمانى به تفکر و اندیشه فرامی‌خوانند؛ رسانه‌های شیطانی فقط عواطف و احساسات را تحریک می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى به تذکّر و یادآوری آگاهی‌های نهفته بشری دعوت می‌کنند؛ رسانه‌های شیطانى با غوغا سالاری و جنجال اجتماعى، فرصت تذکر و یادآوری تاریخ و اطلاعات قبلی را از انسان می‌گیرند. br /br /رسانه‌های رحمانى به تقوا و پارسایی فرامی‌خوانند؛ رسانه‌های شیطانی با سخن و عمل خویش گناه و عصیان الهی را تشویق می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی تعقّل و خردورزی‌اند؛ رسانه‌های شیطانى، از آمال و آرزوهای پست و حیوانی سخن می‌گویند. br /br /رسانه‌های رحمانى از لغو و لهو و سرگرمی‌های بیهوده بیزارند؛ رسانه‌های شیطانى پر از اخبار و مصاحبه‌ها و گزارش‌ها و تحلیل‌های سیاسی، ورزشی و اقتصادی لهو و بی‌ثمراند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی امید و اعتماد به نفس و توکل بر خدایند؛ رسانه‌های شیطانى ترانه یأس و خودکم بینی و حیرت و سرگردانی را تکرار می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى حق و وظیفه را با همدیگر می‌بینند و از هر دو سخن می‌گویند؛ رسانه‌های شیطانى فقط از حقوق خود یا مردم دم می‌زنند. br /br /رسانه‌های رحمانى کوشش‌ها و تلاش‌های مثبت دیگران را می‌بینند و تشکر می‌کنند؛ رسانه‌های شیطانى فقط عیب و نقص و کمبودهای دیگران را بر می‌شمارند و بزرگ نمایی و سیاه نمایی می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی توحید و ولایت‌اند؛ رسانه‌های شیطانى از توحید و ولایت می‌گریزند و آنجا که بتوانند با آن می‌ستیزند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی عدالت و ضد ظلم و بیداد و تجاوز‌اند؛ رسانه‌های شیطانى با ستمگران و متجاوزان دست در یک کاسه دارند و در کتمان ظلم و عادّی سازی آن می‌کوشند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی و مبلّغ و مدافع شریعت الهی و قانون خدایند؛ رسانه‌های شیطانى قوانین الهى را با شبهه‌افکنی و تردید آفرینی و تأویل نادرست از اجرا بازمی‌دارند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی و حامی معروف و یار و یاور آمران به معروف‌اند؛ رسانه‌های شیطانى دشمن معروف و یا بی‌تفاوت در برابر معروف و منکر‌اند. br /br /رسانه‌های رحمانى در برابر منکرات فرهنگى، اقتصادی و سیاسی فریاد بر می‌آورند؛ رسانه‌های شیطانى فقط برای منافع گروهی و شخصی به تکاپو می‌افتند. br /br /در رسانه‌های رحمانى رضای خدا، معیار و مدار ارزیابی‌هاست؛ در رسانه‌های شیطانى همه تلاش‌ها و جاذبه‌ها برای شکار و جذب مخاطب (بینندگان، شنوندگان و خوانندگان) است. br /br /نقش رسانه‌ها br /اگر روح انسان را بسان یک کشور بزرگ فرض کنیم، این کشور نیز «صادرات» و «وارداتی» دارد. کشوری که صادرات و وارداتی آن کنترل شده و حساب شده باشد، عزت و عظمت آن دستخوش بازی‌های دیگران قرار نمی‌گیرد. روح و روان ما هم صادرات و وارداتی دارد. br /br /«رسانه‌ها» حامل محصولات فکری فرهنگی است که بدون حقوق گمرکی وارد و صادر می‌شود. اگر محصولات یاد شده الهی و اخلاقی و انسانى باشد، استقلال و آزادى و ایمان و آگاهی انسا‌ن‌ها محفوظ می‌ماند و اگر محصولات فرهنگى، به نام فرهنگ و هنر و ورزش و دانش، ولی آلوده به اهداف و آرمان‌ها و پیام‌ها و خواسته‌های شیطانی باشد، ذهن زمین و فکر و قلب بشریت را به ویروس‌های گوناگون آلوده می‌سازد. رسانه‌های هر کشور نقش «ارتش فرهنگی» آن را ایفا می‌کنند. دشمنان همیشه قبل از «فتح نظامی» به «فتح رسانه‌ای و فرهنگی» می‌اندیشند. وقتی سربازان یک جبهه شیفته و شیدای اندیشه‌‌ها، موازین و اخلاق و رفتار جبهه دشمن شوند، در حقیقت به اردوی دشمن می‌پیوندند. و اگر به دلیل ترس و یأس توان رقابت و قدرت مبارزه را از دست بدهند، دیگر نیروی مدافع و سرباز محسوب نمی‌شوند. «رسانه‌ها» در جنگ فرهنگی یا قلب دشمن را فتح می‌کنند که این، پیروزی بزرگ است و یا انگیزه مبارزه و دفاع را از آنان سلب می‌کنند که سربازان از میدان دفاع و جهاد کنار می‌روند. br /br /بی‌شک دفاع از حق و عدالت در برابر قدرتمندان ستمگر، یکی از برترین انواع جهاد است. در احادیث مشترک شیعه و سنی از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: br /br /«افضل الجهاد کلمة عدل عند سلطان جائر».[۱۰] br /br /جهاد رسانه‌اى، امروز همان جهاد لسانی در فرهنگ اهل بیت(ع) است. امیرمؤمنان در نامه‌ای که پس از ضربت خوردن برای امام حسن و امام حسین(ع) نوشته‌اند، جایگاه جهاد به طور عام و جهاد رسانه‌‌اى، را چنین یادآوری کرده است: br /br /«والله الله فی الجهاد بأموالکم و أنفسکم و ألسنتکم؛[۱۱] خدا را، خدا را، در جهاد مالی و جانی و زبانی در نظر داشته باشید». br /br /بدون تردید «جهاد زبانی» شامل جهاد قلمی و جهاد تصویری و هر گونه جهاد رسانه‌اى می‌شود. هر گونه امر به معروف و نهی از منکر، نمونه‌ای از جهاد زبانی و رسانه‌ای است. br /br /توقف و تعطیل جهاد رسانه‌اى، یکی از مراحل کوتاهی در وظیفه جهاد است که پیشوای پارسایان نسبت به آن هشدار می‌دهد: br /br /«أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ، ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ؛ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً، وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً، قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلاَهُ؛[۱۲] اولین مرحله جهاد که در آن مغلوب می‌شوید، جهاد عملی و یدی است. دومین مرحله که از آن شکست می‌خورید، جهاد با زبان‌هایتان «جهاد رسانه‌اى» است. سپس از جهاد قلبی مغلوب می‌گردید. پس هر کس با قلبش معروف را نشناسد و منکر را منکر نداند، وارونه شده است و بالای او پایین و پایین او بالا قرار گرفته است». br /br /جنگ رسانه‌ای br /مبارزات حق و باطل همیشه حالت نظامی نداشته است. معمولاً قبل از درگیری‌های خونین نظامی و همزمان با آن و پس از هر جنگ و جهاد نظامى، جنگ روانی و رسانه‌ای بین حق و باطل و اسلام و کفر، وجود داشته و خواهد داشت. br /br /نمونه‌های هجوم و دفاع رسانه‌ای در تاریخ اسلام و مسلمین در هر یک از کشورهای اسلامی به چشم می خورد. آن قدر شواهد و نمونه تاریخی وجود دارد که برای هر کشور و در هر قرن باید پژوهشی مستقل انجام شود و کتابی جداگانه تدوین گردد. در اینجا کافی است به مواردی از آن اشاره شود: br /br /1. اتهامات و تبلیغات مشرکان علیه پیامبر(ص) و مسلمین. br /br /2. تبلیغات امویان و عباسیان علیه نظام علوی و دفاع فرهنگی اهل بیت(ع). br /br /3. تبلیغات حامیان کلیسا در جریان سقوط اندلس اسلامى. br /br /4. تبلیغات روزنامه‌های غربی در جریان مشروطیت و مواضع عالمان دین. br /br /5. تبلیغات نظام بعثی علیه اسلام و فعالیت‌های مرجعیت دینی در عراق. br /br /6. تبلیغات روزنامه نگاران وابسته در حمایت از رضاخان و حکومت پهلوى. br /br /7. تبلیغات رسانه‌های مکتوب و مصوّر (رادیو، تلویزیون) غربی در سی سال حیات نظام جمهوری اسلامى. br /br /8. تبلیغات رسانه‌های غربی و وابسته در مسائل فلسطین، لبنان، عراق و جریان بیداری اسلامى. br /br /9. تبلیغات روزنامه‌های زنجیره‌ای و مدعی اصلاحات علیه اندیشه امام و تفکر ولایت فقیه. br /br /10. تبلیغات گروهک‌های چپ و راست در برابر جمهوری اسلامی و مقاومت رسانه‌های دینى. br /br /رسانه‌های شیطانی در تمام این جریان‌ها، بحران‌های سیاسى، فرهنگى، اقتصادی و اجتماعی دردناک و فراوانی آفریدند و مدّتها افکار و نیروها و امکانات مسلمین را از خدمت‌رسانی و پیشرفت علمی و اخلاقی بازداشتند. در برابر رسانه‌های رحمانى، گر چه با عِدّه و عُدّه اندک ولی بر اساس آگاهی و اخلاص و ایثار، به مقاومت برخاستند. ذکر نام و یاد این پیشگامان رسانه‌های الهی در این ویژه‌نامه، کاری کوچک و تقدیری ناتمام از مرزبانان فکر و فرهنگ اسلامی و مجاهدان حوزه خطابه و قلم و علمداران رسانه‌های رحمانى است، که امید است مسؤولان فرهنگى برای خادمان فرهنگى و شهدای رسانه نیز همایش و نکوداشت برگزار کنند. br /br /1. شهید سید جمال الدین اسدآبادى. br /br /2. شهید شیخ فضل الله نورى. br /br /3. شهید سید مجتبی نواب صفوى. br /br /4. آیت الله سید ابوالقاسم کاشانى. br /br /5. سید اشرف الدین حسینی (نسیم شمال). br /br /6. حاج سراج انصارى. br /br /7. شهید مرتضی مطهرى. br /br /8. شهید سید مرتضی آوینى. br /br /یاد همه این «پاسداران فرهنگ اسلامی» پایدار باد که امروزه در سایه تلاش‌های آنان هزاران رسانه (مکتوب، شفاهى، تصویری و چند بعدی) پدید آمده و شاگردان آنان هزاران خبرگزارى، سایت، وبلاگ، نشریه و نهاد آموزشی پژوهشی را پی‌ریخته و سامان داده‌اند، و نه تنها با قلم و دوربین بلکه با لنگه کفش خود، شیطان بزرگ را «رمی» می‌کنند. br /br /آفات رسانه‌های دینى br /ضمن سپاس و احترام به همه خدمتگزاران فکر و فرهنگ الهى، مدیران مسؤول، سردبیران و دست‌اندرکاران رسانه‌های اسلامى، یادآوری می‌شود که امروز رسانه‌های دینی ما با بیماری‌ها، مشکلات و آفاتی روبروست که همه باید در جهت ایفای وظیفه به آفت‌زدایی و درمان بیماری‌ها بپردازیم. br /br /در اینجا سر بسته و فشرده به عناوین این آفات و نقیصه‌ها اشاره می‌شود، باشد که با همفکرى، دلسوزی و همکاری بتوانیم راز بیماری‌های فرهنگى جامعه را بشناسیم و به درمان آن برخیزیم. ان شاء الله. br /br /1. شمارگان اندک. br /br /2. توزیع غیر عادلانه. br /br /3. استفاده ابزاری از رسانه‌ها. br /br /4. پایگاه تفاخر، نه پایگاه خدمت. br /br /5. ورزش زدگى. br /br /6. شرک رسانه‌ای(آمیزه‌ای از حق و باطل). br /br /7. حجم‌گرایى. br /br /8. سرقت علمی و ادبی و ترجمه‌گرایى. br /br /9. تکیه بر بودجه دولتى. br /br /10. تکرار و کمبود تولید علم. br /br /رسانه‌های امروز که بحمد الله آمار بالا و تلاش فراوان و تنوع زیادی دارند، و نویسندگان و مدیران و مجریان و محققان بسیاری را به خدمت گرفته‌اند چنانچه بیماری‌های دهگانه فوق را درمان کنند، با هماهنگی و اخلاص و برنامه‌ریزی می‌توانند از مرزهای «فرهنگ الهی» پاسداری نمایند. والسلام br /br /پی‌نوشت‌ها br /1 . ابراهیم/۲۴ ۲۶٫ br /br /2 . الرحمن/۱۴٫ br /br /3 . میزان الحکمه، ج۴، ص۲۷۷۷، حدیث۱۸۱۵۹٫ br /br /4 . بقره/۲۱۸٫ br /br /5 . آل عمران/۱۳۸٫ br /br /6 . بقره/۲۱۹٫ br /br /7 . کنزالعمال، ح۲۸۷۱۴٫ br /br /8 . میزان الحکمه، ج۴، ص۳۵۹۷، حدیث۲۲۱۶۸٫ br /br /9 . آل عمران/۱۳۸٫ br /br /10 . سنن ابن ماجه، ج۲، ح۴۰۱۱٫ br /br /11 . نهج البلاغه، نامه ۴۷٫ br /br /12 .همان، حکمت ۳۷۵٫ br /br /منبع: حوزه نت /p

Popularity: 1%

رسانه های رحمانی و رسانه های شیطانى

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۱۳ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8710/Images/jpg/A0584/A0584486.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppمبارزات حق و باطل همیشه حالت نظامی نداشته است. معمولاً قبل از درگیری‌های خونین نظامی و همزمان با آن و پس از هر جنگ و جهاد نظامى، جنگ روانی و رسانه‌ای بین حق و باطل و اسلام و کفر، وجود داشته و خواهد داشت./pp(أَ لَم تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السّماءِ تُؤْتی أُکُلَها کُلّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اللّهُ اْلأَمْثالَ لِلنّاسِ لَعَلّهُمْ یَتَذَکّرُونَ وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثّتْ مِنْ فَوْقِ اْلأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ).[۱] br /br /نیاز به رسانه‌ها، همانند نیاز به زبان است. رسانه‌ها نقش زبان جامعه را ایفا می‌کنند. همان گونه که زبان، یک نعمت بزرگ الهی است که وجود آن صدها و هزاران نیاز ارتباطی انسان را تأمین می‌کند، رسانه‌ها در زندگی اجتماعی همین نقش حیاتی را دارند و نیازهای ارتباطی جامعه را پاسخ می‌گویند. br /br /در روابط فرد فرد و جوامع کوچک، «زبان» ابزار ارتباطی افراد بوده و هر گونه اقدام مثبت و منفی به واسطه‌ی آن ظهور و بروز می‌کند. امّا متناسب با بزرگ شدن جامعه‌ها و قلمرو ارتباطات و پیدایش «جامعه واحد جهانی» ابزارها تحول یافته و زبان هم بزرگتر و متنوع‌تر و به اصطلاح «درازتر»، «بلندتر» و «تندتر» شده است. زبان و بیان، یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است که قرآن مجید در کنار «آموزش قرآن» و «خلقت انسان» از آن یاد کرده است. br /br /(الرّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ اْلإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ) [۲]؛ br /br /«خدای رحمان، قرآن آموخت، انسان آفرید و به او بیان آموزش داد». br /br /مثلث «قرآن»، «انسان» و «بیان» سه نعمت آسمانی است که هر سه در رحمت بیکران الهی ریشه دارد. قرآن «پیام» است و انسان «گیرنده پیام» و بیان «ابزار پیام‌رسانی» است و خداوند رحمان «مبدأ فرستنده» این پیام محسوب می‌شود. هدف پیام‌رسانی الهى، فراخوانی انسان‌ها به «معرفت»، «عبادت الهی» و «عدالت اجتماعی» است. br /br /آگاهی از قوانین خلقت، آگاهی از روند عمومی آفرینش، ضروت هماهنگی انسان با نظام جهان، بهره‌گیری درست از نعمت‌های الهى، شناخت آیات او و حرکت در مدار فرمان او، هدف این پیام رسانی است. br /br /واژه‌های بیان، قول، کلام، قلم، هدایت، ابلاغ، لسان، صدق و کذب، امر و نهی و غیره، ابعاد کار رسانه‌ها را روشن می‌سازد. امیرمؤمنان علی(ع) ده ویژگی زبان را ضمن حدیثی برشمرده است. که این ده ویژگی در رسانه‌ها هم جلوه می کند: br /br /«انَّ فی الانسان عشرُ خصال یظهرها لسانه. شاهدٌ یخبر عن الضمیر و حاکمٌ یفصِل بین الخطاب و ناطقٌ یردّ به الجواب و شافعٌ یدرک به الحاجة و واصفٌ یعرف به الاشیاء و امیرٌ یأمر بالحَسَن و واعظٌ ینهی عن القبیح و مُعزٌّ تَسکن به الاحزان و حامدٌ تجلی به الضغائن و مونقٌ تلتذ به الاسماع؛[۳] br /br /براستی انسان ده شاخصه دارد که در زبانش بروز می‌کند: br /br /زبان، شاهدی است که از درون او خبر می‌دهد. br /br /داوری است که در اختلاف‌ها داوری می‌کند. br /br /سخنگویی است که در برابر سخن دیگران پاسخگوست. br /br /میانجی و واسطه‌ای است که به کمک آن انسان به نیازهایش می‌رسد. br /br /توصیف‌گری است که با کمک آن اشیا را می‌شناسد. br /br /فرماندهی است که به کار نیک فرمان می‌دهد. br /br /واعظی است که از کار زشت باز می‌دارد. br /br /تسلیت دهنده‌ای است که غم‌ها را کاهش می‌دهد و آرام می‌کند. br /br /ستایشگری است که کینه‌ها را می‌زداید. br /br /و زیبائی است که گوش‌ها از آن بهره می‌برد». br /br /رسانه‌ها در سطح ارتباطات اجتماعى، امروز بسیاری از این نقش‌ها را ایفا می‌کنند. br /br /هدف‌داری رسانه‌ها br /رسانه‌ها به دو گروه «ارزشی» و «ضد ارزشی» تقسیم می‌شود. مهم‌ترین مسأله در زندگی انسان‌ها، واقع‌بینی و جهان‌بینی درست و داشتن اهداف عالی الهی و خردمندانه است. مدیران رسانه‌ها، بیش از آنکه به ابزارها و روش‌ها و قالب‌ها بیاندیشند، باید به اهداف و آرمان‌ها و وظایف و رسالت خویش فکر کنند. br /br /اگر رسانه‌ها در انتخاب اهداف و آرمان‌ها، گام‌های اولیه را دقیق و درست بردارند، چشم‌انداز حرکت آنان روشن می‌شود و خداوند دست آنان را می‌گیرد و از لغزش و خطا مصون می‌دارد. انتخاب هدف، مهم‌ترین گام در هر حرکت فرهنگی است. اصولا آنچه اقدامات انسان را الهى، انسانى، فرهنگی و ارزشی می‌سازد، برگزیدن مقاصد عالی معنوی و الهی است. و آنچه تلاش‌های انسان را به بیراهه می‌برد، اهداف نامقدس و شیطانی است. br /br /اهداف رسانه‌های رحمانی چیست؟ br /رسانه‌های رحمانى، پیام‌های خدایی را به جوامع بشر ابلاغ می‌کنند. همان اهدافی که از نزول قرآن و کتب آسمانی و آمدن پیام‌آوران الهی مورد توجه بوده، در رسانه‌های رحمانى تبلیغ و ترویج می‌شود. br /br /1. رسانه‌ها و خردورزى br /تأسیس و پیدایش رسانه‌ها برای رشد خردورزی است. رسانه‌ها برای تقویت عقل و اندیشه جوامع بشری و افزایش دانش و بینش انسان‌ها، پدید آمده‌اند. br /br /هدف رسانه‌های رحمانى، سرگرمی و بازی و وقت‌کشی و غفلت‌آفرینی و پر کردن اوقات فراغت و تأمین اقتصادی خود و باند و گروه همکاران به هر قیمت و هر شکل نیست، هدف بازی با افکار عمومی و قتل عام عمر دیگران نیست! br /br /وظیفه رسانه‌ها، بیان آیات خدا، نعمت‌های خدا، قوانین الهى، معرفی خدا، روشنگری در زمینه راه خدا، معرفی دشمنان و دوستان خدا، ایجاد انس و الفت و همکاری و همفکری بین بندگان خدا و تقویت حرکت عمومی در مسیر اهداف بلند الهی است. رسانه‌های رحمانى صدای خدا در جهان هستی است، رسانه‌های رحمانى آوای آگاهی، آزادى، عدالت، فضیلت، اخلاق، عبادت، احسان و ایثار است. رسانه‌های رحمانى برای تفکر است: br /br /(قَدْ بَیّنّا لَکُمُ اْلآیاتِ لَعَلّکُمْ تَعْقِلُونَ)،[۴] (قَدْ بَیّنّا لَکُمُ اْلآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ) [۵]؛ (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ اْلآیاتِ لَعَلّکُمْ تَتَفَکّرُونَ) [۶]. br /br /اصولاً سخن باید از عقل و اندیشه برخیزد و حامل پیام خردمندانه باشد و عقل و اندیشه دیگران را تقویت کند. گفتار باید از روی اندیشه و تفکر صادر شود و بر تفکر و اندیشه دیگران اثر بگذارد. رسانه‌ها، کانال ارتباط قلب و مغز انسانهاست. رسانه‌هایی که آب اندیشه و زلال وحی و پیام اخلاق و فضیلت و آوای فطرت را به جامعه می‌رساند، مقدس است، بوسیدنی و بوییدنی است. رسانه‌های رحمانى، رسانه‌هایی هستند که تمام ظرفیت مغز و قلب انسان‌ها را به کانون پر انرژی هستی متصل می‌کنند. این رسانه، پایگاهی است که خون مقدس ایمان و آگاهی و عشق الهی را به شبکه گسترده هدایت پمپاژ می‌کند. از اینجاست که پیامبر(ص) فرمود: br /br /«وُزِنَ حبر العلماء بدم الشهداء فرُجِحَ علیه[۷]؛ مرکب قلم عالمان را با خون شهیدان سنجیدند، بر آن برتری یافت». br /br /2. رسانه‌ها و هدایتگری br /«رسانه‌های رحمانى» انوار الهی را در عالم رله می‌کنند و بازتاب می‌دهند. رسانه‌های رحمانى، پژواک صدای آسمان در زمین‌اند. این رسانه‌ها عامل تولید نور، تقویت نور، توزیع نور و انتقال نور به جامعه جهانی‌اند. بشریت و شاید جنیان و فرشتگان هم از این انوار رحمانی بهره‌ می‌گیرند. بی‌شک بخشی از این شبکه نور آفرین جهانى، فرشتگان الهی هستند و انسان در فعالیت‌های رسانه‌ای همکار فرشتگان خداست. همه می‌دانیم روح الامین در انتقال آیات و انوار الهی نقش دارد؛ از این رو، اصحاب رسانه‌های رحمانى، همکار جبرئیل امین‌اند. br /br /قالب‌های سخن و ابزار‌های پیام‌رسانی معیار اول نیست، رسانه به هر زبانی که باشد و در هر قالبی که پخش شود (مکتوب یا مصوّر، سنتی یا دیجیتال، آنالوگ یا چند رسانه‌اى، رادیویی یا تلویزیونی و سینمایى، رایانه‌ای و نرم‌افزاری یا بر تار جهان‌گستر و اینترنت، از طریق خط یا نقاشی و حجّاری و منبت کاری و نمایشگاه و مجسمه‌سازى، در حوزه‌های بین‌المللی یا منطقه‌ای و کشوری و استانی)، آنچه در این رسانه‌ها مهم و معیار اول ارزیابی هاست، پیامی است که به جامعه منتقل می‌کنند و دعوتی است که ابلاغ می‌گردد. br /br /اگر بر امواج صوتی تصویرى، پیام رحمانی پرواز کند، تولید کننده این امواج و فرستنده و گیرنده آن و بازتاب دهنده آن، تمام مقدس‌اند و مبدأ و مقصد و پایگاه و فرودگاه آن، محترم و ارزشمند و معنوی و الهی است. و کار در این گونه رسانه‌ها، عبادت الهی و خدمت اجتماعی است. و اگر پیام شیطان بر رسانه‌ای سوار شود، راکب و مرکب و مبدأ و مقصد آن، تمام پلید و ناپاک‌ اند و فعالیت در این گونه‌رسانه‌ها، همکاری با شیاطین پیدا و پنهان است. br /br /امام صادق(ع) فرموده است: br /br /«من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق عن الله فقد عبدالله و ان کان الناطق عن ابلیس فقد عبد ابلیس»[۸]. br /br /راه شناخت رسانه‌های رحمانى و شیطانی چیست؟ br /br /رسانه‌های شیطانی بر دروغ، فریب، ابهام‌گویى، مبهم نویسی و تزویر استوار‌اند؛ رسانه‌های رحمانى از صداقت، واقع‌بینى، روشن‌گری و حق‌نمایی بهره‌ می‌گیرند. br /br /(هذا بَیانٌ لِلنّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتّقینَ)[۹]؛ br /br /«این کتاب روشنگری برای مردم و مایه هدایت و اندرز برای پارسایان است». br /br /رسانه‌های رحمانى ده‌ها، ویژگی‌ شاخص دارند که به برخی از آن اشاره می‌شود: br /br /رسانه‌های رحمانى به تفکر و اندیشه فرامی‌خوانند؛ رسانه‌های شیطانی فقط عواطف و احساسات را تحریک می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى به تذکّر و یادآوری آگاهی‌های نهفته بشری دعوت می‌کنند؛ رسانه‌های شیطانى با غوغا سالاری و جنجال اجتماعى، فرصت تذکر و یادآوری تاریخ و اطلاعات قبلی را از انسان می‌گیرند. br /br /رسانه‌های رحمانى به تقوا و پارسایی فرامی‌خوانند؛ رسانه‌های شیطانی با سخن و عمل خویش گناه و عصیان الهی را تشویق می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی تعقّل و خردورزی‌اند؛ رسانه‌های شیطانى، از آمال و آرزوهای پست و حیوانی سخن می‌گویند. br /br /رسانه‌های رحمانى از لغو و لهو و سرگرمی‌های بیهوده بیزارند؛ رسانه‌های شیطانى پر از اخبار و مصاحبه‌ها و گزارش‌ها و تحلیل‌های سیاسی، ورزشی و اقتصادی لهو و بی‌ثمراند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی امید و اعتماد به نفس و توکل بر خدایند؛ رسانه‌های شیطانى ترانه یأس و خودکم بینی و حیرت و سرگردانی را تکرار می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى حق و وظیفه را با همدیگر می‌بینند و از هر دو سخن می‌گویند؛ رسانه‌های شیطانى فقط از حقوق خود یا مردم دم می‌زنند. br /br /رسانه‌های رحمانى کوشش‌ها و تلاش‌های مثبت دیگران را می‌بینند و تشکر می‌کنند؛ رسانه‌های شیطانى فقط عیب و نقص و کمبودهای دیگران را بر می‌شمارند و بزرگ نمایی و سیاه نمایی می‌کنند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی توحید و ولایت‌اند؛ رسانه‌های شیطانى از توحید و ولایت می‌گریزند و آنجا که بتوانند با آن می‌ستیزند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی عدالت و ضد ظلم و بیداد و تجاوز‌اند؛ رسانه‌های شیطانى با ستمگران و متجاوزان دست در یک کاسه دارند و در کتمان ظلم و عادّی سازی آن می‌کوشند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی و مبلّغ و مدافع شریعت الهی و قانون خدایند؛ رسانه‌های شیطانى قوانین الهى را با شبهه‌افکنی و تردید آفرینی و تأویل نادرست از اجرا بازمی‌دارند. br /br /رسانه‌های رحمانى منادی و حامی معروف و یار و یاور آمران به معروف‌اند؛ رسانه‌های شیطانى دشمن معروف و یا بی‌تفاوت در برابر معروف و منکر‌اند. br /br /رسانه‌های رحمانى در برابر منکرات فرهنگى، اقتصادی و سیاسی فریاد بر می‌آورند؛ رسانه‌های شیطانى فقط برای منافع گروهی و شخصی به تکاپو می‌افتند. br /br /در رسانه‌های رحمانى رضای خدا، معیار و مدار ارزیابی‌هاست؛ در رسانه‌های شیطانى همه تلاش‌ها و جاذبه‌ها برای شکار و جذب مخاطب (بینندگان، شنوندگان و خوانندگان) است. br /br /نقش رسانه‌ها br /اگر روح انسان را بسان یک کشور بزرگ فرض کنیم، این کشور نیز «صادرات» و «وارداتی» دارد. کشوری که صادرات و وارداتی آن کنترل شده و حساب شده باشد، عزت و عظمت آن دستخوش بازی‌های دیگران قرار نمی‌گیرد. روح و روان ما هم صادرات و وارداتی دارد. br /br /«رسانه‌ها» حامل محصولات فکری فرهنگی است که بدون حقوق گمرکی وارد و صادر می‌شود. اگر محصولات یاد شده الهی و اخلاقی و انسانى باشد، استقلال و آزادى و ایمان و آگاهی انسا‌ن‌ها محفوظ می‌ماند و اگر محصولات فرهنگى، به نام فرهنگ و هنر و ورزش و دانش، ولی آلوده به اهداف و آرمان‌ها و پیام‌ها و خواسته‌های شیطانی باشد، ذهن زمین و فکر و قلب بشریت را به ویروس‌های گوناگون آلوده می‌سازد. رسانه‌های هر کشور نقش «ارتش فرهنگی» آن را ایفا می‌کنند. دشمنان همیشه قبل از «فتح نظامی» به «فتح رسانه‌ای و فرهنگی» می‌اندیشند. وقتی سربازان یک جبهه شیفته و شیدای اندیشه‌‌ها، موازین و اخلاق و رفتار جبهه دشمن شوند، در حقیقت به اردوی دشمن می‌پیوندند. و اگر به دلیل ترس و یأس توان رقابت و قدرت مبارزه را از دست بدهند، دیگر نیروی مدافع و سرباز محسوب نمی‌شوند. «رسانه‌ها» در جنگ فرهنگی یا قلب دشمن را فتح می‌کنند که این، پیروزی بزرگ است و یا انگیزه مبارزه و دفاع را از آنان سلب می‌کنند که سربازان از میدان دفاع و جهاد کنار می‌روند. br /br /بی‌شک دفاع از حق و عدالت در برابر قدرتمندان ستمگر، یکی از برترین انواع جهاد است. در احادیث مشترک شیعه و سنی از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: br /br /«افضل الجهاد کلمة عدل عند سلطان جائر».[۱۰] br /br /جهاد رسانه‌اى، امروز همان جهاد لسانی در فرهنگ اهل بیت(ع) است. امیرمؤمنان در نامه‌ای که پس از ضربت خوردن برای امام حسن و امام حسین(ع) نوشته‌اند، جایگاه جهاد به طور عام و جهاد رسانه‌‌اى، را چنین یادآوری کرده است: br /br /«والله الله فی الجهاد بأموالکم و أنفسکم و ألسنتکم؛[۱۱] خدا را، خدا را، در جهاد مالی و جانی و زبانی در نظر داشته باشید». br /br /بدون تردید «جهاد زبانی» شامل جهاد قلمی و جهاد تصویری و هر گونه جهاد رسانه‌اى می‌شود. هر گونه امر به معروف و نهی از منکر، نمونه‌ای از جهاد زبانی و رسانه‌ای است. br /br /توقف و تعطیل جهاد رسانه‌اى، یکی از مراحل کوتاهی در وظیفه جهاد است که پیشوای پارسایان نسبت به آن هشدار می‌دهد: br /br /«أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ، ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ؛ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً، وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً، قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ وَ أَسْفَلُهُ أَعْلاَهُ؛[۱۲] اولین مرحله جهاد که در آن مغلوب می‌شوید، جهاد عملی و یدی است. دومین مرحله که از آن شکست می‌خورید، جهاد با زبان‌هایتان «جهاد رسانه‌اى» است. سپس از جهاد قلبی مغلوب می‌گردید. پس هر کس با قلبش معروف را نشناسد و منکر را منکر نداند، وارونه شده است و بالای او پایین و پایین او بالا قرار گرفته است». br /br /جنگ رسانه‌ای br /مبارزات حق و باطل همیشه حالت نظامی نداشته است. معمولاً قبل از درگیری‌های خونین نظامی و همزمان با آن و پس از هر جنگ و جهاد نظامى، جنگ روانی و رسانه‌ای بین حق و باطل و اسلام و کفر، وجود داشته و خواهد داشت. br /br /نمونه‌های هجوم و دفاع رسانه‌ای در تاریخ اسلام و مسلمین در هر یک از کشورهای اسلامی به چشم می خورد. آن قدر شواهد و نمونه تاریخی وجود دارد که برای هر کشور و در هر قرن باید پژوهشی مستقل انجام شود و کتابی جداگانه تدوین گردد. در اینجا کافی است به مواردی از آن اشاره شود: br /br /1. اتهامات و تبلیغات مشرکان علیه پیامبر(ص) و مسلمین. br /br /2. تبلیغات امویان و عباسیان علیه نظام علوی و دفاع فرهنگی اهل بیت(ع). br /br /3. تبلیغات حامیان کلیسا در جریان سقوط اندلس اسلامى. br /br /4. تبلیغات روزنامه‌های غربی در جریان مشروطیت و مواضع عالمان دین. br /br /5. تبلیغات نظام بعثی علیه اسلام و فعالیت‌های مرجعیت دینی در عراق. br /br /6. تبلیغات روزنامه نگاران وابسته در حمایت از رضاخان و حکومت پهلوى. br /br /7. تبلیغات رسانه‌های مکتوب و مصوّر (رادیو، تلویزیون) غربی در سی سال حیات نظام جمهوری اسلامى. br /br /8. تبلیغات رسانه‌های غربی و وابسته در مسائل فلسطین، لبنان، عراق و جریان بیداری اسلامى. br /br /9. تبلیغات روزنامه‌های زنجیره‌ای و مدعی اصلاحات علیه اندیشه امام و تفکر ولایت فقیه. br /br /10. تبلیغات گروهک‌های چپ و راست در برابر جمهوری اسلامی و مقاومت رسانه‌های دینى. br /br /رسانه‌های شیطانی در تمام این جریان‌ها، بحران‌های سیاسى، فرهنگى، اقتصادی و اجتماعی دردناک و فراوانی آفریدند و مدّتها افکار و نیروها و امکانات مسلمین را از خدمت‌رسانی و پیشرفت علمی و اخلاقی بازداشتند. در برابر رسانه‌های رحمانى، گر چه با عِدّه و عُدّه اندک ولی بر اساس آگاهی و اخلاص و ایثار، به مقاومت برخاستند. ذکر نام و یاد این پیشگامان رسانه‌های الهی در این ویژه‌نامه، کاری کوچک و تقدیری ناتمام از مرزبانان فکر و فرهنگ اسلامی و مجاهدان حوزه خطابه و قلم و علمداران رسانه‌های رحمانى است، که امید است مسؤولان فرهنگى برای خادمان فرهنگى و شهدای رسانه نیز همایش و نکوداشت برگزار کنند. br /br /1. شهید سید جمال الدین اسدآبادى. br /br /2. شهید شیخ فضل الله نورى. br /br /3. شهید سید مجتبی نواب صفوى. br /br /4. آیت الله سید ابوالقاسم کاشانى. br /br /5. سید اشرف الدین حسینی (نسیم شمال). br /br /6. حاج سراج انصارى. br /br /7. شهید مرتضی مطهرى. br /br /8. شهید سید مرتضی آوینى. br /br /یاد همه این «پاسداران فرهنگ اسلامی» پایدار باد که امروزه در سایه تلاش‌های آنان هزاران رسانه (مکتوب، شفاهى، تصویری و چند بعدی) پدید آمده و شاگردان آنان هزاران خبرگزارى، سایت، وبلاگ، نشریه و نهاد آموزشی پژوهشی را پی‌ریخته و سامان داده‌اند، و نه تنها با قلم و دوربین بلکه با لنگه کفش خود، شیطان بزرگ را «رمی» می‌کنند. br /br /آفات رسانه‌های دینى br /ضمن سپاس و احترام به همه خدمتگزاران فکر و فرهنگ الهى، مدیران مسؤول، سردبیران و دست‌اندرکاران رسانه‌های اسلامى، یادآوری می‌شود که امروز رسانه‌های دینی ما با بیماری‌ها، مشکلات و آفاتی روبروست که همه باید در جهت ایفای وظیفه به آفت‌زدایی و درمان بیماری‌ها بپردازیم. br /br /در اینجا سر بسته و فشرده به عناوین این آفات و نقیصه‌ها اشاره می‌شود، باشد که با همفکرى، دلسوزی و همکاری بتوانیم راز بیماری‌های فرهنگى جامعه را بشناسیم و به درمان آن برخیزیم. ان شاء الله. br /br /1. شمارگان اندک. br /br /2. توزیع غیر عادلانه. br /br /3. استفاده ابزاری از رسانه‌ها. br /br /4. پایگاه تفاخر، نه پایگاه خدمت. br /br /5. ورزش زدگى. br /br /6. شرک رسانه‌ای(آمیزه‌ای از حق و باطل). br /br /7. حجم‌گرایى. br /br /8. سرقت علمی و ادبی و ترجمه‌گرایى. br /br /9. تکیه بر بودجه دولتى. br /br /10. تکرار و کمبود تولید علم. br /br /رسانه‌های امروز که بحمد الله آمار بالا و تلاش فراوان و تنوع زیادی دارند، و نویسندگان و مدیران و مجریان و محققان بسیاری را به خدمت گرفته‌اند چنانچه بیماری‌های دهگانه فوق را درمان کنند، با هماهنگی و اخلاص و برنامه‌ریزی می‌توانند از مرزهای «فرهنگ الهی» پاسداری نمایند. والسلام br /br /پی‌نوشت‌ها br /1 . ابراهیم/۲۴ ۲۶٫ br /br /2 . الرحمن/۱۴٫ br /br /3 . میزان الحکمه، ج۴، ص۲۷۷۷، حدیث۱۸۱۵۹٫ br /br /4 . بقره/۲۱۸٫ br /br /5 . آل عمران/۱۳۸٫ br /br /6 . بقره/۲۱۹٫ br /br /7 . کنزالعمال، ح۲۸۷۱۴٫ br /br /8 . میزان الحکمه، ج۴، ص۳۵۹۷، حدیث۲۲۱۶۸٫ br /br /9 . آل عمران/۱۳۸٫ br /br /10 . سنن ابن ماجه، ج۲، ح۴۰۱۱٫ br /br /11 . نهج البلاغه، نامه ۴۷٫ br /br /12 .همان، حکمت ۳۷۵٫ br /br /منبع: حوزه نت /p

Popularity: 1%

اصول محتوایى رسانه از دیدگاه قرآن

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۱۳ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8806/Images/jpg/A0731/A0731912.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppقرآن، رسانه‌ای الهی است که پیام خدا را بر بشر ابلاغ می‌کند. از این رو خود قرآن بزرگ‌ترین الگوی رسانه‌های مکتبی و ارزشی است. اما چه اصولی بر این رسانه حاکم است؟ این مقاله در پی معرفی ۶ اصل مهم برای رسانه‌های ارزشی است./ppقرآن، رسانه‌ای الهی است که پیام خدا را بر بشر ابلاغ می‌کند. از این رو خود قرآن بزرگ‌ترین الگوی رسانه‌های مکتبی و ارزشی است. اما چه اصولی بر این رسانه حاکم است؟ این مقاله در پی معرفی ۶ اصل مهم برای رسانه‌های ارزشی است. پاسخ به همین سؤال است. br /br /1. حق محورى br /رسانه از نگاه دینی و قرآنی باید در محتوا و هدف، حق محور و عدالت‌مدار باشد. عظیم‌ترین رسانه دینی ما (قرآن کریم)، خود دارای این ویژ‌گی‌ است: br /br /(لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمید) ٍ[۱]؛ br /br /«باطل از پیش رویش و از پشتش در آن راه ندارد و فروفرستاده شده‌ای از سوی حکیم ستوده است». br /br /(ذلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ اْلآیاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکیمِ) [۲]؛ br /br /«اینهاست که ما آن را از آیات و قرآن حکمت آمیز بر تو می‌خوانیم». br /br /در ده‌ها آیه دیگر نیز خداوند با عباراتی چون: (أَنّهُ الْحَقّ مِنْ رَبِّهِمْ) [۳]؛ ( نَزّلَ الْکِتابَ بِالْحَقّ) [۴]، ( إِنّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقّ) [۵]، ( نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقّ) [۶] از این ویژگی قرآن کریم یاد کرده است. br /br /هدف قرآن نیز حق است و بر اساس آن به طراحى، تبلیغ، موعظه، ابلاغ، انذار، تبشیر و … می‌پردازد و از همه ابزارهای رسانه‌ای و شیوه‌های بلاغ در مسیر آن هدف بهره‌ می‌گیرد: br /br /(وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ)[۷]؛ br /br /« و با آنها کتاب و میزان فرستادیم تا مردم، قسط و عدل را به پا دارند». br /br /اگر رسانه دینی در هدف و محتوا «حق محور» باشد، نوبت به آن می‌رسد که در شیوه‌ها و ابزارها هم حق را مقدم بدارد و با استحکام، اتقان و استدلال در عرصه خبررسانى، خبرسازی و… گام بردارد. در این صورت، رسانه توان هدایتگری خود را بدون آسیب، به ظهور خواهد رسانه: (ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدًى لِلْمُتّقینَ)[۸] ؛ br /br /«آن کتاب هیچ تردیدی در آن نیست، راهنمای پارسایان است». br /br /قرآن کریم از این جهت که دارای استحکام، برحق بودن و اتقان است، فاقد هر نوع نقطه ضعف در امر هدایتگری است: (الْحَمْدُ لِلّهِ الّذی أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَ یُبَشِّرَ الْمُؤْمِنینَ)[۹]؛ br /br /«ستایش مخصوص خدایی است که کتاب را بر بنده‌اش فرستاد و هیچ انحرافی در آن قرار نداد، در حالی که استوار است، تا از جانب او، از سختی شدیدی بترساند و به مؤمنان مژده دهد…». br /br /اگر محتوای رسانه‌ها بر مدار حق باشد، هیچ منطقی در برابر آن تاب مقاومت نخواهد داشت و بلکه سر تسلیم فرود خواهد آورد.[۱۰] br /br /اگر استواری و سدید بودن قرآن، به دلیل «بر حق بودن» آن باشد، پس رسانه‌های دینی نیز در هر عصری که تداوم بخش مسیر قرآنی‌اند، باید واجد این ویژگی‌ باشند: (وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا)[۱۱]؛ br /br /«سخن استوار بگویید». br /br /بر حق بودن و استدلالی بودن محتوای رسانه دینى، باعث می‌شود تا بتواند رسانه‌های رقیب و انحراف گستر را به مبارزه بطلبد و مخاطبان هم می‌توانند با آگاهی یافتن از محتوای همه رسانه‌ها، به «رسانه دینی»، یقین و اعتماد کنند: ( قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ)[۱۲]؛ br /br /«بگو برهانتان را بیاورید. این سخن کسانی است که با من هستند».، (قُلْ إِنّی عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبّی)[۱۳]؛ br /br /«بگو من از جانب پروردگارم دلیل آشکاری دارم». br /br /به این ترتیب، رسانه دین‌مدار نیازی به استفاده از ابزارها و شیوه‌های غیر متقن و غیر حق ندارد. و استفاده از شیوه‌های تبلیغی نادرستی چون: انواع مغالطات، شارلاتانیسم مطبوعاتی و هیاهو و غوغا سالاری مطبوعاتى، ایجاد فضاهای روانی مجازى، قلب واقعیت‌ها و واژگون نمایی حوادث، تحلیل‌های غلط و غرض‌آلود و ده‌ها حقه مطبوعاتی و رسانه‌اى، از نشانه‌های رسانه‌هایی است که بر محور دین نیستند. br /br /مشکل اصلی زمانی پیش می‌آید که اهدافی مخالف حق و عدالت طراحی می‌گردد و آن گاه رسانه به عنوان ابزار رسیدن به آن یا تسهیل کننده وصول به این اهداف، مورد توجه قرار می‌گیرد؛ مانند آنچه امروز به نام «جنگ نرم» مطرح می‌شود و رسانه‌ها قبل از تهاجم نظامى، با هجوم خبرى، فرهنگی و… عقبه‌های کشورهای دیگر را سست و ناپایدار می‌سازند. اما اگر رسانه‌ای محوریت دین را بپذیرد، از این آسیب در امان خواهد ماند. استفاده ابزاری گاه با کتمان اخبار و وقایع، زمانی با «جهت‌دهی به آن» یا مبالغه، کم اهمیت جلوه دادن، پنهان کردن واقعیت در لایه‌های خبری و … صورت می‌گیرد. قرآن کریم در آیات متعددی استفاده ابزاری از رسانه‌ را در جهت اهداف غیر حق، منع کرده و به عنوان نمونه، درباره کتمان خبر از سوی اهل کتاب برای رسیدن به اهداف پست و کم ارزش چنین یاد فرموده است: br /br /(وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ الّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَتُبَیِّنُنّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ) [۱۴]؛ br /br /«و به یادآور زمانی را که خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شد، پیمان گرفت که حتماً باید آن را برای مردم بیان کنید و کتمانش نکنید. پس آنها آن را پشت سر خود انداختند و به بهای کمی مبادله کردند. پس چه معامله بدی کردند!». br /br /امام باقر(ع) درباره آیه فوق فرمود: خدا از اهل کتاب پیمان گرفت که آنچه را درباره حضرت محمد در تورات و انجیل آمده است، برای مردم بگویند و کتمان نکنند.[۱۵] br /br /در آیات دیگر، وَ صَدّ سَبیلِ اللّهِ و اضلال عَنْ سَبیلِ اللّهِ هدف پنهان از به کارگیری این شیوه بیان شده است: br /br /(اشْتَرَوْا بِایاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَصَدّوا عَنْ سَبیلِهِ)[۱۶]؛ br /br /«آیات خدا را به بهای اندکی فروختند و از راه خدا بازداشتند». br /br /(وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتّخِذَها هُزُوًا)[۱۷]؛ br /br /«و برخی از مردم سخنان بیهوده و سرگرم کننده را می‌خرند تا بی‌هیچ علمى، از راه خدا گمراه کنند و آن را به سُخره گیرند». br /br /در عصر رسول خدا(ص) شخصی به نام نضربن حارث، از حجاز به ایران سفر می‌کرد و افسانه‌های ایرانی را فرا می‌گرفت و در بازگشت برای مردم عرب می‌گفت و اظهار می‌داشت که: «اگر محمد برای شما داستان عاد و ثمود را می‌گوید، من نیز قصه‌ها و اخبار عجم را می‌گویم». این آیه نازل شد و کار او را شیوه‌ای انحرافی معرفی کرد. br /br /2. رحمت‌گسترى br /هدف قرآن کریم به عنوان بلاغ مبین و رسانه روشنگر، چیزی جز نمایاندن جلوه ‌رحمانی خدا و رحمت‌گسترى در عرصه هستی و کشاندن مخاطبان به سوی رحمت الهی نیست و البته کتب آسمانی دیگر نیز این ویژگی را دارند: br /br /(ثُمّ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ تَمامًا عَلَى الّذی أَحْسَنَ وَ تَفْصیلاً لِکُلّ ِ شَیْ ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لَعَلّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ. وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ فَاتّبِعُوهُ وَ اتّقُوا لَعَلّکُمْ تُرْحَمُونَ. … فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ…)[۱۸]؛ br /br /«سپس به موسی کتاب (تورات) دادیم تا بر کسی که نیکی‌ کرده، (نعمت خود را ) تمام کنیم و بیانگر همه مسائل و وسیله هدایت و رحمت باشد. شاید مردم به دیدار پروردگارشان ایمان بیاورند. و این (قرآن) کتابی است مبارک که آن را نازل کردیم. پس آن را پیروی کنید و تقوا پیشه سازید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید … بی‌شک از سوی پروردگارتان دلیلی روشن و هدایت و رحمت آمد…». br /br /(هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) [۱۹]؛ br /br /«این (قرآن)، بصیرت‌هایی از پروردگارتان است و برای کسانی که ایمان آوردند، مایه هدایت و رحمت است». br /br /به این ترتیب، ویژگی این رسانه الهی این است که پیروی از آن (تلاوت)، رحمت الهی را در پی‌دارد و رسانه‌های دینی نیز می‌توانند همین شیوه را الگوی خود قرار دهند. br /br /بخشایش، احسان و نیکى، مهر و شفقت و دلسوزی و نرم‌دلی که در لسان قرآن از آنها به «رحمت» یاد می‌شود، اصل مهم در این کتاب الهی است. امام خمینى(ره) دلسوزى، خیرخواهی و کارکرد مهرورزانه قرآن کریم را چنین یاد آور می‌شود: br /br /«این کتاب بزرگ الهی که از عالم غیب الهی و قرب ربوبی نازل شده و برای استفاده ما مهجوران و خلاصی ما زندانیان سجن طبیعت و مغلولان زنجیرهای پیچ در پیچ هوای نفس و آمال، به صورت لفظ و کلام درآمده، از بزرگ‌ترین مظاهر رحمت مطلقه الهیه است».[۲۰] br /br /ایشان لزوم توجه رسانه‌ها به همین اصل مهم جاری در قرآن را در عرصه‌های فرهنگى، سیاسى، اجتماعی و دینی یادآور می‌شود که ما نمونه‌هایی از سخن ایشان را ذکر می‌کنیم: br /br /«مطبوعات، سینما، تلویزیون، رادیو، مجله‌ها، همه اینها برای خدمت به یک کشور است. اینها باید در خدمت باشند، نه اینکه هر کس پا شود یک مجله‌ای درست کند، هر چه دلش بخواهد در آن باشد و هر عکسی بهتر مشتری داشته باشد، توی آن بیندازد، عکسهای مهیّج، عکسهای مهوّع در آن بیندازد که مشتری‌هایش زیاد بشود. آن وقت اسمش مطبوعات است».[۲۱] br /br /«مطبوعات که حامل پیام ملت و حامل پیام اسلام باید باشد و مبلغ احکام اسلام و مجری احکام اسلام و مهذّب جامعه باید باشد و اخلاق را در جامعه باید پخش بدهد، اخلاق الهی را».[۲۲] br /br /«مجله مسئولیتی بزرگ دارد، هم پیش خدای تبارک و تعالى، هم پیش مردم. ممکن است اینها مملکتی را به تباهی بکشانند، اگر کوشش نکنند در اینکه اصلاح کنند، و اگر آن که می‌نویسد از روی صلاحدید و مبانی غیرنفسانی و رسوا نکردن مسلمانان و این طور مسائل باشد، مجله مفید خواهد بود».[۲۳] br /br /«هر کس مجله می‌خواهد بنویسد، باید مجهز باشد که این نسل آینده را تربیت کند. برای نسل آینده فکری بکنید. اسلام همه نسل‌ها را مکلف می‌داند. پیغمبر اسلام مکلف بودند برای همه نسل‌ها. همچنین مکلفیم که برای نسل‌های آینده کار کنیم».[۲۴] br /br /3. طاغوت ستیزى br /از اصول حاکم بر محتوای رسانه‌ دین محور، طاغوت ستیزى آن است. از این رو، وقتی قرآن کریم وظیفه طاغوت‌ستیزی پیامبران را یادآوری می‌کند، از واژه «رسول» (فرستاده) استفاده می‌کند: br /br /(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلّ ِ أُمّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ) [۲۵]؛ br /br /«و در هر امتی همانا رسولی برانگیختیم که ]بگوید[ خدا را عبادت کنید و از طاغوت دوری کنید». br /br /در آیات دیگر نیز طاغوت‌ستیزی، وظیفه رسولان الهی معرفی شده است.[۲۶] br /br /رسالت رسانه‌ها در مبارزه دائمی با طاغوت‌ها و طغیانگران علیه دین و قرآن، در کلام امام و رهبری جلوه بارز‌تری دارد. امام خمینی(ره) به رویکرد طاغوت‌ستایی و همنوایی رسانه‌ها با طاغوتیان، اشاره می‌کند و می‌فرماید: br /br /«آن که از همه خدمت‌ها بالاتر است، این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است، مجله‌هاست، رادیو تلویزیون است، سینماهاست، تئاترهاست. اینها می‌توانند نیروی انسانی ما را تقویت کنند و تربیت صحیح بکنند و خدمتشان ارزشمند باشد، و می‌توانند مثل رژیم سابق باشند که همه چیز به هم ریخته بود. همه چیز در خدمت استعمار بود. آنها خودشان هم نمی‌دانستند. خیلی‌ها خودشان نمی‌دانستند. نمی‌دانست که این عکسی که از این زن لخت می‌اندازد، چند تا جوان را آشفته می‌کند، از بین می‌برد».[۲۷] br /br /«مأموریت داشتند که کشور ما را با آن تبلیغات دامنه‌دار این رسانه‌های طاغوتی، تمام مسائل اسلامی و تمام مسائل کشوری را به طرف منافع طاغوتی سوق دهند. صدمه‌ای که اسلام از مطبوعات و رسانه‌های طاغوتی خورد، از کمتر دستگاه‌هایی خورد. آن قدر که جوان‌های ما را این مطبوعات فاسد و آن مجله‌های فاسد‌تر و آن رادیو و تلویزیون‌های فاسد‌تر به فساد کشیدند، معلوم نیست که مراکز فساد آن قدر به فساد کشیده باشند. این مجلات بود و این مطبوعات بود و این رادیو و تلویزیون و تمام این رسانه‌های گروهی بود که جوان‌های ما را به جای اینکه به طرف دانشگاه بکشد، به طرف علم و ادب بکشد، به طرف فساد کشاند».[۲۸] br /br /4. دفاع از ارزش‌ها br /رسانه دینى، بهترین ابزار دفاع علمی و تبلیغی از ساحت ارزش‌هاست. تعهدهای دین محورانه رسانه دینى، اقتضا می‌کند که دفاع از دین را اصل قرار دهد و در این مسیر از غیر خداوند واهمه‌ای به خود راه ندهد. این سخن به معنای بی‌تدبیری نیست، بلکه منظور، حفظ هویت دفاعی رسانه‌های دینی در هر شرایط است: br /br /( الّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاّ اللّهَ)[۲۹]؛ br /br /«کسانی که پیام‌های خدا را می‌رسانند و از او می‌هراسند و از هیچ کس جز خدا نمی‌هراسند». br /br /منشأ و سرآغاز ترک سنگربانی از دین را باید همین «ترس از غیر خدا» و «ملاحظات غیر الهی» دانست که صاحبان رسانه‌ها را به گزینش راه‌هایی غیر الهی وا می‌دارد تا منافع زود‌گذر را از دست ندهند یا تهدید‌های واهی را پشت سر گذارند. از این رو، در برابر شبهات و هجوم‌ها علیه دین، نهایت لطفی که می‌کنند، «سکوت» است! حال آن که این رویکرد، غضب الهی را در پی دارد؛ چنان که پیامبر(ص) می‌فرماید: br /br /«اذا ظهرت البدع فی أمتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله؛[۳۰] هنگامی که بدعت‌ها در امت من ظاهر شود، عالم باید علمش را آشکار کند و اگر چنین نکرد، لعنت خدا بر اوست». br /br /دفاع رسانه‌ای از دین، می‌تواند به افشای روش کار مفسدان منجر شود: (وَ لِتَسْتَبینَ سَبیلُ الْمُجْرِمینَ).[۳۱] حال آنکه سکوت و محافظه‌کاری ، راه‌های ضلالت را پنهان می‌دارد و جامعه را در ضلالت و گمراهی وا می‌نهد. br /br /دفاع از ارزش‌ها به عنوان رسالت محتوایی رسانه‌ها، برخاسته از همان ولایتی است که بر اساس آن، مؤمنان همدیگر را به ارزش‌ها فرمان می‌دهند و از ضد ارزش‌ها باز می‌دارند و امروزه مطبوعات و رسانه‌ها از مهم‌ترین ابزارهای اعمال این ولایت هستند: (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر).[۳۲] جبهه باطل نیز رسانه‌های ضد دینی دقیقاً همین پیوستگی را دارند و زنجیر‌وار محتوای باطل خود را با هماهنگی و حمایت یکدیگر تبلیغ و ترویج می‌کنند: (الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ).[۳۳] حاصل اینکه رسانه دینى از حق نظارت الهی خود در مسیر دفاع از ارزش‌ها نباید غافل شود و مسلم است که هر حقی، وظیفه‌ای هم به دنبال دارد. br /br /نکته دیگر اینکه گستره ارزش‌ها به عبادات خاصی منحصر نیست، بلکه تمام ابعاد اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و اقتصادی را شامل می‌شود و «رسانه دین محور» بر اساس عمومیت وجوب امر به معروف و نهی از منکر، حق نظارت و دفاع از همه این ابعاد را دارد. به این ترتیب، حتی رسانه‌های تخصصی که در حوزه‌هایی چون: ورزش، اقتصاد، سیاست و …. فعالیت می‌کنند، نمی‌توانند خود را فارغ از این وظیفه بدانند و در حوزه‌های تخصص خود، به شیوه سکولاری با ارزش‌های اسلامی برخورد کنند، بلکه هر کس در حوزه خود، مأمور به (دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ)[۳۴] است. br /br /این عرصه را باید عرصه پیکار مجاهدان رسانه‌ای دانست: ( یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ)[۳۵]؛ br /br /«در راه خدا تلاش می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌ترسند». br /br /از این رو، پیامبر وقتی معاذ را برای تبلیغ دین به یمن می‌فرستاد، فرمود: «ولا تخف فی الله لَوْمَةَ لائِمٍ».[۳۶] br /br /رسانه دینى در مسیر دفاع از دین، به سبب اتهام‌ها و غوغاسالاری‌های رسانه‌اى، عرصه را خالی نمی‌کند و مقاوم و پایدار و هوشمندانه و با شیوه‌ای حرفه‌اى، خواسته خود را به کرسی می‌نشاند. آیات متعددی از قرآن نشان می‌دهد که رسولان الهی در برابر غوغاهای مخالفان و سیل تهمت‌ها و افتراهای آنان، مقاومت می‌کردند و بدون هراس، مسیر حق را ادامه می‌دادند. از این رو، وقتی که کافران به نوح(ع) می‌گفتند: (إِنّا لَنَراکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ)[۳۷]، به آنان پاسخ می‌داد: (یا قَوْمِ لَیْسَ بی ضَلالَةٌ وَ لکِنّی رَسُولٌ مِنْ رَبّ ِ الْعالَمینَ)[۳۸]، و چون به هود(ع) می‌گفتند: (إِنّا لَنَراکَ فی سَفاهَةٍ وَ إِنّا لَنَظُنّکَ مِنَ الْکاذِبینَ)[۳۹]، او می‌گفت: (یا قَوْمِ لَیْسَ بی سَفاهَةٌ وَ لکِنّی رَسُولٌ مِنْ رَبّ ِ الْعالَمینَ).[۴۰] به رسول اکرم(ص) هم فرمان داده شد که: (فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرّسُلِ)[۴۱]، و (فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ)[۴۲]. br /br /روشن است که رسانه‌های مخالف در برابر خطرات ایجاد شده برای منافعشان، سکوت نخواهند کرد و با تمام توان خواهند کوشید آن رسانه‌های متعهد را به خطر اندازند. از همین رو است که قرآن کریم بارها از تهدید شدن رسولان الهی به تبعید، اخراج و … سخن می‌گوید: br /br /(وَ ما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ)[۴۳]، br /br /(لَنُخْرِجَنّکَ یا شُعَیْبُ وَ الّذینَ آمَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیَتِنا) [۴۴]، br /br /(وَ قالُوا یا أَیّهَا الّذی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنّکَ لَمَجْنُونٌ)[۴۵]. br /br /بنابراین، رسانه دینى با حفظ میدان و سنگر با ابزارهای گوناگون، به تکرار مواضع اصولی خود در قالب‌های متنوع می‌پردازد و تا عملی کردن آنها از پای نمی‌نشیند:( وَ لَقَدْ وَصّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلّهُمْ یَتَذَکّرُونَ)[۴۶]. از اینجاست که یکی از اسرار برخی تکرارها در قرآن کریم به دست می‌آید. از باب نمونه، غفلت از خدا، حدود صد بار در قرآن کریم با عناوینی متنوع تکرار شده است.[۴۷] br /br /یکی از شیوه‌های مخالفان که امروزه نیز مرسوم است، دعوت مردم به بایکوت کردن رسانه‌ها و رسولان دینی است: br /br /(وَ قالَ الّذینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فیهِ لَعَلّکُمْ تَغْلِبُونَ)[۴۸]؛ br /br /«و کسانی که کافر شدند، گفتند: به این قرآن گوش ندهید و لغو و باطل را در آن داخل کنید؛ شاید بر آن غلبه کنید». br /br /5. واقعیت‌گرایى br /از جمله آفات کار رسانه‌ای ، نادیده‌ گرفتن حقایق و واقعیت‌هایی است که مخاطب در گذشته با آن آشنا بوده است. مخالفت با آن واقعیت‌ها به ناکارآمدی رسانه و دوری از حقیقت می‌انجامد. بدین جهت، قرآن کریم پی در پی تمام واقعیت‌ها و حقایق گذشته را تصدیق می‌کند. البته به پالایش و تصفیه حق از باطل نیز می‌پردازد و حقایق را زلال‌تر از سابق در اختیار مخاطب می‌گذارد و آن‌ گاه مخاطب را به پذیرش آموزه‌های خود فرامی‌خواند: br /br /( آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوّلَ کافِرٍ بِهِ)[۴۹]؛ br /br /«و به آنچه فرستادیم (قرآن)، ایمان آورید؛ در حالی که (قرآن) تصدیق کننده چیزی است که با شماست و نخستین کافر به آن نباشید». br /br /6. مدیریت ارزشی رسانه br /مدیریت رسانه‌ای باید در دست اشخاصی باشد که بالاترین شایستگی‌ها را دارند و نباید «آزادی» را چنان معنا کرد که هر شخصی بتواند ناشایستگی‌ها را در عرصه جامعه پراکنده سازد. از این رو، خداوند برای رسالت و رسانه دینى دست به گزینش و اجتبا و اصطفا می‌زند و یادآور می‌شود که خود، گروهی را برای رسالت فرستاده است: br /br /(أَرْسَلْناکَ لِلنّاسِ رَسُولاً)[۵۰]، br /br /( یا أَیّهَا الّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الّذی نَزّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ…)[۵۱]، br /br /( یا أَیّهَا النّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الرّسُولُ بِالْحَقّ ِ مِنْ رَبِّکُمْ)[۵۲]. br /br /این واقعیت برای اصحاب رسانه‌ها امروزه کاملاً ملموس است که سیطره مدیریت رسانه‌ای فاسد بر جهان، چه فجایعی در عرصه‌های مختلف به بارآورده و چگونه پیشاهنگ سلطه نظامی و اقتصادی بر ملل مختلف شده است. در عرصه‌های داخلی نیز همین وضعیت وجود دارد و سلطه مدیریت فاسد بر رسانه‌ها، به محو ارزش‌ها و سلطه فاسدان بر صالحان می‌انجامد. بنابراین، تمام راهکارها در نظام اسلامی باید به سویی حرکت کنند که سلطه ناصالحان بر مدیریت‌های رسانه‌اى، خنثی و ناکارآمد شود. br /br /تلاش ناشایستگان برای تسلط بر مدیریت رسانه‌اى، به دلیل طمع‌ورزی‌شان به منافع مادی متعددی است که رسانه‌ها توان زمینه‌سازی برای وصول به آن را دارند؛ حال آنکه از معیارهای مهم در مدیریت سالم رسانه‌اى، اخلاص است و هدف، فقط اصلاح وضعیت و حرکت دادن جامعه در مسیر تکامل و خواست الهی است. بدین رو، مدیران شایسته هرگز خواهان سهم و سهام از نظام سیاسى و اقتصادی نیستند و این است راز تکرار این آیه از زبان تمام انبیای الهی: br /br /(وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلى رَبّ ِ الْعالَمینَ)[۵۳]، br /br /(لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرى لِلْعالَمینَ)[۵۴]. br /br /مدیریت رسانه‌اى، اصل کار رسانه‌ای را وظیفه خود می‌داند: )أَنّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبینُ( [۵۵] و از این رو، طمع و چشمداشتی هم به حاصل کار خود ندارد و این، بر عکس چیزی است که امروزه در عرصه مطبوعات و رسانه‌ها می‌بینیم که گروهی در پی‌سهم‌ خواهی از دولت‌ها و نظام‌ها بر می‌آیند و این سهم را به دلیل تلاش خود در رسیدن افرادی خاص به حاکمیت‌ها، حق خود می‌شمارند! br /br /پی‌نوشت‌ها br /1. فصلت / ۴۲٫ br /br /2. آل عمران / ۵۸٫ br /br /3. بقره /۲۶٫ br /br /4. همان /۱۷۶٫ br /br /5 . آل عمران / ۶۲٫ br /br /6 . همان / ۱۰۸٫؛ بقره/۲۵۲؛ نساء /۱۰۵٫ br /br /7 . حدید / ۲۵ br /br /8 . بقره/۲ و ۲۳؛ نساء/۸۲٫ br /br /9 . کهف/۱و۲؛ زمر /۲۸٫ br /br /10 . حشر/۲۱٫ br /br /11 . احزاب/ ۷۰٫ br /br /12 . انبیاء/۲۴؛ بقره/۱۱۱؛ قصص /۷۵٫ br /br /13 . انعام / ۵۷٫ br /br /14 . آل عمران / ۱۸۷؛ ر.ک: بقره/۴۱؛ مائده/۴۴٫ br /br /15 . تفسیر نور، ج۲، ص۲۱۸، به نقل از تفسیر قمى، ج۱، ص۱۲۸٫ br /br /16 . توبه / ۹٫ br /br /17 . لقمان / ۶٫ br /br /18 . انعام/۱۵۴۱۵۷٫ br /br /19 . اعراف / ۲۰۳٫ br /br /20 . آداب الصلاة، امام خمینى، ص۶۶٫ br /br /21 . صحیفه امام، ج۸، ص۴۹۶٫ br /br /22 . همان، ج۱۳، ص۱۵۶٫ br /br /23 . همان، ج۱۴، ص۳۸۴٫ br /br /24 . همان، ص۵۰۰٫ br /br /25 . نحل / ۳۶٫ br /br /26 . طه/۲۴؛ حجر/۹۴٫ br /br /27 . صحیفه امام، ج۸، ص۴۹۸٫ br /br /28 . همان، ج۱۳، ص۱۵۶٫ br /br /29 . احزاب /۳۹٫ br /br /30 . اصول کافى، ج۱، ص۵۴٫ br /br /31 . انعام/ ۵۵٫ br /br /32 . توبه /۷۱٫ br /br /33 . همان/ ۶۷٫ br /br /34 . انفال/۲۴٫ br /br /35 . مائده/۵۴٫ br /br /36 . ترجمه تحف العقول، ص۲۶٫ br /br /37 اعراف/۶۰٫ br /br /38 . همان/۶۱ br /br /39 . همان/ ۶۶ br /br /40 . همان /۶۷٫ br /br /41 . احقاف/۳۵٫ br /br /42 . شورى/۱۵٫ br /br /43 . اعراف/۸۲٫ br /br /44 . همان/۸۸٫ br /br /45 . حجر/۶٫ br /br /46 . قصص/۵۱؛زمر/۲۳ br /br /47 . قرآن و تبلیغ، ص۹۶٫ br /br /48 . فصلت/۲۶٫ br /br /49 . بقره/۴۱ و۹۷؛ آل عمران/۲۱؛ نساء/۴۷؛ انعام/۹۲٫ br /br /50 . نساء /۷۹٫ br /br /51 . همان /۱۳۶٫ br /br /52 . همان/۱۷۰٫ br /br /53 . شعراء/۱۰۹٫ br /br /54 . انعام/۹۰٫ br /br /55 . مائده/۶۷ و۹۲؛ آل عمران/۲۰٫ br /منبع :فارس/p

Popularity: 1%

اصول محتوایى رسانه از دیدگاه قرآن

Posted by محمد هادی شجاعی On آذر - ۱۳ - ۱۳۸۸

pnbsp;img align=textTop src=http://media.farsnews.com/Media/8806/Images/jpg/A0731/A0731912.jpg border=0 hspace=0 complete=true //ppقرآن، رسانه‌ای الهی است که پیام خدا را بر بشر ابلاغ می‌کند. از این رو خود قرآن بزرگ‌ترین الگوی رسانه‌های مکتبی و ارزشی است. اما چه اصولی بر این رسانه حاکم است؟ این مقاله در پی معرفی ۶ اصل مهم برای رسانه‌های ارزشی است./ppقرآن، رسانه‌ای الهی است که پیام خدا را بر بشر ابلاغ می‌کند. از این رو خود قرآن بزرگ‌ترین الگوی رسانه‌های مکتبی و ارزشی است. اما چه اصولی بر این رسانه حاکم است؟ این مقاله در پی معرفی ۶ اصل مهم برای رسانه‌های ارزشی است. پاسخ به همین سؤال است. br /br /1. حق محورى br /رسانه از نگاه دینی و قرآنی باید در محتوا و هدف، حق محور و عدالت‌مدار باشد. عظیم‌ترین رسانه دینی ما (قرآن کریم)، خود دارای این ویژ‌گی‌ است: br /br /(لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمید) ٍ[۱]؛ br /br /«باطل از پیش رویش و از پشتش در آن راه ندارد و فروفرستاده شده‌ای از سوی حکیم ستوده است». br /br /(ذلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ اْلآیاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکیمِ) [۲]؛ br /br /«اینهاست که ما آن را از آیات و قرآن حکمت آمیز بر تو می‌خوانیم». br /br /در ده‌ها آیه دیگر نیز خداوند با عباراتی چون: (أَنّهُ الْحَقّ مِنْ رَبِّهِمْ) [۳]؛ ( نَزّلَ الْکِتابَ بِالْحَقّ) [۴]، ( إِنّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقّ) [۵]، ( نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقّ) [۶] از این ویژگی قرآن کریم یاد کرده است. br /br /هدف قرآن نیز حق است و بر اساس آن به طراحى، تبلیغ، موعظه، ابلاغ، انذار، تبشیر و … می‌پردازد و از همه ابزارهای رسانه‌ای و شیوه‌های بلاغ در مسیر آن هدف بهره‌ می‌گیرد: br /br /(وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ)[۷]؛ br /br /« و با آنها کتاب و میزان فرستادیم تا مردم، قسط و عدل را به پا دارند». br /br /اگر رسانه دینی در هدف و محتوا «حق محور» باشد، نوبت به آن می‌رسد که در شیوه‌ها و ابزارها هم حق را مقدم بدارد و با استحکام، اتقان و استدلال در عرصه خبررسانى، خبرسازی و… گام بردارد. در این صورت، رسانه توان هدایتگری خود را بدون آسیب، به ظهور خواهد رسانه: (ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدًى لِلْمُتّقینَ)[۸] ؛ br /br /«آن کتاب هیچ تردیدی در آن نیست، راهنمای پارسایان است». br /br /قرآن کریم از این جهت که دارای استحکام، برحق بودن و اتقان است، فاقد هر نوع نقطه ضعف در امر هدایتگری است: (الْحَمْدُ لِلّهِ الّذی أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَ یُبَشِّرَ الْمُؤْمِنینَ)[۹]؛ br /br /«ستایش مخصوص خدایی است که کتاب را بر بنده‌اش فرستاد و هیچ انحرافی در آن قرار نداد، در حالی که استوار است، تا از جانب او، از سختی شدیدی بترساند و به مؤمنان مژده دهد…». br /br /اگر محتوای رسانه‌ها بر مدار حق باشد، هیچ منطقی در برابر آن تاب مقاومت نخواهد داشت و بلکه سر تسلیم فرود خواهد آورد.[۱۰] br /br /اگر استواری و سدید بودن قرآن، به دلیل «بر حق بودن» آن باشد، پس رسانه‌های دینی نیز در هر عصری که تداوم بخش مسیر قرآنی‌اند، باید واجد این ویژگی‌ باشند: (وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا)[۱۱]؛ br /br /«سخن استوار بگویید». br /br /بر حق بودن و استدلالی بودن محتوای رسانه دینى، باعث می‌شود تا بتواند رسانه‌های رقیب و انحراف گستر را به مبارزه بطلبد و مخاطبان هم می‌توانند با آگاهی یافتن از محتوای همه رسانه‌ها، به «رسانه دینی»، یقین و اعتماد کنند: ( قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ)[۱۲]؛ br /br /«بگو برهانتان را بیاورید. این سخن کسانی است که با من هستند».، (قُلْ إِنّی عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبّی)[۱۳]؛ br /br /«بگو من از جانب پروردگارم دلیل آشکاری دارم». br /br /به این ترتیب، رسانه دین‌مدار نیازی به استفاده از ابزارها و شیوه‌های غیر متقن و غیر حق ندارد. و استفاده از شیوه‌های تبلیغی نادرستی چون: انواع مغالطات، شارلاتانیسم مطبوعاتی و هیاهو و غوغا سالاری مطبوعاتى، ایجاد فضاهای روانی مجازى، قلب واقعیت‌ها و واژگون نمایی حوادث، تحلیل‌های غلط و غرض‌آلود و ده‌ها حقه مطبوعاتی و رسانه‌اى، از نشانه‌های رسانه‌هایی است که بر محور دین نیستند. br /br /مشکل اصلی زمانی پیش می‌آید که اهدافی مخالف حق و عدالت طراحی می‌گردد و آن گاه رسانه به عنوان ابزار رسیدن به آن یا تسهیل کننده وصول به این اهداف، مورد توجه قرار می‌گیرد؛ مانند آنچه امروز به نام «جنگ نرم» مطرح می‌شود و رسانه‌ها قبل از تهاجم نظامى، با هجوم خبرى، فرهنگی و… عقبه‌های کشورهای دیگر را سست و ناپایدار می‌سازند. اما اگر رسانه‌ای محوریت دین را بپذیرد، از این آسیب در امان خواهد ماند. استفاده ابزاری گاه با کتمان اخبار و وقایع، زمانی با «جهت‌دهی به آن» یا مبالغه، کم اهمیت جلوه دادن، پنهان کردن واقعیت در لایه‌های خبری و … صورت می‌گیرد. قرآن کریم در آیات متعددی استفاده ابزاری از رسانه‌ را در جهت اهداف غیر حق، منع کرده و به عنوان نمونه، درباره کتمان خبر از سوی اهل کتاب برای رسیدن به اهداف پست و کم ارزش چنین یاد فرموده است: br /br /(وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ الّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَتُبَیِّنُنّهُ لِلنّاسِ وَ لا تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ) [۱۴]؛ br /br /«و به یادآور زمانی را که خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شد، پیمان گرفت که حتماً باید آن را برای مردم بیان کنید و کتمانش نکنید. پس آنها آن را پشت سر خود انداختند و به بهای کمی مبادله کردند. پس چه معامله بدی کردند!». br /br /امام باقر(ع) درباره آیه فوق فرمود: خدا از اهل کتاب پیمان گرفت که آنچه را درباره حضرت محمد در تورات و انجیل آمده است، برای مردم بگویند و کتمان نکنند.[۱۵] br /br /در آیات دیگر، وَ صَدّ سَبیلِ اللّهِ و اضلال عَنْ سَبیلِ اللّهِ هدف پنهان از به کارگیری این شیوه بیان شده است: br /br /(اشْتَرَوْا بِایاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلیلاً فَصَدّوا عَنْ سَبیلِهِ)[۱۶]؛ br /br /«آیات خدا را به بهای اندکی فروختند و از راه خدا بازداشتند». br /br /(وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتّخِذَها هُزُوًا)[۱۷]؛ br /br /«و برخی از مردم سخنان بیهوده و سرگرم کننده را می‌خرند تا بی‌هیچ علمى، از راه خدا گمراه کنند و آن را به سُخره گیرند». br /br /در عصر رسول خدا(ص) شخصی به نام نضربن حارث، از حجاز به ایران سفر می‌کرد و افسانه‌های ایرانی را فرا می‌گرفت و در بازگشت برای مردم عرب می‌گفت و اظهار می‌داشت که: «اگر محمد برای شما داستان عاد و ثمود را می‌گوید، من نیز قصه‌ها و اخبار عجم را می‌گویم». این آیه نازل شد و کار او را شیوه‌ای انحرافی معرفی کرد. br /br /2. رحمت‌گسترى br /هدف قرآن کریم به عنوان بلاغ مبین و رسانه روشنگر، چیزی جز نمایاندن جلوه ‌رحمانی خدا و رحمت‌گسترى در عرصه هستی و کشاندن مخاطبان به سوی رحمت الهی نیست و البته کتب آسمانی دیگر نیز این ویژگی را دارند: br /br /(ثُمّ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ تَمامًا عَلَى الّذی أَحْسَنَ وَ تَفْصیلاً لِکُلّ ِ شَیْ ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لَعَلّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ. وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ فَاتّبِعُوهُ وَ اتّقُوا لَعَلّکُمْ تُرْحَمُونَ. … فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ…)[۱۸]؛ br /br /«سپس به موسی کتاب (تورات) دادیم تا بر کسی که نیکی‌ کرده، (نعمت خود را ) تمام کنیم و بیانگر همه مسائل و وسیله هدایت و رحمت باشد. شاید مردم به دیدار پروردگارشان ایمان بیاورند. و این (قرآن) کتابی است مبارک که آن را نازل کردیم. پس آن را پیروی کنید و تقوا پیشه سازید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید … بی‌شک از سوی پروردگارتان دلیلی روشن و هدایت و رحمت آمد…». br /br /(هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) [۱۹]؛ br /br /«این (قرآن)، بصیرت‌هایی از پروردگارتان است و برای کسانی که ایمان آوردند، مایه هدایت و رحمت است». br /br /به این ترتیب، ویژگی این رسانه الهی این است که پیروی از آن (تلاوت)، رحمت الهی را در پی‌دارد و رسانه‌های دینی نیز می‌توانند همین شیوه را الگوی خود قرار دهند. br /br /بخشایش، احسان و نیکى، مهر و شفقت و دلسوزی و نرم‌دلی که در لسان قرآن از آنها به «رحمت» یاد می‌شود، اصل مهم در این کتاب الهی است. امام خمینى(ره) دلسوزى، خیرخواهی و کارکرد مهرورزانه قرآن کریم را چنین یاد آور می‌شود: br /br /«این کتاب بزرگ الهی که از عالم غیب الهی و قرب ربوبی نازل شده و برای استفاده ما مهجوران و خلاصی ما زندانیان سجن طبیعت و مغلولان زنجیرهای پیچ در پیچ هوای نفس و آمال، به صورت لفظ و کلام درآمده، از بزرگ‌ترین مظاهر رحمت مطلقه الهیه است».[۲۰] br /br /ایشان لزوم توجه رسانه‌ها به همین اصل مهم جاری در قرآن را در عرصه‌های فرهنگى، سیاسى، اجتماعی و دینی یادآور می‌شود که ما نمونه‌هایی از سخن ایشان را ذکر می‌کنیم: br /br /«مطبوعات، سینما، تلویزیون، رادیو، مجله‌ها، همه اینها برای خدمت به یک کشور است. اینها باید در خدمت باشند، نه اینکه هر کس پا شود یک مجله‌ای درست کند، هر چه دلش بخواهد در آن باشد و هر عکسی بهتر مشتری داشته باشد، توی آن بیندازد، عکسهای مهیّج، عکسهای مهوّع در آن بیندازد که مشتری‌هایش زیاد بشود. آن وقت اسمش مطبوعات است».[۲۱] br /br /«مطبوعات که حامل پیام ملت و حامل پیام اسلام باید باشد و مبلغ احکام اسلام و مجری احکام اسلام و مهذّب جامعه باید باشد و اخلاق را در جامعه باید پخش بدهد، اخلاق الهی را».[۲۲] br /br /«مجله مسئولیتی بزرگ دارد، هم پیش خدای تبارک و تعالى، هم پیش مردم. ممکن است اینها مملکتی را به تباهی بکشانند، اگر کوشش نکنند در اینکه اصلاح کنند، و اگر آن که می‌نویسد از روی صلاحدید و مبانی غیرنفسانی و رسوا نکردن مسلمانان و این طور مسائل باشد، مجله مفید خواهد بود».[۲۳] br /br /«هر کس مجله می‌خواهد بنویسد، باید مجهز باشد که این نسل آینده را تربیت کند. برای نسل آینده فکری بکنید. اسلام همه نسل‌ها را مکلف می‌داند. پیغمبر اسلام مکلف بودند برای همه نسل‌ها. همچنین مکلفیم که برای نسل‌های آینده کار کنیم».[۲۴] br /br /3. طاغوت ستیزى br /از اصول حاکم بر محتوای رسانه‌ دین محور، طاغوت ستیزى آن است. از این رو، وقتی قرآن کریم وظیفه طاغوت‌ستیزی پیامبران را یادآوری می‌کند، از واژه «رسول» (فرستاده) استفاده می‌کند: br /br /(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلّ ِ أُمّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ) [۲۵]؛ br /br /«و در هر امتی همانا رسولی برانگیختیم که ]بگوید[ خدا را عبادت کنید و از طاغوت دوری کنید». br /br /در آیات دیگر نیز طاغوت‌ستیزی، وظیفه رسولان الهی معرفی شده است.[۲۶] br /br /رسالت رسانه‌ها در مبارزه دائمی با طاغوت‌ها و طغیانگران علیه دین و قرآن، در کلام امام و رهبری جلوه بارز‌تری دارد. امام خمینی(ره) به رویکرد طاغوت‌ستایی و همنوایی رسانه‌ها با طاغوتیان، اشاره می‌کند و می‌فرماید: br /br /«آن که از همه خدمت‌ها بالاتر است، این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است، مجله‌هاست، رادیو تلویزیون است، سینماهاست، تئاترهاست. اینها می‌توانند نیروی انسانی ما را تقویت کنند و تربیت صحیح بکنند و خدمتشان ارزشمند باشد، و می‌توانند مثل رژیم سابق باشند که همه چیز به هم ریخته بود. همه چیز در خدمت استعمار بود. آنها خودشان هم نمی‌دانستند. خیلی‌ها خودشان نمی‌دانستند. نمی‌دانست که این عکسی که از این زن لخت می‌اندازد، چند تا جوان را آشفته می‌کند، از بین می‌برد».[۲۷] br /br /«مأموریت داشتند که کشور ما را با آن تبلیغات دامنه‌دار این رسانه‌های طاغوتی، تمام مسائل اسلامی و تمام مسائل کشوری را به طرف منافع طاغوتی سوق دهند. صدمه‌ای که اسلام از مطبوعات و رسانه‌های طاغوتی خورد، از کمتر دستگاه‌هایی خورد. آن قدر که جوان‌های ما را این مطبوعات فاسد و آن مجله‌های فاسد‌تر و آن رادیو و تلویزیون‌های فاسد‌تر به فساد کشیدند، معلوم نیست که مراکز فساد آن قدر به فساد کشیده باشند. این مجلات بود و این مطبوعات بود و این رادیو و تلویزیون و تمام این رسانه‌های گروهی بود که جوان‌های ما را به جای اینکه به طرف دانشگاه بکشد، به طرف علم و ادب بکشد، به طرف فساد کشاند».[۲۸] br /br /4. دفاع از ارزش‌ها br /رسانه دینى، بهترین ابزار دفاع علمی و تبلیغی از ساحت ارزش‌هاست. تعهدهای دین محورانه رسانه دینى، اقتضا می‌کند که دفاع از دین را اصل قرار دهد و در این مسیر از غیر خداوند واهمه‌ای به خود راه ندهد. این سخن به معنای بی‌تدبیری نیست، بلکه منظور، حفظ هویت دفاعی رسانه‌های دینی در هر شرایط است: br /br /( الّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاّ اللّهَ)[۲۹]؛ br /br /«کسانی که پیام‌های خدا را می‌رسانند و از او می‌هراسند و از هیچ کس جز خدا نمی‌هراسند». br /br /منشأ و سرآغاز ترک سنگربانی از دین را باید همین «ترس از غیر خدا» و «ملاحظات غیر الهی» دانست که صاحبان رسانه‌ها را به گزینش راه‌هایی غیر الهی وا می‌دارد تا منافع زود‌گذر را از دست ندهند یا تهدید‌های واهی را پشت سر گذارند. از این رو، در برابر شبهات و هجوم‌ها علیه دین، نهایت لطفی که می‌کنند، «سکوت» است! حال آن که این رویکرد، غضب الهی را در پی دارد؛ چنان که پیامبر(ص) می‌فرماید: br /br /«اذا ظهرت البدع فی أمتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله؛[۳۰] هنگامی که بدعت‌ها در امت من ظاهر شود، عالم باید علمش را آشکار کند و اگر چنین نکرد، لعنت خدا بر اوست». br /br /دفاع رسانه‌ای از دین، می‌تواند به افشای روش کار مفسدان منجر شود: (وَ لِتَسْتَبینَ سَبیلُ الْمُجْرِمینَ).[۳۱] حال آنکه سکوت و محافظه‌کاری ، راه‌های ضلالت را پنهان می‌دارد و جامعه را در ضلالت و گمراهی وا می‌نهد. br /br /دفاع از ارزش‌ها به عنوان رسالت محتوایی رسانه‌ها، برخاسته از همان ولایتی است که بر اساس آن، مؤمنان همدیگر را به ارزش‌ها فرمان می‌دهند و از ضد ارزش‌ها باز می‌دارند و امروزه مطبوعات و رسانه‌ها از مهم‌ترین ابزارهای اعمال این ولایت هستند: (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر).[۳۲] جبهه باطل نیز رسانه‌های ضد دینی دقیقاً همین پیوستگی را دارند و زنجیر‌وار محتوای باطل خود را با هماهنگی و حمایت یکدیگر تبلیغ و ترویج می‌کنند: (الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ).[۳۳] حاصل اینکه رسانه دینى از حق نظارت الهی خود در مسیر دفاع از ارزش‌ها نباید غافل شود و مسلم است که هر حقی، وظیفه‌ای هم به دنبال دارد. br /br /نکته دیگر اینکه گستره ارزش‌ها به عبادات خاصی منحصر نیست، بلکه تمام ابعاد اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و اقتصادی را شامل می‌شود و «رسانه دین محور» بر اساس عمومیت وجوب امر به معروف و نهی از منکر، حق نظارت و دفاع از همه این ابعاد را دارد. به این ترتیب، حتی رسانه‌های تخصصی که در حوزه‌هایی چون: ورزش، اقتصاد، سیاست و …. فعالیت می‌کنند، نمی‌توانند خود را فارغ از این وظیفه بدانند و در حوزه‌های تخصص خود، به شیوه سکولاری با ارزش‌های اسلامی برخورد کنند، بلکه هر کس در حوزه خود، مأمور به (دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ)[۳۴] است. br /br /این عرصه را باید عرصه پیکار مجاهدان رسانه‌ای دانست: ( یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ)[۳۵]؛ br /br /«در راه خدا تلاش می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌ترسند». br /br /از این رو، پیامبر وقتی معاذ را برای تبلیغ دین به یمن می‌فرستاد، فرمود: «ولا تخف فی الله لَوْمَةَ لائِمٍ».[۳۶] br /br /رسانه دینى در مسیر دفاع از دین، به سبب اتهام‌ها و غوغاسالاری‌های رسانه‌اى، عرصه را خالی نمی‌کند و مقاوم و پایدار و هوشمندانه و با شیوه‌ای حرفه‌اى، خواسته خود را به کرسی می‌نشاند. آیات متعددی از قرآن نشان می‌دهد که رسولان الهی در برابر غوغاهای مخالفان و سیل تهمت‌ها و افتراهای آنان، مقاومت می‌کردند و بدون هراس، مسیر حق را ادامه می‌دادند. از این رو، وقتی که کافران به نوح(ع) می‌گفتند: (إِنّا لَنَراکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ)[۳۷]، به آنان پاسخ می‌داد: (یا قَوْمِ لَیْسَ بی ضَلالَةٌ وَ لکِنّی رَسُولٌ مِنْ رَبّ ِ الْعالَمینَ)[۳۸]، و چون به هود(ع) می‌گفتند: (إِنّا لَنَراکَ فی سَفاهَةٍ وَ إِنّا لَنَظُنّکَ مِنَ الْکاذِبینَ)[۳۹]، او می‌گفت: (یا قَوْمِ لَیْسَ بی سَفاهَةٌ وَ لکِنّی رَسُولٌ مِنْ رَبّ ِ الْعالَمینَ).[۴۰] به رسول اکرم(ص) هم فرمان داده شد که: (فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرّسُلِ)[۴۱]، و (فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ)[۴۲]. br /br /روشن است که رسانه‌های مخالف در برابر خطرات ایجاد شده برای منافعشان، سکوت نخواهند کرد و با تمام توان خواهند کوشید آن رسانه‌های متعهد را به خطر اندازند. از همین رو است که قرآن کریم بارها از تهدید شدن رسولان الهی به تبعید، اخراج و … سخن می‌گوید: br /br /(وَ ما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ)[۴۳]، br /br /(لَنُخْرِجَنّکَ یا شُعَیْبُ وَ الّذینَ آمَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیَتِنا) [۴۴]، br /br /(وَ قالُوا یا أَیّهَا الّذی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنّکَ لَمَجْنُونٌ)[۴۵]. br /br /بنابراین، رسانه دینى با حفظ میدان و سنگر با ابزارهای گوناگون، به تکرار مواضع اصولی خود در قالب‌های متنوع می‌پردازد و تا عملی کردن آنها از پای نمی‌نشیند:( وَ لَقَدْ وَصّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلّهُمْ یَتَذَکّرُونَ)[۴۶]. از اینجاست که یکی از اسرار برخی تکرارها در قرآن کریم به دست می‌آید. از باب نمونه، غفلت از خدا، حدود صد بار در قرآن کریم با عناوینی متنوع تکرار شده است.[۴۷] br /br /یکی از شیوه‌های مخالفان که امروزه نیز مرسوم است، دعوت مردم به بایکوت کردن رسانه‌ها و رسولان دینی است: br /br /(وَ قالَ الّذینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فیهِ لَعَلّکُمْ تَغْلِبُونَ)[۴۸]؛ br /br /«و کسانی که کافر شدند، گفتند: به این قرآن گوش ندهید و لغو و باطل را در آن داخل کنید؛ شاید بر آن غلبه کنید». br /br /5. واقعیت‌گرایى br /از جمله آفات کار رسانه‌ای ، نادیده‌ گرفتن حقایق و واقعیت‌هایی است که مخاطب در گذشته با آن آشنا بوده است. مخالفت با آن واقعیت‌ها به ناکارآمدی رسانه و دوری از حقیقت می‌انجامد. بدین جهت، قرآن کریم پی در پی تمام واقعیت‌ها و حقایق گذشته را تصدیق می‌کند. البته به پالایش و تصفیه حق از باطل نیز می‌پردازد و حقایق را زلال‌تر از سابق در اختیار مخاطب می‌گذارد و آن‌ گاه مخاطب را به پذیرش آموزه‌های خود فرامی‌خواند: br /br /( آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوّلَ کافِرٍ بِهِ)[۴۹]؛ br /br /«و به آنچه فرستادیم (قرآن)، ایمان آورید؛ در حالی که (قرآن) تصدیق کننده چیزی است که با شماست و نخستین کافر به آن نباشید». br /br /6. مدیریت ارزشی رسانه br /مدیریت رسانه‌ای باید در دست اشخاصی باشد که بالاترین شایستگی‌ها را دارند و نباید «آزادی» را چنان معنا کرد که هر شخصی بتواند ناشایستگی‌ها را در عرصه جامعه پراکنده سازد. از این رو، خداوند برای رسالت و رسانه دینى دست به گزینش و اجتبا و اصطفا می‌زند و یادآور می‌شود که خود، گروهی را برای رسالت فرستاده است: br /br /(أَرْسَلْناکَ لِلنّاسِ رَسُولاً)[۵۰]، br /br /( یا أَیّهَا الّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الّذی نَزّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ…)[۵۱]، br /br /( یا أَیّهَا النّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الرّسُولُ بِالْحَقّ ِ مِنْ رَبِّکُمْ)[۵۲]. br /br /این واقعیت برای اصحاب رسانه‌ها امروزه کاملاً ملموس است که سیطره مدیریت رسانه‌ای فاسد بر جهان، چه فجایعی در عرصه‌های مختلف به بارآورده و چگونه پیشاهنگ سلطه نظامی و اقتصادی بر ملل مختلف شده است. در عرصه‌های داخلی نیز همین وضعیت وجود دارد و سلطه مدیریت فاسد بر رسانه‌ها، به محو ارزش‌ها و سلطه فاسدان بر صالحان می‌انجامد. بنابراین، تمام راهکارها در نظام اسلامی باید به سویی حرکت کنند که سلطه ناصالحان بر مدیریت‌های رسانه‌اى، خنثی و ناکارآمد شود. br /br /تلاش ناشایستگان برای تسلط بر مدیریت رسانه‌اى، به دلیل طمع‌ورزی‌شان به منافع مادی متعددی است که رسانه‌ها توان زمینه‌سازی برای وصول به آن را دارند؛ حال آنکه از معیارهای مهم در مدیریت سالم رسانه‌اى، اخلاص است و هدف، فقط اصلاح وضعیت و حرکت دادن جامعه در مسیر تکامل و خواست الهی است. بدین رو، مدیران شایسته هرگز خواهان سهم و سهام از نظام سیاسى و اقتصادی نیستند و این است راز تکرار این آیه از زبان تمام انبیای الهی: br /br /(وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلى رَبّ ِ الْعالَمینَ)[۵۳]، br /br /(لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرى لِلْعالَمینَ)[۵۴]. br /br /مدیریت رسانه‌اى، اصل کار رسانه‌ای را وظیفه خود می‌داند: )أَنّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبینُ( [۵۵] و از این رو، طمع و چشمداشتی هم به حاصل کار خود ندارد و این، بر عکس چیزی است که امروزه در عرصه مطبوعات و رسانه‌ها می‌بینیم که گروهی در پی‌سهم‌ خواهی از دولت‌ها و نظام‌ها بر می‌آیند و این سهم را به دلیل تلاش خود در رسیدن افرادی خاص به حاکمیت‌ها، حق خود می‌شمارند! br /br /پی‌نوشت‌ها br /1. فصلت / ۴۲٫ br /br /2. آل عمران / ۵۸٫ br /br /3. بقره /۲۶٫ br /br /4. همان /۱۷۶٫ br /br /5 . آل عمران / ۶۲٫ br /br /6 . همان / ۱۰۸٫؛ بقره/۲۵۲؛ نساء /۱۰۵٫ br /br /7 . حدید / ۲۵ br /br /8 . بقره/۲ و ۲۳؛ نساء/۸۲٫ br /br /9 . کهف/۱و۲؛ زمر /۲۸٫ br /br /10 . حشر/۲۱٫ br /br /11 . احزاب/ ۷۰٫ br /br /12 . انبیاء/۲۴؛ بقره/۱۱۱؛ قصص /۷۵٫ br /br /13 . انعام / ۵۷٫ br /br /14 . آل عمران / ۱۸۷؛ ر.ک: بقره/۴۱؛ مائده/۴۴٫ br /br /15 . تفسیر نور، ج۲، ص۲۱۸، به نقل از تفسیر قمى، ج۱، ص۱۲۸٫ br /br /16 . توبه / ۹٫ br /br /17 . لقمان / ۶٫ br /br /18 . انعام/۱۵۴۱۵۷٫ br /br /19 . اعراف / ۲۰۳٫ br /br /20 . آداب الصلاة، امام خمینى، ص۶۶٫ br /br /21 . صحیفه امام، ج۸، ص۴۹۶٫ br /br /22 . همان، ج۱۳، ص۱۵۶٫ br /br /23 . همان، ج۱۴، ص۳۸۴٫ br /br /24 . همان، ص۵۰۰٫ br /br /25 . نحل / ۳۶٫ br /br /26 . طه/۲۴؛ حجر/۹۴٫ br /br /27 . صحیفه امام، ج۸، ص۴۹۸٫ br /br /28 . همان، ج۱۳، ص۱۵۶٫ br /br /29 . احزاب /۳۹٫ br /br /30 . اصول کافى، ج۱، ص۵۴٫ br /br /31 . انعام/ ۵۵٫ br /br /32 . توبه /۷۱٫ br /br /33 . همان/ ۶۷٫ br /br /34 . انفال/۲۴٫ br /br /35 . مائده/۵۴٫ br /br /36 . ترجمه تحف العقول، ص۲۶٫ br /br /37 اعراف/۶۰٫ br /br /38 . همان/۶۱ br /br /39 . همان/ ۶۶ br /br /40 . همان /۶۷٫ br /br /41 . احقاف/۳۵٫ br /br /42 . شورى/۱۵٫ br /br /43 . اعراف/۸۲٫ br /br /44 . همان/۸۸٫ br /br /45 . حجر/۶٫ br /br /46 . قصص/۵۱؛زمر/۲۳ br /br /47 . قرآن و تبلیغ، ص۹۶٫ br /br /48 . فصلت/۲۶٫ br /br /49 . بقره/۴۱ و۹۷؛ آل عمران/۲۱؛ نساء/۴۷؛ انعام/۹۲٫ br /br /50 . نساء /۷۹٫ br /br /51 . همان /۱۳۶٫ br /br /52 . همان/۱۷۰٫ br /br /53 . شعراء/۱۰۹٫ br /br /54 . انعام/۹۰٫ br /br /55 . مائده/۶۷ و۹۲؛ آل عمران/۲۰٫ br /منبع :فارس/p

Popularity: 1%

pimg align=textTop src=http://kermanmedia.com/files/kermanmedia3.gif border=0 hspace=0 complete=true /nbsp;/ppبه قرار اطلاع انتخابات هیئت‌مدیره خانه مطبوعات در ۳۰ آذرماه جاری با حضور اصحاب رسانه و مطبوعات برگزار می‌شود./p

Popularity: 1%

ویدیو

Enter the video embed code here. Remember to change the size to 320 x 270 in the embed code.

برچسب ها

اسپانسر

درباره ما

کرمان خبر وبلاگ خودکاری است که تمامی مطالب خبری و وبلاگی در رابطه با کرمان را در یک آدرس برای شما آماده می کند.

Twitter

    تصاویر

    AlyciaH1613L0A0193IMGP0827FLVS Club Day 2012 0217.jpg